• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4190
  • يکشنبه 1385/12/13 ساعت 12:44
  • تاريخ :

حجت الاسلام والمسلمین آقاى حاج شیخ صادق لاریجانی دامت برکاته

این‏جانب صادق لاریجانى آملى در سال 1339 شمسى در نجف اشرف دیده به جهان گشودم. پدرم مرحوم آیةاللّه العظمى حاج میرزا هاشم آملى(ره) از اعاظم فقها و مراجع نجف اشرف و قم بوده است و شاگردان بسیارى را در این دو شهر بزرگ علم و تقوا پرورانده است. مادرم صبیّه مرحوم آیةاللّه العظمى حاج سیّد محسن اشرفى(ره) است. ایشان از بزرگان شهر اشرف(بهشهر) بود و در آن‏جا سمت ریاست و مرجعیّت داشت و از شاگردان مبرّز مرحوم آخوند خراسانى(ره) محسوب مى‏شد؛ ولى به علّت انزوا گزیدن، نام چندانى از خود باقى نگذاشته است.
قریب یك سال و اندى داشتم كه مرحوم والد از نجف اشرف به شهر مقدّس قم نقل مكان نمود و بساط تدریس در این شهر گشود.
تولد و حسب و نسب
تحصیلات اوّلیّه
تحصیلات علوم اسلامى
تدریس و تحقیق
تألیفات
از سال 1345 تا 1356شمسى در مراحل دبستان و دبیرستان به دروس جدید اشتغال داشته‏ام و - بحمداللّه - در همه این سطوح، درس‏ها را با موفّقیت تمام به پایان برده‏ام و كم‏تر اتّفاق مى‏افتاد كه رتبه اوّل را حایز نباشم.
نیك به خاطر دارم كه از سال اوّل دبیرستان مسیر تحقیقم از درس‏هاى معمولى دبیرستان، بسیار فراتر رفت و كتاب‏هاى متعدّد دانشگاهى در رشته ریاضى را خود بدون كمك استاد فرا گرفتم؛ مثل:
Precalculus نوشته Serge lang،
دو مجلّد Calculus نوشته Tom.Apostol،
Mathematical Analysis نوشته Rudin،
Measure Theory نوشته Monro
و همه این‏ها قبل از وارد شدن به سال چهارم دبیرستان بود.
با فراهم آمدن بورس تحصیلى از دانشگاه صنعتى شریف، عازم تحصیل در یكى از كشورهاى غربى بودم كه ناگهان زندگى‏ام چرخشى تمام پیدا كرد و اندیشه و شوق تحصیل در علوم قدیم و دنبال كردن مسیر تحقیقات فقها و مجتهدان و فیلسوفان اسلامى، حركتى دیگر را باعث شد. علل این شوق و اندیشه جدید، خود داستان عجیبى دارد كه این‏جا مجال بیان آن نیست.
به هر حال، با تغییر مسیر علمى و در واقع تغییر مسیر زندگى‏ام، از سال 1356شمسى وارد عالم‏طلبگى شدم و با ولع و اشتیاق فراوان علوم رسمى حوزه را فرا مى‏گرفتم و در كنار آن‏ها با مباحث فیلسوفان غربى هم، آشنا مى‏شدم.
اكثر درس‏هاى دوره مقدّمات و سطح حوزه را با اساتیدى مبرّز و عمدتاً به‏طور خصوصى طى كردم و از محضر اساتیدى چون آیةاللّه صلواتى، آیةاللّه سیّد كاظم حائرى - دام ظلّهما - و دیگر بزرگان استفاده بردم. بحث‏هاى خارج اصول و فقه را از محضر مرحوم والد آیةاللّه العظمى حاج میرزا هاشم آملى(ره) و آیةاللّه العظمى حاج شیخ حسین وحیدى خراسانى - دام ظلّه - كه افتخار دامادى ایشان را هم دارم، استفاده برده‏ام.
فلسفه اسلامى را مدّتى در نزد آیةاللّه جوادى آملى و آیةاللّه حسن زاده آملى استفاده كردم.
سپس بعد از آن‏كه مدّتى دروس سطح از اصول الفقه مرحوم مظفّر، شرح لمعه، رسائل، مكاسب و كفایةالاصول را تدریس كردم،از حوالى سال‏1368شمسى به تدریس خارج اصول و پس از مدّتى به تدریس خارج فقه پرداخته‏ام و - بحمداللّه - تاكنون مشغول به این دو بحث هستم.
در جریان انقلاب در كنار مرحوم والد، در پاره‏اى اقدامات شركت جسته‏ام و پس از چندى حس كردم تهاجم فرهنگى غرب كمى از تهاجم نظامى آن ندارد، از این‏رو، در حدّ وسع خویش و با بضاعتى مزجات همّ خویش را در مقابله با این تهاجم فرهنگى قرار دادم. تهاجمى كه ایمان مردم را هدف گرفته و قطعاً در راستاى اهداف شوم استعمارى است. چون نیك مى‏دانند كه این كشور اسلامى با ایمان مردم نگه داشته شده است نه تجهیزات مادّى و اقدامات نظامى.
مدّت‏ها است كه رهبر معظّم انقلاب حضرت آیةاللّه العظمى خامنه‏اى - دام ظلّه - با بیانات مختلف به این خطر عظیم اشاره كرده است و اخیراً هم با بیانى صریح و رسا به افشاى آن پرداخته است.
علاوه بر تدریس خارج فقه و اصول در حوزه علمیّه قم و نگاشتن كتاب‏ها و مقالاتى در باب مباحث جدید كلامى چند سال است كه به‏طور منظّم در دانشگاه تربیت مدرّس قم در سطح كارشناسى ارشد و دكترا، كلام جدید و فلسفه تطبیقى و در دانشگاه رضوى مشهد، هم كلام جدید، فلسفه اخلاق و فلسفه غرب تدریس‏مى‏كنم.
آثار قلمى این‏جانب برخى به طبع رسیده است كه عمده‏ترین آن‏ها عبارت است از:
1. فلسفه اخلاق در قرن حاضر، نوشته وارنك، این كتاب ترجمه‏اى است از كتاب Contemporay moral philosophy كه با تعلیقات مبسوط این‏جانب به طبع رسیده است (انتشارات علمى فرهنگى، تهران، 1362)؛
2. انسان از آغاز تا انجام، نوشته علّامه سیّد محمد حسین طباطبائى، این كتاب ترجمه‏اى است از كتاب كتاب الانسان كه با تعلیقات مبسوط این‏جانب همراه است (انتشارات الزّهراء، تهران، چاپ دوم، 1371)؛
3. سرمایه ایمان، ملّا عبدالرّزّاق لاهیجى، تصحیح این كتاب به وسیله این‏جانب صورت گرفته است (انتشارات الزّهراء، تهران، چاپ سوم، 1372)؛
4. معرفت دینى، نقد نظریّه قبض و بسط تئوریك شریعت (مركز ترجمه و نشر كتاب تهران، 1370)؛
5. قبض‏وبسط در قبض‏وبسطى دیگر (مركز ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1372)؛
6. واجب مشروط (انتشارات كنگره شیخ انصارى(ره)، 1374)؛
7. فلسفه تحلیلى، دلالت و ضرورت (انتشارات مرصاد، قم، 1375)؛
8. مكتوباتى در حسن و قبح عقلى و قاعده ملازمه (انتشارات مرصاد، قم)؛

9. دین و اخلاق، (ترجمه از انگلیسى) (انتشارات مرصاد، قم)؛10. فلسفه تحلیلى، تئورى‏هاى معنا دارى؛
11. فلسفه تحلیلى، فعل گفتارى؛
12. زبان دین؛
13. براهین اثبات واجب، برهان وجودى؛
14. قلمرو دین؛
15. مبانى كلامى فلسفى حكومت دینى؛
16. فلسفه اخلاق.
علاوه بر كتاب‏هاى فوق مجموعه متعدّدى از مقالات كلامى، فلسفى درمجلّات مختلف هم‏چون نقد و نظر و كیهان فرهنگى و ماهنامه صبح و...به طبع رسانده‏ام.
در فقه و اصول، تقریباً، تمامى درس‏هایى كه شركت جسته‏ام تقریر كرده‏ام و به علاوه دو مجلّد در علم اصول از ابتدا تا مبحث مشتق به عربى نگاشته‏ام و رساله‏اى مبسوط در صلات مسافر به شكل شرح بر عروةالوثقى تصنیف نمودم كه تتمّه‏اى از آن باقى مانده است و حكایت هم‏چنان باقى است....
UserName