• تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1382/08/22
  • تاريخ :

كعبه ایی به نام شب قدر


شبانگاهان كه خورشید رخ در نقاب غروب می كشد و تاریكی دامن  می گسترد، مرگ رنگ فرا می رسد، رنگ ها كه درروز تمام چشم  راپر می كردند ودیدن ورای آن را مانع می شدند، با رفتن خورشید ، رخت بربسته ، دیدن بی واسطه را ارزانی می دارند. رنگ ها خود پوشاننده حقایقند . ولی تاریكی درغیاب رنگ ، اسرار را هویدا می سازد البته نه برای همگان كه برای خاصان. شب قدر كه شاه شب همه ایام است رستن از تمام رنگ ها و وابستگی ها و پیو ستن به حقیقت و بی رنگی است. " شب است خلوت توحید وروز شرك وعدد "

به یاد آوریم آیاتی از قرآن كریم را كه پیامبر را به تهجد و بیداری در شب فرا می خواند.

" یا ایها المزمل ، قم اللیل الا قلیلا نصفه اوانقص منه قلیلا ( قرآن كریم مزمل آیات 1 الی 3)

ای رسولی كه در جامه خفته ایی، هان شب را به نماز وطاعت خدا بر خیز مگركمی، كه نصف یا چیزی كمتراز نصف باشد (به استراحت بپرداز) "

این چه شگفتی است دربیداری شب كه خداوند ، حیببش را با دستور موكد ومستقیم بدان رهنمون می سازد؟

" بدانك آب حیات اندرون تاریكیست    چه ماهیی كه ره آب بسته ایی برخود؟...

درون كعبه شب یك نماز صد باشد        زبهر خواب ندارد كسی چنین معبد"1

اگر یك شب عادی ( غیر از شب قدر) یك نمازرا در كعبه خود صد نمازكند، شب قدر كه از هزار ماه بهتر است چگونه است؟ در نظر داشته باشیم كه توصیفات خداوند با توصیفات آمیخته با اغراق و تعارف ما بس متفاوت است. خداوند در قرآن كریم فرموده : "لیله القدر خیر من الف شهر "( قدر،3) و پیش از آن متذكر شده است " وما ادرئك ما لیله القدر " (قدر،2)

ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست ، تنها می توان درزیر باران رحمت "لیله القدر" ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاك سازد.

" انزل من السماء مآء فسالت اودیه بقدرها ( خداوند آبی را از آسمان نازل كرد، پس جوی ها هر كدام به تناسب ظرفیت خود آب گرفته به حركت در آمدند( رعد،17) ... برحسب معنای باطن، مراد از باران هر رحمتی است كه از جانب خدا بر انسان فرود می آید ودر شریان های جانش قرار گرفته او را به حركتی هماهنگ با هستی درمی آورد ... )2

از سوی ائمه اطهار و بزرگان دین شب زنده داری و احیاء لیالی قدر بسیار سفارش شده است، آیا در این شب ماهستیم كه بیداریم یا این شب قدر است كه ما را بیدارنگه می دارد؟ آیا دراین شب جسم بیدار، ما را به مقصود می رساند یا آنكه بیداری جان باید تا راه نمایان گردد؟

چشم سر را باید بیدار داشت تا چشم جان بیداری و بینایی یابد ، دل از بندها برهد و پرده ها از دیده گان فرو افتد . آیا درتمام لیالی قدری كه ما سپری كرده ایم این فرآیند ، این بینایی برما حاصل شده است؟ و ما چه زیانكاریم اگر از شب قدر تنها بیداری چشم نصیبمان شود و راهی به ورای آن ، بر اقلیم جان نیابیم.

مخسب ای یار مهمان دارامشب  كه تو روحی و ما بیمار امشب

برون كن خواب را ازچشم اسرار         كه تا پیدا شود ،اسرار امشب

اگرتو مشتریی ، گرد مه گرد    به گرد گنبد دوار امشب...

ترا حق داد صیقل تا زدایی       زهجرازرق زنگار امشب...

زهی كرو فرو اقبال بیدار        كه حق بیدار و ما بیدارامشب

اگرچشمم بخسبد تا سحر گه      زچشم خود شوم بیزار امشب" 3

می گویند دراین شب قرآن از لوح محفوظ بربیت المعمور نازل شده است  و پس از آن بر قلب پیامبر، می گویند دراین شب سرنوشت تمام جهانیان بر قطب عالم امكان عرضه می شود، می گویند دراین شب فرشتگان نازل می شوند و بر گرد امام عصر طواف می كنند ، می گویند دراین شب فرشتگان از كنار هیچ مومنی عبور نمی كنند جزآنكه برا و سلام كنند ، می گویند دراین شب سكینه و آرامش برتمام كائنات حكمفرماست ، می گویند از شب تا به سحر، نعم والطاف خداوند است كه بربندگانش نازل می شود...

و با این همه ما از شب قدر چه می دانیم كه چه بزرگ است ؟ خطاب " ما ادرئك " ماهستیم نه رسول الله كه او شهر علم است ، ولی بی گمان راه دانستن مسدود نیست .

ای خداجان را پذیرا كن ز رزق پاك خویش

بی تردید ، دانستن ، فهمیدن ، ایمان آوردن و چشم جان گشودن و دل صافی یافتن ، رزق های پاك خداوندند. امید كه در شبی چنین بزرگ ازاین نعم بی بهره نمانیم.

1- كلیات دیوان شمس. كاسبی ، عزیزالله ص 380

2- طالقانی ، سید هدایت الله  بركرانه ... ص 157

3- دیوان شمس كاسبی ،عزیرالله ص

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName