• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2986
  • يکشنبه 22/6/1388
  • تاريخ :

عامل اصلي عقب ماندگي مسلمانان
دکتر خسرو پناه

بالندگي در كشور در گرو فهم صحيح از قرآن است. علت عقب ماندگى جامعه مسلمين، جهل و فاصله گرفتن از قرآن است و علت مهجوريت قرآن نيز همين جهل و ناداني است، اين در حالي است كه عصر ظهور حضرت حجت(عج)، عصر رشد و پيشرفت قرآن است و جامعه با قرآن اداره مى‌شود. 

حجت‌الاسلام و المسلمين عبدالحسين خسروپناه، دانشيار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در گفت‌وگو با سرويس انديشه خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا)، در مورد علل مهجوريت قرآن در ميان روشنفكران، ضمن بيان اين مطلب گفت: خداوند سبحان و پيشوايان دين بارها فرموده‌اند كه «القرآن شفاء لما فى الصدور.» وقتى قرآن بخواهد بيمارى را درمان كند بايد در شناسايى بيمارى هم تسلط داشته باشد و همين طور هم هست. قرآن را مى‌توان كتاب آسيب‌شناسى و درمان‌شناسى دانست. هم مرض‌ها را گفته و هم درمان‌ها را ذكر كرده است. دنبال اين نرويم كه از روان‌شناسى فرويد براى درمان بيمارى‌هاى روانى و از جامعه‌شناسى دوركيم براى درمان بيمارى‌هاى اجتماعى استفاده كنيم. اين‌ها هيچ كدام مشكل‌گشا نيستند.

وي در ادامه افزود: اميرالمؤمنين(ع) در آخرين وصيت‌اش به امام حسن و امام حسين(ع) فرموده است: «أَلله أَلله فِى الْقُرْآن.» قرآن را فراموش نكنيد و بعد هشدار مي‌دهد: «نكند عده‌اى بيايند درباره فهم و بكارگيرى قرآن از شما سبقت بگيرند و شما كه ادعاى مسلمانى داريد از قرآن فاصله بگيريد»، اميرالمؤمنين(ع) اين هشدار را در حدود 1400 سال پيش فرموده است و اكنون مى‌فهميم مقصود آن حضرت چه بوده است. امروزه مؤسسه‌هاى قرآن‌پژوهى در كشورهاى غير اسلامى، فعاليت مى‌كنند. در انگلستان كتابى درباره قرآن‌شناسى چاپ شده كه شامل 6000 عنوان رساله قرآن‌پژوهى است. بزرگ‌ترين مؤسسه شيعه‌شناسى در اسرائيل است كه درباره شيعه تحقيق مى‌كند.

مؤلف «كلام جديد» با اشاره اين‌كه آن‌ها مسلماً از مطالعات شيعه‌شناسى، عليه شيعه استفاده مى‌كنند، اظهار كرد: اين‌ها متوجه اين نكته شده‌اند كه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، مردم لبنان و فلسطين از بركت تشيع جان گرفتند. يعنى حدود نيم قرن، اسرائيل عليه فلسطين مبارزه داشت هيچ تحركى از فلسطينى‌ها نمى‌ديد، همين كه انقلاب اسلامى ايران پيروز شد مردم فلسطين هم يك دفعه قيام كردند و جان گرفتند و حيات پيدا كردند. مردم فلسطين از سنى‌هاى بسيار متعصب‌اند و با سنى‌هاى ايران تفاوت دارند. لكن الان گروه گروه به تشيع گرايش پيدا مى‌كنند. مسئله حركت استشهادى و انتفاضه از روح تشيع است كه در جان اين‌ها دميده شده است؛ چون همين اهل سنت فهميدند كه تفكر حسين و على(ع)، مى‌تواند در مقابل حركت اسراييلى‌ها بايستد. البته اين از بركت انقلاب اسلامى ايران بود. 

عبدالحسين خسروپناه:

ما مسلمانان از زمانى كه عقل را كنارگذاشتيم، انحطاط در جامعه اسلامي ظاهرگشت

مدرس دانشگاه معارف اسلامي در ضمن اين نكته كه الان اهل سنت فلسطين به شدت به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) اعتقاد و علاقه دارند، عنوان كرد: بدين جهت است كه اسرائيل چاره‌اى جز اين نمى‌بيند كه براى حفظ حريم خودش ديوار بكشد. اين‌ها از بركت قرآن و اهل بيت (ع) است. حضرت امام (رضوان الله تعالى عليه) مى‌فرمود: هر موقع ديديد دشمن، دست روى مسأله‌اى مى گذارد، بدانيد مسئله‌ مهمى است. اگر دشمن عليه اعتقادات و باورهاى دينى شما كار مى‌كند، بدانيد كه مهم است. اين سرمايه ما است و نبايد آن را از دست بدهيم. حفظ اين سرمايه از بركت قرآن است؛ از بركت شعور قرآن است، نه فقط شعار قرآن. اين كه قرآن را بخوانيم و بفهميم و معرفت و شعور و بينش قرآنى پيدا كنيم. اگر قرآن را فهميديم، مى‌توانيم در كشور و جامعه بالندگى داشته باشيم. كسانى كه اسلام را علت عقب ماندگى مسلمين مى‌دانند، صورت مسأله را پاك مى‌كنند، آسان‌ترين راه حل اين مشكل از نظر آنان مقصر دانستن ديگران است. كجاى قرآن گفته است كه دنبال علم، تحصيل، فهم، فكر و معرفت نرويد؟ علت عقب ماندگى ما جهل و نادانى ما و فاصله گرفتن از قرآن است.

مدرس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، با اشاره اين كه بزرگان و علمايى بوده‌اند كه از بركت همين قرآن تأليفات زيادى داشته‌اند، خاطرنشان كرد: براى نمونه، مرحوم نراقى آخرين شخصيتى است كه در علم نجوم كتاب نوشته است و از قرآن بهره فراوان برده است كتاب ايشان اگر بخواهد تصحيح و چاپ شود، حدود 15 جلد بزرگ خواهد شد. يكى از بحث‌هايى كه الان خيلى مطرح است بحث نجوم است بعضى از مستشرقان آمريكايى گفته‌اند مسلمان‌ها در باب حركت سيارات و كرات، آن قدر محاسباتشان دقيق بوده كه با ابزار دقيق امروزى هم اگر بخواهند محاسبه كنند ذره‌اى تغيير و تحول در آن پيدا نمى‌شود. «فرانسيس بيكن» مى‌گويد من روش تجربه‌گرايى را از «راجر بيكن» گرفته‌ام. راجر بيكن هم مى‌گويد من روش تجربى را از مسلمان‌ها ياد گرفته‌ام. ديدم مسلمان‌ها به روش تجربى اهميت مى‌دهند و همين باعث رشد و بالندگى‌شان در علوم طبيعى شده است و فهميدم علت عقب ماندگى ما در قرون وسطى، عدم استفاده از روش تجربى است.

دانشيار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با اشاره به اين‌كه ائمه(ع) با دهرى و زنديق و با ماترياليست و پوزيتيويست آن زمان، با شكاك و نسبى گراى آن زمان، با اهل كتاب و يهوديان بحث مى‌كردند، تصريح كرد: تسلط امام صادق و امام رضا (ع) بر تورات از خود احبار يهودى بيشتر بود. تمام أسفار خمسه تورات را امام رضا (ع) تسلط داشت. وقتي امام با مسيحى بحث مى‌كرد، تسلطش به عهد جديد، انجيل لوقا، انجيل متا و انجيل مرقس و انجيل يوحنا از خود مسيحى‌ها بيشتر بود. آنگاه كه با زرتشتى‌ها بحث مى كرد تسلط او به اوستا از علماى زرتشتى بيشتر بود. وقتي با بودايى‌ها و هندوها بحث مى‌كرد، تسلط او به منابع آن‌ها، مثل اپانيشاد، بيشتر از خودشان بود. اين عظمت قرآن و اهل بيت(ع) است.

مؤلف «گستره شريعت» با اشاره به اين‌كه تئورى‌هاى علمى فراوانى در فرمايش‌هاى اهل بيت(ع)هست، خاطرنشان كرد: نمى‌خواهيم بگويم اهل ‌بيت (ع) آمدند تا به ما فيزيك و شيمى ياد بدهند. نه!، خودشان فرموده‌اند از عقل و تجربه استفاده كنيد. جابر كه شاگرد امام صادق (ع) بود گاهى از ايشان چيزى مى‌پرسيد، امام (ع) جواب مى‌داد اما هميشه به اصحابش، بهره‌گيري از عقل و تجربه را سفارش مي‌داد. جابر هم آزمايشگاهى به راه انداخت و به كارهاى تحقيقاتى و پژوهشى مي‌پرداخت. ائمه(ع) به ما نگفتند كه جواب هر سئوالى كه در باب فيزيك، شيمى، زيست‌شناسى، روان‌شناسى و جامعه‌شناسى داشتيد در قرآن پيدا كنيد. نه، قرآن كتاب هدايت است؛ هرچند كه ممكن است در مواردي به اين بحث‌ها هم پرداخته باشد.

اين مدرس حوزه و دانشگاه معتقد است ما مسلمانان از زمانى كه عقل را كنار گذاشتيم، انحطاط در جامعه اسلامي ظاهر شد و در اين مورد اظهار كرد: شعار بعضى از اين منحرفان، عقل‌گرايى افراطى است، اما از همه متعبدترند. چرا؟ چون تا سخنى از قرآن و سنت مى‌شنوند، مى‌گويند ما بايد تعقل كنيم. ما هم مي‌گوييم اشكال ندارد، تعقل كنيد. خود قرآن هم مى‌گويد: «أَفَلا يَتَدَّبَروُنَ الْقُرآنَ أَمْ عَلى قُلُوب أَغْفالُها.» اما وقتى به ديدگاه غربيان مى‌رسند ديگر نيازى به تعقل نمى‌بينند و از همه متعبدتر مى‌شوند براى نمونه، بحث پلوراليسم دينى كه در جامعه ما مثل يك توپ صدا كرد و شعار خيلى از اين روشن‌فكرها، كثرت‌گرايى دينى شد و مى‌گفتند بايد همه اديان را برابر و يكسان و مثل هم بدانيم و فرقى بين اسلام و اديان ديگر، حتى بودايى، برهمايى، شيطان پرستى و غيره هم نيست! 

عبدالحسين خسروپناه:

اميرالمؤمنين(ع) در آخرين وصيت‌اش به امام حسن و امام حسين(ع) فرموده است: «أَلله أَلله فِى الْقُرْآن.» قرآن را فراموش نكنيد و بعد هشدارمي‌دهد: «نكند عده‌اى بيايند درباره فهم و بكارگيرى قرآن از شما سبقت بگيرند. و شما كه ادعاى مسلمانى داريد از قرآن فاصله بگيريد»

وي افزود: مؤسس اين نظريه آقاى «جان هيك» است. جان هيك چند سال در انگلستان اين بحث‌ها را مطرح كرد، سپس به آمريكا رفت و اخيرا دو سالى است كه به انگلستان برگشته است. چند وقت پيش در يكى از شبكه‌هاى تلويزيون انگليس، مناظره‌اى داشت. مجرى از او سئوال كرد، جناب جان هيك شما كه مى‌گوييد همه اديان يكسان‌اند و فرق و تمايزى ندارند، چرا خود شما به عنوان يك عالم مسيحى، بعضى از فرقه‌هاى مسيحيت را نقد مى‌كنيد! مثلا فلان فرقه مسيحى كه فلان عقيده را دارد شما مى‌گوييد اين كفر است. اين كه با پلوراليسم دينى جمع نمى‌شود. شما از يك طرف مى‌گوييد همه اديان يكسان‌اند، حقانيت‌شان برابر است؛ در حالى كه يكى از فرقه‌هاى مسيحيت خودتان را تحمل نمى‌كنيد! ايشان در جواب گفت: «نه، من آن نظر را كه سى سال پيش دادم (كه همه اديان برابر و يكسان‌اند و فرقى ندارند)، الان با آن شدت قبول ندارم و از آن عدول كرده‌ام و بعضى از فرقه‌هاى مسيحيت كفر است.» چون او يك محقق است و دارد فكر مى‌كند و تعقل مي‌ورزد.

مدرس دانشگاه مذاهب اسلامي تأكيد كرد: حضرت حجت «ارواحنا لتراب مقدمه الفداء» وقتى ظهور مى‌كند، ملاكش براى اداره دنيا قرآن است، آن قدر مسلمانان دنيا از قرآن فاصله گرفته‌اند كه وقتى حضرت حجت قرآن و اسلام را به مردم معرفى مى‌كند، مسلمان‌ها مى‌گويند عجيب است، مثل اين‌كه دين جديدى آمده است؛ و از قضا يك گروهى از كسانى كه با حضرت حجت (عج) مقابله مى‌كنند مسلمان‌اند. كه مى‌گويند اين چه چيزى است كه آقا دارد مى‌گويد؟ چون از قرآن فاصله داشتند، طور ديگرى آن را فهميدند و از معارف قرآنى بهره نبردند.

خسروپناه با اشاره به اين‌كه با ظهور حضرت حجت (عج)، آن‌قدر معرفت قرآنى در جامعه رواج پيدا مى‌كند كه به تعبير بعضى روايات ما حتى وقتى اختلافى بين زن و شوهرها در منزل پيش مى‌آيد، آنان بر اساس قرآن بحث مى‌كنند، اظهار كرد: عصر ظهور، عصر رشد و پيشرفت قرآن است. جامعه با قرآن اداره مى‌شود. بنابراين، نبايد فقط در ماه مبارك رمضان به سمت قرآن برويم، بلكه بايد مراقبت و استمرار داشته باشد و مرتب با قرآن انس بگيريم؛ نه فقط براى ثوابش كه بگويند قرائت يك آيه در ماه رمضان، برابر ختم قرآن است. اگرچه آن هم خيلى خوب است و به درد يوم الحسرة خواهد خورد. هم چنين قرآن را براى آبادانى همين جهانمان بخوانيم. در همين دنيا اگر با قرآن انس بگيريم، رشد و تقويت معرفت، علم، دانش و عملمان مى‌شود؛ اما اگر قرآن را كنار بگذاريم، يا اين متجددان و هر دو غلط است. بايد مجدد باشيم. مجدد ميراث كهنش را از بين نمى‌برد، بلكه از ميراث گذشته‌اش بهره مى‌گيرد و مرتب به فكر بالندگى و نوآورى و رشد است و اين از بركت قرآن به دست مى‌آيد.

گزارش از ايکنا


تنظيم براي تبيان: گروه دين و انديشه_شکوري

UserName