• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1396/05/17
  • تاريخ :

«پنچری»؛موفق ناکام؟ 

نگاهی به سریال کمدی «پنچری» که بیست و هشت قسمت از آن گذشته است. 

احمد رنجبر – بخش سینما و تلویزیون تبیان
پنچری

 سریال های طنز معمولا با اقبال بیشتری از سوی بیننده مواجه می شوند؛ نیاز به تشریح چرایی آن نیست. منتها یك اصل ثابت شده وجود دارد كه مخاطب هر سریالی را نمی پسندد و مثل چند دهه پیش با هر اثری همراه نمی شود. سطح سلیقه ها بالا آمده و كار كمدی سازها سخت تر شده است. یكی از دلایل مهم كه جز معدودی، مابقی سریال های طنز در سال های اخیر موج ایجاد نكرده اند، را باید در همین نكته جست و جو كرد. برزو نیك نژاد با علم به سخت پسندی مردم سراغ «پنچری» رفته ولی متاسفانه تلاشش بعد از بیست و شش قسمت ، به بار ننشسته. پخش سریال او روزی از شبكه سه شروع شد كه سریال طنز جدیدی روی آنتن نبود و شانس یكه تازی داشت. «پنچری» اما برغم داشتن مخاطب ثابت، جزو سریال های كمدی موفق دسته بندی نمی شود و به دلایل متعدد نامش سر زبان ها نیفتاده. در این گزارش دلایل ناكامی «پنچری»‌ و به عبارت دیگر ضعف هایی كه ناكامی سریال را باعث شده مرور كرده ایم.  

كارگردان

عامل اصلی موفقیت یا ناكامی هر اثر نمایشی كارگردان آن است. برزو نیك نژاد جزو سریال سازهایی است كه پیش از كارگردانی تجربه نویسندگی داشته و چند فیلم سینمایی ساخته. پس حالا می توان عیار او را سنجید و خوب یا بد«پنچری»‌را به پای او گذاشت. نیك نژاد فیلمنامه سریال های«دودكش» و «روزهای بد بدر» را نوشته و فیلم های «ناخواسته» و «زاپاس» را كارگردانی كرده است. در این میان «دودكش» و «زاپاس» جزو كارهای قابل دفاع او بحساب می آیند. «درسرهای عظیم 1 و 2» و «قرعه» سریال هایی است كه پیش از «پنچری» در مقام كارگردان ساخته كه سری اول «درسرهای عظیم» چند پله بالاتر از دیگر سریال های او قرار می گیرد. برزو نیك نژاد در مجموع كارگردان متوسطی است كه سعی كرده در خلق موقعیت های كمدی به تعریفی منحصر بفرد برسد اما «همیشه» موفق نبوده. تلاش او در «دردسرهای عظیم 1» و «زاپاس» جواب داده و در مابقی نه. سری دوم «دردسرهای عظیم» به دلیل تكراری بودن و عدم برخورداری از خلاقیت موفقیت فصل قبل را بدست نیاورد و «قرعه» از ابتدا مورد پسند قاطبه مخاطبان قرار نگرفت.

قصه

برزو نیك نژاد در نگارش فیلمنامه همكاری داشته و «پنچری» را همراه علیرضا کاظمی‌پور و سعید جلالی نوشته است. پس سهم او از خوب یا بد بودن این سریال محدود به كارگردانی نمی شود و مقصر بخشی از ضعیف بودن قصه نیز هست. «پنچری»‌در قسمت های اول بلاتكلیف بود و قصه ای منسجم نداشت. محور داستان بر مقدمات ازدواج كاركتر یوسف تیموری ، سولماز غنی و موانع ازدواج رضا داود نژاد و زهر فكور صبور می گذشت. كمی بعد پای دیگر شخصیت ها از جمله شهره سلطانی به داستان باز شد كه قصد تعطیلی شركت پدرش را دارد و حسابدار آن یعنی یوسف تیموری دنبال نقشه برای جلوگیری از این اتفاق است. همچنان داستان موش و گربه وار ادامه دارد و گره ها باز نمی شود. چندی پیشتهیه كننده سریال به انتقاد هفت صبح این طور پاسخ داده بود:«اساسا این سریال موقعیت محور است و بر اساس داستانك ها پیش می رود.» اگر موقعیت ها قدرت ایجاد خنده داشتند می شد برهان مهام را پذیرفت اما داستان بر روایت چند اتفاق بنا نهاده شده وگرفتار دور تسلسل شده و پیش نمی رود. در نتیجه مخاطب با اشتیاق آن را دنبال نمی كند.  

شوخی ها

سریال «پنچری» طنز است و طبعا باید برای ایجاد خنده از موقعیت های كمیك و دیالوگ های طنز بهره ببرد. سریال اتفاقا به اندازه كافی از این دو فاكتور برخوردار است اما چه می شود كه به كارش نیامده؟ دلیل اصلی بكر نبودن شوخی ها و موقعیت ها است. نویسندگان و كارگردان روی شوخی های كلامی بیش از حد مانور داده اند بدون آن كه دست به خلاقیت بزنند. مثلا كاراكتر مهران غفوریان و اشكان اشتیاق علاقه زیادی به جمله های معروف كه نمونه اش را در فضای مجازی و روی كامیون ها می بینیم،‌دارند. و مدام تكرار می شود این جمله كجا نوشته شده بود؟ بازی با كلمات دیگر ابزار ایجاد شوخی است كه بعد از چند قسمت خاصیت خود را از دست داد. موقعیت ها نیز كاركرد قدرتمندی برای خلق لحظات ناب كمدی ندارند؛ چند بار می توان به شرایط قادر كه عمو توی ذوق او می زند، خندید؟ تا كجا پرخاشگری و شوخی همزمان مریم سعادت جذابیت دارد؟ موقعیت ها در قسمت های ابتدایی كشش داشتند و امید می رفت تقویت شوند ولی رنگ تكرار گرفت. 

كاراكترهای كلیشه ای

این باكس ارتباط تماتیك با باكس قبلی و بعدی دارد. یعنی همان طور كه شوخی های كلامی و موقعیت تكراری هستند، كاراكترهای «پنچری»‌هم بر اساس الگوی آشنا طراحی شده اند. البته اگر كارگردان استفاده بهینه ای از آن ها می كرد حالا به عنوان پاشنه آشیل از آن یاد نمی كردیم و این استفاده كلیشه با داستانی متفاوت نتیجه بهتری بدست می داد. حمید لولایی (عمو پرویز) به نوعی یادآور خشایار «زیر آسمان شهر» است؛‌ او همان خساست و رفتارهای دوگانه و اغراق شده را دارد. اكت های این چنینی رضا داودنژاد را ابتدا در «پشت كنكوری ها» دیده بودیم. رفتارهای غلامرضا نیكخواه ذهن را به سمت سریال های طنز مهران مدیری و نیز سریال «بزنگاه» می برد. به مریم سعادت سال ها است نقش زن های قلدر مآب و غرغرو داده می شود حال كه استعداد این بازیگر فرارتر از چنین كلیشه هایی است. شرط انصاف نیست به بازی متفاوت یوسف تیموری اشاره نكنیم. كاراكتر حمید نشانی از اكت های همیشگی این بازیگر ندارد و همین برگ برنده كارنامه او سریال «پنچری» شده است.

بازیگران كلیشه ای

وقتی برای طراحی كاراكترها خلاقیت وجود نداشته باشد، انتخاب بازیگر هم كار چندان سختی نیست. در حالی كه كارگردان می توانست برای شخصیت های آشنا، بازیگرانی گزینش كند كه پیش تر تجربه بازی در چنین نقش هایی نداشته باشند. در باكس قبل به برخی اشاره كردیم و گفتیم كجاها شخصیت های شان را دیده ایم. به این جمع می توان مهران غفوریان را اضافه كرد كه كلی فیلم و سریال بازی كرده در نقش آدم های خالی بند و آسمان جل. او در نقش جمشید«پنچری» علاوه بر الگوهای پیشین، بخشی از اكت های مورد استفاده در استندآپ هایش «خندوانه» را به خدمت گرفته و كاراكتر را بیش از پیش كاریكاتوری كرده. زهر فكور صبور از سریال«روزگار جوانی» نقش دختری دم بخت بازی می كند و در«پنچری» هم. چشم مان را نبسته ایم تا خوبی سریال را نبینیم اما ایده مركزی سریال به خاطر عواملی كه ذكرش رفت، مانع از موفقیت «پنچری» شده. كارگردان خواسته فضایی فانتزی خلق كند و در دل این اتمسر هم بخنداند و حرف های مهم بزند.متاسفانه این تلاش ثمر نداده و با سریال ناموفقی روبرو هستیم.


UserName