• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1385/12/28 ساعت 19:37
  • تاريخ :

پدر بزرگ

پدر بزرگ

 

من واقعا به نوه ام، اسپارکوس افتخار می‌کنم. فکرش را بکنید. هم پسر و هم نوه ام اینجا در سرباز خانه هستند.

از خدمت من فقط یک سال باقی مانده، چون سال دیگر به شصت سالگی می‌رسم.

می‌ترسم که این جنگ کوتاه نباشد. ما به زودی برای پیوستن به ارتش در آتیکا به راه می‌افتیم.

کاش خدایان همچنان با ما بر سر مهر باشند.

پدر بزرگ

بازگشت

UserName