• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2395
  • چهارشنبه 1385/12/16
  • تاريخ :

آثار اخلاقى - تربیتى قیام سیدالشهداء علیه السلام


ایجاد اخلاق جدید در جامعه مسلمین

احساس گناه در بین مسلمین

ازدیاد محبوبیت سیدالشهداء علیه السلام و خاندان وحى‏

اگر دیدى كه نابینا و چاه است اگر خاموش بنشنیى گناه است


ایجاد اخلاق جدید در جامعه مسلمین

یكى از آثار و بركات سیدالشهدا علیه السلام در بعد اخلاقى - تربیتى این است كه قیام او باعث گردید در جامعه مسلمانان نوعى اخلاق جدید بلند نظرانه پدید آید و نظر انسان را به زندگى خود و دیگران، دگرگون سازد تا بتواند بدینوسیله جامعه را اصلاح نماید. و به عبارت دیگر، با خودسازى به دیگر سازى نیز بپردازد.

آرى، در آن زمانى كه بنیاد روانى و اخلاقى مردم در هم ریخته و ویران شده بود و این ویرانى شامل رهبران مسلمین و بزرگان آنان نیز شده بود و با اخلاق و شیوه‏اى وحشتناك زندگى مى‏كردند، امام حسین علیه‌السلام یگانه درمان آن حالت بیمارگونه را كه در مجتمع مسلمانان مورد قبول واقع شده بود، در قیام آشكار و فریاد در آن سكوت مرگبار دید. لذا آن حضرت با خون پاك خود و فرزندان و یارانش و با همه اعتبارات احساسى و تاریخى، حتى شمشیر و عمامه جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله، وارد مبارزه گردید تا همه روزنه‏ها و راه‌هاى توجیه را فرو بندد.

در اثر قیام و شهادت امام حسین علیه السلام موجى در روح مسلمین به وجود آمد، حمیت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد، و احساسات بردگى و اسارتى كه از اواخر حكومت عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه اسلامى حكمفرما بود، تضعیف شد و ترس آنها را فرو ریخت، خلاصه، ابا عبدالله علیه‌السلام به اجتماع اسلامى شخصیت داد.

سیدالشهدا علیه السلام نیك دریافته بود كه وجدان شكست خورده و اخلاق پست امت را نمى‏توان به وسیله رویارویى ساده دگرگون ساخت، از این رو با قیام و شهادت خویش دیرى نپایید كه اخلاق هزیمت و فرار را به نیرویى عظیم درآورد و اخلاق جدیدى به جاى آن جایگزین نمود. به راستى شهادت حسین بن على علیه السلام تاثیر ژرف و شگرفى بر شیعیان ساكن و ساكت بجاى گذاشت، و سرنوشت غم انگیز نواده پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله عواطف اخلاقى و مذهبى مردم را به هم ریخت.

در اثر قیام و شهادت امام حسین علیه السلام موجى در روح مسلمین به وجود آمد، حمیت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد، و احساسات بردگى و اسارتى كه از اواخر حكومت عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه اسلامى حكم‌فرما بود، تضعیف شد و ترس آنها را فرو ریخت، خلاصه، ابا عبدالله علیه‌السلام به اجتماع اسلامى شخصیت داد.

كربلا و قیام سیدالشهدا علیه السلام نمایشگاه اخلاق عالى اسلامى و انسانى با همه صفات و طراوت آن بود و این اخلاق را نه به زبان كه در عمل به خون پاك خویش بر صفحه ماندگار تاریخ به ثبت رسانید.

از پا حسین افتاد و ما بر پاى بودیم    زینب اسیرى رفت و ما بر جاى بودیم


احساس گناه در بین مسلمین

یكى دیگر از آثار نهضت و شهادت سیدالشهدا علیه السلام این بود كه مردم پس از مدت كوتاهى متوجه عدم توانایى و ضعف نفس خود شدند، لذا احساس عمیق ندامت و گناه كرده و چنین اندیشیدند كه براى جبران این اهمال كارى و غفلت، و نیز براى طلب بخشایش الهى، باید جانبازی‌هاى مشابهى را انجام دهند. و از جمله كارهاى امام زین‏العابدین علیه السلام این بود كه كوشید این احساس گناه را شعله‏ور سازد. از این رو به گروه انبوهى از مردم كوفه نهیب زده و فرمود:

«اى مردم، شما را به خدا سوگند مى‌دهم، آیا شما فراموش كردید كه نامه‏ها براى پدرم نوشتید و چون به سوى شما آمد، به او خدعه و نیرنگ زدید؟! شما با پدرم عهد و پیمان بستید و با وى بیعت كردید، اما بیعت خود را شكستید و او را به قتل رساندید پس هلاكت بر شما باد و با این توشه‏اى كه به آخرت فرستادید هلاكت بر شما باد. چه رأى زشت و پلیدى را كه براى خود پسندیدید! آنگاه كه به دیدار پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله مى‏شتابید و به شما بگوید: «عترت مرا كشتید، هتك حرمت مرا كردید.» با چه دیده‏اى به او نظر خواهید كرد؟ و سرانجام به شما خواهد گفت: «از امت من نخواهید بود.»(1)

این احساس گناه عامل همیشه شعله‏ورى بود كه مردم را براى شورش و انتقام‌جویى همواره به جلو مى‏راند.

طولی نكشید كه (حكومت) ظلم و جور معاویه و جانشیان او منهدم شد و در كمتر از یك قرن قدرت از بنى‌امیه سلب گردید. منهدم شدن (قدرت) بنى‌امیه به قسمى شد كه امروز نام و نشانى از آنها نمودار نیست و اگر در متن كتب تاریخى نامى از این قوم ذكر شده در تعقیب آن هزاران نفرین و ناسزا هم نوشته شده است، و این نیست مگر به واسطه قیام امام حسین علیه السلام و یاران با وفاى او.»

استاد «عادل ادیب» در این باره مى‏نویسد: شهادت فجیع امام حسین علیه السلام در كربلا موجى شدید از احساس گناه در وجدان هر مسلمانى برانگیخت. آنان پى بردند كه مى‏توانستند او را یارى دهند. اما از آن پس كه با او براى قیام پیمان بستند، او را یارى نكردند. این احساس گناه دو جنبه داشت: از یك طرف انسان را وادار مى‌ساخت كه گناهى را كه مرتكب شده با كفاره بشوید، و از طرف دیگر نسبت به كسانى كه او را به ارتكاب چنین گناهى واداشته بودند، احساس كینه و نفرت كند. به طورى كه انگیزه انقلاب‌هاى متعددى كه در اثر قتل امام علیه السلام برپا شد، همان كفاره یارى نكردن به حضرت او، و انتقام گرفتن از امویان بود.

مقدر چنین بود كه آتش این احساس گناه، پیوسته برافروخته بماند و انگیزه انتقام از بنى امیه در هر فرصت به انقلاب و قیام بر ضد ستمگران منتهى گردد.(2)

بارى، بر اثر شهادت امام حسین علیه السلام این آیه شریفه مصداقى روشن یافت:

«و یوم یعض الظالم على یدیه »(3)؛ و روزى كه ستمكار دست‌هاى خود را از پشیمانى مى‏گزد.


ازدیاد محبوبیت سیدالشهداء علیه السلام و خاندان وحى

سومین اثر مهم تربیتى قیام و شهادت سیدالشهداء علیه السلام، بالا بردن محبوبیت خاندان حضرت على علیه السلام در اجتماع اسلامى و شناساندن بیشتر و بهتر آنان به مردم بوده است .

مسئله داشتن محبوبیت و قبضه كردن افكار اجتماع از مسائل حیاتى و مهمى است كه همواره مورد نظر حكومت‌ها بوده و هست. حكومت‌ها هر چند به طور اكثر، تكیه‌گاه بزرگى جز قدرت ندارند، اما به خوبى مى‌دانند كه نیرومندتر از قدرت نظامى، جایگاهى است كه در دل‌هاى مردم مى‏باشد، و سعى دارند آن را براى خویش به دست آورند. معاویه نیز با همه تلاش‌هاى شیطانى خود به طور كلى مى‌خواست دو چیز را به دست آورد: یكى محبوبیت بخشیدن به خاندان و شجره خبیثه بنى‌امیه، و دیگرى سقوط خاندان و شجره طیبه حضرت على علیه السلام از محبوبیت. متاسفانه معاویه در این تلاش خود موفقیت بسیارى هم كسب كرد. اما با ظهور حماسه حسینى و جانبازی‌هاى مردان راستین خدا، نفوذ معنوى و اعتبار روحانى عمیقى براى سیدالشهدا و اهل‌بیت علیهم السلام ایجاد نمود. به طورى كه هر چه از آن واقعه مى‌گذشت مردم بیشترى به خاندان حضرت على علیه السلام جذب مى‏شدند این محبوبیت رفته رفته چنان بالا گرفت كه عده‏اى براى خونخواهى و به نام هواداران از خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله دست به قیام زدند.

آرى، اگر حسین بن على علیه السلام پیش از نهضت مردانه‏اش به عنوان امام وقت و سبط پیغمبر و فرزند على و فاطمه، و بزرگترین شخصیت از خاندان وحى شناخته مى‏شد، پس از قیام با حفظ مقامات سابق، به نام عالی‌ترین و كامل‌ترین نمونه مردانگى و مجاهدت و فداكارى در راه خدا و حقیقت شناخته شد.

«مسیو ماربین آلمانى» در این خصوص مى‏نویسد: «مهمترین اثر این نهضت این بود كه ریاست روحانى كه در عوالم سیاست اهمیت شایانى داشت، مجدداً به دست بنى‏هاشم افتاد، و به ویژه در بازماندگان حسین علیه السلام مسلم گردید، و چندى طول نكشید كه (حكومت) ظلم و جور معاویه و جانشیان او منهدم شد و در كمتر از یك قرن قدرت از بنى‌امیه سلب گردید. منهدم شدن (قدرت) بنى‌امیه به قسمى شد كه امروز نام و نشانى از آنها نمودار نیست و اگر در متن كتب تاریخى نامى از این قوم ذكر شده در تعقیب آن هزاران نفرین و ناسزا هم نوشته شده است، و این نیست مگر به واسطه قیام امام حسین علیه السلام و یاران با وفاى او.»(4)


پی‌نوشت‌ها:

1- سیره امامان، سید محسن امین، ص 188.

2- زندگانى تحلیلى پیشوایان ما، عادل ادیب، ص 149.

3- سوره فرقان، آیه 27.

4- نقل از كتاب درسى كه حسین به انسان‌ها آموخت، شهید هاشمى نژاد، ص 445.

منبع:كتاب آثار و بركات سیدالشهدا، علیرضا رجالى تهرانى.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName