• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2155
  • يکشنبه 13/12/1385 - 11:41
  • تاريخ :

نامه دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی به طلاب علوم دینی سراسر كشور :اتهام عدم همكاری با دولت , دروغ پراكنی است

دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی طی نامه ای به طلاب علوم دینی حوزه های علمیه سراسر كشور به سئوالاتی در زمینه ولایت فقیه , شورای رهبری , شایعات مربوط به مسائل اقتصادی , برابری حقوق زن و مرد و مركز تحقیقات استراتژیك كه اخیرا توسط عده ای بصورت شایعات دامن زده شده , پاسخ داده است . متن كامل این نامه بدین شرح است :

مدتی است كه شنیده می شود برخی از طلبه های جوان حوزه های علمیه در مورد برخی از سخنان و عملكردهای آیت الله هاشمی رفسنجانی گله دارند و اخیرا نیز گلایه های آنان تحت عنوان « رنجنامه » در یكی از هفته نامه های تازه تاسیس شهرستانی منتشر شد. بر آن شدیم تا مثل دو سه سال پیش كه با دانشجویان سخنی از سر صمیمیت گفتیم و نوشتیم , با اینان نیز درد دل كنیم .

فرزندان جوان حوزه های علمیه و برادران عزیز طلبه !

سئوالات شما را در آن نشریه دیدیم و خواندیم و متاسف شدیم . نه از این جهت كه چرا سئوال می كنید , بلكه از این جهت كه گلایه كرده اید چرا به سئوالات پاسخ نمی دهند. در صورتی كه خود آقای هاشمی رفسنجانی چندی پیش در دیدار با جمعی از وعاظ و طلبه های حوزه های علمیه , از نبود نقادی های كارساز در حوزه ها گلایه كرد و گفت : « متاسفانه بعد از انقلاب گروهی با ایجاد فضای بسته در حوزه ها , جرات نقد و ابراز نظر را از طلبه ها گرفته اند. » بعید است بدین زودی فراموش كرده باشید كه چندی پیش در زیرزمین مدرسه فیضیه یك جلسه بسیار باز همراه با پرسش و پاسخهای بسیار داشتید. اتفاقا در آن جلسه درباره خیلی از شبهاتی كه در این به اصطلاح رنجنامه آمده , پاسخ داده بود. متاسفانه گویا بعضیها تصمیم گرفته اند اصلا جوابهای ایشان , دفتر ایشان و دیگران را نشنوند و فقط بپرسند. تاسف بیشتر از این رنجنامه توضیحاتی بود كه در حواشی سئوالات مطرح شده بود :

الف ) ولایت فقیه : جای تاسف است كه از این كلام امام (ره ) برآشفته شده اید كه ایشان مشروعیت را به مردم می دادند و برای توجیه این برآشفتگی , به سخنان آن پیر روشن ضمیر استناد كرده اید.

به گواه تاریخ هاشمی رفسنجانی از سال 1332 با امام راحل (ره ) همراه بود . خود ایشان در این باره می گوید : در نخستین سالهای اقامت در قم , تقدیر این گونه برایم رقم خورد كه در همسایگی ایشان باشم و علاوه بر كسب فیض از محضر ایشان در درس و جلسات , در مسیر از منزل تا كلاس و بالعكس نیز شرف همراهی با ایشان را داشته باشم و بسیاری از تفكرات زندگی من ملهم از گفتار و رفتار ایشان است . من به چشم خود میدیدم كه ایشان بر خلاف برخی از آقایان , در بیرونی قالی فرش می كنند و از همانجا فهمیدم كه نباید در برخورد با مردم ریاكار بود. بعدها كه مبارزات شروع شد , بارها از ایشان شنیدم كه فقط باید به مردم اتكا كرد و حتی چندین بار كه برخی افراد خواهان ترور بودند , ایشان موكدا بر مردم تاكید میكردند.

پس گفتن این جمله كه « هاشمی رفسنجانی از گفتار و كردار امام (ره ) بی اطلاع هستند و یا از آن دوری می كنند » در روزگار ما كه اطلاع رسانی به همه جا رسیده , طنزی متناقض است كه « آفتاب آمد دلیل آفتاب » شاید در فضایی كه هستید , نتوانستید اندیشه های هاشمی رفسنجانی را تحلیل كنید , ولی دسترسی به آثار امام (ره ) آن قدر مشكل نبود كه تورقی نفرمایید. واقعا تا به حال آثار امام را ندیده اید و نخوانده اید كه چه قدر به مردم تكیه دارند ! جهت مزید اطلاع , مواردی از سخنان امام (ره ) را با هم مرور می كنیم .

1 ـ شما هم مسیر همین ملت را طی كنید و با ملت باشید , حساب خودتان را از ملت جدا نكنید... باید دنبال ملت باشید. باید هوادار ملت باشید. (صحیفه امام , جلد 10 , صص 58 و 59 )

2 ـ خیال نكنند كه این ملت نمی فهمد چیزی . نخیر , ملت بهتر از ماها می فهمد . (صحیفه امام , جلد 10 , ص 322 )

آیت الله هاشمی رفسنجانی بارها گفته اند كه نباید برای ولی فقیه شخصیتی متافیزیكی متصور شد و براین حرف خرده گرفته اید , اما به این سخنان امام بزرگوار(ره ) توجه كنید :

1 ـ اسلام دین قانون است . پیغمبر هم خلاف قانون نمی توانست بكند .. .. خدا به پیغمبر می گوید كه اگر یك حرف خلافی بزنی , رگ و تینت (گردنت ) (اشاره به آیات 44 تا 46 سوره الحاقه ) را قطع می كنیم . حكم قانون است . غیر از قانون الهی كسی حكومت ندارد. برای هیچ كس حكومت نیست , نه فقیه و نه غیر فقیه , همه تحت قانون عمل می كنند . (صحیفه امام , جلد 10 , ص 353 )

2 ـ ولایت فقیه اثر مترقی بار است ... یك نفر آدم كه همه جهات اخلاقیش , دیانتش و ملی بودنش و علم و عملش ثابت است پیش ملت و خود ملت این را تعیین میكنند . (صحیفه امام , جلد 10 , ص 526 ـ 525 )

3 ـ وقتی چند تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در سال 1364 در تعریف و تمجیدهای خویش از امام (ره ) , ولایت فقیه را با ولایت پیغمبر(ص ) و امامان معصوم برابر می دانستند , امام در پیامی درباره حدود اختیارات ولایت فقیه گفتند : « با تشكر وافر از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی , چون گفتار آقایان پخش می شود و ممكن است سو تفاهمی بین مردم حاصل شود , لازم است عرض كنم آیات و روایاتی وارد شده است كه مخصوص به معصومین ـ علیهم السلام ـ است , و فقها و علمای بزرگ اسلامی هم در آنها شركت ندارند , تا چه رسد به مثل اینجانب . هر چند فقهای جامع الشرایط از طرف معصومین , نیابت در تمام امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امور در غیبت كبرا موكول به آنان است , لكن این امر غیر ولایت كبرا است كه مخصوص به معصوم است . تقاضای اینجانب آن است كه در صحبتهایی كه میشود و پخش میگردد ابهامی نباشد , و مرزها از هم جدا باشد . » (صحیفه امام , جلد 19 , ص 403 )

ب ) شورای رهبری : اولا آنچه را كه آقای هاشمی رفسنجانی از مدتها پیش و برای اولین بار در جمع علما , فضلا و طلاب حوزه علمیه مشهد و بعدها در حوزه علمیه قم مطرح كرد , شورای فتوا بود و نه شورای رهبری . ثانیا چون این موضوع را به شكل وارونه و از طریق رنجنامه در نشریات منتشر كردید , باید توضیح داد تا شبهه هایی كه در اذهان شما ایجاد شده , فراگیرتر نشود :

از كجا چنین برداشت اشتباهی برای شما ایجاد شده كه تاكید بر شورای رهبری , در جهت تضعیف رهبری است كاش یك بار از سر تامل مصاحبه مفصل ایشان با روزنامه كیهان را می خواندید كه در آنجا روند مباحث رهبری فردی و شورایی در مجلس خبرگان رهبری توضیح داده شده كه در جلسات خبرگان , آن هم در روزگاری كه جامعه در تب فقدان امام امت خویش می سوخت , آیت الله خامنه ای در مقابل كسانی كه بر رهبری فردی تاكید میكردند , از شورای رهبری حمایت كردند و خوبتر این است كه بدانید وقتی قرار بر این شد كه شورای رهبری متشكل از سه نفر باشد , آیت الله خامنه ای مصرانه از حضور در شورا خودداری می كردند و در همان جلسه وقتی گروهی شورای متشكل از پنج نفر یعنی آیت آلله مشكینی , آیت الله موسوی اردبیلی , آیت الله خامنه ای , مرحوم حاج احمدآقا و آیت الله هاشمی رفسنجانی را مطرح كردند , آقای هاشمی هم عدم موافقت خویش را اعلام كردند. در رای گیری , ابتدا رهبری فردی رای آورد و پس از آن آیت الله خامنه ای انتخاب شدند. غیر از این , امام راحل كه رهبری بی بدیل در همه اعصار اسلامی بعد از غیبت هستند , نه تنها مانند شما از این لفظ برآشفته نمی شدند , بلكه در هر پیامی كه به خبرگان میدادند , عبارت « رهبر یا شورای رهبری » را یكجا بكار می بردند (صحیفه امام , جلد 18 , ص 6 , 3 و 19 ) اصولا خبرگان اول بودند كه شورای رهبری را در قانون اساسی گنجاندند و علما و مراجع قم و نیز شخص امام آن را تایید كردند. گرچه امام راحل در اواخر عمرشان فرموده اند كه رهبری فردی را بر شورا ترجیح میدهم .

ج ) شایعات مربوط به مسائل اقتصادی : سابقه اوج این تهمتها به دو سال اول پیروزی انقلاب برمی گردد. گروهكهای ضدانقلاب كه آقای هاشمی رفسنجانی را سد راه خودشان میدیدند , متوسل به این تهمت شدند و به هریك از افراد موثر خط امام تهمتهایی زدند و برای آقای هاشمی این تهمت را انتخاب كردند. اوایل پیروزی انقلاب كه آقای هاشمی رفسنجانی به تبریز رفته بود , در دانشگاه پلاكاردهایی با مضامین « هاشمی با فلان مقدار سرمایه آمده » نصب كرده بودند. ریشه این تفكر به سالها قبل از انقلاب برمیگردد كه كمكهای به مبارزین انقلاب , از طریق ایشان تقسیم می شد و پس از مشخص شدن انحراف منافقین , كمكها را قطع كرد و آنها كه شروع به شایعه پراكنی كردند , آنقدر موفق شدند كه نیروهای متدین هم علیرغم پاسخهای مكرر و حتی اعلام رسمی رئیس قوه قضائیه وقت , آیت الله یزدی , همچنان آن حرفها را میزنند.

خود هاشمی رفسنجانی درباره زندگی خانوادگی و فرزندان میگوید : « پدر من در روستایی كه زندگی میكردیم , كشاورز بود و زندگی نسبتا معمولی داشت . من همین رویه را حفظ كردم . هرچه هزینه من بیشتر میشد , كاسبی و كار میكردم كه بتوانم كفاف و عفاف داشته باشم . تفاوتی با بعضی از طلبه ها داشتم و آن اینكه , من با ریا , تظاهر و زهد فروشی ذاتا مخالف و متنفر هستم . آنچه را كه هستم , نشان میدهم .

بعضی ها را می شناسم كه آنچه را كه واقعیتشان هست , نشان نمیدهند. زهد فروشی را بد و گناه میدانم و آن را اسلامی نمیدانم . آنچه كه هستم , شفاف است . قبل از انقلاب این گونه نبود كه دستمان باز باشد , اواخر كه ممنوع المنبر شدم , كاسبی میكردم و در كار زمین و ساختمان بودم و با درآمدی كه كسب میكردم , وضع بهتری داشتم . ولی زندگی من همان بود. تغییری در زندگی ندادم . امروز بعد از اینكه 27 سال از انقلاب اسلامی گذشته و سه دوره رئیس مجلس و دو دوره رئیس جمهور بودم , برخی به غلط تصور میكنند , دست من در همه كشور باز است , ولی زندگی شخصی و خانوادگی من در همان سطحی است كه از قم شروع كردم و میخواستم داشته باشم . زمانی نتوانستم و زمانی هم كه توانستم , همان سطح را حفظ كردم . با اسراف و تبذیر به همان نسبت مخالف هستم و گناه میدانم كه با زهدفروشی و ریاكاری , نعمتهای خداوند را در حد نیاز دارم و اهل ریاضت هم نیستم .

البته باید بگویم قبل از انقلاب اسلامی و دوران مبارزات , مقداری زمین با قیمت متری یك یا دو تومان در بیرون شهر قم خریدم . اینها را كم كم خیابان بندی كردم و بعد گرانتر شد و یك مقدار را فروختم و آن را آباد كردم . چند سال هم در زندان بودم و اینها یك مقدار مصرف شد. وقتی كه از زندان آزاد شدم , مقداری را مجانی به طلبه های نیازمند دادم . عده زیادی از طلبه ها از این زمینها گرفتند. به هر فرزندم پنج قطعه دویست یا سیصدمتری دادم كه برای خودشان استفاده كنند. بچه ها هم كم كم فروختند و هزینه زندگی و ساخت منزل كردند. ولی سطح معاش را نگه داشتیم .

شاید درباره زهد فروشی كه گفتم , مصداق بخواهید , ولی نمیخواهم روی افراد حرف بزنم . سطح زندگی امثال ما تقریبا مثل هم بود. دوستانی كه با هم مبارزه می كردیم , خانه ها , رفت و آمدها , لباس و هرچه داشتیم , شبیه هم بود. زهد فروش به آنهایی میگویم كه امكانات دارند و مخفی میكنند و خودشان می توانند در سطح متوسط حضور داشته باشند و از لحاظ تظاهر اینها را در سطح پایین نشان میدهند. من اینها را قبول ندارم و میگویم اینها زهدفروشی است . به قصد اینكه خودشان را به گونه دیگری نشان بدهند , امكانات خود را به قول شما پنهان می كنند. حالا بعضی ها ندارند و اگر نداشته باشند , دیگر زهدفروشی نیست و بعضیها نمیخواهند داشته باشند كه آن زهد است و نه زهد فروشی .

به هر حال زندگی شخصی مرا آنهایی كه می بینند , میدانند و آن روز كه انقلاب شد , در خانه ای در دزاشیب بودم كه حدود هشتصد متر بود. الان دریك خانه اجاره ای زندگی میكنم كه خیلی كمتر از آن است . امكانات همانهایی است كه آن موقع بود . آن موقع بخاطر اینكه 5 بچه داشتیم و من هم معمولا در زندان بودم , خدمتكار داشتیم . الان همسرم كارهای خانگی را خودش انجام میدهد. البته من هم می پسندم كه این گونه باشد. اینها از تنگدستی نیست . خیلی از خانمهای با شرایط زندگی خوب هم چنین كارهایی میكنند. فكر میكنم شیوه اسلامی این است .

طبق قانون اساسی , رئیس جمهور وقتی شروع به كار میكند و وقتی دوره اش به اتمام میرسد , باید لیست دارایی های خود , فرزندان و همسرش را به قوه قضاییه بدهد. من همین كار را در هر دو دوره كردم . آیت الله یزدی آخرین بار بررسی كردند و دیدند كم شده است . رسما هم اعلان كردند.

در مورد فرزندانم هم بگویم كه هیچ یك از بچه های ما كار اقتصادی به آن معنا , جز ادامه كشاورزی ندارند. همان كشاورزی كه ما در قم و رفسنجان داشتیم و با زمینها كار میكنند. بخشی از زندگی را از آنجا و بخشی را هم از حقوق خودشان اداره میكنند.

فائزه كه مدتی نماینده مردم تهران در مجلس بود , مدتها مسئول ورزش بانوان كشور بود و نباید با ورزش كردن بانوان مخالف باشید. فاطمه هم سالها مسئول بنیاد رسیدگی به امور بیماریهای خاص میباشد و هیچكدام حقوقی نمیگرفتند و نمیگیرند. تمام وقت كار میكنند. یاسر در مركز تحقیقات استراتژیك به من كمك میكند. مهدی در جوانی با جهاد كار میكرد و برایش جاذبه داشت . مدتی در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت بود و در حال حاضر مسوول دفتر من در هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی است . او قبلا كار بسیار مهمی را شروع كرده بود كه جزو افتخارات ایشان میدانم . تكنولوژی این سكوهایی را كه می بینید در دریا نصب میشود , دیگران اصلا قبول نداشتند كه این كار را میتوان كرد. الان سكوهای هفت هزار تنی میسازند. تكنولوژی لوله زیر دریا را او آورد.

محسن هم در زمان دفاع مقدس به دلیل نیاز كشور مقطع دكتری خود را در كانادا نیمه كاره رها كرد و در صنایع موشكی سپاه مشغول به كار شد و اكنون مدیرعامل مترو است .

پسران من همه به جبهه رفتند. همین مهدی مجروح شیمیایی است و یاسر مدتها در جبهه چومان مصطفی در خط مقدم بود. قبلا هم گفتم كسانی كه میخواهند بیشتر تحقیق كنند , میتوانند پرونده هایشان را از فرماندهان لشكر 27 محمد رسولالله (ص ) و لشكر 10 سیدالشهدا بپرسند .

شایعه میكنند كه مثلا در كیش یا فلانجا , فلان برج متعلق به ماست و یا شما ادعا كرده اید خانواده هاشمی در مجموعه صنایع خودروسازی , بانك پارسیان , بنیاد مولی الموحدین , شركت خودروسازی دوو و. .. نفوذ دارند و در پشت این قضایا هستند. حتی میگویند بر مناطق آزاد سیطره دارند.

بنده ضمن تكذیب چنین شایعاتی كه ریشه آنرا عوامل ضد انقلاب و منافقین میدانم , همانگونه كه یكبار در جمع طلاب عزیز در شهر مقدس قم اعلام كردم , برای چندمین بار اعلام میكنم هركس مدركی برای اثبات این ادعاها و یا هر جای دیگر دارد , ارائه كند , آن را به خود او خواهیم بخشید و برای خودش بردارد. »

البته جان كلام را هاشمی رفسنجانی در مناسبتی اینگونه گفته بود كه « از شهید بهشتی پرسیدم : با این همه تهمتها چه میكنی گفت : آسیاب به نوبت » . حالا كار به جایی رسیده كه در هفته نامه ای دیگر مینویسند : « هاشمی از منافقین حمایت میكرد!! » اگر این گونه پیش برود , پیش بینی دكتر بهشتی تكمیل می شود.

البته در این تهمتها و شایعات درباره آقای هاشمی رفسنجانی , مسئولان سازمانها و یا مراكزی كه منسوب به هاشمی رفسنجانی نیستند , مقصرند.

چرا یكبار شركت هواپیمایی ماهان , بانك پارسیان , بنیاد مولی الموحدین , كرمان خودرو و. .. با مردم شفاف صحبت نمیكنند كه چیستند و سهامداران آنها كیستند اگرچه خیلی دیر شده , اما به مصداق مثل معروف « ماهی را هر وقت از آب بگیرید , تازه است » خوب است كه این موسسات مالی و تولیدی , ذره ای از نقدینگی خود را صرف شفاف سازی و نشان دادن وضعیت مالكیت خویش به مردم نمایند.

طلبه های عزیز!

بیایید خطاب شبنامه های خویش را عوض كنید. یكبار به سازمان بازرسی كل كشور و نهادها , سازمانها و ارگانهای مربوطه بنویسید كه چرا در بیان سرمایه های خاندان هاشمی كوتاهی میكنید شاید از این طریق آنان را قانع كنید كه یافته های خویش را در بارها بازرسی از سرمایه های هاشمی و خانواده ایشان حداقل برای یكبار هم كه شده بگویند مطمئنا عدم اعلام نتایج بازرسی های مكرر توسط این سازمانها در ایجاد چنین ذهنیتهای اشتباهی بی تاثیر نبوده است .

طلبه های جوان و آینده سازان حوزه دین و فرهنگ ;

بگذارید صریح بگوییم كه در پیش و پس مسیر تفكرات شما , تارهایی از افراط و تفریط تنیده اند و میخواهند جریان معتدل جامعه را كه نماد و مصداق اتم آن « آیت الله هاشمی رفسنجانی » است , مشوه و بدجلوه دهند. به این تناقض آشكار توجه كنید تا متوجه عمق توطئه شیطنت آمیز خط افراط و تفریط شوید.

1 ـ مخالفان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران میگویند : هاشمی رفسنجانی نمیگذاشت جنگ تمام شود تا این همه خسارات مادی و معنوی به كشور وارد نشود.

2 ـ مخالفان پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران میگویند : هاشمی رفسنجانی بود كه جنگ را تمام كرد و در باغ شهادت را به روی مشتاقان بیشمار بست .

ح ) برابری حقوق زن و مرد : به تلخیهای انتخابات نهم ریاست جمهوری اشاره كردید و گفتید : ارزشها و آرمانهای نظام اسلامی به حراج رفت . اتفاقا در این زمینه « جانا سخن از زبان ما میگویید » چه كسانی بر ارزشهای انقلاب اسلامی در مصاحبه های زنده تلویزیونی چوب حراج می زدند چه كسانی برای تبلیغات نداشته های خویش مجبور بودند به تخریب 16 سال عملكرد نظام اسلامی بپردازند آن را بهانه كردید و تفاوت دیه زن و مرد را پیش كشیدید و گفتید : « چرا هاشمی رفسنجانی گفت : باید قانون مدنی كه دهها سال پیش نوشته شده , بررسی و اصلاح شود » جای تعجب است كه شما تفاوت قانون شرعی و مدنی را نمیدانید قانون مدنی ایران سالها پیش از انقلاب اسلامی نوشته شده و هنوز به آن استناد میشود. جهت اطلاع شما بگوییم كه رهبری معظم انقلاب هم یك بار دستور بررسی ریشه ای این قانون را صادر كردند. آنچه در آن مصاحبه از ایشان پرسیدند و ایشان جواب دادند , حقوق زنان در جامعه اسلامی بود و نه برابری دیه زن ومرد. حتی سخنی از سب نبی نبود. كدام مسلمان میتواند سب نبی را ببخشد مگر میتوان با احكام مسلم اسلامی برخوردهای روزمره داشت

طلبه های عزیز!

كمی حوصله به خرج دهید تا نگاه اسلام و انقلاب اسلامی به زنان را از زاویه قرآن , قانون اساسی و امام خمینی (ره ) بررسی كنیم . آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره جایگاه زن در اسلام در یكی از مصاحبه ها گفت : « اگر بخواهیم درباره تساوی زن و مرد به مطالب كسانی كه تفسیر قرآن را به عهده گرفتند و توضیحاتی كه در روایات نقل شده , بپردازیم , فكر میكنم , باید در قرآن به تساوی زن و مرد از ابعاد مورد نظر بحثهای اجتماعی و كلامی بپردازیم و قبول كنیم كه هر دو , انسان كامل و دارای حقوق مساوی هستند و در برخی احكام ویژه به خاطر شرایط اجتماعی كه در خانواده و جامعه هست و ناظر به امكاناتی است كه در وجودشان برای پذیرش تكلیف و انجام وظیفه هست , تفاوتهایی دیده میشود. قرآن وقتی به تاریخ هم نگاه میكند , انسان هایی را به عنوان قله های فضیلت مطرح میكند. اكثر آنها از طبقه مردان هستند , ولی از طبقه زنان هم مثل حضرت مریم , همسر فرعون و شخصیتهای دیگر مطرح میشوند كه از لحاظ انسانی , قرب به خدا و فضایل انسانی موقعیت بسیار بالایی برایشان قائل است .

فكر میكنم قرآن زن و مرد را دو بخش تكمیل كننده جامعه بشری تلقی میكند. ممكن است گاهی فكر كنیم كه نقش مرد در جامعه بیشتر است . در مجموع چنین برداشتی از قرآن میشود. در ابعادی به تربیت و رشد انسان ها و بالاخره موقعیت مادری برمیگردد كه در آنجا هم نقش ویژه ای به زن میدهد. در قرآن هم متعادل عمل شده است . آیه « و لهن مثل الذی علیهن » (سوره بقره , آیه 228 ) تعبیر قابل توجهی است . اگر این مفهوم را به عنوان یك اصل قطعی و مسلم بگیریم , آن وقت باید بگوییم احكامی كه در اسلام هست , باید از این نوع و بین آنها توازن باشد. یعنی به اندازه آنچه كه انسان احساس میكند برای مردها امتیاز قائل شده , در مقابل برای خانمها هم امتیاز قائل شد. اگر بتوانیم استثنایی در این جمله پیدا بكنیم آن وقت باید جمله و این آیه را تخصیص كنیم .

البته آیه در دنباله خود , تخصیص را دارد : « و للرجال علیهن درجه . » یعنی ضمن اینكه اینها حقوق مساوی دارند , در یك سری مسائل , موقعیت مردها , روشنتر و فائق به نظر میآید. باید جایی هم باشد كه نقش بانوان فائق به نظر بیاید , والا این جمله , جمله قبلی را نفی میكند. در قرآن میتوانیم واقعا مفهوم عدالت و اعتدال را بفهمیم , نه از آن بعدی كه بخواهیم در همه چیزها یكی باشند. این تساوی در هیچ بخشی از اجتماع نیست . در بخشهای مختلف مردها هم این تساوی نیست . تفاوتهایی به وجود میآید.

تردیدی نیست كه از بعضی جهات جسمی و روانی , ساختار وجود زن و مرد تفاوت دارد. ولی این تفاوت میتواند برای هر طرف امتیازی باشد و براساس آن در تقسیم كار باید هر بخش در پذیرفتن مسوولیت ویژگی داشته باشد كه دارند.

در مورد تفاوت زن و مرد از قدیم , فرهنگی میان بشر بوده و كم كم تلطیف شد. زمانی اصلا زن را انسان نمیدانستند , زمانی هم انسان ناقص میدانستند. بعدها كه شرایط بهتری هم پیش آمده , زن بودن افتخار نبود و مرد بودن افتخار بوده است . خیلی اشكالات در جامعه بود. اسلام توانسته مقداری این فرهنگ را اصلاح كند , ولی می بینیم حتی در محیط اسلامی این فرهنگ پاك نشده و رسوباتش همچنان وجود دارد.

آیات دیگر هم نشان میدهد كه زن و مرد , هر چیزی كه دارند , مال خودشان است : « من عمل صالحا من ذكر و انثی » .

البته یك واقعیت تاریخی هم وجود دارد كه محدودیت هایی را به جامعه ما تحمیل میكند. یكی از آنها این است كه زنان جامعه سابقه نیرومند حضور در امور اجتماعی و مدیریتی را ندارند و باید مدتی به تدریج حضور عملی در كارها و مدیریتها داشته باشند تا رسوبات ذهنی را پاك كنند و صلاحیت خودشان را ثابت نمایند. واقعیت دیگر این است كه مطالعه جامع روانشناسی و جامعه شناسی روی تفاوتهای واقعی زنان و مردان به منظور شناخت صلاحیت و متناسب با كارها انجام نشده و باید این بررسیهای عملی انجام شود. »

مطمئنیم شما طلبه های منتقد , به قانون اساسی پایبند هستید. حال با هم به جایگاه زن در این قانون میپردازیم : بند 14 اصل سوم قانون اساسی , یكی از وظایف دولت جمهوری اسلامی ایران را چنین مقرر میدارد : « تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون » طبق این بند از اصل سوم قانون اساسی , تفاوتی بین زن و مرد درجهت تامین حقوق همه جانبه آنها وجود ندارد و دولت موظف است حقوق همه جانبه زنان را نیز همانند مردان تامین كند.

اصل 20 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر میدارد : « همه افراد ملت اعم از زن و مرد یكسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی , سیاسی , اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند. » براساس این اصل قانون اساسی نیز اولا زنان و مردان به طور یكسان در حمایت قانون قرار دارند و هیچ یك بر دیگری برتری ندارد. ثانیا زنان و مردان از همه حقوق انسانی , سیاسی , اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی البته با رعایت موازین اسلامی ـ برخوردار میباشند و در این زمینه ها نیز هیچ كدام برتری خاصی ندارند.

اصل 21 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین مقرر میدارد : « دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد :

1 ـ ایجاد زمینه های مساعد برای شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او

2 ـ حمایت مادران , بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و حمایت از كودكان بی سرپرست

3 ـ ایجاد دادگاه صالح برای حفظ كیان و بقای خانواده

4 ـ ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده وبی سرپرست

5 ـ اعطای قیمومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنها در صورت نبودن ولی شرعی . »

طبق این اصل , دولت اسلامی به معنی اعم آن یعنی حكومت و نظام اسلامی كه شامل همه قوای كشور میباشد , موظف است در جهت تضمین حقوق زن در تمامی جهات با رعایت موازین اسلامی , پنج اقدام اساسی مندرج در اصل فوق را انجام دهد.

و اما باهم مرور میكنیم كه نگاه امام (ره ) به زنان و تساوی حقوق مردان و زنان چگونه است :

1 ـ از (نظر) حقوق انسانی , تفاوتی بین زن و مرد نیست . زیرا هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را همچون مرد دارد. (صحیفه نور , جلد 2 , ص 49 )

2 ـ در اسلام زن , در همه شئون همانطور كه مرد در همه شئون دخالت دارد , دخالت میكند . (صحیفه نور , جلد 5 , ص 153 )

3 ـ در نظام اسلامی , زن همان حقوقی را دارد كه مرد دارد ... در تمام جهاتی كه مرد حق دارد , زن هم حق دارد . (صحیفه نور , جلد 4 , ص 33 و 34 )

هـ) مركز تحقیقات استراتژیك : معلوم نیست آنچه باعث عصبانیت شما شده , عنوان و اسم مركز تحقیقات استراتژیك است یا افرادی كه در آن سمت و مسوولیت دارند اولا مركز تحقیقات ; عنوان عام محل تحقیق و پژوهش بسیاری از نهادها , ارگانها , سازمانها و وزارتخانه هاست و ریاست جمهوری و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز از آن مستثنی نیستند و مجلس نیز جای شبیه به این با نام « مركز پژوهشها » دارد. مطمئنا خیلی خوب میدانید كه تصمیمات كلان كشور نیاز به كارهای كارشناسی دارد و مركز تحقیقات استراتژیك بازوی توانمند همفكری كمیسیونهای مجمع می باشد. درخصوص افرادش هم معلوم نشد به حضور چه كسانی اعتراض دارید. ریاست آنجا را نماینده ولی فقیه در عالیترین شورای كشور , یعنی شورای عالی امنیت ملی برعهده دارد و معاونتهای مختلف آنها را وزرای سابق دولتهای پس از انقلاب اسلامی دارند. وجود افرادی چون آقای یونسی , وزیر اطلاعات سابق در معاونت فقه وحقوق و آقایانی چون میرسلیم , علی محمد بشارتی و. .. چه منافاتی با اهداف انقلاب اسلامی دارد ! مسوولیت آقای خاتمی در آن مركز هم با مشورت مقام معظم رهبری بوده است . درخصوص مركز تحقیقات استراتژیك ریاست جمهوری هم دچار اشتباه شده اید. اولا عضویت بسیاری از افرادی كه نام بردید , كذب محض است و آنان هیچگونه مسئولیتی در مركز ندارند. ثانیا افرادی كه نام بردید , در آن دوره خیلی افراطی تر از جریانهای فعلی مخالف سیاستهای دولت هاشمی رفسنجانی بودند و ثالثا اگر بعضیها در آنجا نبودند , در هركجای دیگر حتی مثلا در كتابخانه ملی هم میتوانستند جمع شوند. انتظار این بود كه اگر انتقادی دارید , به اقدامات و فعالیتهای مركز تحقیقات باشد , نه این كه چه افرادی در آنجا هستند. هرچند كه در ذكر اسامی نیز اشتباه كرده اید.

درخصوص مجمع تشخیص مصلحت نظام , طلبه عزیز دیگری در یكی از نشریات مدعی شده : « چرا مجمع براساس تفویض رهبری معظم انقلاب برای نظارت بر حسن اجرای سیاستهای كلی نظام جلو بی عدالتیها را نگرفته است »

برای این بخش , از روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام استعلام كردیم و نوشتند : « اگر مجمع بخواهد با اذن رهبری انحراف برنامه ها از سیاستهای كلی و سند چشم انداز 20 ساله را كه در كمیسیون نظارت مجمع با آن برخورد كرده , در جامعه منعكس كند , متهم میشود كه چوب لای چرخ دولت گذاشته و اگر اعلام نكند , متهم به سكوت در قبال بی عدالتیها میشود. سربسته بگوییم فعلا بنا به مصالحی قصد بازگو كردن برخی انحرافات را با اذن رهبری معظم انقلاب نداریم . شاید زمانی این كار انجام شود.

مجمع تشخیص براساس قانون اساسی سه مسئولیت عمده و مهم دارد :

1 ـ رفع اختلاف میان مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان كه تاكنون بن بست شكنیهای زیادی در روند اجرایی كشور توسط مجمع از همین ناحیه شده است .

2 ـ مشورت به رهبری معظم انقلاب در مورد تدوین سیاستهای كلی نظام كه این كار نیز تاكنون به خوبی در مجمع انجام شده و سیاستهای كلی تدوین و جهت تایید نهایی تقدیم رهبری شده و ایشان نیز آنان را برای اجرا به سران سه قوه ابلاغ كرده اند كه نمونه اخیر آن ابلاغ سیاستهای كلی اصل 44 قانون اساسی است .

3 ـ رسیدگی به اموری كه توسط رهبری معظم انقلاب به عنوان معضل به مجمع ارجاع میشود و مجمع برای رفع آن موضوع تصمیم گیری میكند.

مجمع تاكنون برای رفع مشكلات دولت و تنگناهای قانونی آن گامهای موثر و مفیدی برداشته و در مواقع حساس رفع مشكل كرده است . به عنوان نمونه قانون جلب سرمایه های خارجی (فاینانس ) كه در دولت جدید به یك مشكل اساسی تبدیل شده بود , در مجمع تشخیص با نظرخواهی از خود دولت و به نفع برنامه های آن حل و فصل شد. پس اتهام عدم همكاری با دولت , دروغ بزرگی است كه نشات گرفته از افكار دشمنان نظام اسلامی است . البته راه نقادی و اعلام نقاط ضعف برای اصلاح امور و براساس حفظ مصالح و منافع نظام را نباید به حساب كارشكنی و عدم حمایت گذاشت . »

به هر حال آنچه در این مقال با شما در میان گذاشتیم , بخش كوتاهی از شرح مفصلی است كه با عنوان رنجنامه پخش كردید. اما همین رنجنامه شما فرصتی شد تا با بسیاری از طلبه ها و حوزویهای دیگر سخن گوییم .

امیدواریم خداوند عاقبت همه ما را در دنیا و آخرت ختم به خیر گرداند.

محسن هاشمی

آیت الله هاشمی رفسنجانی در این نامه , به سئوالاتی در زمینه ولایت فقیه , شورای رهبری , شایعات مربوط به مسائل اقتصادی , برابری حقوق زن و مرد و مركز تحقیقات استراتژیك پاسخ داده است

گفتن این جمله كه هاشمی رفسنجانی از گفتار و كردار امام (ره ) بی اطلاع هستند ویا از آن دوری می كنند طنزی متناقض است

از كجا چنین برداشت اشتباهی برای شما ایجاد شده كه تاكید بر شورای رهبری , در جهت تضعیف رهبری است

كار بجایی رسیده كه در هفته نامه ای می نویسند كه هاشمی از منافقین حمایت می كرد!

UserName