• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1396/05/17
  • تاريخ :

گپ و گفتی پیرامون مشکلات، فرصت ها و محدودیت های تبلیغ در روستا؛

دعوت به نوشیدن چایی با روحانی طرح هجرت

ما امروز به تبلیغ خودجوش نیاز داریم، «آتش به اختیار» مورد نظر رهبرمعظم انقلاب نیز به همین معناست، مبلغان نباید منتظر بمانند که دولت یا حوزه علمیه زمینه تبلیغ را برای آن ها فراهم کند.
دعوت به نوشیدن چایی با روحانی طرح هجرت

 

روستای مادری شهید مدافع حرم؛ شهید محرم علیپور. «قراجه محمد» روستایی در شهرستان مرند استان آذربایجان شرقی، در ۲۰ کیلومتری غرب مرند مشرف به کوه سه هزار متری علمدار.

این روستا در دهستان کشک‌ سرای بخش مرکزی شهرستان مرند واقع شده‌، روستایی با باغ های زرد آلو و مزارعی که محصول اصلی آن را عمدتا آفتابگردان و گندم تشکیل می دهد.

از مسیر سرسبز و خاکی و زیبای این روستا که وارد می شوی، خنکای نسیم به استقبالت می آید، آبی که از نهر کوچک جوار باغ ها عبور می کند، تو را به داخل روستا راهنمایی می کند.

منزل روحانی را از اهالی این روستا، جویا می شویم، پس از عبور از مدرسه و مسجد، به منزل حجت الاسلام محمود حسینیان، روحانی روستای قراجه محمد می رسیم. این روحانی جوان پیشنهاد می دهد مصاحبه را در یکی از باغ های روستا انجام دهیم و چه پیشنهاد خوبی، در هوای گرم تابستان، نشستن در زیر درختان یک باغ سرسبز و سایه خنکی که گفتگو را جذاب تر خواهد کرد.

این گفتگوی خواندنی را پیگیری کنید:

مبلغ بومی؛ فرصت یا محدودیت؟

آقای حسینیان شما بومی این روستا هستید؟

نه بومی این روستا نیستم، من متولد سال 1370 در شهر تبریز هستم، تحصیل در حوزه علمیه را در 16 سالگی از سال 1386 در مدرسه علمیه حضرت ولی عصر(عج) شهر بناب آغاز کردم؛ هفت سال در بناب تحصیل کرده و سه سال نیز در مدرسه طالبیه تبریز ادامه تحصیل دادم.

از سال 1392 ملبس شدم و از همان سال نیز تبلیغ را در شهر تبریز آغاز کردم و سپس به عنوان روحانی طرح هجرت به روستای قراجه محمد در شهرستان مرند اعزام شدم.

واقعیت این است که بومی بودن برای یک مبلغ دینی، امتیاز محسوب نمی شود، و چه بسا گاهی محدودیت نیز به حساب آید، براین اساس، من هم ترجیح دادم دور از شهر بومی خود به امر تبلیغ مشغول شوم.

شما چرا با اینکه اهل شهر تبریز هستید، اما زحمت تبلیغ در یک روستا را به جان خریدید؟

ما امروز به تبلیغ خودجوش نیاز داریم، «آتش به اختیار» مورد نظر رهبر انقلاب نیز به همین معناست، مبلغان نباید منتظر بمانند که دولت یا حوزه علمیه زمینه تبلیغ را برای آن ها فراهم کند.

مبلغان دین اسلام باید برای تبلیغ به مکان ها و نقاطی بروند که مورد نیاز است، مبلغانی از شهر تبریز را سراغ دارم که در روستاهای دور افتاده استان کردستان در حال تبلیغ هستند، اما متاسفانه بسیاری از مبلغان هم هستند که رغبتی برای تبلیغ در نقاط دورافتاده و محروم ندارند.

اهمیت تبلیغ آنقدر است که با وجود ضرورت شرکت مسلمانان در جنگ در ابتدای اسلام، خداوند در آیه 122 سوره توبه خطاب به پیامبر می فرماید: «و مؤمنان را جایز و ممکن نباشد که همگی(به سوی جبهه جنگ یا مراکز علمی دینی) کوچ نمایند (به ویژه جهاد که طبعا مخصوص به زمان و مکانی خاص است)، پس چرا از هر جمعیتی از آنان گروهی( معدود )کوچ نمی کنند تا(رزمندگان در معرفت توحید تجربی و حوزویان در معارف دین) تحصیل دانش عمیق نمایند و قوم خود را آنگاه که به سوی آنها بازگشتند هشدار دهند، باشد که آنها (باطنا و عملا) بر حذر باشند.» (ترجمه آیت الله مشکینی).

ما در اسلام دو گونه هجرت داریم: هجرت صغری(حبشه) و هجرت کبری(مدینه)، ما امروز نیاز به چنین تبلیغی داریم؛ پیامبر به گروهی از مسلمانان دستور داد برای تبلیغ به حبشه بروند، ابتدا پادشاه حبشه آن ها را نپذیرفت، اما جعفربن ابیطالب(ع) با ایمان سرشار شروع به سخنرانی کرد، ایشان به گونه ای از آیات قرآن استفاده کرد که رهبران دینی آن ها شروع به گریه کردند و انجیل مقابل شان با اشک های آن ها خیس شد؛ این نشان می دهد که دین اسلام آنچنان به استدلال نیاز ندارد ما تنها کافی است در نقاط مورد نیاز به تبلیغ بپردازیم و قلب مردم را تسخیر کنیم.

مردم ابتدا جواب سلامم را هم نمی دادند

استقبال مردم این روستا از یک روحانی طرح هجرت غیربومی در ابتدا چگونه بود؟

ابتدای کار وقتی در این روستا حاضر شدم، حتی برخی جواب سلام مرا هم نمی دادند اما در قهوه خانه روستا حضور پیدا می کردم تا با مردم دیدار چهره به چهره داشته باشم، یا با کودکان سلام و علیک داشتم و با شکلات از آن ها استقبال می کردم.

بنده حتی وسیله نقلیه هم برای خودم تهیه نکردم با اینکه امکان آن را دارم، اما می خواهم به این بهانه و در راه رفت و آمد به مسجد و ... در جمع مردم روستا حضور داشته باشم؛ اما برخی از روحانیون از مردم فراری هستند و در جمع آن ها حاضر نمی شوند، من این خلاء را در این روستا احساس کردم، مردم این روستا به دنبال یک روحانی ای بودند که با آن ها باشد و در اجتماع آن ها حضور پیدا کند؛ این حلقه گم شده ای است که متاسفانه در ارتباط مردم با مسئولین هم دیده می شود، یک مقام مسئول حاضر نیست حتی سالی یک روز از اتوبوس عمومی استفاده کند یا چند قدمی با پای پیاده بین مردم حضور داشته باشد و این باعث دوری مردم از مسئولین می شود.

واقعیت این است که مردم ما بویژه در روستاها استقبال خوبی از فعالیت های تبلیغی دارند، این مبلغین هستند که باید نحوه تعامل با مردم را پیدا کنند.

مهم ترین ابزار یک روحانی طرح هجرت روستایی چیست؟

یک: «ارتباط نزدیک و چهره به چهره با مردم» و دو: «الگوی عملی مبلغ برای مردم»، لازمه یک تبلیغ اثرگذار است. به فرموده استاد قرائتی: «یک مبلغ اگر به تمامی گفته های خود عمل نمی کند، باید به نیمی از گفته های خود عامل باشد»، اگر علم نیز در کنار عمل قرار بگیرد که بسیار اثرگذارتر خواهد بود.

اگر مبلغ دارای چنین سلاح هایی نباشد با هزاران سخنرانی و برنامه هم قادر نخواهد بود در قلوب مردم نفوذ کند.

مسئولین سراغی از مبلغین طرح هجرت نمی گیرند

روحانیون طرح هجرت روستایی با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند؟

مسئولان آنچنان که باید رسیدگی نمی کنند، مبلغان بویژه روحانیونی که در نقاط دور افتاده در حال تبلیغ هستند باید مورد حمایت مادی و معنوی مسئولان امر قرار بگیرند تا دلگرم به تبلیغ شوند.

اما متاسفانه متولیان امر، از فعالیت های تبلیغی روحانیون طرح هجرت حمایت نمی کنند، حتی خبری از احوال آن ها ندارند و حتی نام شان را هم نمی دانند! این در صورتی است که پشتیبانی معنوی از مبلغین مناطق دورافتاده و محروم، می تواند جایگاه آن ها را در بین مردم ارتقا دهد.

به عقیده شما آیا توانسته ایم حضور تبلیغی موثری در داخل کشور بویژه مناطق دورافتاده داشته باشیم؟

متاسفانه در بسیاری از شهرهای مذهبی ما، بسیاری از ادیان و مکاتب در حال تبلیغ دین و عقاید خود هستند، و ما هنوز در غفلت هستیم. یکی از دوستان مبلغ تعریف می کرد: به یکی از روستاهای ایران برای تبلیغ اعزام شدم، مردم آنجا هنوز به ابتدایی ترین احکام آگاهی نداشتند و مجبور شدیم از صفر، احکام اولیه اسلام را به آن ها بیاموزیم، چرا باید در یک کشور اسلامی شاهد چنین صحنه هایی باشیم؟

اگر می خواهیم در تبلیغ موثر باشیم، در یک مسجد باید چند مبلغ روحانی حضور داشته باشد، چرا که هر قشری که در برنامه های مسجد حضور پیدا می کند، نیازمند تبلیغ به زبان خاصی است، کودکان و نوجوانان، جوانان، افراد مسن، زنان و ...، یعنی ما هر چقدر برای تبلیغ، وقت و نیرو بگذاریم، کم است.

فرصت سوزی کردیم

در خارج از کشور و تبلیغ دین اسلام در عرصه بین الملل چطور عمل کرده ایم؟

سفیر تاتارستان با چشمانی گریان تعریف می کرد:« 17 سال می دیدم که در یک مسجد در این کشور، تنها یک نفر برای اقامه نماز مراجعه می کرد»، ما باید برای این وضعیت گریه کنیم، این امر نیازمند یک همت عمومی است و مبلغان ایران اسلامی باید برای تبلیغ دین اسلام به این مناطق اعزام شوند.

به عنوان مثال، چچن زمانی مستعد تبلیغ دین اسلام بود، ما غفلت و فرصت سوزی کردیم اما سعودی ها از همان زمان شروع به تبلیغ وهابیت کرده و فکر آن ها را تسخیر کردند، به گونه ای که بسیاری از اعضای جذب شده داعش از همین منطقه هستند.

پایان شیرین گفتگو

پایان این گفتگوی دلنشین، یک چای زغالی آتشین بود که مزه گفتگوی ما با روحانی طرح هجرت روستایی را شیرین تر کرد، در پایان مصاحبه ندای الله اکبر از مناره مسجد به گوش می رسد که به اتفاق حجت الاسلام حسینیان، برای اقامه نماز جماعت ظهر و عصر، به مسجد روستا می رویم...

منبع: حوزه نیوز

UserName