• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2041
  • شنبه 23/4/1386
  • تاريخ :

هشدار! راه عقل مسدود است

فالگیری
فالگیرها سودجویانی‌اند كه نانشان به نان‌ تردید و دودلی مردم است . آنجا كه راه عقل بسته می‌شود، آنجا كه شك مثل خوره به جان آدم‌ها می‌افتد، آنجا كه هزار و یك چیز نمی‌گذارد تفكر و یا حتی احساس، راه را بنماید، پای فالگیرها به زندگی ما باز می‌شود.

 

 

هنوز مُرددم كه چه باید نوشت. وقتی پای مسائل متافیزیكی به میان می‌آید، پای استدلال هم چوبین می‌شود. دوست دارم یكسره بر فال و فالگیری و همه مشابهینشان بتازم. بنویسم و بگویم دروغگویانی شیاد هستند كه از راه سركیسه كردن مردمان ساده‌لوح روزگار می‌گذرانند و اتفاقاً روزگارشان هم بد نیست. اما درست در لحظاتی كه آدم عزمش را جزم می‌كند تا این «تندنامه» را بنویسد، آدم‌هایی بی‌ربط و غیرمنتظره سر و كله‌شان پیدا می‌شود و خاطره‌هایشان را می‌ریزند روی دایره. این‌كه مثلاً در فلان جا و فلان روز، فالگیری را دیده‌اند و پیش‌بینی‌ای را شنیده‌اند كه درست درآمده و حتی مسیر زندگی‌شان را عوض كرده. سازوكار این پیش‌بینی‌ها چیست؟ من نمی‌دانم. شما چطور؟

 

 صرف‌نظر از آن موارد خاص – كه دوست دارم آن هم نباشد – فالگیرها سودجویانی‌اند كه نانشان به نان‌ تردید و دودلی مردم است كه غذایی دندانگیر می‌شود. آنجا كه راه عقل بسته می‌شود، آنجا كه شك مثل خوره به جان آدم‌ها می‌افتد، آنجا كه هزار و یك چیز نمی‌گذارد تفكر و یا حتی احساس، راه را بنماید، پای فالگیرها به زندگی ما باز می‌شود. حضوری ناخجسته و نامیمون، حتی اگر خوش‌بینانه بعضی‌هایشان را راستگو بدانیم.

 

 آن‌چه مسلم است نمی‌توان رویكرد اغراق‌آمیز جامعه را به سمت فال و فالگیرها انكار كرد. حتی اگر بخواهیم دوباره شعارهای جامعه اخلاقی را بازگو كنیم، اما باز هم نمی‌توان بر حقیقت تلخ این رویكرد چشم بست. انبوه مجلات زرد را ببینید، خیلی‌هایشان به خاطر صفحات فال و ستاره‌شناسی و طالع‌بینی است كه به فروش می‌روند. یكی از پرتیراژترین روزنامه‌های جدی ایران، پرخواننده‌ترین صفحه‌اش یكی از صفحات ضمیمه‌ نیازمندی‌ها بود، تنها و تنها به این خاطر كه در آن صفحه طالع‌ بینی چاپ می‌كرد. این غم‌انگیز نیست؟

 

شاید آنهایی كه به صفحات طالع‌بینی نشریات سری می‌زنند، بیشتر بر جنبه‌های سرگرم‌كننده آن اشاره دارند، یك‌جور اسباب خنده و شوخی برای وقت‌هایی كه دور هم هستند. اما كار زمانی خطرناك می‌شود كه فالگیران قهرمان‌های بلامنازع زندگی می‌شوند. و غم‌انگیز است كه این اتفاق برای خیلی‌ها افتاده است. چند سال پیش با یك خانم ترانه‌سرای بسیار معروف كه حتماً كارهایش را فراوان شنیده‌اید، گفت‌وگو می‌كردم. او اذعان می‌كرد كه همه زندگی‌اش، همه روابطش و همه تصمیماتش براساس نظرات یك ستاره‌شناس است كه به‌طور مرتب به او مراجعه می‌كند. شما هم حتماً در اطراف خود آدم‌های این‌گونه دیده‌اید. اینجاست كه حكم صریح آدم در رد نظرات فالگیرها مخدوش‌ می‌شود و با خودش می‌گوید جریان چیست كه چنین افرادی  نیز گاه مشتری‌های پروپاقرص فالگیرها و طالع‌بین‌ها می‌شوند؟

 

 حكمرانی فالگیرها بر زندگی بخشی از جامعه، تنها به جامعه ایران محدود نمی‌شود. امروزه فالگیرها بسیاری از شبكه‌های ماهواره‌ای را به تسخیر درآورده‌اند. یك نفر به سادگی روبه‌روی دوربین می‌نشیند و به نیت تلفن‌كنندگان، كارت‌های تاروت را روی میز می‌چیند، آن دیگری با چند تا مهره فال می‌گیرد، یكی دیگر به شمع خیره می‌شود و آن دیگری به سفارش بیننده‌ها برایشان «خواب» می‌بیند. در هتلی در تایلند، هر روز خانم مُسنی را می‌دیدم كه در اتاقی شیشه‌ای در بهترین نقطه لابی هتل می‌نشست و گاهی هم كسی پیش او بود. یك‌ بار از متصدی پذیرش پرسیدم این اتاقك مال چه كاری است؟ و او گفت كه اینجا اتاق فالگیر هتل است و اگر دوست دارم مرا به او معرفی كند! شبیه چنین صحنه‌ای را حتی در قلب اروپا هم می‌شود دید. اتفاقاً این روزها غربی‌ها با سرعت بیشتری به فالگیران روی آورده‌اند.

 

  یكی از بچه‌ها بحث جالبی مطرح می‌كند. می‌پرسد: «به نظر تو فالگیرهایی كه گذشته آدم را می‌گویند بهتر هستند یا فالگیرهایی كه از آینده خبر می‌دهند؟» او این سؤال را به شوخی می‌پرسد، اما انگشت می‌گذارد بر یك میل درونی. بر گذشته‌گرایی و آینده‌نگری. شاید تفاوت میان این دو شبیه تفاوت میان روان‌شناسان و روان‌پزشكان باشد. یكی در گذشته می‌كاود و دیگری به آینده نظر می‌كند.

 

 نظر شما چیست؟ جهان با فالگیرها بهتر است یا بدون فالگیرها. حضور سرگرم‌كننده‌شان را می‌شود تحمل كرد، اما اگر در جهان آینده، فالگیرها حاكمان بلامنازع ذهن مردم جهان شوند، چه؟ روزگار غریبی خواهد بود.

 

منبع: چلچراغ

با اندکی تلخیص

UserName