• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1404
  • يکشنبه 1385/12/13 ساعت 12:52
  • تاريخ :

حضرت آیت الله العظمى آقاى حاج سید على حسینى سیستانى دام ظله العالى

معظم له در فقه و بسیارى از علوم سرآمدند و در پاره اى از علوم تالیفات گرانبهایى دارند و هم اكنون در ظل عنایات علوى سلام اللّه علیه تنها زعیم حوزه علمیه مقدسه نجف اشرف محسوب مىشوند
درس آیـت اللّه العظمى خوئى (قدس سره ) براى بیش از نیم قرن مهد علم و دانش اسلامى بوده است , و صدها فقیه و مجتهد برجسته از وجود ایشان بهره بردند. از بارزترین شاگردان ایشان حضرت آیت اللّه العظمى حاج سید على حسینى سیستانى (دام ظله ) مى باشد. حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) یكى از برجسته ترین شاگردان آیت اللّه خوئى بودند و صاحب مقام علمى , نبوغ و فضیلت مى باشند. سخن ما درباره این شخصیت بزرگ خواهد بود.
1 ـ ولادت :
حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى در سال 1349 هجرى قمرى در شهر مقدس مشهد از خاندانى معروف به علم و تدین دیده به جهان گشود. پس از فراگیرى علوم ابتدائى , مقدمات و سطح , نزد برخى از اساتید و مدرسان به فراگیرى علوم عقلیه و معارف الهیه پرداخت . وى دروس خـارج را در مـشـهـد بـه اتمام رساند, و از محضر علامه محقق میرزا مهدى اصفهانى (قدس سره ) بهره هاى فراوانى برد. سپس در حیات مرجع بزرگ سید حسین بروجردى (قدس سره ) به سال 1368 ه ق وارد شد, و از مـحضر علما و فضلا آن زمان , از جمله آیت اللّه العظمى آقا سید حسین بروجردى (قدس سره ) در فـقـه و اصـول بـهـره فـراوان بـرد, و از دانـش و مـعرفت فقهى او, بویژه در علم رجال و حدیث , استفاده هاى بسیارى كرد. وى هـمـچـنـیـن در دروس فـقیه و عالم فاضل سید حجت كوهكمرى (قدس سره ) و تعدادى از علماى معروف آن دوره , شركت نمود. پـس از آن در سـال 1371 هـ ق قم را ترك و بسوى سرچشمه حوزهاى علم و فضیلت , یعنى نجف اشرف هجرت كردند, و آنجا در درسهاى بزرگان علم و اندیشه همچون آیات عظام : حكیم , شیخ حسین حلى , و خوئى (رضوان اللّه تعالى علیهم ) شركت كردند. حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) بیشتر در دروس و بحثهاى خوئى در فقه و اصول , و بحث شیخ حلى (یك دوره كامل در اصول ) كه بیش از ده سال به طول انجامید, شركت جستند. حـضـرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) از سال 1381 ه ق به بحث و تدریس خارج مكاسب شـیـخ انـصارى (قدس سره ) پرداختند, سپس شرح كتاب العروة الوثقى را آغاز و كتاب الطهارة و بیشتر فروع كتاب الصلاة و قسمتى از كتاب خمس را به اتمام رساندند. ایـشـان در شعبان سال 1384 ه ق دروس بحث خارج در اصول را آغاز كردند كه دوره سوم آن در شعبان 1411 ه ق به پایان رسید. بـیـشـتـر شـاگردان معظم له تقریرات درسى ایشان كه اغلب در فقه و اصول مى باشند را ثبت و یادداشت نمودند.
2 ـ نبوغ علمى :
حـضـرت آیـت اللّه الـعظمى سیستانى (دام ظله ) همواره در بحوث اساتید خود استعداد و هوش فوق العاده اى نشان مى دادند و برجسته تر از همه همشاگردانش بود. وى در اشكال گیرى وحضور ذهن و كثرت تحقیق و تتبع در مسائل فقهى و رجال و تداوم فعالیت عـلمى و آشنائى با بسیارى از نظریه ها در میدانهاى علمى گوناگون در حوزه , مهارت استثنائى نشان دادند. شایان ذكر است كه میان حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) و شهید صدر (قدس سره ) در حوزه نبوغ علمى و رقابت شدید بود. بـه این امر مى توان از گواهى اجتهادى دو تن از اساتید وى یعنى آیت اللّه العظمى سید ابوالقاسم خوئى (رضوان اللّه تعالى علیه ) و علامه حسین حلى (قدس سره ) نگاشته اند پى برد. و مـعروف است كه آیت اللّه خوئى (قدس سره ) به هیچ یك از شاگردان خود, بجز حضرت آیت اللّه الـعـظمى سیستانى (دام ظله ) و آیت اللّه شیخ على فلسفى (كه از علماى معروف مشهد مى باشد) گواهى خطى ندادند. و نـیـز شیخ محدثان عصر خود علامه آقابزرگ تهرانى (قدس سره ) براى حضرت آیت اللّه العظمى سـیـسـتانى (دام ظله ) در سال 1380 هجرى قمرى گواهینامه اى نوشته است و در آن از مهارت حـضـرت آیـت اللّه الـعظمى سیستانى (دام ظله ) و درایت وى در علم رجال و حدیث تمجید شده است . یـعـنـى هنگامى كه هنوز حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) به سن 31 سالگى نرسیده بودند حایز این مرتبه والا گردیده اند.
3 ـ تالیفات و دستاوردهاى فكرى :
نـزدیـك بـه 34 سال پیش , حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) شروع به تدریس بحث خارج فقه و اصول و رجال كردند. و نیز بحثهایى پیرامون مكاسب , طهارت , نماز, قضا, خمس , و برخى از قواعد فقهى مانند ربا, تقیه , و الزام به انجام رساندند. وى تـدریـس اصول را در سه دوره تمام كرد, كه بعضى از بحثهاى این دوره , مثل بحثهاى اصول عـلمى و تعادل و تراجیح و همچنین بعضى از مباحث فقهى , و برخى از ابواب نماز و قاعده تقیه و الزام , آماده چاپ است . عـده اى از فـضـلا مـعروف نیز كه بعضى از ایشان مدرس بحث خارج مى باشند مانند علامه شیخ مـهـدى مـرواریـد, علامه سید حبیب حسینان , سید مرتضى اصفهانى , علامه سید احمد مددى , عـلامه شیخ باقر ایروانى , و تعدادى از اساتید حوزه هاى علمیه , بحث ایشان را به مراجعه و بررسى گذاشتند. حـضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) همزمان با تدریس و بحث مشغول تالیف و نگاشتن كتابهاى مهم و چند رساله شدند. هـمـچنین , حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) كلیه تقریرات بحثهاى اساتید خود را به رشته تالیف درآوردند. برخى از تالیفات معظم له :. 1 ـ شرح كتاب العروة الوثقى . 2 ـ بحثهاى اصولى . 3 ـ كتاب قضا. 4 ـ كتاب البیع و الخیارات . 5 ـ رساله اى در لباس مشكوك . 6 ـ رساله اى در قاعدة الید. 7 ـ رساله اى پیرامون نماز مسافر. 8 ـ رساله اى درباره قاعده تجاوز و فراغ . 9 ـ رساله اى پیرامون قبله . 10 ـ رساله اى در تقیه . 11 ـ رساله اى درباره قاعده الزام . 12 ـ رساله اى در اجتهاد و تقلید. 13 ـ رساله اى پیرامون قاعده لا ضرر و لا ضرار
. 14 ـ رساله اى در ربا. 15 ـ رساله اى درباره حجیت نامه هاى ابن ابى عمیر. 16 ـ نقد رساله تصحیح اسانید اردبیلى . 17 ـ شرح مشیخة التهذیبین . 18 ـ رساله اى پیرامون مسالك القدما فى حجیة الاخبار. و نیز تالیفات خطى و رساله هاى علمى دیگر درباره احكام مخصوص مقلدین .
4 ـ روش وى در بحث و تدریس :
روش حـضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) از دیگر روشهاى اساتید حوزه و ارباب بحث خارج تفاوت دارد. براى مثال , روش وى در بحث علم اصول به ویژگیهاى زیر معروف است :. الف ـ ذكر تاریخ بحث و شناخت اصول و پایه هاى آن كه شاید یك مسئله فلسفى , مانند: سهولت و آسـانى ((مشتق )) وتركیبات آن باشد, یا عقیدتى ـ سیاسى , مانند: بحث تعادل و تراجیح , كه او در آن گفته است : قضیه اختلاف احادیث نتیجه مبارزات و كشمكشهاى فكرى و عقائدى آن زمان و نیز شرایط سیاسى زمان امامان (ع ) بود. و اندك اطلاعى از تاریخ این بحث ما را به گوشه و كنار آن مسئله و حقیقت افكار و آرا كه در این باره مطرح است , مى رساند. ب ـ پیوند میان فكر حوزوى و فرهنگهاى معاصر, ضمن بحث از معنى الفاظ. مؤلف كتاب ((الكفایة )) عقیده خود درباره معانى الفاظ را بر اساس نظریه فلسفى معاصر, كه بنام ((نظریه تكثر ادراكى )) در فعالیت ذهن بشرى و خلاقیت آن است , ساخته است . بـه ایـن مـعـنـى كـه ذهـن ممكن است یك مطلب را با دو شكل مختلف تصور كند: كه یكى را با استقلال و دقت و وضوح , كه به او ((اسم )) گفته مى شود. و دیگرى با انقباض یا گرفتگى , كه آن ((حرف )) نامیده مى شود. و وقـتى كه وارد بحث ((مشتق )) مى شود, ایشان از زمان , با بینش فلسفى جدید كه در غرب رایج است , و اینكه باید زمان را از مكان به لحاظ تعاقب نور و ظلمت جدا كرد, سخن مى گوید. و ضـمن بحث درباره ((صیغه امر)) و بحث از ((تجرى )), نظریه برخى از علماى جامعه شناسى را مـطـرح مـى كـنـند كه بر این عقیده اند كه سئوال ناشى از تداخل صفت درخواست كننده باید از حقیقت درخواست او تفكیك شود. مـلاك اسـتـحـقـاق عقوبت و جزا یاغى شدن عبد بر علیه مولاى خود است , و این حالت مبنى بر تقسیمات و طبقه بندى جوامع قدیم بشرى است كه سروران , غلامان , برتر, بدتر, و...داشته است . در واقـع , ایـن نظریه از بقایاى فرهنگهاى دیرین , كه با زبان رده بندى نه زبان قانونى كه مبنى بر مصالح انسانى عام است تكلم مى كردند. ج ـ اهتمام نسبت به اصولى كه با فقه ارتباط دارد, لذا, یك طلبه مى تواند اغراق و تفصیل علما را در بـحـثـهـاى فقهى كه هیچ ثمره علمى یا فایده فكرى ندارند, ملاحظه كند, مانند بحثهایى كه درباره ((وضع )) مى كنند, و اینكه آیا ((وضع )) یك امر اعتبارى یا تكوینى , یا امرى است كه متعلق بـه تـعـهـد یـا تخصیص است , یا بحثهایى كه در بیان موضوع ((علم )) و برخى از عوارض ذاتى در تعریف موضوع ((علم )) و مانند آن مى كنند. امـا آنـچـه كـه در دروس حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) مشاهده مى شود, كوشش فراوان و بذل نهایت زحمت براى به دست آوردن مبناى علمى محكم و استوار در بحثهاى اصولى در رابطه با روشهاى استنباط, نظیر مباحث اصول عملى , تعادل و تراجیح , و عام و خاص , مى باشد. د ـ نوع آورى : بسیارى از اساتید ماهر حوزه , روح یا فن نوع آورى و تجدید را دارا نیستند, و همیشه سـعـى ایـشان بر این بوده كه تعلیقى یا حاشیه اى بر این كتاب یا آن رساله بنگارند, بدون اینكه به جوهر بحث بپردازند, لذا مى بینیم كه این نمونه از اساتید فقط آراى موجود را بحث نموده و از بین آنـها یكى را انتخاب مى كنند, و خود را با عباراتى مانند ((فتامل )) یا ((فافهم )), یا ((در این اشكال دو اشكال وجود دارد)) و ((باید در این دو اشكال تامل بخرج داد)), و... مشغول مى كنند. هــ ـ نـكـاح اهل شرك جایز است : حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) این قاعده را كه ((تـزاحـم )) نـام دارد, و فـقـهـا و اصولیین آن را بعنوان یك قاعده عقلى یا عقلائى صرف , مطرح مـى كـنـند, ضمن قاعده ((اضطرار)), كه یك قاعده شرعى و نصوص زیادى درباره اش ذكر شده , مثل ((هر چیزى را كه خداوند حرام كرده است براى مضطر حلال كرده )), مى دانند. پس , در واقع , قاعده ((اضطرار)) همان قاعده ((تزاحم )) است . و یـا ایـنـكه فقها و اصولیین قاعده اى را بیهوده طول مى دهند, مانند آنچه در قاعده ((لا تعاد)) مشاهده مى كنیم . كه فقها آن را, به دلیل وجود نص مخصوص نماز مى دانند. در صـورتـى كـه آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) روایت ((لا تعاد الصلاة الا من خمسة )) را مصداق كبراى دیگرى كه شامل نماز و واجبات گوناگون مى باشد, مى شناسند. ایـن كـبرى در آخر متن روایت موجود است كه عبارت است از ((و لا تنقض السنة الفریضة )), پس آنـچـه كـه مسلم است در نماز و غیره ترجیح فریضة بر سنت است , مانند ترجیح وقت و قبله , زیرا وقت و قبله از فرایض هستند نه سنت . و ـ دیدگاه اجتماعى : بعضى از فقها متون را تحت اللفظى ترجمه و معنى مى كنند. بـعبارت دیگر, خودشان را مقید به حروف متن مى سازند بدون اینكه فراتر از آن بروند و به معانى وسیع آن متن بپردازند. بـعـضـى دیـگـر از فـقـهـا شرایطى كه متن در آن گفته شده است را مورد بحث و بررسى قرار مى دهند تا با حوادثى كه بر دلالت آن متن تاثیر مستقیم مى گذارند, آشنا شوند. بـه طـور مـثال , اگر به حدیث پیغمبر گرامى , كه در آن خوردن گوشت خر اهلى را (در جنگ خیبر) حرام كردند بنگریم , مى بینیم كه بعضى از فقها به یكایك حروف این حدیث عمل مى كنند, بـه ایـن معنى كه گوشت خر اهلى را, طبق این حدیث , حرام مى دانند, در صورتى كه كه اگر به شـرایط خاصى كه این حدیث در آن گفته شده است توجه كافى داشته باشیم , به منظور اصلى و هدف اساسى كه پیغمبر گرامى مى خواستند آن را در این حدیث پیاده كنند پى خواهیم برد, و آن این است كه جنگ با یهودان خیبر نیاز مبرم به سلاح و تجهیزات داشت , و سلاح و تجهیزات , در آن زمان آن هم با آن شرایط سخت كه مسلمانها در آن بسر مى بردند, به غیر از چهارپایان قابل حمل و نقل نبود. پـس , بـه ایـن نتیجه مى رسیم كه مراد از این حدیث نهى حكومتى بوده یعنى براى یك مصلحت خـارجـى كـه شـرایـط آن روزها اقتضا مى كرد, چنین دستورى صادر شده است و نباید به عنوان تشریع یا حرمت و یا كراهت تلقى شود. ز ـ داشـتن علم و درایت در استنباط: آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) بر این عقیده هستند كـه یك فقیه باید از زبان و دستور عرب اطلاع كامل داشته باشد, و با نثر, اشعار و مجازهاى عربى آشنا باشد تا بتواند متون را بر طبق موضوع , نه ذات , درك و طبقه بندى كند. و نـیـز بـاید بر احادیث اهل بیت (ع ) و راویان آن , احاطه كامل داشته باشد زیرا معرفت علم رجال براى هر مجتهد واجب و ضرورى است . هـمچنین , حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) آراى منحصر به فردى دارند كه با آنچه مشهور و معروف است , تفاوت دارد. مـثـلا, ایـشان در مساله عدم اعتماد به توهین (ابن قضائرى ) نسبت به دیگران , یا به خاطر توهین بیش از حد, و یا به خاطر عدم ثبوت نسبت كتاب به او, راى مغایرى دارند, و آن این است كه , كتاب مزبور تحقیقا به او برمى گردد, و قضائرى بیش از نجاشى , شیخ , و غیره مورد اعتماد مى باشد. ایشان بر این عقیده اند كه براى تعیین شخصیت راوى و تایید كردن او تا اینكه بتوان یك حدیث را, حـدیـث مسند یا مرسل نامید, باید به روش طبقات اعتماد كرد, و این همان روش مرحوم آیت اللّه بروجردى بود. آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) باور دارند كه فقیه باید از كتب حدیث و اختلاف نسخه ها با یـكـدیگر, و درك موقعیت و حال و احوال مؤلف , از لحاظ ضبط و صحت , و نیز روش تالیف كه این مؤلف یا آن راوى بكار برده , اطلاع كافى داشته باشد. مـثـلا, حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) این امر را كه , صدوق در نقل اخبار, روایات و احـادیـث دقـیـقـتـر از دیـگران مى باشد قبول ندارد, بلكه شیخ را, طبق كتب موجود و بر اساس قرینه ها, ناقلى امین و قابل اعتماد مى داند. و حـال آنـكـه حـضـرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) و شهید صدر در این باره كوشش و فعالیت بسیارى از خود نشان داده اند, و همواره نوع آورى و تجدید را پیشه مى گیرند. و وقـتـى كه آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) وارد بحث ((تعادل )) و ((تراجیح )) مى شوند به این نتیجه مى رسند كه راز این بحث , در علت اختلاف احادیث نهفته است . پـس , اگـر مـا به علل اختلاف متون شرعى بپردازیم , آن مشكل بزرگ و به ظاهر حل نشدنى حل خواهد شد. و خواهیم دید كه , از روایات ((ترجیح )) و ((تغییر)) كه صاحب ((كفایه )) آنها را بر استحباب حمل كرده است , بى نیازیم . شـهید صدر همین بحث را بررسى كرده است , لكن بر اساس عقل صرف , نه بر اساس ذكر شواهد تاریخى و حدیثى , و ارائه قواعد مهم براى حل اختلاف . هـ ـ مقایسه میان مكتبهاى گوناگون : همه مى دانیم كه بیشتر اساتید بحثها را از دید یك مكتب یا عقیده بررسى و مطالعه مى كنند, ولى حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) از این قبیل نیستند. وى مـثـلا, مـیـان حـوزه مشهد, قم و نجف اشرف مقایسه مى كند, و آراى میرزا مهدى اصفهانى (قدس سره ) كه یكى از علماى معروف مشهد بشمار مى رود, آراى آیت اللّه بروجردى (قدس سره ) كه سمبل تفكر حوزه علمیه قم مى باشد, و نیز آراى سه محقق معروف , آراى آیت اللّه خوئى (قدس سـره ) و شیخ حسین حلى (قدس سره ), به عنوان نمایندگان حوزه علمیه نجف اشرف را, همه با هم مطرح مى كند. در حقیقت , این نوع روش , زوایا و گوشه هاى بحث را به نحو احسن به ما نشان مى دهد. و اما روش فقهى آن بزرگوار, در واقع چند ویژگى دارد, از جمله :. 1 ـ مـقـایـسـه میان فقه شیعه و فقه دیگر مذاهب اسلامى , زیرا, بدون تردید, آگاه شدن از تفكر فـقهى اهل تسنن در عصر به وجود آمدن متن , مثل ((موطا مالك )) و ((خراج ابویوسف )) و امثال آنـهـا, ایـن امكان را به ما مى دهد تا از مقاصد ائمه (ع ) و نظر ایشان هنگام گفتن این حدیث یا آن سخن , مطلع شویم . 2 ـ بكارگیرى علم حقوق معاصر در بعضى از موارد فقهى , مانند مطالعه قانون دولت عراق , مصر و فرانسه , هنگام بررسى ((كتاب بیع و خیارات )), چرا كه شناختن اسالیب قانونى معاصر به انسان تـجـربـیـات زیـادى مـى بخشد, كه بتواند در تحلیل قواعد فقهى و توسعه دادن به طرز تفكر او و موجبات تطبیق آن همه نكات مهم , فعال باشد. 3 ـ بـیـشـتر علماى ما هیچ تغییرى روى قواعد فقهى كه از علماى گذشته به آنها رسیده انجام نـمـى دهـنـد, در حـالیكه مى بینیم آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) سعى بر این دارد كه به بعضى از قواعد فقهى تنوع بخشد. مثلا درباره قاعده ((الزام )), كه بعضى از فقها آن را به عنوان قاعده ((مصلحت )) مى شناسند كه بر اسـاس آن مـسلمانها, حق دارند براى بدست آوردن منافع شخصى خود, گاهى از قوانین مذاهب دیـگـر اسلامى , ولو اینكه این قوانین با مذهب اصلى خود آنها سازگار نیست , تبعیت مى كنند, در صـورتـى كـه حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) این وضع را قبول ندارند, و احترام هر مذهب و قوانین آن مذهب و مذاهب دیگر را, واجبتر و مقدمتر مى دانند, همانند قاعده ((لكل قوم نكاح )) یعنى (هر ملت , نكاح و رسم ازدواج مخصوص به خود را دارد).
5 ـ خصوصیات و ویژگیهاى شخصیت آیت اللّه سیستانى (دام ظله ):
هر كس كه از نزدیك با حضرت آیت اللّه سیستانى (دام ظله ) معاشرت و رفت و آمد كند, بزودى به شخصیت ممتاز و روحیه ایده آل او پى خواهد برد. ایـن شخصیت و روحیه كه آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) دارا هستند, وى را به یك الگوى برجسته و عالم ربانى مبدل كرده است . بـارى , بـه بـعـضـى از فـضـایـل و مـكارم اخلاقى آن بزرگوار, كه بنده از نزدیك شاهد آن بودم , مى پردازیم :. الـف ـ انـصاف و احترام به راى دیگران : چون ایشان عاشق علم هستند, و ارادت خاصى نسبت به معرفت و رسیدن به حقایق دارند. همواره به راى دیگران احترام مى گذارند, همیشه كتاب به دست هستند, و هرگز خواندن , تتبع , بحث و آگاه شدن از آراى دیگر علما را فراموش نكردند. لـذا گـاهى اوقات , ایشان بحثهاى برخى از علما, كه شاید هم به آن صورت معروف نباشند, مورد مطالعه و بررسى قرار مى دهد. و ایـن خـودش نـشانگر این است كه , حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) توجه خاصى و احترام فوق العاده اى نسبت به راى دیگران دارد. ب ـ ادب و نـزاكـت در مـحاوره ها: همینطور كه همه مى دانند, جلسات بحث و محاوره كه بین طـلـبـه هـا یا میان یك طلبه و استادش , بخصوص در حوزه علمیه نجف اشرف , انجام مى گیرد, بسیار خشن و تند مى باشند. البته , در بعضى مواقع , این نوع روش براى طلبه ها مفید است , ولى در عین حال , همیشه خشونت و تندى , روش صحیحى براى بحث و گفتگو نیست , و هرگز به هدف علمى مطلوب نمى رساند, و به غیر از تلف كردن وقت , و دور ساختن طلبه ها از روح مذاكره , چیز دیگرى دربرندارد. از جـهـت دیـگـر, هـمـیشه درسها و بحثهایى كه حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) با شـاگـردانشان بر پا مى كنند, بر اساس ادب و احترام دوجانبه میان شاگرد و استاد بوده و هست , گرچه حتى بسیارى از موضوعات یا بحثهایى كه جلوى ایشان مطرح مى شوند, ضعیف و بى پایه اند. یـكـى دیگر از خصوصیات حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) این است كه سعى دارند جوابى را كه به شاگردانشان مى دهند تكرار كنند, تا آنها مساله مطرح شده را درك كنند. امـا, اگـر سـئوال كننده روى نظر خود اصرار كند, حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) سكوت را ترجیح مى دهند. ج ـ تـربیت : تدریس یك وسیله اى براى كسب پول در مقابل آن , یا یك وظیفه رسمى كه استاد را وادار به انجام آن كند, نیست . بلكه سعى یك استاد خوب , مهربان و دلسوز, باید بر این باشد كه شاگردانش را تربیت كند, و آنان را به مقام علمى والا و پیشرفت دائم برساند. لذا, محبت لازمه این كار مى باشد. گذشته از اینكه , همواره و در همه جا آدم بى خیال و وظیفه نشناس موجود است , ولى در كنار آن , اساتیدى هستند مخلص , دلسوز, رئوف و فهمیده , كه هدف اصلى ایشان اداى رسالت تعلیم و تعلم به نحو احسن است . شایان ذكر است كه آیت اللّه حكیم (قدس سره ) و آیت اللّه خوئى (قدس سره ) همیشه سمبل اخلاق حـسـنـه بـودنـد, و آنـچـه كه از آیت اللّه سیستانى (دام ظله ) دیدم و شاهد آن بودم , همان اخلاق اساتیدشان بوده است .
وى همواره از شاگردانشان تقاضا مى كنند كه بعد از پایان درس , از ایشان سئوال كنند. حـضـرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله ) همیشه به شاگردان خود توصیه مى كنند كه به اساتید و علما اعلام احترام بگذارند, و هنگام سئوال یا بحث هر موضوع با آنان , نهایت ادب را رعایت كنند. وى مدام از اساتید خود, و روحیه عالى ایشان اخبار و قصه هاى فراوانى نقل مى كند. د ـ پارسائى و تقوا: بعضى از علماى نجف اشرف خود را از دعوا و مرافعه دور مى كنند, اما عده اى آن را گریز و فرار از واقعیت , یا هراس و ضعف در بیان مى دانند. ولى اگر به این مساله , از زاویه دیگرى بنگریم , خواهیم دید كه در واقع , این یك امر مثبت است , بلكه در خیلى از جاها, مهم و ضرورى است . حـال , اگر همان علما احساس كنند كه امت اسلامى یا حوزه , به علت رویداد مهیج و یا ابهامى در بـعضى از مفاهیم اسلامى در معرض خطر قرار گرفته است , بدون تردید, در صحنه خواهند بود, چرا كه آنان خوب مى دانند كه هر عالم باید, در مواقف سخت و حساس , علم خود را اظهار كند. نـكته مهمى كه نباید اینجا از یاد برد این است كه , همیشه آیت اللّه سیستانى (دام ظله ) در مواقع فـتـنـه و آشـوب سكوت را رعایت مى كردند, همانطورى كه بعد از درگذشت آیت اللّه بروجردى (قـدس سـره ) و آیـت اللّه حـكـیـم (قدس سره ), و بروز تعصبات شخصى و رقابت براى رسیدن به مـنـصـب و كرسى , حضرت آیت اللّه سیستانى (دام ظله ) همان سیاست ثابت خود را دنبال كرد, و هیچگاه هدف خود را, رسیدن به لذتهاى دنیوى , سلطه جوئى , یا مقام قرار نداد. هــ ـ آثـار فـكـرى : حـضـرت آیت اللّه سیستانى (دام ظله ) تنها یك فقیه نیستند, بلكه ایشان یك شخصیت متبحر, دانا و داراى یك بینش بالنده در حوزه اقتصادى و سیاسى است . وى نـظرات ارزشمندى درباره اداره و جامعه شناسى دارد, و همواره از اوضاع معاصر كه بر جامعه اسلامى حاكم است , مطلع و آگاه بوده است . 6 ـ مرجعیت او:
بـعضى از اساتید حوزه علمیه نجف اشرف نقل كردند, كه عده اى از فضلا و علما از آیت اللّه خوئى (قـدس سـره ), بـعـد از فوت آیت اللّه سید نصراللّه مستنبط, خواستند كه شرایطى را براى انتخاب جانشینى كه داراى صلاحیت مرجعیت در حوزه علمیه نجف اشرف , فراهم كند. وى آیـت اللّه سـیـستانى (دام ظله ) را, براى علمشان , پاكى مسلكشان و نیز خط مشى استوارشان انتخاب كردند. ابـتـدا, نماز را در محراب آیت اللّه خوئى (قدس سره ) بر پا كردند, سپس شروع به بحث و نگاشتن تعلیقات بر رساله آیت اللّه خوئى (قدس سره ) و مسلك ایشان پرداختند. بـعـد از رحـلـت آیـت اللّه خـوئى (قـدس سـره ), حـضـرت آیـت اللّه سیستانى (دام ظله ) یكى از تشییع كنندگان جنازه آن مرحوم بودند, و نماز میت را بر او گذاردند. پـس از آن , زمـام مرجعیت حوزه علمیه را بدست گرفتند, و شروع به فرستادن اجازات , تقسیم و پخش حقوق , و تدریس از روى منبر آیت اللّه خوئى (قدس سره ) در مسجد (خضرا) نمودند. و به این صورت , آیت اللّه سیستانى (دام ظله ) شهرت زیادى در عراق , كشورهاى خلیج فارس , هند, آفریقا و... مخصوصا در میان قشر جوانان پیدا كردند. حضرت آیت اللّه سیستانى (دام ظله ) یكى از علماى سرشناس و برجسته اند كه مشهور به اعلمیت هـسـتـنـد, و جـمـع كثیرى از اهل علم و اساتید حوزه علمیه قم و نجف اشرف بر اعلمیت ایشان گواهى مى دهند. از خداوند متعال مسئلت داریم كه مسلمین را از سایه مبارك ایشان محروم نسازد.
تالیفات:
Jurisprudence Made Easy
قاعدة لا ضرر و لا ضرار توضیح المسائل
منهاج الصالحین
Tevzih'ul Mesail
المسائل المنتخبة
آیت الله العظمی گلپایگانی

آیت الله العظمی گلپایگانی

آیت الله العظمی گلپایگانی
آیت الله سید محسن طباطبایی حکیم

آیت الله سید محسن طباطبایی حکیم

آیت الله سید محسن طباطبایی حکیم
آيت‏اللَّه سيدحسن صدر

آيت‏اللَّه سيدحسن صدر

آيت‏اللَّه سيدحسن صدر
آیت الله سیدمحمد باقر شفتی

آیت الله سیدمحمد باقر شفتی

آیت الله سیدمحمد باقر شفتی
UserName