• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3935
  • يکشنبه 1382/8/25
  • تاريخ :

" درد دل های یك كرم كتاب"

كاش ما اصلاً روزی به عنوان كتاب و كتابخوانی نداشتیم، كاش كشور ما هیچوقت اقدام به برگزاری نمایشگاه بین المللی كتاب در هر سال نمی كرد . چرا كه در آن صورت اهتمام مسئولان نشر، ناشران و مبلغان كه مطالعه منحصر به این یك روز در آبان ماه و آن 10 روز در اردیبهشت ماه نمی شد. هر ساله در این دو زمان همه از فوائد كتاب خوانی داد سخن می دهند، از آمار بسیار پائین كتاب خوانی در كشور صحبت می كنند، از تیراژ بسیاربسیار اندك و شرم آور كتاب در كشور گله می كنند. ناشران از خطر ورشكستگی می نالند، و با گذشت این زمان فریادها به زمزمه و زمزمه ها به سكوت و سكوت به هیچ ختم می شود و تا سال آینده تنها فریاد ناشران می ماند كه" آنچه البته به جایی نرسد فریاد است. سخنرانی ها جلسات و گفتگوها ترتیب داده می شود تا مردم و مسئولان بدانند چرا آمار مطالعه در كشورها اندك است. " سرانه كتاب در ایران یك جلد به ازای هر 6 نفر و سرانه مطالعه 8 دقیقه است."(1)

خوب جای خوشوقتی است چرا كه در گذشته نه چندان دور سرانه مطالعه در ایران تنها 2 دقیقه بود. ( یعنی هر فرد ایرانی در سال تنها 2 دقیقه مطالعه می كرده و اینك تنها 8 دقیقه!!!)

تعجب نكنید و برآشفته نشوید سیر مطالعه ما در این چند سال از آن 2 دقیقه به این 8 دقیقه در حدود 400% رشد داشته است. ( شما در كجای دنیا این سرعت رشد مطالعه را سراغ دارید!!)

كارشناسان امر معتقدند كه ورود صنعت چاپ به كشورما فاصله بسیار اندكی با ورود دیگر صنایع مانند رادیو و تلویزیون دارد و همین امر سبب شده است كه كتاب خوانی به عنوان یك فرهنگ و به صورت یك كار نهادینه شده، در نیاید.

پیدایش صنعت چاپ با یك فاصله زمانی 350 ساله از صنعت رادیو، كتاب و مطالعه را در میان ملل اروپایی نهادینه كرده است و به همین دلیل است كه سینما، تلویزیون و اینك اینترنت و رایانه هیچكدام جای مطالعه را در این جوامع اشغال نكرده است. اما در كشورما این فاصله بسیار اندك و كمتر از نیم قرن است. درگذشته های دور كتابت تنها روش نشر كتب در ایران بود، خوشنویسان، كتاب علمای دین و بزرگان ادب را با مشقت فراوان و با صرف وقت بسیار كتابت می كردند و حاصل این رنج تنها در اختیار دو گروه قرار می گرفت: علما و اهل دانش و خاندان شاهان و متمولین كه توان پرداخت اجرت سنگین اینگونه كتاب ها را داشتند. و خیل عظیم مردم كوچه و بازار در این جریان، تنها شنونده داستان هایی بودند كه نقالان در كوچه و بازار و قهوه خانه ها برای آنان حكایت می كردند. و اینگونه شنیدن و نه خواندن در میان مردم ما و در فرهنگ ما برآمد و عادت همگان شد، فقدان نقش مطالعه در اعتلای فكری مردم ما یك محصول تاریخی است و نه مقطعی. بزرگترها به یاد می آورند كه یكی از شخصیتهای طنز تلویزیون در دوران رژیم پهلوی، آقای مطالعه بود. این كاراكتر همچنانكه از نامش بر می آید همواره كتابی در دست داشت، در دستشویی ، در وان حمام، در سر میز غذا و هر جای ممكنه. این قبیل برنامه ها در رژیم گذشته، مطالعه را یك كار تفننی و گاه مضحك می نمایاندند، و مسئولان فرهنگی كشورمان، رسانه ها، آموزش و پرورش و تمام آنان كه می توانستند این شعف را بهبود بخشند در این زمینه تلاش نكردند و این كاستی همچنان باقی است، شمارگان 1500 تا 5000 نسخه كتاب برای كشوری كه داعیه فرهنگی دارد مناسب نیست. به ویژه وقتی با شمارگان چند صد هزار نسخه ای كتاب در كشورهای اروپایی مقایسه می شود. یك مثال دم دستی و ساده: كتاب معروف هری پاتر نوشته جی كی رولینگ با طوفان خود اروپا و آمریكا را در می نوردد ولی در كشور ما به یك نسیم ملایم تبدیل می شود . این كتاب كه پر تیراژ ترین كتاب در سراسر تاریخ نشر كتاب لقب گرفته است و صفهای طویل را در جلوی كتاب فروشی ها سبب شده است. در كشورهای اروپایی در250 میلیون نسخه به فروش می رسد، و در كشورما با تیراژ 5000 نسخه( حداكثر تیراژ) به چاپ پنجم یا ششم می رسد. و خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل.

البته نباید كاسه فقر مطالعه در كشور را بر سر تاریخ شكست. كه این قصه در سالهای اخیر نیز تكرار شده است. آموزش و پرورش كه بیش از نیمی از اوقات كودكان و نوجوانان را در طی 12 سال به خود اختصاص می دهد و تحت پوشش قرار می دهد، زنگ ورزش و هنر دارد، ولی زنگ مطالعه ندارد. كتابخانه های مدارس بسیار فقیر و لاغر هستند و عمدتاً به نیازهای مطالعاتی كودكان و نوجوانان پاسخ نمی دهند.

طبیعتاً این گروه سنی كتب داستانی، علمی، تخیلی و رمان را بیش از سایر موضوعات می پسندیدند ولی تعمداً در كتابخانه مدارس این گونه كتب مغفول می ماند. آموزش و پرورش زمان زیادی از دانش آموزان را به خود اختصاص می دهد بدون آن كه نحوه اندیشیدن را به آنان بیاموزد و به راستی به جز مطالعه آزاد چه راه مطمئن دیگری هست كه می تواند اندیشیدن و چگونه اندیشیدن را به نونهالان ها آموزش دهد.

آموزش و پرورش تنها مقصر این رویداد نیست. خانواده ها بهترین الگوی كودكان و فرزندان خود هستند. والدین به خصوص در سالهای اخیر تمام نیازهای كودك اعم از خوراك و پوشاك و تفریح را پاسخ می گویند و حتی گاه در این پاسخگویی راه افراط می پیمایند ولی در زمینه خرید كتاب بخل می ورزند چرا كه مطالعه را اتلاف وقت می دانند.

بیشتر دختران و پسران در سنین نوجوانی به خواندن رمان و كتاب های تخیلی روی می آورند ولی در سنین بزرگسالی همین اندك مطالعه را به فراموشی می سپارند، گویی شرم دارند از اینكه كتاب داستان به دست، دیده شوند. ناشران نیز به این سلیقه جامعه چندان پاسخ نمی گویند. باگذری به راسته كتاب فروش ها در خیابان انقلاب خواهید دید. بیشترین موضوعات كتاب ها، فلسفی، علمی، دینی و سیاسی است و از كتاب های مطرح اعم از ادبیات داستانی كمتر، خبری است.

اگر ناشران سلیقه جامعه را جدی بگیرند، اگر در كنار تبلیغات پفك و چیپس و كره اطلس طلایی و صد نوع كالای مصرفی دیگر، كتاب نیز( برای تمام سلایق) تبلیغ شود، اگر آموزش و پرورش گوش خود را بر نصیحت های دوستانه اهل فن بگشاید، اگر والدین به آنچه در فكر فرزندشان وجود دارد بیش از آنچه شكمش را انباشته می كند، اهمیت دهند، و اگرهای دیگر... ما با یك جهش مطالعاتی در كشورمان روبرو خواهیم بود. پس از آن شگفت زده و شادمان تاثیر آن را در فرهنگ جامعه خواهیم دید. در پایان چند سایت معرفی كتاب را در اختیار خوانندگان قرار می دهیم تا با عضویت رایگان در این سایتها: موضوعات مورد نظر خود را سفارش داده، كتب مورد نظر را دریافت دارند.

www.Irantbc.com

www.Ketabnet.com                موتور جستجوی كتب منتشر شده

www.IranBIN.com

به یاد داشته باشیم كه فاصله بین دانسته های ما و آنچه ارزش دانستن دارد بسیار زیاد است و این شكاف عظیم تنها با مطالعه پر می شود. لحظه ایی چشم بر این دره عظیم بگشایند، همین دره انرژی لازم را برای مطالعه هر چه بیشتر شما ایجاد می كند.

UserName