• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • جمعه 1396/05/20
  • تاريخ :

مدیری،نامداری و البته موگرینی

اتفاقات سینما و تلویزیون در هفته ای که سپری شد چه بود؟ گزارش هفتگی تبیان را بخوانید.

منیژه خسروی- بخش سینما و تلویزیون تبیان
فرزاد حسنی

کنایه هفته/ همه علیه نمایندگان مجلس

سلفی پر سر و صدای تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اعتراض و کنایه اهالی سینما و تلویزیون را هم به همراه داشت.عادل فردوسی‌پور در بخش پایانی آیتم نود درجه به شكل طعنه‌آمیزی به سلفی‌های نمایندگان مجلس با فدریکا موگرینی پرداخت و آن را به نقد كشید. امیرحسین رستمی که یكشنبه شب مهمان برنامه «باغ ملی» شبكه دو بود رفتار نمایندگان را زیر سوال برد. علی ضیا و رضا رشیدپور هم درباره آن به شکل شوخی – جدی حرف زدند و خیلی از بازیگران و کارگردان ها در صفحه اینستاگرام کار نمایندگان را دور از انتظار دانستند. جالب ترین شوخی متعلق است به  فرزاد حسنی و دوستان در پشت صحنه برنامه رادیویی شان. تصویر این شوخی را در بالا می بینید.

اعتراض هفته/ سوء استفاده مدیری از دورهمی؟

باز هم مهران مدیری و این بار یک شائبه. او در روزهای پایانی هفته گذشته در برنامه «دورهمی» پذیرای دو نفر از بازیگران فیلمش امیر جعفری و نگین معتضدی بود و یک سوء تفاهم شکل گرفت. برخی رسانه ها عقیده دارند:مهران مدیری و اسپانسرش حالا در دور جدید تبلیغات فیلم«ساعت 5 عصر»از قابیلت برنامه «دورهمی» استفاده کردند تا به شکل غیر مستقیم از پتانسیل این برنامه برای تبلیغات فیلمشان آن هم به شکلی رایگان بهره ببرند.  

 شایعه هفته/ بازگشت پر سر و صدای نامداری 

آزاده نامدارى روز سه شنبه وارد کشور شد و به نوشته کانال سینما در بدو ورود بازداشت شد. بلافاصله خبری دیگر به رسانه ها آمد که « مدیرکل زندان های تهران گفته: خبر منتشره در شبکه های اجتماعی مبنی بر دستگیری آزاده نامداری مجری سابق تلویزیون صحت ندارد.»هنوز مدتی نگذشته بود که کانال خبرگزاری های میزان و مهر  به نقل ازمصطفی محبى مدیر کل زندان های استان تهران نوشتند:«از دستگیری آزاده نامدارى اطلاع ندارم. من فقط گفتم که وی وارد زندان های تهران نشده است.»

هشدار هفته/ وضعیت قرمز برای گیشه سینما

این هفته علی سرتیپی رئیس کانون پخش کنندگان سینما زنگ هشدار را به صدا درآورد و گفت:«فیلم‌هایی که برای شش ماه دوم سال مانده‌اند توان لازم برای جذب مخاطب به سالن‌های سینما را نخواهند داشت.» او تهیه کنندگان را مقصر ته کشیدن فیلم های خوب دانسته:« ما یک مرکز برای اینکه به عنوان دانای کل عمل کند ندارد.از طرفی در سینمای ایران تهیه کننده سالاری است؛ نه سینما سالاری داریم و نه پخش سالاری. اگر چرخه پخش یا سینما زورشان می رسید حتما کاری می کردند. مثلا به نظر من اگر عید امسال «گشت ارشاد» و«خوب،بد،جلف» با هم اکران نمی شدند، هر دو توانایی فروش بیشتر داشتند.»

مشکوک هفته/ قیمت واقعی قابلمه چند است؟!

ویژه برنامه «پخت و پز» شبکه نسیم که در آن روی تخفیف صد هزار تومانی قابلمه تاکید می شود ، بخاطر عدم شفاف سازی مورد اعتراض قرار گرفته. معترضان می گویند خریدار وقتی محصول را تحویل می گیرد از او طلب هزینه ارسال می شود. در حالی که مجری فقط روی تخفیف تاکید می کند و هشدار نمی دهد هزینه ارسال با خریدار است.

موفق هفته/ تصویر واقعی اعتیاد در«گمشدگان» 

این هفته پخش سریال جدید شبکه دو یعنی«گمشدگان» شروع شد و از قسمت دوم بیننده ها را بخاطر قصه سرگرم کننده و نمایش تصویر واقعی عواقب شوم اعتیاد غالفگیر کرد. گمشدگان» نشان داد پدر معتاد حتی حاضر است كودكش را برای تهیه جنس به پارك بفرستد، به خاطر نداشتن تعادل،كودك را كتك بزند، غیرتش كمرنگ شود،دخترش از خانه بگریزد و مالش را ارزان بفروشد. برگ برنده سریال،‌داشتن قصه و ترسیم فضای باورپذیر است و امیدواریم در آینده لنگ نزند و شعاری نشود.

رکورد هفته/ نهنگ 2 اول شد

«نهنگ عنبر۲» صدر جدول پرفروش ترین فیلم سینمای ایران را از آن خود کرد. پخش کننده فیلم فروش«نهنگ عنبر۲» را ۲۰میلیارد و۱۷۰ میلیون تومان اعلام کرد که فروشی بی سابقه برای یک فیلم درسینمای ایران است.

دیالوگ های هفته

جمشید مشایخی/ صبا/16 مرداد: ما جوان‌هایی داریم که خیلی می‌فهمند، حتی از زمان ما بیشتر. باید هم، بیشتر بدانند، باید هم، بهتر کار کنند، اگر غیر ‌از ‌این باشد خیلی بد است، من می‌گویم که متاسفانه یا راه را برای بچه‌هایی که استعداد دارند باز نکرده‌اند یا چون پول ندارند نمی‌توانند خودشان را نشان بدهند. الان متاسفانه سینمای ما به شکلی شده که پول دارید؛ می‌آیید بازی می‌کنید و پول ندارید بازی نمی‌کنید. این خیلی بد است و به همین دلیل من دلم می‌سوزد برای بچه‌هایی که استعداد و نبوغ دارند و سواد هنری‌شان بالاست.

مسعود کیمیایی ایلنا/ 17 مرداد:موقعی که راجع‌ به داش‌آکل تحقیق می‌کردم، یک آقای برنج‌فروشی در بازار شیراز بود که آن‌موقع 94 سال سن داشت و چیزها راجع‌ به داش‌‌آکل می‌دانست. با ما اخت شد و گفت جزوِ 4 نفرِ دارودسته‌ کاکا رستم بوده. به او گفتم: تو قمه‌کشی هم بلدی که چطوریه؟ چون قمه‌کشی، استایل مجزای خودش را دارد؛ با شمشیرکشی و چاقوکشی فرق دارد. اصرار کردم تا بالاخره قبول کرد و برای چند لحظه برای ما قمه کشید، و ما درجا چندتایی عکس از او گرفتیم. اصلاً پلنینگ قمه‌کشیِ فیلم را من از این پیرمرد یاد گرفتم.

جمشید هاشم پور/ دیباچه/15 مرداد:حدود سه سال و چهار ماه بیکار بودم که باعث شد خودم را بیشتر بشناسم و خودم را یک مقدار تجزیه و تحلیل کنم. چون در آن راهی که با آن سرعت داشتم می رفتم احتمال زمین خوردن وجود داشت ولی وقتی دوران فترت بوجود آمد یک مقدار به خودم آمدم و نسبت به کارهایم دقیق تر شدم. چند فیلم ضعیف بازی کردم و اگر دوره بیکاری پیش نمی آمد کارهای ضعیفم بیشتر می شد. همیشه سعی کرده ام کاری که به من محول می شود با صداقت درستی و طیب خاطر انجام بدهم... 

بهناز جعفری/ خبرگزاری مهر/ 17 مرداد: اولین نماد سمبلیک که با واژه خبرنگار در ذهن من می آید فرد پرسشگر است و اتفاقا دوست دارم خبرنگار جویا و جوینده باشد. من بابت آن اتفاق هم خود را جای عزیزان حاضر در نشست گذاشتم و مدت ها به دلیل حرفی که در یک محفل عمومی بیان کردم دچار عذاب وجدان بودم. بعد از آن اتفاق واکنش ها متفاوت بود که من واکنش های منفی را سعی می کنم نبینم و واکنش های خوب را در گوشه دلم قرار می دهم.

پیمان قاسمخانی / برنامه 35/ 15 مرداد: فیلمنامه «من زمین را دوست دارم» پایان‌نامه کلاسم با مرحوم سیف‌اله داد بود و اصلا قرار نبود ساخته شود. وقتی نمره‌ها را اعلام کردند، آقای داد نمره مرا اعلام نکرد و گفت بیا دفتر. در آنجا به من گفت که ما می خواهیم این را بسازیم! این جزو لحظات بزرگ زندگی‌ام بود. اولین بار که آقای داوودی را دیدم خیلی هیجان‌زده شدم زیرا تا آن زمان هیچ آدم سینمایی ندیده بودم. به خوبی به یاد دارم، آقای داودی گفت چهارشنبه به خانه ما بیا، آقای خمسه هم هست و من واقعا از شدت هیجان سرم گیج می‌رفت.

سید ضیاء الدین دری/ روزنامه جوان/17 مرداد: موافق اکران خانه پدری با قید رده سنی بالای 20 سال بودم و این تقریبا در شورای نمایش حتی از سوی اعضای ارزشی، مورد اجماع بود و آقای عیاری هم جایی به من گفت که من با نظر شما موافقم ولی آقای ایوبی بعدا آمد و گفت: «من فیلم را دیدم و دخترم حالش بد شد و به نظرم قابل پخش نیست» وگرنه همان سال 92 به اصطلاح قال قضیه با رده‌بندی سنی کنده شده بود. وقتی موضوعی ملتهب سوژه فیلمی می‌شود تهیه‌کننده و کارگردان باید از قبل آماده باشند که فیلم‌شان قید رده‌بندی بخورد. با این قیود می‌شود بخشی از توقیف‌ها را سامان داد.


UserName