• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1741
  • چهارشنبه 12/2/1386
  • تاريخ :

كلام حق از زبان كودك

امام حسن

در سال ششم هجری میان پیامبر و كفار مكه قرار دادی امضا شد كه در آن هر دو طرف صلحی به مدت ده سال را پذیرفته بودند

دو سال از این پیمان گذشته بود كه روزی یكی از كفار هم‌پیمان قریش با سرودن شعری توهین آمیز بر پیامبر اسلام اهانت كرد. این عمل بر قبیله خُزاعه كه هم‌پیمان پیامبر بودند گران آمده و موجب درگیری میان دو طرف گردید 

ابوسفیان به ناچار برای میانجی‌گری نزد امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) رفت و از او خواست كه پیش پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شفاعت نماید.

امام حسن نزد ابوسفیان رفت و با یك دست بر بینی او و با دست دیگر بر محاسن او زد و خداوند او را به زبان آورد تا بگوید: ای ابوسفیان! بگو جز خدای یكتا خدایی نیست و محمد رسول خداست، تا من (برایت) شفاعت كنم

علی (علیه السلام) در جواب فرمود: پیامبر خدا با شما پیمانی بست و هرگز از پیمانش برنمی‏گردد... در این هنگام، حضرت فاطمه در پشت پرده ایستاده بود و امام حسن (علیه السلام) كه كودك چهارده ماهه‌ای بیش نبود پیش او بود،  ابوسفیان خواست كه حضرت فاطمه اجازه دهد امام حسن، نزد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از ابوسفیان شفاعت كند. با شنیدن این سخن، امام حسن نزد ابوسفیان رفت و با یك دست بر بینی او و با دست دیگر بر محاسن او زد و خداوند او را به زبان آورد تا بگوید: ای ابوسفیان! بگو جز خدای یكتا خدایی نیست و محمد رسول خداست، تا من (برایت) شفاعت كنم. اینجا بود كه علی علیه السلام (از سر ذوق) فرموند: سپاس و ستایش خداوندی را كه در خاندان محمد از میان خودشان كسی را مانند یحیی بن زكریا قرار داد (كه در كودكی به اذن خدا زبان به حق گشود) و این آیه 12 سوره مریم را تلاوت كرد.»

 

متن روایت:

مناقب ابن شهرآشوب (1): محمد بن إسحاق بالاسناد جاء أبو سفیان إلى علی ( علیه السلام ) فقال : یا أبا الحسن جئتك فی حاجة ، قال : وفیم جئتنی ؟ قال : تمشی معی إلى ابن عمك محمد فتسأله أن یعقد لنا عقدا ویكتب لنا كتابا ، فقال : یا أبا سفیان لقد عقد لك رسول الله عقدا لا یرجع عنه أبدا وكانت فاطمة من وراء الستر ، والحسن یدرج بین یدیها وهو طفل من أبناء أربعة عشر شهرا فقال لها : یا بنت محمد ! قولی لهذا الطفل یكلم لی جده فیسود بكلامه العرب والعجم ، فأقبل الحسن ( علیه السلام ) إلى أبی سفیان وضرب إحدى یدیه على أنفه والأخرى على لحیته ثم أنطقه الله عز وجل بأن قال : یا أبا سفیان ! قل لا إله إلا الله محمد رسول الله حتى أكون شفیعا فقال ( علیه السلام ) : الحمد لله الذی جعل فی آل محمد من ذریة محمد المصطفى نظیر یحیى بن زكریا ( وآتیناه الحكم صبیا ) ( 2 )

_________________________

1. بحار الأنوار - العلامة المجلسی - ج 43 - ص 326

2. سوره مریم، آیه 12.

 

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName