• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 7137
  • يکشنبه 25/8/1382
  • تاريخ :

روزهاي تيغ يا ايام شهادت حضرت علي (ع)

روزهاي تيغ يا ايام شهادت حضرت علي (ع) مصادف با روزهاي نوزدهم ، بيستم و بيست و يكم ماه مبارك رمضان است . در اين ايام مسلمانان و دوستداران مولاي متقيان در ماتم و حزن و اندوه فرو مي روند و همه جا يكپارچه سياه پوش است . كسب و كار و بازار يكسره تعطيل و تعزيه و عزاداري و سينه زني و نوحه خواني يك لحظه قطع نمي شود.اين ايام با شب هاي قدر مصادف است و شيعيان شب هنگام تا سحر به دعا و نيايش پروردگار مشغول مي باشند و در تمام مساجد و تكايا در سوگ امام نوحه خواني و سينه زني برپاست . چهره ماه رمضان در اين روزها دگرگون و حال و هوايي ديگر دارد. بسياري كه به سبب ناتواني موفق به روزه گرفتن نمي باشند و حتي آنان كه در روزه داشتن كاهل و سست اراده هستند به احترام شهادت سرور آزادگان و اهميت اين ايام ، رنج روزه را تحمل كرده و با خلوص نيت روزه مي گيرند و عزاداري مي كنند. آداب و مراسم عزاداري در روزهاي تيغ

( نوزدهم تا بيست ويكم ماه رمضان ) بسيار ديدني و حزن آور است كه گوشه هايي از چگونگي انجام اين مراسم در نقاط مختلف تقديم شما مي شود .

تعزيه و عزاداري در ايام شهادت حضرت علي (ع)

در بعضي از مناطق سبز وار براي ماه مبارك رمضان تعدادي تعزيه خوان را از شهرها و آباديهاي اطراف دعوت مي كنند. در ايام ماه رمضان از روز اول تا بيست و سوم مجالس تعزيه برگذار مي شود . روزهاي نوزدهم تا بيست و سوم ، تعزيه خواني حال و هواي خاصي دارد و تعزيه شهادت حضرت علي (ع) خوانده مي شود .

روز بيست و يكم در سبزوار هم هيئتهاي عزاداري راه مي افتند ، وسط هر هيئت يك تابوت در حركت است كه در پارچه مشكي پيچيده و يك عمامه سبز روي آن گذاشته اند. دو طرف تابوت دو بچه خردسال كه لباس سبز به تن دارند و كاه بر سر آنان ريخته اند در هيئت حسنين حركت مي كنند . در عقب تابوت يك دسته درويش با كشكول و تبرزين با پيراهن بلند و پاي برهنه مدح علياً علياً يا علي مي خوانند . در جلو تابوت دو بيرق و يك علامت قرار دارد . بعد از بيرق سي چهل نفر سنگ زن ، سنگ مي زنند . سنگ عبارت است از دو تخته دايره شكل كه در دست هر نفر است . يك مرتبه دو تخته را جلو سينه و يك مرتبه بالاي سر به هم مي كوبند . سنگ زدن كنايه از آن است كه بعد از شهادت امير مومنان بايد خود را سنگسار كنند. با طبل و سنج و قره ني هم آهنگ عزا نواخته مي شود . به دنبال سنگ زنان هم چهل ، پنجاه پيرمرد ريش سفيد در حال كه پيراهنهايشان را در آورده اند آن چنان جانانه سينه مي زنند كه هر بيننده اي را متاثر مي سازد . سينه زنان همه پيرمردان موسپيدند و جوانان را ميان آنان راه نيست.

به اين ترتيب هيئتهاي عزاداري امامزاده  صبح روز بيست و يكم ، قبل از طلوع آفتاب راه مي افتند و در حال عزاداري به صحن امازاده « يحيي» كه گويند برادر حضرت رضا(ع) است و در وسط سبزوار واقع شده است مي روند و تا نزديك ظهر عزاداري مي كنند .

در مشهد روزهاي نوزدهم و بيست و يكم « هيئتهاي مذهبي » عزاداري مي كنند و به صورت دسته جمعي در حال سينه زدن و زنجير زدن به حرم مطهر حضرت رضا (ع) مشرف مي شوند . به اين ترتيب كه هر هيئتي از تكيه يا مسجد خاص خود خارج مي شود و از بست بالا وارد حرم مي شود . در سالهاي قبل از بازار زنجير به حرم مشرف مي شدند . وقتي هيئت وارد صحن يا حرم مي شود يك نفر نوحه خوان بر بلندي مي ايستد و نوحه مي خواند و جمعيت هم جواب مي دهند و سينه و زنجير مي زنند . پس از عزاداري تمام بيرقها و علمهاي خود را جمع مي كنند و متفرق مي شوند و به تكيه خود بر مي گردند .

همچنين مردم مشهد و روستاهاي آن براي روز بيست و يكم قداست و ارزش خاصي قائلند . در اين روز همه جا تعطيل است و كار كردن را مكروه مي دانند و دست به هيچ كاري كه آزاري به خلق خدا برسد نمي زنند . حتي دامداران در روز بيست و يكم ماه رمضان شير گاو و گوسفندشان را نمي دوشند و گاوها و گوسفندها را با گوساله ها و بره هاشان براي چرا به صحرا مي فرستند تا همه شير آنها نصيب گوساله ها و بره ها بشود . چنانچه خانواده مستحقي در اين روز نياز به شير داشته باشد مقداري از شير گاو را مي دوشند و بلاعوض و بدون دريافت وجه به آن خانواده مي دهند.

در تاكستان قزوين صبح روز بيست و يكم بعد از سحر چند نفر شيپورچي و طبال به تپه اي نزديك آبادي كه به تپه « خلكو» مشهور است مي روند و بنا مي كنند به زدن سنج و قره ني . زن و مرد ، پير و جوان با شنيدن صداي قره ني و سنج كنار تپه جمع مي شوند . آن گاه بيرقها و علمها را بلند مي كنند و كجاوه اي به نام كجاوه امام بر پشت شتر يا اسبي گذاشته و با پارچه هاي سياه ماهوت و زري كجاوه را مي پوشانند و بالاي كجاوه عمامه سبزي نصب مي كنند. يك شخص بلند بالا و نكره و بدهيبتي را هم شبيه اين ملجم درآورده در حالي كه عبايي بر دوش انداخته و آستينها را بالا زده و پابرهنه شمشيري در دست دارد به دنبال كجاوه حركت مي دهند . شخصي هم با طنابي بازوهاي ابن ملجم را بسته و سر طناب را در دست دارد. دسته اي سينه زن هم به دنبال كجاوه و ابن ملجم نوحه مي خوانند و زنجير مي زنند . به اين ترتيب عزادران وارد آبادي مي شوند و كجاوه را تا ظهر در آبادي مي گردانند و عزاداري مي كنند و زن و مرد هم گريه و شيون سر مي دهند . بعد از ظهر هم در همان تپه «خلكو» تعزيه شهادت حضرت علي (ع) را برپا مي دارند.

در شهر كازرون فارس مجالس قرائت قرآن را با پارچه هاي مشكي سياهپوش مي كنند و بعد از پايان شب بيست و سوم پارچه ها را برمي دارند . در اين شب ابن ملجم مرادي لعين  را لعن مي كنند و قاريها بعد از قرائت و تلاوت جزو نوزدهم قرآن مجيد و دعاهاي وارده ، مراسم الغوث و اعمال شب قدر را به جا مي آورند و به همين جهت اين شب را علاوه بر شو قدر و شو ضربت خوردن و شو الغوث هم مي گويند . اهالي كازرون در اين شب براي اموات خود خرما و پشمك و زلوبيا و كلوچه و شربت خيرات مي كنند .

در شب نوزدهم نوحه و تعزيه و مصيبتها همه راجع به ضربت خوردن حضرت علي (ع) است و تعزيه ميان جمعيت حلقه بسته و نشسته گرفته مي شود .

اينك مجلس تعزيه در شب نوزدهم در كازرون فارس :

ابتدا يكي از نوحه خوانها پيش تعزيه را مي خواند :

كس ديده در ايام كه يك رو به پيري    در بيشه شيران كند آهنگ دليري

پس از خواندن پيش تعزيه مجلس تعزيه آغاز مي شود :

- علي (ع) براي نماز صبح به مسجد رفته به بالين ابن ملجم كه در زير منبر دمر خوابيده مي رود :

علي (ع) :

انبيا بر پشت خوابند اوليا بر دست راست         خواب شيطاني بود اي ملحد اين خفتن خطاست     

نيست مخفي از من آن قصدي كه داري بهرمن    ظاهر است آن آلت ظلمي كه در زير عباست

در اين موقع علي (ع) به نماز مي ايستد و ابن ملجم شمشير به دست به طرف امام مي رود:

جبرئيل : خطاب به ابن ملجم مي گويد:

سنگ اين دم اي لعين از كين به جام جم مزن     تيغ بر فرق علي آن مفخر عالم مزن

علي (ع) ركعت اول نماز را به جا آورده و به ركوع و سجود مي رود و تا سر از سجده برمي دارد شمشير ابن ملجم بر فرقش فرود مي آيد . در اين موقع از همه طرف صداي اذان بلند مي شود .....

علي : انا لله و انا اليه راجعون . و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم .

جبرئيل : ابن ملجم اي هوادارن ، سر حيدر دريد        كاسه فرق علي داماد پيغمبر دريد

بلافاصله جبرئيل گويد :

ملائكان مقرب ، سياه پوش شويد       ز بعد مرگ علي جمله در خروش شويد

امام را به خانه برده بستري مي كنند . در اينجا مجلس شب نوزدهم تمام مي شود.

شب بيستم – در اين شب مجالس مقابله و دعا و نوحه و مصيبت برپاست و آخر سر دنباله تعزيه امام علي (ع) برگذار مي شود .

شب بيست و يكم ، شب شهادت حضرت علي (ع) است در اين شب اهالي براي اموات خود خرما ، پشمك ، زولبيا ، شربت ، كلوچه ، حلوازرد يا شله زرد و رنگينك خيرات مي كنند و نيز هر كس نذر دارد « زبانگش » ( نوعي حلواي نذري ) امير المومنين خير مي كند.

مجالس مقابله هم مانند شب نوزدهم برگذار مي شود بعد از قرائت جزو بيست و يكم قرآن مجيد ، دعا و نوحه و مصيبت خوانده و دنباله تعزيه شهادت برپا مي شود . در مجالسي كه تعزيه نيست تابوت سياهپوش شده اي به وسيله چهار نفر حمل مي شود و پيشاپيش يك نفر مداح نوحه نادعلي مي خواند و بي اختيار وارد مجلس مي شود و اهل مجلس گريه و شيون سر مي دهند . همچنين در اين شب بعضي از واعظان خطبه امام زين العابدين در مجلس يزيد ، براي كساني كه نذر دارند مي خوانند . در موقع خواندن خطبه چراغهاي مسجد را خاموش مي كنند . آن گاه نوبت به قسمت آخر تعزيه شهادت حضرت علي (ع) مي رسد . مانند شبهاي قبل ابتدا پيش تعزيه خوانده مي شود :

آه و واويلا كه حيدر كشته شد         شوهر زهراي اطهر كشته شد

بي پدر گرديد ياران ، مجتبي         شد يتيم اي آه شاه كربلا ....

در وسط مجلس تعزيه بستري گسترده است و يك نفر كه شبيه حضرت علي (ع) است در بستر خوابيده و كسي كه در نقش حضرت زينب (ع) است با چارقد و چادر مشكي و نيز دو نفر در نقش امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در كنار بستر امام نشسته اند. در اين حال قنبر غلام حضرت (علي ) در حال كه افسار اسبي در دست دارد وارد مجلس شده و جمعيت را مي شكافد و پيش مي آيد و چنين مي خواند :

قنبر:     آمده ام از حبش و زنگبار      خدمت شاهنشه دلدل سوار

          تا به ركابش بدوم بنده وار     ناد علياً علياً يا علي ......

زينب (ع) ( از پشت در) :

صاحب اين ناله سوزنده كيست        آتش اندوه فروزنده كيست

نغمه زنان بلبل گوينده كيست ناد علياً علياً يا علي .....

سپس زينب (ع) در را به روي قنبر مي گشايد :

قنبر آيا بنده خاص خدا  خيز و بيا بر سر شاه هدا

تا كه نمايد به برت الوداع        ناد علياً علياً يا علي ......

قنبر بعد از ديدن فرق شكافته مولايش مي گويد :

گو كه زده ضربت كين بر سرت ؟      خاك عزا كرده سر چاكرت ؟

كاش نبودي به جهان قنبرت   ناد علياً علياً يا علي .......

قنبر و زينب (ع) زير دو بازوي علي (ع) را گرفته از بستر بلند و از خانه خارج و به اسب نزديك مي كنند و او را از يك طرف بر اسب سوار مي كنند اما امام از طرف ديگر به زمين مي افتد .

قنبر به خواندن مصيبت مي پردازد :

بعد از علي مرتضي         ريزم به سر خاك سياه

نه تاج خواهم نه كلاه        آقاي قنبر كشته شد

دلدل سيه پوشت كنم         دستي در آغوشت كنم

از غصه خاموشت كنم     آقاي قنبر كشته شد

روز بيست و يكم ماه رمضان هم مردم كازرون فارس به مناسبت شهادت مولا علي (ع)  در بعضي از محلات شهر مراسم عزاداري  گرم و جانسوزي بر پا مي دارند . عزاداران هر محله در مسجد محله خود به عزاداري و سينه زني مي پردازند ودسته دسته از مساجد  راه مي افتند و به امامزاده « سيد محمد نوربخش » مي روند كساني هم كه به تازگي يكي از بستگانشان را از دست داده اند وهنوز سنگ مزارش را نينداخته اند سنگ قبر او را لاي حوله يا پارچه اي سياه مي پيچند و به وسيله چهار پا يا ماشين گلكاري  شده به امامزاده  نوربخش  يا هرگورستاني كه عزيزشان در آن مدفون است  مي برند و نصب مي كنند . آنهايي  كه عزيزشان جوان و ناكام از دنيا رفته است از نوحه خوانان مي خواهند روي مزار او تعزيه  علي اكبر بخوانند .

بعضيها هم روز بيست و يكم ماه رمضان با پاي  پياده به زيارت مرقد « شيخ امين الدين بلياني »   كه در  كنار كوه بالاي  شهر مدفون است مي روند .

داستاني هم مردم  كازرون در باره  ابن ملجم تعريف مي كنند كه شنيدني است : روزي حضرت علي عليه السلام از محلي ميگذشتند . بچه اي سرراهي را ديدند كه همان ابن ملجم بود . حضرت بچه را به خانه بردند وبه فاطمه عليها سلام  دادند  تا بزرگ كند و فرمودند اين بچه قاتل من خواهد بود . ابن ملجم تا وقتي بزرگ شد  نمك حضرت را خورد اما عاقبت نمكدان شكست و به دشمنان حضرت پيوست وبا شمشير كين حضرت را به شهادت رساند .

نذر و نيازها در ايام شهادت امام

مردم  قزوين شب نوزدهم  يعني شب ضربت خوردن  حضرت علي براي افطار اش  « اماج » يا  « پرشكه »  مي پزند . مردم عقيده  دارند بريا حضرت علي  بعد از ضربت خوردن  آش آماج پخته اند به همين سبب همه  خانواده ها پختن آش آماج  را واجب مي دانند  براي درست كردن آش آماج  مقداري آرد گندم را خمير كرده خمير را پشت غربال يا سرند مي مالند تا دانه دانه و به اندازه خرده ريگ در آيد با اين خمير سرند شده و سبزي مخصوص آش اماج مي پزند .

همچنين در دانسفان در شب بيست و يكم ماه رمضان شب وفات امام هم با شيره انگور و آرد و روغن حلوا درست  مي كنند و سر قبرستان خيرات مي كنند. كساني كه يكي از عزيزانشان از دنيا رفته است تا اين حلوا را نپزند سنگ قبر براي او نمي اندازند و تنها يك آجر بالاي سر قبرش مي گذارند . شب بيست و يكم پس از درست كردن حلوا از خويشان و بستگان دعوت مي كنند تا سر قبر متوفا جمع شوند و فاتحه بخوانند . پس از خواندن فاتحه و قرائت قرآن از طرف  صاحب عزا چند مجمعه نان و حلوا بين حاضران تقسيم مي كنند . در اين روز شبيه به اين مجلس در چند نقطه از قبرستان برپاست . پس از خيرات حلواي بيست و يكم مي توانند سنگ قبر را بيندازند .

در ضمن در دانسفان جواناني كه نامزد دارند بريا نامزدشان چند لنگري از حلواي بيست و يكم مي فرستند .

در فرنق خمين به شبهاي نوزدهم بيستم و بيست و يكم ماه رمضان كه برابر با ايام ضربت خوردن و شهادت حضرت علي است شبهاي تيغ گويند . در اين ايام مردم همه عزادارند  و دست از كسب و كار مي كشند وبه سوگواري مي پردازند . در ايام تيغ زن و مرد پيراهن مشكي به تن مي كنند ناخن نمي گيرند حنا و خضاب نمي بندند موي سر و صورت نمي تراشند خياطي نمي كنند صحبتهاي شاد از دهان كسي شنيده نمي شوند  و كسي نمي خندد . همچنين  در اين ايام حيواني را شكار نمي كنند گوسفند ذبح نمي كنند وبه  تيغ و آلات  برنده دست نمي زنند . زيرا معتقدند با انجام اين كارها مرتكب گناه مي شوند و روح امام را مي آزارند و ابن ملجم را شاد مي كنند . در اين ايام زن و مرد غسل به جامي آورند و دعا ونيايش  مي كنند وبه ابن ملجم لعن مي فرستند . بسياري نيز به فاتحه اهل قبور مي روند و براي اموات خيرات مي كنند و در ايام تيغ آنهايي كه يكي از عزيزانشان تازه فوت كرده و سالش نشده است برايش سنگ قبر مي اندازند . براي گذاشتن سنگ قبر ابتدا ختم قرآن مي گيرند و بعد با سلام و صلوات سنگ قبر عزيزشان را مي اندازند .

خيرات شبهاي تيغ در فرنق حلوا و برشتر يا برشدوك است . براي درست كردن برشدوك مقداري آرد گندم الك مي كنند و در تابه بومي دهند . آرد بوداده را با شكر در روغن داغ مي ريزند و مي گذارند بجوشد . پس از چند جوش حلواي  رقيقي درست مي شود كه به آن برشدوك گويند .

در شبهاي تيغ نوحه خواني و مرثيه خواني و سينه زني مردم فرنق تا صبح قطع نمي شود و روز بيست و سوم هم در مسجد فرنق سوم امام مي گيرند و ختم قرآن مي گذارند .  بعضي از مردم فرنق تا شب بيست و هفتم كه شب هفت امام است به خاطر احترام به امام غذا طبخ نمي كنندو عزادارند . شب بيست و هفتم آش رشته يا آش ولگ مي پزند . يكي به خاطر برچيدن عزاي امام و يكي هم به خاطر جشن به درك واصل شدن ابن ملجم .

مردم فيروز كوه روزهاي ماه رمضان مخصوصاٌ ايام شهادت حضرت علي با الاغ يا دوچرخه و يا موتور به يكي از چهار امامزاده اي كه اطراف سيمين دشت است مي روند و عزاداري مي كنند . سه تن از امامزاده ها در شش كيلومتري سيمين دشت در دهكده اي به نام مشهد مدفونند و چهارمي  كه شاهزاده ابراهيم يا امامزاده  زهرجين است كه  در ميان كوههايي كه محل ايلات و دامداران است مدفون مي باشد در نزديكي مرقد امامزاده  ابراهيم كوپه خاكي است به شكل خرمن گندم مردم سيمين دشت نقل مي كنند : در قديم مردمان بي ايماني در اين مكان زندگي و كشاورزي مي كردند . روزي موقعي كه سرگرم كوبيدن گندم بودند متوجه آقايي كه همان شاهزاده ابراهيم بود مي شوند . آقا را به ناهار دعوت مي كنند و داخل غذاي آقا زهر مي ريزندو او را به شهادت مي رسانند خداوند هم بر مردم غضب مي كند و آنها و گاو و خرمنشان را به صورت تپه خاكي در مي آورد . از آن به بعد هم شاهزاده ابراهيم به امامزاده  زهر جين مشهور شده و مورد احترام و محل زيارت مردم آباديهاي اطراف است .

در شهرستان بيجار و آباديهاي آن در شب بيست و يكم حلوا و نان روغني برساق مي پزند و بين همسايه ها خيرات مي كنند مقداري از اين نان و حلوا را هم براي روز آخر ماه رمضان نگه مي دارند و روز آخرماه رمضان با اين نان و حلوا روزه را باز ميكنند و معتقدند افطار  با حلوا ونان برساق روز بيست و يكم ثواب بسيار دارد .

همچنين روز بيست و يكم مردم بيجار در صورت صاف بودن هوا به زيارت مرقد حضرت صاحبه مي روند . معروف است كه حضرت صاحبه خواهر حضرت رضا است و مرقدش در هشت فرسخي بيجار واقع شده است .

در تربت جام شب بيست و يكم آنانكه نذري دارند حليم مي پزند و حليم را در سينيهاي بزرگ ريخته و به مسجد مي آورند . پس از خواندن نماز مغرب و عشا هر چهار پنج  نفر از نمازگزاران دور يك سيني مي نشينند و با حليم نذري روز خود را مي گشايند . بعد از خوردن حليم در حق كسي كه حليم را پخته  دعا ميكنند و از خداوند مي خواهند آرزويش بر آورده شود . ناگفته نماند در ديگر شبهاي احيا هم پختن نذري مرسوم است .

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
برداشتن پرده از راز سر به مُهر!

برداشتن پرده از راز سر به مُهر!

برداشتن پرده از راز سر به مُهر!
مبعوث در شیشه

مبعوث در شیشه

مبعوث در شیشه
بزرگداشت ‏حماسه حسینى در تهران ؛ عصر ناصرى

بزرگداشت ‏حماسه حسینى در تهران ؛ عصر...

بزرگداشت ‏حماسه حسینى در تهران ؛ عصر ناصرى
وصف دنیا در نهج البلاغه

وصف دنیا در نهج البلاغه

وصف دنیا در نهج البلاغه
UserName