• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1385/12/13 ساعت 11:58
  • تاريخ :

پاسخی از یک دوست

بسم الله الرحمن الرحیم

"بک عرفت و انت دللتنی علیک و دعوتنی الیک "

با تو، تو را شناختم، خودت مرا تا خودت راه بردی بعد صدایم کردی، بیا نزدیک! اگر نبودی اگر خودت

را نشانم نداده بودی، نمی دانستم که هستی، تمام سپاس از آن او که تا صدایش می کنم پاسخ مرا می

دهد، با این که هر وقت برای کاری مرا صدا کرده سستی کرده ام .

 تمام سپاس از آن او که تا خیری از او می خواهم، می دهد، با این که هر وقت از من چیزی می خواهد

بخیل می شوم و دست پس می کشم.

 و تمام سپاس از آن او که نیازی اگر دارم رازی اگر در دلم تنگی می کند، هر جا که بشود با او خلوت

می کنم و رازم را می گشایم او کارم را راه می اندازد، بی هیچ واسطه ای.

دوست و برادر عزیز و گرامیم

     از مرقومه ارسالیت همگام با اندوه جای خالیت محظوظ و مسرور شدم، فضای نامه ات بسیار متفاوت با مقال و نوشتار گذشته هایت بود ، چنانکه که یکه خوردم و بی در نگ در صدد بر آمدم تا نامه ات را به دیگران هم بدهم تا بهره مند شوند . خیلی جالب بود و آنچه بیشتر به چشم می خورد عنایت شما به روایت شریفه "الفرصة تمر مر السحاب" بود ، آری عمر خویش را به هیچ و پوچ نیست و نابود کردیم ، و بجای عبادت و بندگی آفریدگار هستی رو به سوی هیچ آوردیم و در منجلاب تاریک و ظلمانی دنیا غوطه ور شدیم، دلمان سیاه و کردارمان نا امید کننده فقط باز هم رجاء راستین به او داریم به قول شاعر شیرین سخن همدان :

مو از قالو بلی تشویش دیرم     گنه از برگ و بارون  بیش دیرم

اگر لا تقنطو دستم نگیره مو از یاویلنا اندیش دیرم

من که امیدی به توشه و انبان ناکردار خویش ندارم فقط دلم خوش بهانه است و امید به او دارم شاید که واثق باشد .

مولای متقیان و امیرمومنان که هزاران درود بر او باد چه نیکو بر قبر سلمان نگاشت :

وفدت علی الکریم بغیر زاد        من الحسنات و القلب السلیم

وحمل الزاد اقبح کل شییاذا کان الوفود علی الکریم

عزیزا : من هم چون تو و یا شاید در وادیی سخت تر و سهمگینتر از آنچه دیگران در آنند ! اما یادم می آید در ابتدای کتاب مطول تفتازانی برایم نوشتی :

غافل مشو که مرکب مردان مرد را     در سنگلاخ بادیه ها پی بردیده اند

نومید هم مباش که رندان جز عه نوش      با یک خروش به منزل رسیده اند

امسال توفیقی یار شد تا خطبه شعبانیه حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم و پیرامون آن اندیشیدم . تحفه ای است معنوی ، نه چنان سخت که همچو منی کوته ذهن در نیابد و نه چنان راحت که باز نیز همچو منی کم سواد به تفسیر آن برتابد ، یادم می آید روزی روایتی برایم خواندی و گفتی امام صادق "سلام الله علیه" فرمود : " ان القرآن لکل عصر جدید" قرآن برای هر زمانی تازه است . گویا این خطبه نورانی نیز چون کلام وحی چنان است که در کلام صادق آل محمد _ص) است .

 چون خطبه را خواندم در اول آن دیدم که فرمود: ای مردمان در این ماه به میهمانی خدا خوانده شدید و اهل کرامت الله گردیده اید .

آری میهمانی خدا بود ، ما هم اهالی وادی کرامت او ؟

پیامبر اعظم چه غرض داشت که چنین گفت ؟

رمضان ، ماه غفران ! آن بزرگ هستی فرمود : الشقی من حرم غفران الله فی هذا الشهر العظیم .

تو را خوب می شناسم ، نفسی سلیم و قلبی راستین که گاه و بیگاه غبار لطیفی روی آن می نشیند اما زود جلا می گیرد چرا که غبار است و زنگار نیست .

صادق ال محمد چه فرمود : فعن الصادق علیه السلام انه من لم یغفر له فی شهر رمضان لم یغفر له الی قابل الا ان یشهد عرفه ؟

مهربانا : آن بزرگ فرمود : از کردگار هستی به نیت های راستین و دلهای پاک بخواهید تا شما را به روزه داری و تلاوت قرآن موفق بدارد ، می دانم تو همانی که آن دلبر دلبران گفت.

دوست عزیز نمی خواهم اظهار فضل کنم ، هر چه هست لطف اوست و آنچه هست از امثال شما آموخته ایم . اما آن بزرگ بزرگان گویا در آن خطبه نخست به معرفی ماه مبارک رمضان پرداخته و اهمیت این ماه را بر شمرده آنگاه منشور روزه داری را یکی یکی بازگو کرده تا بدانجا که نتیجه را فرمود : "ایها الناس ان ابواب الجنان فی هذا الشهر مفتحه ، فاسئلو ربکم ان لا یغلقها علیکم و ابواب النیران مغلقه فاسئلوا ربکم ان لا یفتحها علیکم و الشیاطین مغلوله فاسئلو ربکم ان لایسلطها علیکم .

دوست گرامی ای کاش همیشه چون ماه رمضان در حال امساک باشیم ، ودستان شیطان در مقابل ما بسته و درهای بهشت در جلوی دیدگان ما باز و دروازه های آتش خشم الهی همیشه مسدود باشد ، و رمز این مهم در کلام مولای متقیان است که پس از ایراد خطبه پیامبر راستین از حضرت ختمی مرتبت (ص ) پرسیدند برترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرتش فرمودند " الورع عن محارم الله" .

دوست عزیز : نا امیدی بخاطر همان غباری است که آینه روی قلب را تار کرده است که درمانش نیز استغفار است .

الا اخبرکم بدائکم و دوائکم ! دائکم الذنوب و دوائکم الاستغفار .

امید آنکه در مظان استجابت دعا مرا فراموش نکنی .

UserName