• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 437
  • يکشنبه 13/12/1385 - 12:0
  • تاريخ :

جایگاه و رسالت روحانیت شیعه در عصر حاض

متن سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین محمد جواد فاضل لنکرانی، رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) در همایش مجمع فضلا و مدرسین قمی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا ابیالقاسم محمد(ص) وعلی آله الطّیبین الطّاهرین المعصومین ولعنت الله علیاعدائهم اجمعین
قال علی (ع) الفقیه کل الفقیه من لم یقنط الناس من رحمة الله و لم یؤیسهم من روح الله  و لم یؤمنهم من مکر الله
عیدسعید غدیر را که این ایام مصادف با آن است خدمت شما سروران و فضلا وبزرگان و اساتید تبریک عرض می‌کنم تشکیل مجمع فضلا و مدرسین عمومی حوزهعلمیه قم را که در این ایام مبارک به همّت برخی از فضلا تشکیل شده بههمیاری جمع دیگری از فضلای قمی را نیز خدمت شما تبریک عرض می کنم. بندهبعد از اینکه آقایان امر کردند چند جمله ای را مزاحم شوم هر چقدر عذرخواهی کردیم نپذیرفتند و قبلا از شما بزرگان معذرت می خواهم نسبت به اینچند دقیقه ای که مصدع می شوم بنای صحبت در جلسه با حضرت آیت الله آقایمومن است که بنده هم در محضر ایشان نباید صحبت کنم اما با اجازه ایشان وشما بزرگان چند دقیقه ای را مصدع می شوم .
روحانیت و این جمعی کهامروز به عنوان روحانیت شیعه در حوزه علمیه قم و سایر حوزه های علمیه یکحضور اساسی و مهمی را دارند شاید در این زمان یک وظیفه مضاعفی و یک توجهبیش از گذشته ای را هم باید به شکل ظاهری روحانیت و هم باطن و محتوای اینمجموعه و هم وظایفی که از این مجموعه مورد انتظار است داشته باشیم شماببینید یک مطلبی که تمام فقهای ما بر آن اتفاق نظر دارند مسئله وجوب ارشادجاهل است ارشاد جاهل در باب موضوعات را تقریبا قریب به اتفاق فقها قائلنیستند در باب موضوعات قائل به این نیستند که بر انسان لازم است که وقتیشخصی نسبت به موضوعی جاهل است و نمی‌داند که یک مصداقی از مصادیق حرام استکسی قائل به این نیست که ارشاد او واجب است اگر در جلوی کسی لیوانی ازشراب باشد و دیگری می داند که این لیوان عنوان شراب را دارد و آن شخص آنرا می نوشد و جاهل است ارشاد او واجب نیست و منع او از این کار لازم نیستچون حرمت فعلی گریبان او را نگرفته است و او به خاطر جهلی که دارد معذوراست البته در برخی از موضوعات مهمه مانند آنچه که مربوط به دماء و اموالخطیره و عرض یک مسلمانی است در آنجا همه قائل هستند که ارشاد جاهل بهموضوعات نیز لازم است اما در این معنا هیچ فقیقی تردید ندارد که ارشادجاهل در باب احکام یکی از وظائف بزرگ عالم است آن کسی که عالم است و فقیهاست و روحانی است که در حوزه های علمیه در کنار علوم اهل بیت تلمذ کرده واستفاده کرده است ارشاد جاهل بر چنین شخصی واجب است ما با قطع نظر از اصلرجحان علم و تربیت و تعلّم و با قطع نظر از ثواب های بسیار فراوانی کهبرای این رشته علم و تعلم در منابع ما آمده است مسئله ارشاد جاهل به عنوانتکلیف است و به عنوان یک واجب است نسبت به احکام و اینکه تعبیر به احکاممی شود مقصود فقط حلال و حرام نیست مقصود فقط احکام فرعیه مثل واجب و حرمتو ... نیست بلکه آنچه که غیر موضوعات است و عنوان موضوع خارجی را ندارداین فروعات را شامل می شود در دایره وسیع تر شناساندن دین به مردم وخداوند به مردم و شناساندن اعتقادات و رساندن حقائق دینی به مردم جزومسائلی است که تحت عنوان ارشاد جاهل قرار می گیرد . یک  تعبیر لطیفی رامرحوم شیخ اعظم انصاری در کتاب مکاسب دارند که بسیار قابل دقت و قابل تاملاست می فرماید که استمرار دین فقط از این راه است اگر هر فقیهی قائل استبه اینکه ارشاد جاهل واجب است نه فقط برای این است که یک وظیفه معمولی ویک وظیفه عادی کسی باشد که انسان خانواده و اهل بیت خود و همشهری های خودرا راجع به دین بصیر کند بلکه تعبیری که مرحوم شیخ دارند می فرماینداستمرار دین الی الابد با وجوب ارشاد جاهل شده است یعنی آن روحانیت وبزرگان ما از بعد از زمان غیبت کبری بلکه از زمان ائمه معصومین (ع) بربقاء دین الی یوم القیامه حق دارند جایگاه یک روحانی از نظر خود دین چقدرعظمت دارد !‌ جایگاه کسی که عالم ربانی است و عامل به دینش است چه جایگاهعظیمی است! روحانیت تضمین کننده استمرار دین در جامعه تا روز قیامت است.این تعبیر که ما شغل انبیاء‌را داریم و وارث انبیاء هستیم اینها ریشه درهمین معنا دارد ما اگر به این وظیفه بزرگ ارشاد جاهل اقدام نکنیم وبخواهیم ترک کنیم دیگر حلال و حرام در جامعه مخلوط می شود و آنچه که حراماست بعد از مدتی حلال و آنچه که حلال است بعد از مدتی حرام می شود . ارشادجاهل که وظیفه یک روحانی است نماد بسیار روشن آن در مبارزه با بدعت هاییاست که مخصوصا در زمان ما در جامعه بسیار فراوان شده است دهه محرم منبرابا عبدالله الحسین (ع) پایگاه مبارزه با بدعت ها باید باشد ابا عبداللهبرای مقابله با همین بدعت ها جنگید و قیامت کرد و خون مطهر خود را در اینراه نثار کرد. از كلمات امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام استفاده می‌شود كهاگر با بدعت‌ها مبارزه شود به عنوان سمّ مهلكی دین را از بین می‌بردفرمود: إن المبتدعات المشبهات هن المهلكات و نیز آن حضرت در كلام 164 خطاببه عثمان فرمود: فاعلم إن افضل عبادالله عندالله امام عادل هُدی و هَدیفاقام سنة معلوفة و امات بدعة مجهولة برحسب فرمایش امام عادل كسی است كهسنت‌های واقعی را احیاء و با بدعت‌ها مبارزه كند. یك روحانی واقعی كسی استكه در سیر احیاء و سنت‌ها و از بین بردن بدعت‌ها باشد. گاهی اوقات از خودمبه عنوان طلبه ناچیز سوال می کنم که بنده چقدر راجع به بدعت های رایج درجامعه اصلا اطلاع دارم چه مقدار از حربه هایی که امروز دنیا علیه اسلاممطرح می‌کند خبر دارم ؟ آیا من خودم را قانع کنم به اینکه هر صبح درسی رابگوییم و درسی را بروم و کتابی را بنویسم آیا می تواند یک روحانی در اینشرایط خود را به این مقدار قانع کند و آیا واقعا وظیفه ارشاد جاهل انجاممی شود ؟‌ شما شنیدید از برادر بزرگوارمان توطئه هایی که علیه اسلامامروزه مطرح می شود . شاید بتوان گفت در زمان گذشته در دنیا اشخاص و افرادبودند که توطئه می کردند و قلم به دست بودند یا یک مقدار وسیع تر برخیگروه ها بودند که طراحی می کردند و شایعه پراکنی می کردند و مقابله میکردند یا با اساس دین یا با مذهب تشیع اما امروز دولت ها یکی از اصولبرنامه ریزیشان همین است دولت های کفر امروز یکی از برنامه های اصلی شانمقابله با اسلام است . شما اخبار را دارید به حمد الله باید شکر کرد کهحوزه امروزه ما به برکت انقلاب بصیرت و آگاهی و اطلاعش نسبت به قبل ازانقلاب بسیار تفاوت دارد و بلکه قابل مقایسه نیست اصلا . در همین اخبارآمده بود که در همین چند هفته و چند ماه گذشته افرادی  را و گروههایی راشناسایی کردند که اینها شعارشان این است که هر محله ای در تهران یک کلیساو هر خانه ای یک انجیل این شعار اصلی آنها بود شبانه روز با پشتوانه هایمالی که دارند با دست گاه های عظیم تبلیغاتی که در اختیار آنها وجود داردو فعالیت می کنند و نه برای این است که واقعا بخواهند مسیحیت را ترویجکنند که حقا به مسیحیت هم اعتقاد ندارند اینها می‌خواهند با اساس دین،مقابله کنند و امروز دیدند که اسلام در حال رشد است و پاسخ گوی نیاز بشراست و اسلام به برکت این دین، حکومتی در یک کشوری تشکیل داد که اینچنینمقتدرانه پیش می رود و باید مقابله کنند و باید طراحی کنند .
ما بایدبیدار باشیم واقعا باید بدعت ها را بشناسیم و توطئه ها را بشناسیم والدمعظم ما دام ظله مکرر از ایشان شنیدم و امشب که می خواستم اینجا بیایم بهبنده فرمودند سلام بنده را خدمت آقایان برسانید و به آنها عرض کنید کهوظیفه یک روحانی در این زمان با زمان گذشته حتی با ده سال پیش قابل مقایسهنیست و فکر نکنیم که در محدوده حوزه زندگی علمی و طلبگی باید داشته باشیمو حالا یک دهه محرمی هم یک جایی تبلیغ برویم و توفیقی در این حد داشتهباشیم هرگز! بلكه ما امروز باید فداکاری کنیم و امروز باید اسایش و راحتیخودمان را تقلیل دهیم و معرفت و اطلاعات خود را نسبت به خود مسائل علمیحوزه ارتقاع بدهیم .
شرط موفقیت یک روحانی مسلح بودن به علم است و علم در کنار تقوا آن روحانی را می تواند یک روحانی موفق قرار دهد .
اینجاباید عرض کنیم و اظهار تاسف کنیم که مقداری سطح علمی حوزه در این چندینساله البته در بخش هایی آن طوری که باید مطلوب باشد نیست و این یک خطربزرگ است ما حرف از توطئه و بدعت و دشمن را می زنیم و باید هم بزنیم امااگر دستمان خالی باشد بدعت شناس نیستیم و توطئه شناس نمی توانیم باشیم ،امروز شبهه افکنی هایی که وجود دارد شناختن این شبهه ها و پاسخ دادن بهاین شبهه ها اینها نیاز به یک قوت و قدرت علمی دارد گاهی اوقات در عقائدشبهات فراوانی را مطرح می کنند و گاهی اوقات در فقه شبهاتی مطرح می شودالبته شبهه از یک جهت برای ما مبارک است و حوزه و این مجموعه را وادار میکند به تحقیق اما از طرف دیگر اگر ما قوت علمی نداشته باشیم چگونهمی‌توانیم اینها را پاسخ گو باشیم . در چند روز پیش در همین جا یک برادرمحترمی که سخنرانی می کرد و بنده از تلویزیون صحبت ایشان را شنیدم اشکالیبر فقها و مجتهدان وارد ساختند در همین جمع بود و در همین سالن هم بود، وآن اشکال این بود که ایام ، ایام غدیر است و در ایام غدیر باید توجه ما بهامیر المومنین بیشتر باشد و باید معرفت ما به کلمات آن بزرگوار بیشتر شودو این حرف بسیار خوبی است و کسی هم منکر این نیست اما متاسفانه بنده خودمشنیدم که ایشان مطرح کرد که همان طوری که ادخال ما لیس من الدین فی الدینبه عنوان یک بدعت است آنچه که از دین هست اگر بر طبق آن عمل نشود آن همبدعت می شود و آنچه جای نقد و اشکال دارد این است که فقها را مورد خطابقرار داد که شما چرا در فقه خود به نهج البلاغه استدلال نمی کنید و اینتعبیر را کردند که ظلمی که‌بر غدیر و  امیرالمؤمنین و بر کلمات آن حضرتشده است از ظلمی که حتی مخالفان بر غدیر کردند کمتر نیست! در حوزه ما درپایگاه همین فیضیه و دارالشفاء چنین حرفی زده می شود حرف جذابی هم هست معالاسف در همین جلسه کثیری از افرادی که حضور داشتند صدای احسنت آنها بلندشد اما آیا با احترامی که برای آن آقا قائل هستیم و انصافا صحبت های موثریهم گاهی اوقات دارد اما این صحبت واقعا متاثر کرد خود بنده را که این چهحرفی است که ایشان می زند نهج البلاغه مجموعه ای است از کلمات منسوب بهامیر المومنین (ع) بزرگانی تلاش کردند و مدارک آن را در آورده اند و اثباتکرده‌اند که از کلمات امیر المؤمنین است و اگر مدارک هم نبود این مقداروثوق به صدور این کلمات از امیر المؤمنین هست اما عرض بنده این است که میخواهم به آن برادر بزرگوار عرض کنم که اولاً: فقهاء بزرگ ما كاملاً به اینكتاب شریف اعتنا دارند وآنچه را كه به عنوان احكام فقهی ممكن بوده است ازآن استفاده نموده‌اند خصوصاً در لزوم تشكیل حكومت و شرائط حاكم و قاضی وهمینطور در ابواب امر به معروف و نهی از منكر ثانیا: یک فقیه به چه چیزیمی تواند در مقام استنباط استدلال کند کلمات نهج البلاغه غالبا عنواناخباری را دارد و غالبا در مقام حکم فقهی نیست حتی از نظر سید‌رضی هم بهعنوان یك كتاب فقهی قابل استدلال نبوده است و غرض ایشان استناد فقهی نبودهاگر کسی نهج البلاغه را از اول تا آخر ببیند حدود دویست موضوع کلی در نهجالبلاغه وجود دارد مانند اهل‌بیت،‌ آدم ـ ادعیه و اسلام ـ ارض ـ اصنام ـتقوی ـ جهاد ـ زهد ـ امانت ـ انبیاء ـ سماء ـ حق و باطل ـ حساب ـ حسد ـشوری ـ عقل ـ ظلم ـ قرآن ـ توحیدو... و ده یا دوازده عدد از اینها مربوطبه فروعاتی مثل زکات و حج و جهاد و ... است در زکات و حج و زکات هم بهعنوان یک قضیه انشائی مطرح نفرموده است. وقتی کلامی کلام انشائی نیستقابلیت استدلال برای فقیه را ندارد آن کلامی را می توانیم از آن حکم فقهیبدست آوریم که انشاء‌ باشد آن هم وقتی که بخواهد یک حكم کلّی را بیان کندآن هم قضیة‌فی‌واقعة نباشد بلكه باید بصورت قضیه حقیقیه باشد مثلا یكی ازجوابهائی كه در مورد عبارت إیاك و مشاورة النساء است آن است كه ممكن استبه عنوان یك قضیه خارجیه مطرح باشد و بنابراین نمی‌توان از آن استفاده كردكه همه زمان‌ها تا روز قیامت باید از مشورت با زنان اجتناب كرد البتهاینگونه تعابیر توجیهات دیگری نیز دارد آنهم اگر معارض نداشته باشد و ادلهدیگری نداشته باشد از همه اینها گذشته در كتاب وسائل‌الشیعة در حدود 147مورد از نهج البلاغة نقل نموده است و در كتب فقهی تا قبل از زمان شیخانصاری در حدود 3732 مورد از امیرالمؤمنین علیه‌السلام  نقل شده است. علیای حال در یک جمع این چنینی که شاید بیش از آقایانی که تشریف دارید حضورداشت یک چنین مسئله را مطرح کند و این را به عنوان یک ظلمی بر غدیر منتسببه همین حوزه کند چه باید گفت ؟
باید گفت سطح علمی ما خیلی پایینآمده است یک نفر در آن جمع به اندازه مقداری که تلوزیون نشان می دادبرخواست و گفت ما به کلمات شما انتقاد داریم اما بقیه با احسنت گفتن تاییدمی کردند این کاشف از این است که ما ضعف علمی فراوان داریم اگر ما بعد ازاینهمه درس خواندن متوجه نشویم که چرا فقهاء‌ ما به نهج البلاغه آنطور کهباید و شاید نمی توانند استدلال فقهی کنند پس چه یاد گرفته‌ایم از طرفدیگر ابعاد دیگر نهج البلاغه و تفسیر هایی که نوشته شده است بر عهد نامهمالک اشتر و خطبه های دیگر و شرح هایی که زده شده است در بین همین فضلایحوزه و بزرگان قدمهای خوبی برداشته شده است در مسائل توحیدی و اعتقادی بهبسیاری از تعابیر امیر المؤمنین استدلال می شود حالا ما بگوییم که چرافقهاء به نهج البلاغه در فقهشان استدلال نمی کنند. علاوه آن مقداری که ازامیر المؤمنین در احکام فرعی ما لازم داریم در کلمات ائمه دیگر ما فراوانآمده است و بالاخره مناسب بود ایشان چند نمونه از مواردی كه فكر می‌كنندقابلیت استدلال فقهی را دارد و فقهاء به آن توجه نموده‌اند را بعنوان مثالو شاهد ذكر می‌كردند و مع‌الأسف جز كلی‌گوئی مطلب مستندی را ما در كلامایشان ملاحظه ننمودیم و از همه اینها آنچه كه تعجب ما را برانگیخت آن استكه عنوان داشتند چرا فقها و اصولیین به حدیث ـ لاتنقض الیقین بالشك‌ ـبصورت مفصل پرداخته‌اند اما اعتنائی به نهج‌البلاغه و كلماتامیرالمؤمنینعلیه‌السلام در فقه ندارند درحالیكه غفلت كرده‌اند از اینكههمین فقهاء بعبارت امیرالمؤمنین كه فرمود: « مالایدرك كله لایترك كله»استناد نموده و از آن قاعده فقهی میسور را استخراج نموده‌اند. پس بنده اینرا برای این عرض کردم که شاید ضروری ترین امر برای ما طلبه ها در امروزدرس خواندن و قوّت علمی و اینکه مبانی علمی قوی پیدا کنیم آن وقت میتوانیم در میدان های بزرگ حضور پیدا کنیم و از اسلام دفاع کنیم و تامادامی که خود ما جاهل باشیم، چطور می‌توانیم ارشاد جاهل كنیم نمی‌توانیماز اسلام دفاع کنیم .
UserName