• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1386/04/07
  • تاريخ :

زندگی نامه شهید محمد عینی 

زندگی نامه شهید محمد عینی

 

زندگی شهید از زبان همسرش:

در سال 1330 در شهرستان قم به دنیا آمد و در خانواده ای فقیر و کاسب نشو و نما کرد. در کودکی علاقه ای شدید به درس و یادگیری داشت. اما خانواده اش به واسطه فقر مالی نمی خواستند درس خود را ادامه بدهد و بیشتر مایل به کار کردن و تامین درآمد خانواده بودند. با این همه فشارها حسن توانست همگام با درس و تحصیل کار روزانه هم بکند. شهید محمد عینی به تحصیلاتش ادامه داد و تا کلاس هشتم درش خواند و سپس متوجه شد هم می تواند درس بخواند و هم کار را ادامه دهد و تا حدود زیادی هم بهبودی حاصل کرده بود. شهید محمد عینی برای درجه داری نیروی هوائی شرکت کرد و بعد از قبول شدنش روزها آنجا بود و شب ها تا دیر وقت درس می خواند.

تا اینکه در سال 1350 به خواستگاری من آمد و با من ازدواج کرد. مدتی به دزفول منتقل شد و در پایگاه وحدتی بودیم. شهید محمد عینی روزهای تعطیل خود را نیز وقف تزکیه و تهذیب اخلاق و خودسازی اسلامی می کرد و همیشه جلساتی با دوستان مذهبی اش ترتیب می داد. شهید محمد عینی دیپلم خود را در همان دزفول گرفت و چون به نیروی هوایی تعهد خدمت هفت ساله داده بود بعد از هفت سال همان جا ماتند و در انبار نیروی هوایی به کار پرداخت. وقتی که به تهران منتقل شد در سال 55 استعفایش را داد و بعد از استعفا در شرکت کارگری پارس الکتریک مشغول به کار شد. از اینکه کار و بار ارتش را رها کرد و چون شناخته شده بود بارها مورد تعقیب ساواک قرار گرفت. تا اینکه یک سال بعذ از استعفایش در خیابان او را به ساواک برده و بارها مورد اذیت و آزار قرار دادند و همیشه از او می پرسیدند که چرا با فامیل ها و اقوام ضد امنیتی ارتباط دارد. ایشان زندگی مخفی خود را توام با مبارزه و افشاگری و تشکیل جلسات مذهبی شروع کردند و در کمیته استقبال امام حضور داشت و مامور حفظ نظم بهشت زهرا بود. انبار اسلحه های به دست افتاده زمان انقلاب در دست او و یارانش بود، شب و روز خود را وقف جریانات انقلاب کرده بود.

بعد از انقلاب در سازمان گسترش صنایع و معادن مامور پاکسازی گردید و چون در اداره مذکور بنی صدری ها و لیبرال ها اذیتش می کردند و می دانست عواملی هستند که آزارگرند و کارشکنی می کنند استعفایش را داد اما قبول نکردند، سپس مامور به خدمت شد و در تدارکات مجلس شورای اسلامی مشغول به کار گردید و پس از انجام ماموریت برادر رفسنجانی ک هایشان را خوب می شناختند، نگذاشتند برگردد و همان جا ماند.

ثمره ازدواج ما دو فرزند به نام های مهدی و مجید می باشد که مهدی کلاس دوم است و مجید هنوز شیرخواره می باشد. 

 

UserName