• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4185
  • يکشنبه 12/1/1386
  • تاريخ :

شکل دگر خندیدن

تعریفی بر طنز


عبدالله مقدمی

مهمترین و جدی ترین شاخه موضوعی مضحکه است . طنز را نیز مانند شعر ، تعاریف بسیار ولیکن ناجامعی وجود دارد .

به واقع طنز چیست ؟ آیا می توان از آن به عنوان «قلقلک دادن به ارواح اعیان و والا به قصد آگاه کردن شادمانه ی آنها از موضوعی » یاد کرد ؟ «تصویر هنریِ اجتماعِ نقیضین و ضدّین» یا « انتقادی که به صورت خنده آور و مضحک بیان می شود »؟ «شعری در نکوهش شرارت یا بلاهت » که « هدف راستینش اصلاح پلیدی هاست » ؟ و نیز گفته اند :« طنز نوعی آینه است که نظاره گران عموما چهره هر کس را در آن به جز چهره خویش ، تماشا می کنند »

شاید بتوان گفت : همه اینها طنز است و هیچ کدامشان نیست و تشاید توصیف طنز این باشد که : « بیانی است که در تعریف جامع ومانعی نمی گنجد یا لااقل تا کنون نگنجیده است !»

آمیختگی طنز با ادبیات جدی در تاریخ ادبیات ایران ، پیشینه ای دیرین دارد .این واقعیتی غیر قابل انکار است که کتابهای مستقل طنز ( به معنی واقعی کلمه ) در تاریخ ادبیات کلاسیک ایرا ن به عدد انگشتان دست نیز نمی رسد . ولی این واقعیت نباید حضور پر بار و همیشگی طنز را در کلیه سطوح ادبیات ایران زیر سوال ببرد . سایه حضور طنز به صورت تجانس زیبا ، شیوا و شیرینی در اکثر متون فارسی دیده می شود .

تو ز شادی خند خند و نیستی آگاه از آن / که فلک بر تو بخندد روز و شب بر زیر لب !


لینک:

انواع مضحکه !

شکل دگر خندیدن

تو را با کهنه بزرگ کردم(طنز)

تو را با کهنه بزرگ کردم(طنز)

تو را با کهنه بزرگ کردم(طنز)
جای شاعران زن کجاست؟

جای شاعران زن کجاست؟

جای شاعران زن کجاست؟
قصه ای که باید چندبار خواند

قصه ای که باید چندبار خواند

قصه ای که باید چندبار خواند
به‌ تنهایی نیاز دارم

به‌ تنهایی نیاز دارم

به‌ تنهایی نیاز دارم
UserName