• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1386/04/25
  • تاريخ :

سیره عملى امام باقر علیه السلام   

ولادت امام باقر علیه السلام         

امام باقر علیه السلام این انسان کامل و ناموس کبریا، اسوه‌ای کامل برای انسان‌های حقیقت‌جو می‌باشد که در این مقاله برخی از سیره‌های عملی و رفتاری امام را یادآور شده تا راهگشایی برای هدایت و خودسازی باشد.

 

عبادت

امام همیشه به یاد خدا بود، در همه حال نام خدا بر لب داشت، نماز زیاد مى‏خواند و چون سر از سجده بر مى‏داشت. سجده‌گاهش از اشك چشمش ‏تَر شده بود.

امام صادق علیه السلام می‌فرمود: پدرم در مناجات شبانه‏اش مى‏گفت: «خدایا، فرمانم دادى، فرمانبردار نبودم، نهی‌ام كردى، اطاعت نكردم، اكنون بنده‏ات، نزد تو آمده و عذرى ندارم.‏»

آنگاه كه به سفر حج مى‏رفت، چون به حرم مى‏رسید، غسل مى‏كرد، كفش‌هایش را در دست ‏مى‏گرفت و مسافتى را پیاده طی می‌نمود. و چون وارد مسجدالحرام مى‏شد به كعبه نگاه ‏مى‏كرد و با صداى بلند مى‏گریست، غلامش اَفلح مى‏گوید: با امام باقر علیه السلام حج گزاردم، چون ‏وارد مسجدالحرام شد، به «بیت‏» نگاه كرد و گریست تا آن كه صدایش بلند شد، گفتم: «فدایت‏ شوم، مردم به شما نگاه مى‏كنند، آهسته‏تر گریه كنید.» فرمود: «واى بر تو اى افلح، چرا گریه نكنم، شاید خداوند از روی رحمت‏ به من نگاه ‏كند، و فرداى قیامت ‏بدین سبب، نزدش رستگار شوم.‏» حتى در شب شهادتش، مناجات ‏شبانه‏اش را ترك ننمود. وقتی از چیزی غمگین مى‏شد، زنان و كودكان را جمع مى‏كرد، او دعا مى‏كرد و آنها آمین مى‏گفتند.

شایان ذکر است که وقتی می‌گوییم غلامان و یا کنیزان امام، منظور این نیست که امام می‌نشست و آنان کار می‌کردند بلکه حضرت خود پا به پای غلامان خویش کشاورزی می‌کردند و کارهای خود را انجام می‌دادند. و نیز این غلامان توسط امام خریداری شده و به بهانه‌های مختلف آزاد می‌شدند و عموماً این غلامان پس از آزادی، به انتخاب خود در خدمت امام می‌ماندند و گذران زندگی می‌کردند. 

مهابت و شجاعت

علم و تقوا، و زهد و پارسایى‏ امام، چنان عظمت، جلالت و ابهتى به ایشان داده بود كه كسى نمى‏توانست ایشان را سیر نگاه كند.

و دانشمندان بزرگ از جمله ‏«حكم بن عتیبه‏» با همه عظمت و بزرگى‏اش، در نزد امام، كودكى دانش‏آموز مى‏نمود، یكى از همراهان هشام بن عبدالملك خلیفه اموى، به هنگام ‏حج، چون توجه و احترام مردم به آن حضرت را دید، تصمیم گرفت ‏با طرح سوالى امام را شرمنده كند، و چون به نزد آن گرامى رسید و چشمش به ایشان افتاد، تنش لرزید، رنگش ‏پرید و زبانش بند آمد.

امام باقر علیه السلام با آن كه در میان مردم چون یكى از آنها بود، و از متواضع‏ترین مردم به شمار مى‏آمد، ولى در مقابل ستمكاران، شجاعانه مى‏ایستاد و از حق و حقیقت دفاع مى‏كرد. آنگاه كه خلیفه اموى هشام بن عبدالملك، آن حضرت را به ‏دمشق احضار كرده بود، در مجلسى كه تمام سران اموى گرد آمده بودند ابتدا هشام و سپس دیگر بزرگان بنى‏امیه آن حضرت را سرزنش كردند؛ مردانه به پاخاست و از اسلام و اهل‌بیت پیامبر دفاع كرد، چنانكه هشام از سخن ‏آن حضرت، كه امویان را غاصب حقوق اهل‌بیت معرفى مى‏كرد، به اندازه‏اى خشمگین شد كه فرمان داد امام را زندانى كنند. در مجلسى دیگر در نزد هشام در حالى كه در كنار او و بر تخت وى نشسته بود، در پاسخ هشام، حقانیت ‏خانواده خود را اثبات ‏كرد، هشام از پاسخ امام چنان به خشم آمد، كه صورتش سرخ شد و چشمانش برگشت.

ولادت امام باقر علیه السلام

رفتار با یاران و دیگر مردم

آن بزرگوار، یارانش را به همدردى و برادرى و نیز یارى مسلمانان سفارش مى‏كرد و مى‏فرمود: «دوست داشتنى‏ترین كارها نزد خدا این ‏است كه مسلمانى، شكم مسلمانى را سیر كند، غمش را بزداید و دینش (قرضش) را ادا كند.»

با همه مهربان بود. حتى با كسانى كه نسبت ‏به او رفتار بدى داشتند، از بدكاران ‏در مى‏گذشت، اگر نیمه شب، مهمانى مى‏رسید با مهربانى در به رویش باز مى‏كرد و در باز كردن بار و بنه‏اش به او كمك مى‏كرد، در تشییع جنازه مردم عادى شركت مى‏كرد، لغزش‌هاى یاران را نادیده مى‏گرفت و مى‏فرمود: «اصلاح امور زندگى و روش برخورد با مردم چون پیمانه پُرى است كه دو سوم آن زیركى و یك سوم آن گذشت است‏.»

از تحقیر مسلمانان نهى مى‏كرد و به غلامان و كنیزانش مى‏فرمود: «گدایان را گدا ننامید و آنها را با این نام نخوانید، بلكه آنان را به بهترین نام‌هایشان صدا بزنید.»

امام باقر علیه السلام مى‏فرمود: «اصلاح امور زندگى و روش برخورد با مردم چون پیمانه پُرى است كه دو سوم آن زیركى و یك سوم آن گذشت است‏.»

امام در امر اصلاح جامعه و جلوگیرى از فساد و تنبیه بدكاران، تلاش مى‏كرد آنگاه كه‏ از دزدى افرادى آگاه شد دستور دادند آنها را گرفتند و به والى مدینه ‏تحویل دادند و اموال دزدیده شده را خود به صاحبان آنها برگرداند.

یاران و همراهان را غذا مى‏داد و چون كمى از آنان فاصله مى‏گرفت در برخورد مجدد با آنان چنان احوال پرسى مى‏كرد كه گویا مدت‌هاست آنها را ندیده است.

 

غذا خوردن

غذا را با «بسم الله‏» آغاز و با «الحمدلله‏» ختم مى‏نمود، و آنچه ‏را در اطراف سفره ریخته بود، اگر در خانه بود، بر مى‏داشت و اگر در بیابان بود براى پرندگان وا مى‏نهاد.

 

میهمانى دادن

غذا دادن به مومنین به ویژه شیعیان را بسیار مهم مى‏شمرد و به ‏یاران خود سفارش مى‏كرد، كه دوستان و هم كیشان خود را میهمان كنند و غذا بدهند مى‏فرمود: «كمك به خانواده یك مسلمان و سیر كردن شكمشان و بى‏نیاز كردن آنها از مردم، برایم از هفتاد حج ‏بهتر است.‏» به سیر كردن شكم گرسنگان خیلى اهمیت مى‏داد. و سیر كردن یك نفر نزد وى از آزاد كردن یك بنده بهتر بود.

خانه‏اش منزلگاه شیعیان، مسلمانان، غریبان و رهگذران بود، میهمان زیاد به خانه‏ مى‏برد. به میهمانان غذاى لذیذ مى‏داد، اجازه نمى‏داد میهمانش كارى انجام دهد.

 

تجارت و كار

یارانش را به كار و كسب تشویق مى‏كرد، از شغل آنها مى‏پرسید. اگر بیكار بودند، سفارش اكید مى‏كرد كه به كارى مشغول شوند و مى‏فرمود: «من كسى را كه كار و كاسبى را رها كرده و به پشت ‏بخوابد و بگوید؛ خدایا روزیم ده، دشمن می‌دانم.‏‏» به یكى از یارانش كه بیكار بود فرمود: «مغازه‏اى بگیر، جلویش را جاروب ‏كن و آب بپاش، بساطى در آن بگستر، چون چنین كنى وظیفه‏ات را انجام داده‏اى!» به‏ یارانش سفارش مى‏كرد كه اگر آب یا زمینى را مى‏فروشند حتما با پول آن آب و زمین‏ بخرند. آن گرامى تنها سفارش به كار نمى‏كرد، بلكه خود نیز به باغ و مزرعه خویش ‏مى‏رفت و حتى در هواى گرم تابستان، عرق‌ریزان كار مى‏كرد. آن حضرت ‏مى‏فرمود: «دنیا چه یاور خوبى براى طلب آخرت است‏» و غلامان خویش را که به كارى وامى‏داشت ‏بر آنها سخت نمى‏گرفت و آنها را در انجام كار آزاد مى‏گذاشت، اگر كارشان ‏سنگین و مشكل بود خود نیز به آنها كمك مى‏كرد و مى‏فرمود: «هرگاه غلامان خود را به كار مى‏گیرید، و كار بر آنان سخت است‏ خودتان نیز با آنان كار كنید.»

ولادت امام باقر علیه السلام

شایان ذکر است که وقتی می‌گویی غلامان و یا کنیزان امام، منظور این نیست که امام می‌نشست و آنان کار می‌کردند بلکه حضرت خود پا به پای غلامان خویش کشاورزی می‌کردند و کارهای خود را انجام می‌دادند. و نیز این غلامان توسط امام خریداری شده و به بهانه‌های مختلف آزاد می‌شدند و عموما این غلامان پس از آزادی، به انتخاب خود در خدمت امام می‌ماندند و گذران زندگی می‌کردند. 

امام صادق علیه السلام می‌فرمود: پدرم در مناجات شبانه‏اش مى‏گفت: «خدایا، فرمانم دادى، فرمانبردار نبودم، نهی‌ام كردى، اطاعت نكردم، اكنون بنده‏ات، نزد تو آمده و عذرى ندارم.‏»

سخاوت و بخشش

امام باقر علیه السلام با آن كه درآمدش كم، خرجش بسیار و عیالوار بود، در عین حال بخشندگى‏اش بین خاص و عام آشكار و بزرگوارى‏اش - مشهور، و فضل و نیكى‏اش‏ معروف بود، افراد زیادى به امید بهره‏مندى از جود و كرم امام به سویش مى‏شتافتند و هیچ یك ناامید بر نمى‏گشتند. هر كس به خانه‏اش وارد مى‏شد، از آنجا بیرون نمى‏رفت، مگر آن كه غذایش مى‏داد، لباس نیكویش مى‏پوشاند و مبلغى پول به او مى‏بخشید بخشش‏ او به حدى بود كه مورد اعتراض نزدیكان قرار گرفت. آن حضرت یاور بیچارگان، یار درماندگان و دستگیر در راه ماندگان بود.

هرگاه شیعیانش از شهرهاى دیگر به دیدارش مى‏رفتند. زاد و توشه راه، لباس و هدیه به ایشان مى‏داد، و مى‏فرمود: «پیش از آن كه ملاقاتم كنید اینها برایتان آماده شده ‏بود.»

هدیه‌هاشان بین پانصد تا هزار درهم بود. هم خود مى‏بخشید و هم به یاران و خویشانش سفارش مى‏كرد كه بخشنده باشند، در یك روز هشت هزار دینار به مستمندان ‏مدینه بخشید و خانواده‏اى را كه یازده نفر بودند و همه غلام و كنیز بودند آزاد كرد. به سبب بخشش‌هایش نیازمندان زیادى به منزلش مراجعه مى‏كردند و آن حضرت به ‏غلامان و كنیزانش سفارش مى‏كرد كه آنها را تحقیر نكنند و گدا ننامند بلكه آنان ‏را به بهترین نام‌هایشان صدا بزنند. هر روز جمعه یك دینار صدقه مى‏داد و مى‏فرمود: «نیك و زشت و صدقه روز جمعه دو چندان مى‏شود» و نیز مى‏فرمود: «نیكى، فقر را مى‏زداید و بر عمر مى‏افزاید و از مرگ بد پیشگیرى مى‏كند.» پیوسته یارانش ‏را به همدرى و دستگیرى یكدیگر سفارش مى‏كرد و مى‏فرمود: «چه بد برادرى است، برادرى كه چون غنى باشى همراهت ‏باشد و چون فقیر شوى تو را تنها بگذارد.» و مى‏فرمود: «برادرى آنگاه كامل است كه یكى از شما دست در جیب رفیقش كند و هر چه مى‏خواهد برگیرد.»

 

منبع:

ماهنامه كوثر، شماره 19 ، محمد الله اكبرى (با دخل و تصرف)

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName