• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1385/12/17
  • تاريخ :

بیداد تقلید در موسیقی آوازی

حسین علی‌شاپور از نسل آوازخوانانی است كه در دهه هفتاد آموزش جدی آواز را آغاز كردند . وی نخستین بار نزد "صدیق تعریف"، خواننده شناخته شده رفت و ردیف آوازی را در فاصله سالهای 71 تا 75 با وی آغاز كردو چنانكه خود می گوید هنوز هم از دانش تعریف بهره می بردو درك محضرش را غنیمت می داند.

پس از این دوران ، مدتی کوتاه را نزد زنده یاد استاد رضوی سروستانی و سپس آقای محسن کرامتی تلمذ کرد. اواخر سال 78 بود که افتخار شاگردی و همنشینی با زنده یاد استاد " منوچهر همایونپور " را پیدا می كند كه خود معتقد است دریچه تازه ای برایش گشوده می شود. حضور در جلسات آواز خوانی استاد زنده یاد حسین عمومی نیز بر اندوخته های علیشاپور در آواز ایرانی افزود.

این هنرمند فروتن از سه سال قبل همكاری و اجرای كنسرتهای مختلف درایران و دیگر كشورها را آغاز كرد.

كنسرت در تالار وحدت به همراه گروه خانم ملیحه سعیدی ،حضور در فستیوال بزرگداشت " محمد القپانچی " موسیقی دان بزرگ عرب در سلیمانیه عراق که مورد تقدیر هم قرار گرفت و اجراهایی در ترکیه ( شهرهای آنکارا و استانبول) و انتشار و عرضه آلبومی با عنوان " سر به نی " با آهنگسازی " شهرام صالحی از دیگر فعالیتهای علیشاپور در عرصه آواز بوده است.

علیشاپور كه امسال با گروه غوغا به سرپرستی محسن نفر در جشنواره فجر حضور یافته بود، روزنامه نگار است و در خبرگزاری ایلنا مسئولیت بخش فرهنگی وهنری را بر عهده دارد. این گفتگو روایت کننده فعالیت‌ها ودید گاههایش در موسیقی و آواز است.


-- آقای علی شاپور شما از معدود افرادی بودید كه محضر زنده یاد همایون پور را درك كردید.، از ویژگیهای تدریس وی بگویید و اینكه در درس آواز و ردیف آوازی برچه عناصری بیشتر تكیه می كرد؟

همان طور که مستحضر هستید استاد همایونپور، هنرمندی بود با خصوصیات اخلاقی بسیار ویژه که اهالی موسیقی با آن ها آشنا هستند. فردی بود بسیار کم حوصله و در عین حال سخت گیر و خوش سلیقه.

در محضر همایونپور هنرمندان بسیاری می رقتند و می آمدند، اما این که ایشان بخواهد به آن ها مطلبی را یاد بدهد به طور کلی پرهیز داشتند.

از دوستان نوازنده ای که مطالبی را از ایشان آموختند ، می توانم به دوستان هنرمندم "شهرام آقایی‌پور"، "رضا موسوی زاده" و "فرامرز ملکی" اشاره کنم. اما در حوزه خوانندگی، علاوه بر بنده ، آقای "رسول رهو" و به صورتی محدودتر آقای "مهدی مبتقی" می آمدند و کسب فیض می کردند.

البته همایونپور به طور اختصاصی کلاسی برای آموزش آواز نداشت و هر چه که قرار بود به ما یاد بدهد در همان جلسات همنشینی به آن ها می پرداخت که هفته ای دو – سه بار برگزار می شد .

به طور کلی استاد همایونپور در زمره خوانندگان ردیف دان قرار نمی گرفت و آموزش ردیف هم نمی داد. بنا بر این اگر کسی می خواست چیزی از ایشان بیاموزد ، باید زیر و بم ردیف و پایه های موسیقی ایرانی را خوب می شناخت که دوستانی که خدمت ایشان بودند نیز همین خصوصیات را داشتند.

آن چه که می توان از بارزترین خصوصیات همایونپور چه در آثار آوازی و چه در حوزه نظری او به آن اشاره کرد، سلیقه بسیار عالی و ممتاز او در انتخاب و خواندن شعر بود که اتفاقا به عنوان شاگرد ایشان بیش از همه چیز بر فراگیری همین نکات تاکید داشتم.

امروزه بسیاری از دوستانی که آواز می خوانند ، در لفظ بر این نکته که شعر باید خوب انتخاب شود و خوب خوانده شود تاکید دارند، اما در عمل برخی منافات ها بین قول و عمل وجود دارد. استاد همایونپور این مطلب را بسیار نیک می دانست و به ما نیز تاکید می کرد که کاری را نکنید که بسیاری از اهالی آواز در حال حاضر آن را انجام می دهند.

البته این حرف ایشان بدان معنا نبود که خود را تافته ای جدا بافته و سوای بدنه موسیقی ایران فرض کنیم و اتفاقا تاکید داشتند که هرکس مطلبی آموختنی داشت ، باید نزد او زانوی شاگردی زد و یاد گرفت؛ منتها در اجرای آواز نظرش همان بود.

انتقال شیوه آوازخوانی نیز از دیگرمسائلی بود که همایونپور بر آن اصرار داشت. البته از میان دوستان معدودی که خدمت ایشان بودند ، بنده بیشتراز ایشان تاثیر داشتم و به طور کلی در لحن و بیان، بیشتر تالی ایشان بودم ، اما دوستان دیگرم آقایان رهو و مبتقی، هر یک با لحن دیگری می خوانند مثلا آقای رهو خیلی به زنده یاد دکترعمومی نزدیک است و آقای مبتقا از ظلی و قمر تاثیر دارد.


-- به توجه به این كه در كار آواز مدتی هم نزد جناب صدیق تعریف بوده اید از شیوه تدریس وی بگویید؟

جناب آقای تعریف هم استاد من هستند و هم به دوستی ایشان مفتخرام و اتفاقا این شانس را داشته ام که از همان ابتدا نزد معلمی باشم که بر ردیف موسیقی ایران به خوبی تسلط دارد و به خوبی آن را به شاگرد انتقال می دهد.

حسن شیوه آموزش آقای تعریف این است که او در این راه خستگی ناپذیر است و درس را بارها و بارها برای شاگرد تکرار می کند تا آن را کاملا یاد بگیرد . البته او بنا بر عادتی دیرینه اجازه ضبط درس ها را به هنرجو نمی دهد که اتفاقا عملی بسیار خوب است و موفقیت این روش را لااقل من به تجربه دریافته ام.

این شیوه یک حسن دیگر نیز دارد و آن این است که هنرجو می تواند عیار خودش را بهتر بسنجد که آیا اصلا می تواند در این راه موفق باشد یا خیر. طی سال هایی هم که نزد آقای تعریف شاگردی کرده ام، دیده ام دوستانی را که از عهده برنیامده و کار را رها کرده اند . به طور کلی کسانی نزد آقای تعریف دوام می آوردند که ذهنیت موسیقایی آن ها قوی تر بود و می توانستند درس های داده شده را در ذهن خود بپرورانند.

البته از میان شاگردان ایشان که بعدها در موسیقی به شهرت بیشتری دست پیدا کردند می توان از "سالار عقیلی" و "سینا سرلک" نام برد که هر دوی آنان بعد از سال های 71 و 72 یعنی زمانی که خدمت استاد بودم، آمدند و شاگردی کردند.


-- چندی قبل كنسرتی درباره مجید وفادار و آثارش در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار كردید ؟ به نظر شما آثار وفادار را باید در چه دسته بندی از موسیقی ایرانی قرار داد و این كه جایگاه وی در تاریخ موسیقی ایران چیست؟

اجازه بدهید به دلیل آن که نظردهی متقن درباره استاد " مجید وفادار" و جایگاه ایشان در موسیقی ایران به حوزه کاری پژوهشگران و آهنگسازان موسیقی ایران باز می گردد و بنده نیز برای این تفکیک ارزش و اهمیت قائلم ، بسیار کلی در این باره صحبت کنم و رد شوم .

"مجبد وفادار" آثاری را خلق کرده که هم در حوزه موسیقی سنتی ایران، هم در حوزه پاپ – سنتی و هم در حوزه پاپ می گنجند و البته در هر سه حوزه هم، او با توفیق رو به روست و کاملا از عهده برآمده و از این جهت یکی از استثناهای تاریخ موسیقی ماست. اما نمی دانم چرا در خصوص شهرتی که حقیقتا سزاوار کسب آن بوده و هست، به این نحو غریب، غریب مانده است.

در هر صورت آن چه که از دست کوتاه ما بر می آمد، فراهم آوردن شرایطی برای بررسی آثار و زندگی استاد وفادار بود که مرکز موسیقی حوزه هنری نیز همکاری خوبی کرد وبه هر شکل برنامه آبرومندی برگزار شد.


-- در ایام دهه فجر شما به اتقاق گروه آوا به سرپرستی محسن نفر شركت كردید، ارزیابی شما از همكاری با این گروه و آقای نفر چیست ؟

تجربه کار با آقای "نفر" ، تجربه بسیار مفید و تازه ای بود . همان طور که می دانید ، "نفر" هنرمندی است با عقاید کاملا ویژه و مستقل. رپرتواری که او با عنوان "مینیاتور" به جشنواره آورده بود نیز برخاسته از همین عقاید و اندیشه ها بود. البته به شما عرض کنم که قبل از این که خدمت ایشان و گروه "غوغا" باشم، خوانندگان زیادی آمده و رفته بودند و به هر شکل تقدیر این شد که در این کنسرت من بخوانم که شکر خدا اجرای ارکستر و در کنار آن، درس پس دادن بنده مورد توجه منتقدان ارجمند موسیقی قرار گرفت.

نفر موسیقی دانی است که متاسفانه با وجود شایستگی های بسیار ، هنوز آن گونه که باید در جایگاه واقعی خود قرار نگرفته که البته گمان کنم از این پس با اجراهای متعددی که خواهد داشت، این جایگاه را کسب کند.


-- شما علاوه بر كار آواز و موسیقی ، به روزنامه نگاری نیز سرگرمید ، فكر نمی كنید كه این شغل به كار شما لطمه بزند و ایا اصولا این دو پیشه با هم قابل جمع اند؟

اول اجازه دهید مطلبی را عرض کنم . همان طور که در ابتدای بحث خدمتتان گفتم ، به دلیل اعتقاد داشتن به حرکت فخیم و بطئی در حوزه حوسیقی، از رانت های و رابطه های مطبوعاتی در جهت طرح نام استفاده ای نکرده ام. چرا که معتقدم، حوزه موسیقی یک حوزه عملی است و شما باید کار خوب کنید تا مورد توجه قرار بگیرید.

به عقیده من، خود را در بوق و کرنا کردن ، فقط تا یک مقطع خاص جواب می دهد و بعد از آن شما به عنوان کسی که کار هنر می کنید، در مخمصه ناتوانی ها گرفتار می آیید. اما در مورد تعارضی که مطرح فرمودید باید بگویم که اتفاقا اشتغال به روزنامه‌نگاری به دلیل آن که اندیشه شما را از نظر اطلاعاتی تقویت می کند و از سوی دیگر ارتباط با اصحاب هنر را قوی‌تر و عمیق‌تر می‌سازد، می‌تواند توان هنری را از جهات مختلف بالا ببرد.

همان طور که بارها عرض کرده ام، با وجود مفتخر بودن به کسوت روزنامه نگاری، به لحاظ تقدم زمانی ، خود را در وهله نخست یک آوازخوان می دانم و عمده دغدغه های درونی خود را در این کسوت جست و جو می کنم. اما یک مطلب و خواسته‌ای هست با همکاران روزنامه‌نگار که فارغ از این که هنرمند چه شغلی دارد، آثار و شیوه کار او را با صراحت و سلامت نقد و بررسی کنند. حال "علی‌شاپور" روزنامه نگار باشد یا آن که هنرمندی دیگر با شغل دیگر.


-- نظرتان درباره آموزش آواز و نیز شیوه های آوازی در ایران چیست؟

بسیار می شود در این رابطه گفت. اما من به مساله ای کلیدی اشاره می کنم. این که در حال حاضر مشکل موسیقی آوازی ما، فقدان هنرمندان آشنا با ردبف موسیقی ایرانی نیست. حقیقتا و بی تعصب عرض می کنم که موسیقی آوازی ما با کسری گفتمان های مستقل رو به روست.

تقلید در موسیقی آوازی بیداد می کند و این مساله به ذات آوازایرانی لطمه می زند . از استاد طاهزاده پرسیده بودند: چه شد که شما به این شیوه ممتاز در موسیقی آوازی دست یافتید و ایشان جواب دادند که کاری را که همه می کردند، من انجام ندادم. از این دست تفکرات در موسیقی ما بسیار بوده و هست. منتها تتبع، درایت، مطالعه و مهم نر از همه روحیه آموختن باید باشد تا امور شکل بگیرد. شاید محملی دیگر فراهم شود تا بتوانم فقط در این باره صحبت کنم. گفتنی ها زیاد است....


-- و سخن آ‌خر؟

نقل قولی از استاد همایونپور : مشکل بیشتر آواز خوانان ما این است که صدای خود را از شعر حافظ و سعدی بیشتر دوست دارند.

منبع : همشهری‌ - كیمیا امیری

UserName