سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

نگاهی به فیلم جشن دلتنگی

تنهایی مدرن انسان ها

جشن دلتنگی فارغ از کم و کیف اثر، در زمان مناسبی اکران شده و شاید به دلیل برخی عوامل فرامتنی برخاسته از مناسبات فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، این فیلم بیشتر به چشم بیاید یا دست کم با نگاه جدی تری دیده شود.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : سیدرضا صائمی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 
جشن دلتنگی
این روزها فضای مجازی نه فقط بسط کمّی یافته و به عنوان بخشی ار روزمره گی انسان معاصر درآمده که حتی بر زندگی واقعی هم سایه افکنده و آن را تحت الشعاع خود قرار داده است. اینکه این مساله به عنوان یک رخداد تازه اجتماعی خوب است یا بد، فرصت است یا تهدید جای خود. اینکه فیلم سینمایی جشن دلتنگی توانسته خوب یا بد به این موضوع هم بپردازد جای خود. همین که پوریا آذربایجانی به سراغ این سوژه رفته و واقعیت های تلخ و شیرین جهان مجازی در جهان سینمایی راه یافته و منعکس شده قابل توجه و تامل است.

فیلم البته در بازنمایی این سوژه سرشار از ضعف های فیلمنامه ای است اما این سوژه تازه در پرده سینما متولد شده و برای اینکه زبان سینمایی پیدا کند به تجربه های بیشتر و چکش کاری بیشتر نیاز دارد. به نظر می رسد تجربه زیسته مشترک بین مخاطبان و شخصیت های فیلم و اینکه این تجربه تازه می تواند برای مخاطب جذاب و دیدنی باشد، بیش از چفت و بست فیلمنامه و پردازش کیفی آن برای فیلمساز اهیمت داشته و می توان ردپای ذوق زدگی نسبت به سوژه را در فیلم دید.

 

فیلم در درون مایه انتقادی خود به رمزگشایی از یک وضعیت پارادکسیکال از زیست مجازی می پردازد. اینکه حاصل کنشمندی در شبکه های اجتماعی افزوده شدن بر تنهایی انسان است. انگار هرچه در تار و پود شبکه های اجتماعی می پیچی بیشتر در لاک تنهایی خود فرو می روی!


همینکه فیلم ساختاری اپیزودیک دارد یعنی فیلمساز خواسته هر آنچه که درباره فضای مجازی و شبکه اجتماعی قابل طرح است را بیان کند. این حجم حرف و سخن و تعدد شخصیت های قصه، فضای قصه را شلوغ کرده و لحن آن را دچار شعارزدگی. مشکل اصلی فیلم که فقط مشکل سینمای ما نیست بلکه ضعفی است که در رویکردهای فرهنگی و اجتماعی ما نسبت به پدیده های مدرن وجود دارد. رویکرد و نگاهی که غالبا تمایل به آسیب شناسی تکنولوژی های مدرن دارد و بیشتر از تهدیدها حرف می زند تا فرصت ها.

 ایده جشن دلتگی نیز بر همین دیده بنا شده و رویکرد آسیب شناختی آن لحنی نصیحت گونه پیدا کرده. درست به همین دلیل بیش از اینکه بر مخاطب تاثیر بگذارد او را نسبت به این دیدگاه برمی انگیزاند یا دست کم تحت تاثیر قرار نمی دهد. این مساله البته فارغ از ساختار و زبان سینمایی فیلم مطرح است اگرچه زبان درونی فیلم هم به دلیل فقدان انسجام فکری و مضمونی قصه اگر به ضد پیام بدل نشود لااقل به خنثی شدن پیام می انجامد.

 با این حال آنچه در جشن دلتگی می بینیم بخشی از واقعیت مجازی است و دغدغه فیلمساز هم نمایش استحاله انسان معاصر و به دام افتادن در شبکه های اجتماعی است. فیلم در درون مایه انتقادی خود به رمزگشایی از یک وضعیت پارادکسیکال از زیست مجازی می پردازد. اینکه حاصل کنشمندی در شبکه های اجتماعی افزوده شدن بر تنهایی انسان است. انگار هرچه در تار و پود شبکه های اجتماعی می پیچی بیشتر در لاک تنهایی خود فرو می روی!


حتی عنوان فیلم نیز به نوعی بازنمایی همین تضاد است و نسبت متعارضی که بین مفهوم جشن و دلتنگی وجود دارد ترکیب آنها را به عنوانی برای روایت این تضادها بدل کرده است. شاید فیلمساز گمان می کرده ساختار اپیزودیک فیلم دست او را در بیان ابعاد مختلفی از سوژه باز می گذارد اما فقدان نقطه مشترک و کانونی میان اپیزودها موجب شده تا انسجام و یکدستی متن آسیب ببیند و آشفته به نظر برسد.

 ضمن اینکه فیلمساز خواسته از طریق ساختار اپیزودیک، امکان نوعی رفتارشناسی و طبقه بندی شخصیتی کاربران فضای مجازی را هم به تصویر بکشد. چنانکه در فیلم انواع این کاربران حضور دارند. مانند جهان (محسن کیایی)، تازه‌واردهایی چون افسانه (پانته‌آ پناهی‌ها) و رضا (بهنام تشکر)، الگوگیرنده مثل شخصیت لاله (مینا ساداتی)، هویت دروغین سارا (ساغر قناعت) و... پردازش مینی مال به این کاراکترها موجب شده تا پردازش عمیقی از شخصیت ها صورت نگیرد و همه آنها در سطح قصه باقی بمانند.

 اگر فیلم با همین رویکردی که می توان نسبت به آن نقد داشت با قصه ای جذاب تر یا دست کم روایتی منسجم تر ساخته می شد جشن دلتنگی می توانست به فیلمی تاثیرگذار در جامعه امروز بدل شود. جامعه ای که دیگر در فضای مجازی زندگی نمی کند بلکه فضای مجازی به مثابه زندگی دوم، اعتبار یافته و به عنوان یک واقعیت تاثیرگذار به حیات خود ادامه می دهد.

جشن دلتنگی در یک خوانش فرامتنی نشان می دهد هنوز سینمای ما نتوانسته تکنولوژی را به قصه پیوند دهد و از دل آن درامی تاثیرگذار بیرون بکشد. آنچه تا کنون شاهد بودیم بیشتر اشاره صوری به صورت های بیرونی تکنولوژی و فناوری های نوین ارتباطی و الکترونیکی است و هنوز خود این تکنیک ها به موقعیتی دراماتیک بدل نشده است. با این حال جشن دلتنگی تلاش کرده تا صورتی از تنهایی مدرن را به تصویر بکشد. تنهایی ای که محصول کنش اجتماعی است.

شناسنامه جشن دلتنگی

کارگردان: پوریا آذربایجانی
فیلمنامه: پوریا آذربایجانی و مونا سرتوه
تهیه کننده: علی قائم مقامی
موسيقي: فردين خلعتبري
 مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین‌دست
 طراح چهره‌پردازی: مهرداد میرکیانی
صدابردار: آرش برومند
 تدوینگر : خشایار موحدیان
بازیگران: محسن کيايي، بهنام تشکر، پانته‌آ پناهي‌ها، بابک حميديان، مينا ساداتي، ساغر قناعت، عرفان ناصري، علي دهبان، ندا عقيقي، اشکان منصوري، پريوش نظريه و اميد روحاني