• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1385/12/28 ساعت 19:39
  • تاريخ :

شما چطور داستان زندگی خود را تعریف می‌کنید؟

مسلم است که نمی توانید هر آنچه در یک روز انجام داده اید، شرح دهید. چون، نمی توانید هر روز به خاطر بیاورید بسیاری از کارهای روزانه تان هم تکراری است و باعث می‌شود روزها را با هم اشتباه کنید.

 

اما روزهایی از زندگی هستند که بسیار مشخص اند، اوقاتی که اتفاق خاصی رخ داده است. به احتمال زیاد شما در جواب سؤال من از این روزها تعریف خواهید کرد. حرف زدن راجع به داستان تمام انسانها هم همین طور است. ما درباره نقاط خاصی در زمان و مکان حرف می‌زنیم که " نقاط عطف " تاریخ هستند. زمانهایی که اگر به شکل دیگری رخ می‌دادند، ما اکنون به نوع دیگری زندگی می‌کردیم.

 

هنگامی که اکثر این اتفاقات رخ می‌دادند، کسی آنها را مهم نمی دانست تنها اکنون پس از گذشت سالها می‌توانیم راجع به اهمیت آنها قضاوت کنیم. در عین حال راه دیگری هم برای تعریف داستان زندگی وجود دارد. ممکن است ما دقیقا از یک روز از زندگی حرف بزنیم که فرقی با روزهای دیگر ندارد. به این ترتیب شنونده ما می‌تواند بفهمد که مشکل اکثر اوقات زندگی ما چگونه بوده است.

 

اگر این کار را در تاریخ بشر انجام دهید مثل این است که سعی کنید زندگی روز مره انسانهایی را توصیف کنید که دیگر اثری از آنها باقی نمانده است. ما قصد داریم به هر دوسوی این ماجرا نگاه کنیم. به نقاط عطف و به زندگی روزمره در گفتگو از نقاط عطف به انسانهای بزرگ و مشهور و وقایع مهم برمی خوریم و در زندگی روزمره به مردم عادی و گمنام می‌پردازیم.

 

واضح است که هیچ کدام آنها بدون آن یکی امکان وجود نداشته است و بنابراین هر دو باید بررسی شود. به هر صورت برای انجام این کار به دو ابزار اصلی احتیاج داریم که دو کار مهم را برایمان انجام دهند: انجام این دو کار را شاید بتوان هدف اصلی ما از خواندن تاریخ دانست.

یافتن خود در زمان و مکان

ما تاریخ می‌خوانیم چون می‌خواهیم موقعیت خود را در زمان و مکان بهتر درک و مشخص کنیم. چون ما هم در رود پیوسته و جای انسانها از دورترین زمانها تا دورترین آینده‌ها جا داریم که از سراسر عالم خلقت می‌گذرد، بدون دانستن آنچه بر ما گذشته است نمی توانیم راه خود را پیدا کنیم. پس به روشهایی برای معین کردن زمان و مکان احتیاج داریم. در واقع این روشها بسیار گوناگون و فراوانند و ما فرض می‌کنیم شما لااقل با چند تا از آنها آشنایی دارید. پس بدون حرف اضافی دیگری ماجرا را شروع می‌کنیم.

 

چرا مصر؟

آثاری از مصریان به جا مانده است که به هفت هزار سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد با این وجود مللی وجود دارند که از آنها قدیمی ترند. اما به قطع می‌توان گفت که هیچ کدام از ملل قدیم به اندازه مصریان در پیشبرد تمدن سهم نداشته اند. آنها خدایان غریبی را می‌پرستیدند و عقاید عجیبی راجع به دنیای پس از مرگ داشتند اما به نحو شگفت انگیزی زندگی می‌کردند، کار می‌کردند، اختراع می‌کردند، می‌مردند و به زندگی پس از مرگ خود امید داشتند. فکر می‌کنم تمام این دلایل برای شروع داستان بشر کافی باشد اما این خود شما هستید که باید آنها را پیدا کرده و دریابید.

بازگشت

UserName