• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2356
  • يکشنبه 1385/12/13 ساعت 13:32
  • تاريخ :

مرحوم آیت الله آقا میر سید مهدی یثربی کاشانی "رحمه الله"

تولد و دوران كودكى
مرحوم آیة اللّه سیّد مهدى یثربى آخرین فرزند مرحوم آیة اللّه سیّد محمد رضا كاشانى در ذى الحجه 1344 برابر با 1304 در كاشان به دنیا آمد. چون در اوان كودكى پدرش از دنیا رفت تحت كفالت برادر بزرگش مرحوم آیة اللّه العظمى میر سیّد على یثربى قدّس سرّه قرار گرفت.
تحصیلات
با گذراندن تحصیلات ابتدایى كه مصادف با پایان دوران طغیان رضاخانى بود (شهریور 1320) به فراگیرى مقدّمات و ادبیّات پرداخت. پس از مهاجرتى كوتاه به قم مجدّداً در كاشان و در حوزه اى كه به امر مرحوم آیة اللّه یثربى قدّس سرّه در كاشان تأسیس شده بود به فراگیرى مقدّمات و سطوح پرداخت و از محضر مدرّسان و اساتید معاصر شهر، مانند مرحوم حجّة الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمود نجفى قدّس سرّه درس هاى سطح و از محضر برادر بزرگوارش قسمتى از سطوح عالى را بهره جست. در سال 1327شمسى براى ادامه تحصیل به حوزه گرم و پرشور قم وارد شد. پس از تكمیل دوره سطح، از محضر اساتیدى چون حضرات آیات: سلطانى، نجفى مرعشى، بروجردى، امام خمینى، سیّد محمد محقق داماد، آیة اللّه گلپایگانى، آیة اللّه اراكى و علّامه طباطبائى بهره های فراوان برد.
همینک نحوه مراجعت به کاشان و آغاز زندگی پر فراز و نشیب سیاسی و علمی ایشان را از زبان خودشان بنگرید.
مراجعت به كاشان
تا سال 1338شمسى در حوزه قم به تحصیل و تدریس اشتغال داشتم كه به سبب فوت ناگهانى برادرم در همان سال به كاشان مراجعت كردم و به امر مرجع عصر مرحوم آیة اللّه بروجردى و اشاره سایر اساتید از جمله حضرت امام قدّس سرّه در كاشان مشغول انجام وظیفه شدم. به همین علّت شب و روز درِ خانه ام به روى همه باز بود.
به محض سكونت در كاشان براى جمعى از طلّاب، سطوح متوسّط و عالى را برنامه ریزى كردم. در ماه مبارك رمضان و محرّم با تأسّى از سنّت نیكو و ارزش مند اسلاف بزرگوار خود به موعظه و سخن رانى اهتمام داشتم. با این همه، از وضع نابسامان تبلیغ همواره رنج مى بردم. از این رو، براى اوّلین بار در كاشان ـ و شاید كاشان اوّلین شهر بود ـ دفتر اعزام مبلّغ را تأسیس نمودم. این طرح، منطقه بسیار وسیعى از روستاها و بخش ها و قصبات حومه كاشان، نطنز، دلیجان و حتى شهركرد را زیر پوشش گرفت و چنان مقبول واقع شد كه همه ساله در ایّام تبلیغى (رمضان، محرّم و صفر) تعداد كثیرى از فضلا و طلّاب قم، مشهد، اصفهان و احیاناً نجف با اشتیاق فراوان به كاشان عزیمت مى كردند.
فعّالیّت هاى فرهنگى
عشق و علاقه به اسلام و روحانیّت باعث شد تا با تلاش و جدّیّت بسیار، حوزه اى ـ با برنامه ـ در شهر مذهبى كاشان تأسیس كنم. این گام بزرگ چنان تحوّلى در شهر و روستاهاى اطراف ایجاد كرد كه در مدتى كوتاه توانست صدها نفر را تا سطوح عالى پرورش دهد و به حوزه مقدّسه قم براى ادامه تحصیل اعزام دارد. در زمان حاضر نیز بسیارى از تربیت شدگان آن مدرسه عهده دار سمت هایى چون امامت جمعه، امور قضایى و تدریس در حوزه هاى دیگر مى باشند. هم اكنون نیز این مدرسه با حدود سى صد نفر طلبه به فعّالیّت مشغول است. درخور یادآورى است در جوار همین مدرسه حسینیّه اى هم زمان با تحوّل مذهبى در دانشگاه ها و تأسیس حسینیّه ارشاد، بنا كردم كه براى گشودن راه بینش مذهبى خالصِ وارسته از التقاط به روى جوانان مناسب است، هم چنین كوشیدم با دعوت از علما و دانشمندان و تربیت شدگان حوزه هاى علمى، مانند علّامه شهید آیة اللّه مطهّرى، شهید هاشمى نژاد و حضرات آیات و حجج اسلام: خزعلى، میرزا حسین نورى، مكارم شیرازى، محقق داماد و...، دست مرموز منافقان و چپ گرایان را از این شهر قطع كنم.
ناگفته نماند همان عشق و علاقه به گسترش فرهنگ اسلامى باعث شد كه مدرسه علمیّه اى در قمصر كاشان(منطقه ییلاقى) تأسیس كنم تا طلّاب شاغل در مدرسه كاشان در گرماى طاقت فرساى شهر در هواى مناسب قمصر به تحصیل ادامه دهند و ایّام تابستان به بطالت سپرى نشود و هم این كه حضرات طلّاب و محصلان حوزه هاى دیگر بتوانند از این مكان و فرصت بهره برند. با وجود كار شكنى و ممانعت سخت ساواك، این مدرسه كه مى تواند امیدى براى آینده باشد آماده شد و اكنون چندین سال است كه بسیارى از طلّاب كاشان و سایر شهرها در آن به تحصیل مشغول اند.
از دیگر خدمات فرهنگى این جانب، تأسیس كتاب خانه ارزنده اى است كه در جوار مدرسه علمیّه بنا شده است. در جهت همین فعّالیّت هاى فرهنگى به تدریس پرداختم و مقیّد نبودم كه كتاب و سطح خاصّى را آموزش دهم.
براى اشاعه و ترویج فرهنگ قرآن تا حدّ امكان از هیچ تشویقى روگردان نبودم. حوزه اى براى تعلیم قرآن تشكیل دادم. به تدریج اساتیدى براى این فن در كاشان تربیت شدند، سپس ایشان را به قم معرّفى نمودم.
فعّالیّت هاى اجتماعى
از ابتدا براى مردم به ویژه طبقه مستضعف احترام قائل بودم و از كمك كردن به آنان رضاى خدا را مى جستم. از این رو، براى ارباب حاجت وقت خاص قائل نبودم و گاه بدون صرف صبحانه و نهار مراجعان را مى پذیرفتم. با آن كه در رفع احتیاج آنان منتهاى كوشش را مى كردم باز از دیدن یك نیازمند متأثر مى شدم؛ به این علّت به تأسیس نخستین صندوق قرض الحسنه در كاشان همّت گماشتم به این امید كه بارى از غم نیازمندان را بردارم و با ربا خوارى ـ كه در كاشان بازار داغى داشت ـ مبارزه نمایم.
درمانگاه وسیعى نیز براى مداواى مریضان به بودجه برخى مؤمنان احداث كردم و چون در شهر كاشان گورستان مناسبى وجود نداشت، با كوشش بسیار، گورستان وسیعى ایجاد شد. چون رسیدگى به ضعفا و نیازمندان را در رأس كارهاى خویش قرار داده بودم، دیدن جمعى از همشهریان بى بضاعت در گرماى توان فرساى تابستان مشهد در گوشه خیابان مرا بر آن داشت تا براى رفاه حال این طبقه، زایر سرا و مأوایى دست و پا كنم و بدین مهم نیز توفیق یافتم. مضاف بر آن چه كه بیان شد ده ها مسجد و حسینیّه و حمام در شهر و روستاها براى مردم مهیّا كردم.
به رسم معمول بین طلّاب حوزه هاى علمیّه در ایّام تبلیغ دور افتاده ترین مناطقى براى تبلیغ بر مى گزیدم و در این امر چنان موفق بودم كه هم اكنون نیز بعد از گذشت سال ها خدمت در مسیر اسلام، معتقدم كه بیش از هر چیز با آن خدمات دوران تبلیغ طلبگى چشم امید به رحمت خداوند متعال دارم.
حضور در مبارزات
پس از بازگشت به كاشان و تعهّد مسئولیّت شهر و حومه در حسّاس ترین شرایط پس از رحلت مرحوم آیة اللّه بروجردى قدّس سرّه ـ كه قدرت دیكتاتورى محمد رضاخانى مصمّم بود نگذارد در ایران قدرت روحانیّت متمركز بماند و به تدریج حوادث شوم و ننگین سال 1342شمسى را به وجود آورد ـ با رهبر كبیر انقلاب حضرت امام قدّس سرّه رابطه مستقیم داشتم و در اعتصاب مساجد و مجامع نقش به سزایى را عهده دار بودم.
در سال هایى كه رژیم، سخت مشغول تحكیم مبانى سلطنت خود و سلطه اجنبى بود، به شدّت دست به كار مبارزه ریشه اى و فرهنگى علیه نظام شدم به نحوى كه انقلابى ترین گویندگان و سخن وران را به كاشان دعوت كردم و انقلابى ترین طلّاب جوان را به روستاها و بخش ها اعزام نمودم و در این جهت، كاشان و حومه چنان مستعد و آماده بود كه پس از فوت مرحوم آیة اللّه حكیم، مرجعیّت مطلقه حضرت امام در این منطقه تثبیت گردید.
با موضع گیرى هاى آشكارم در برابر حادثه فیضیّه، جشن هاى منحوس 2500ساله، تغییر تاریخ هجرى و انتخابات قلّابى و فرمایشى مجلس طاغوت، سخت مورد تهاجم و استیضاح ساواك قرار گرفتم، امّا همین جهت گیرى ها سبب شد كاباره اى در كاشان به مسجد مبدّل شود و «مسجد الحسین» نام گیرد.
گفتنى است از ابتداى انقلاب همراه مردم بودم و مى كوشیدم آنان را از حقیقت انقلاب آگاه كنم و گاه حوادث را پیش بینى مى كردم و مردم را از آن مطلع مى ساختم. در كوران انقلاب، خانه ام مأمن بسیارى از رجالِ شناخته شده و تحت تعقیبِ رژیم بود كه به مناسبت هاى ایّام از وجود آنان براى ترغیب مردم و تسریع نهضت استفاده مى نمود.
در انقلاب با توفیق خداوند هم آهنگى مبارزات مردمى را در منطقه به عهده داشتم وبا احاطه كامل نفوذ منحرفان (چه در دوره انقلاب چه در دوره پیروزى) به كارخانه ها و روستا را سد كردم. پس از پیروزى انقلاب نیز از همان آغاز با حاكمیّت خطّ لیبرال، بنى صدر، التقاط و الحاد در ستیز بودم.
در مرداد 1358(رمضان 1399) به حكم حضرت امام قدّس سرّه مأمور به اقامه نماز جمعه در كاشان گردیدم. در آذر 1361شمسى(صفر 1403) به نمایندگى مجلس خبرگان از استان اصفهان انتخاب شدم. در اردى بهشت1362(رجب 1403) طى حكمى از سوى امام قدّس سرّه به نمایندگى ولى فقیه در منطقه منصوب گردیدم.
در پایان از خداوند متعال مسئلت مى نمایم كه مرا براى خدمت به اسلام توفیق دهد و یارى فرماید.
علامه سید محسن امین عاملی

علامه سید محسن امین عاملی

علامه سید محسن امین عاملی
آیت الله سید محمود طالقانی

آیت الله سید محمود طالقانی

آیت الله سید محمود طالقانی
صداي انقلاب

صداي انقلاب

صداي انقلاب
در زندان

در زندان

در زندان
UserName