• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 809
  • دوشنبه 25/4/1386
  • تاريخ :

نقدی بر نمایش «خانواده تت »

نمایش «خانواده تت »

نمایشی واقع گرا از تئاتر پوچی

ایشتوان ارکنی (1979-1912)، به دلایلی که بیان آنها خارج از موضوع این نقد است، چندان در ایران شناخته شده نیست. او نویسنده ای مجارستانی است که بیشتر به عنوان مولف داستان های یک دقیقه ای شهرت دارد.

اولین مجموعه داستان های او تحت عنوان رقص اقیانوس در سال 1941 منتشر شد. در سال 1943 به عنوان کارگر اجباری به جبهه جنگ با روسیه فرستاده شد که خیلی زود به اسارت درآمد. در سال 1956 نویسندگان که به رعایت قواعد بسیار محدود کننده رئالیسم سوسیالیستی مجبور شده بودند در کنار یکدیگر به اعتراض و مقاومت در برابر نظام حاکم پرداختند، که در میان آنها نوشته های ادبی و سیاسی ایشتوان ارکنی بسیار چشمگیر بودند. پس از سال 1957 نوشته های او توقیف شدند، لکن او به نوشتن ادامه داد. در واقع اولین داستان های یک دقیقه ای او در این زمان خلق شدند.

و اما نمایشنامه خانواده تت جزء معدود نمایشنامه های اوست که در سال 1967، پس از قرار گرفتن کشورش در دایره کشور های سوسیالیستی و اقمار شوروی، نوشته شده که مانند سایر نمایشنامه هایش با طنزی ظریف و دیدی گروتسک به واقعیت های روزمره زندگی انسان ها پرداخته است.

کارگردان در این اجرا با کشف طنز ظریف این نمایش به ظاهر خشن به نگاه گروتسک اثر نزدیک شده و مجموعه اجرا را ظاهراً با عنایت به برداشت شخصی هر یک از بازیگران - که توضیح خواهم داد - به سمت نمایشی جذاب، که در هر زمان و مکانی قابل حادث شدن است، هدایت کرده است.

نمایش در ظاهر حکایت از حضور و تسلط بیگانه ای بر خانواده تت دارد که ضمن حکمفرمایی بر خانه به تحقیر اهالی آن می پردازد. و البته چاره کار از بین بردن اوست. که اشاره به اشغال کشورش توسط آلمان نازی و حضور و حکومت آنها در آنجاست. لکن با عنایت به سایر آثار و سبک او، که به عنوان یکی از پیشروان تئاتر پوچی (ابزورد) شناخته می شود، ارکنی از این طریق به پوچی رابطه انسان ها پرداخته و از طریق حوادث و گفتار بر آن تاکید می کند. توجه کنیم به حادثه کشته شدن فرزند خانواده در جنگ و ادامه خدمت آنها به افسر مافوق او یا تمشیت امور روستا توسط پستچی ظاهراً دیوانه. یا گفتاری مانند تپال جوشی یا گاز گرفتن پای افسر توسط آقای تت که می دانیم واقعیت ندارد و موارد دیگر و اساساً بر خورد او با روسپیگری که با ظرافت تمام بیانگر این پوچی است. البته تئاتر پوچی زاییده شرایط بسیار سخت و دهشتناک دوران جنگ و پس از جنگ مردم اروپاست که پناه و پناهگاهی نمی یافتند. و شاید از همین رو است که کارگردان التفاتی به این جنبه از نمایش نداشته و در واقع با پیراستن نمایش از آن بر بی زمانی و مکانی نمایش تاکید کرده است یا دلایل دیگر که به هر صورت نمایش در این اجرا هرگز القاگر چنین جنبه ای از نمایش نیست. لکن باتمام تمهیدات برای اجرایی رئالیستیک گفتار نمایش در هر حال بیانگر این گونه از نمایش است. چرا که نوشته نویسنده ای است که معتقد است «کلمه یک لاتاری حقیر، معمولی و غیرمنطقی است حتی در میدان جنگ.» و اما جذابیت اجرا و دقت و ظرافت در شخصیت پردازی و طراحی میزانسن ها کاری مفرح و به یادماندنی از مائده طهماسبی را، که ظاهراً دومین تجربه او در این زمینه است، به نمایش درآورده است.

سنگینی حضور فرهاد آئیش در ابتدا به نظر می رسد نمایش را از یکدستی و روانی در اجرا خارج سازد. لکن در انتها با اجرایی کاملاً متعادل و همنوا مواجه می شویم که بی شک ناشی از شناخت کامل کارگردان از توانایی های آئیش و در نتیجه انتخاب های درست و میزانسن های دقیق و متعادل کننده است. چنان که می بینیم تمام بازیگران با وجود تسلط کاملاً مشهود آئیش بر صحنه چه مستقلاً و چه در ارتباط با یکدیگر اجرایی پرقدرت و روان از نمایشی مشکل، به دلیل عدم وجود فراز و فرود های دراماتیک و گره گشایی های مرسوم، ارائه داده و در نهایت تئاتری جذاب را به نمایش می گذارند.

لیلی رشیدی که با حرکات تند و تیز خود نقش متعادل کننده و تلطیف روابط اجرایی را برعهده دارد با ملاحت خاصی که در اجرا از او شاهدیم بسیار موفق ظاهر شده و با دریافت طنز گروتسک اثر به اجرایی دقیق نائل آمده است. رامین ناصرنصیر که در واقع به نوعی هم راوی نمایش است و هم نقش رابط مخاطب با شخصیت های نمایش را برعهده دارد و از طرفی به عنوان پستچی در ارتباط با سایر بازیگران در واقع به یک مثلث اجرایی می پردازد. که با عنایت به میزانسن های درست کارگردان و دانش خود بازیگر همواره در مرکز ثقل این مثلث حرکت کرده و این نقش سه گانه را، که در اثر کوچک ترین تمایز در اجرای آنها به به هم ریختن این نقش کلیدی می انجامید، با درایت کامل به اجرا درآورده است. سایر بازیگران نیز به طور تحسین برانگیزی اجراهای درخشانی را به نمایش گذاشته اند حتی محمدرضا اصلی با نقش بسیار کوتاهش و شکوفه هاشمیان که شاید دقیق ترین اجرا در این نمایش متعلق به اوست.

نویسنده : محمدرضا نوروزیان

مطالب مرتبط :

نشست راهكارهای عملی تولید تئاتر

UserName