• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1385/12/28 ساعت 19:38
  • تاريخ :

دختر

دختر

.

دیومدس شوهر خوبی برای من بود. نمی دانم چرا تصمیم گرفت به فریگیا برود و با این آلکیبیادس شریر ملاقات کند.

حالا تا برگشتن او نارسیس کوچک را پیش مادرم خواهم برد. من باز هم باردارم

هنگام تولد نارسیس، درگاه خانه را به نشانه دختر بودن بچه با پشم آذین کردیم که باعث ناامیدی دیومدس شد.

امیدوارم این بار آن را با زیتون آرایش کنیم. اما همه چیز به میل من نیست. کاش پدرم قبول نمی کرد جزو " جباران " باشد.

بازگشت

UserName