• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • شنبه 1396/04/24
  • تاريخ :

غافلگیری به سبک گلزار و شاکردوست

درباره چهار ستاره سینمای کشورمان که با فیلم های گیشه ای به شهرت رسیدند اما بعد از مدتی در فیلم های خاص بازی کردند. این گزارش به بهانه بازی متفاوت محمد رضا گلزار در «مادر قلب اتمی» تدوین شده که اکران آن هفته پیش به پایان رسید.

فرآوری: منیژه خسروی – بخش سینما و تلویزیون تبیان
گلزار

محمد رضا گلزار

شروع: سال 1381 با یک فیلم تجاری به سینما معرفی شد:«سام و نرگس». هنوز فیلم مرحوم ایرج قادری اکران نشده بود که محمد رضا گلزار با چند پروژه دیگر قرار داد بست و کم کم مخاطبان سینما با نام و چهره او آشنا شدند. 

مسیر حرکت: «شام آخر»، «زمانه»، «بالای شهر،پایین شهر»، «زهر عسل» و «چشمان سیاه» فیلم های گلزار در آغازین سال های ورود به سینما است. به غیر از «شام آخر» فریدون جیرانی مابقی مورد توجه مخاطبان سخت پسند نبود و گلزار هنوز لقب سوپراستار نداشت که گیشه آن ها را داغ کند. گلزار از «کما» مرد گیشه شد و آقای استار. 

نقطه عطف اول: حمید نعمت الله در گلزار چه دیده بود که او را برای«بوتیک» انتخاب کرد؟ خب دیگر، این به تبحر نعمت الله بر می گردد که بلد است رویی دیگر از بازیگران نشان دهد. گلزار بازی کنترل شده ای دارد و نعمت الله روی کوچک ترین حرکات او حساس بوده. «بوتیک» را زمانی پذیرفت که شمایل او به عنوان یک بازیگر صرفا گیشه ای تثبیت شده بود؛سال 82. 

بعد از نقطه عطف: بار دیگر به سینمای تجاری بازگشت اما به وضوح می توان تاثیر این فیلم را روی انتخاب های او دید. سال ها با کارگردان هایی همکاری کرد که اگر چه فیلم تجاری ساختند اما از نام های معتبر سینما هستند:«گل یخ»(کیومرث پور احمد) ،«آتش بس» (تهمینه میلانی) ،«تله» (سیروس الوند)،«توفیق اجباری» (محمد حسین لطیفی) و «مجنون لیلی» قاسم جعفری.حتی شهرام شاه حسینی پیش از ساخت «کلاغ پر» بخاطر فیلم های کوتاهش زبانزد بود. در این میان اما فیلم هایی هم هستند که صرفا برای گیشه ساخته شدند و کارگردان های شان نامدار نیستند:«دو خواهر»، «شیش و بش» ،«تو و من» و البته «سلام بمبئی» از این جمله است. 

در آستانه نقطه عطف دوم: گلزار از معدود بازیگرانی است که نامش متضمن گیشه فیلم است اما خودش بارها برای تجربه نوعی دیگر از سینما دورخیز کرده که نشده. از جمله این که قرار بوده سه نقش در «لبه پرتگاه» بهرام بیضایی بازی کند اما تولید فیلم در دقیقه نود منتفی می شود. از گزینه های اصلی «سربازهای جمعه» مسعود کیمیایی بوده که ظاهرا خود گلزار نمی پذیرد. انتخاب اول داریوش مهرجویی برای «مهمان مامان» بوده که در لحظه آخر پارسا پیروزفر جایش را می گیرد. برای «دعوت» ابراهیم حاتمی کیا قرارداد امضا می کند ولی همکاری شکل نمی گیرد. محسن امیر یوسفی او را برای نقش اول فیلمش انتخاب می کند اما ساخته نمی شود و نهایتا این که مانی حقیقی قصد داشت «پذیرایی ساده» را با گلزار بسازد ولی او مشغول پروژه ای دیگر بوده و خود حقیقی نقش را بازی می کند. در این میان نقش گلزار در «دموكراسی تو روز روشن» خاص است اما علی عطشانی نتوانسته  استفاده بهینه ای از او بکند و اصلا از پس فیلم برنیامده.

نقطه عطف دوم: تلاش گلزار برای بازی در فیلم های خاص پسند بالاخره به بار نشست : «دلم می خواد» بهمن فرمان آرا، «مادر قلب اتمی» علی احمد زاده و «خشکسالی و دروغ» پدرام علیزاده. جالب آن که هر سه مسیری طولانی برای اکران طی کردند و اولی هنوز فرصت نمایش عمومی پیدا نکرده. همین قدر بدانید همکاری گلزار با فرمان آرا تاثیر روشنی در کارنامه اش ندارد و البته می دانید که تلاش او در فیلم علیزاده به بار نمی نشیند و گلزار از زیر سایه گلزار بیرون نیامده. «مادر قلب اتمی» دومین نقطه عطف کارنامه بازیگری محمد رضا گلزار است؛ ابتدا با شمایل همیشگی او طرفیم اما کمی که می گذرد روی دیگر کاراکتر هویدا می شود: آدمی به ظاهر شیرین و بذله گو و اندکی بعد زورگو و مخوف. باورتان نمی شود همه این حس ها را می توان در بازی گلزار دید؛ تازه زور اضافه هم نمی زند و قیاقه اش از شکل همیشگی خارج نشده. 

موفقیت ها: جایزه ای از جشنواره ای بدست نیاورده.«مادر قلب اتمی» اگر در جشنواره می بود، دست کم نام گلزار میان نامزدهای سیمرغ قرار می گرفت. 

بهرام رادان

شروع: با «شور عشق» نادر مقدس به سینما معرفی شد و مختصات ماندن در سینمای بدنه را داشت. بهرام رادان چشم رنگی بود و خوش قیافه و زود اسب مرادش زین شد.

مسیر حرکت: انتخاب بعدی رادان یک فیلم اجتماعی اما متعلق به سینمای بدنه است: «آواز قو» ساخته سعید اسدی. فیلم های ضعیف «آبی» حمید لبخنده و «ساقی» زنده یاد محمد رضا اعلامی را پس از آن بازی کرد.

نقطه عطف: از جمله بازیگران باهوش و خوش شانس سینمای ما است. اگر کمی دیر می جنید برچسب بازیگر صرفا تجاری روی نامش می ماند اما کمتر از سه سال بعد از حضور در سینما به پیشنهاد بهروز افخمی برای بازی در «گاوخونی» پاسخ مثبت داد. افخمی رمان تحسین شده جعفر مدرس صادقی را به شیوه نامتعارف تصویر کرد و البته با وجود اکران محدود مورد توجه سخت پسندها قرار گرفت. در این فیلم 70 دقیقه فقط صدای رادان به گوش می رسد و بعد از آن تصویرش هم در قاب قرار می گیرد. رادان با بازی خویشتن دارانه توانش را به رخ کشید.  

بعد از نقطه عطف: بعد از «گاوخونی» دغدغه دیده شدن داشت و در دو فیلم تجاری «عطش»حسین فرح‌بخش و «رز زرد» داریوش فرهنگ بازی کرد. «شمعی در باد» پوران درخشنده ، «سربازهای جمعه» مسعود کیمیایی و «گیلانه» رخشان بنی اعتماد نقطه مقابل انتخاب های صرفا گیشه ای هستند اما فیلم های ضعیف «ازدواج صورتی» و «چهار انگشتی» نشان از تعلق او به سینمای بدنه دارند. در این بین چند فیلم قابل دفاع برای سینمای بدنه بازی می کند که مهم ترین شان «تقاطع» ابوالحسن داودی است. سال 85 «سنتوری» را بازی می کند که برغم عدم نمایش عمومی خیلی زود نسخه قاچاق آن دیده می شود و مخاطبان با یک بهرام رادان متفاوت روبرو می شوند. نقش علی سنتوری رادان را بار دیگر احیا کرد و حالا جزو شاه نقش های اوست. انتخاب های رادان از نیمه دوم دهه هشتاد تا حالا متنوع است اما گاهی بدشانسی آورده و فیلم هایی که روی کاغذ شانس موفقیت داشتند ، اثری ضعیف در کارنامه کارگردان های شان است. مثل «تردید» واروژ کریم مسیحی و «راه آبی ابریشم» محمد بزرگ نیا. برخی فیلم ها هم از اساس جای دفاع ندارند مثل «یکی از ما دو نفر» تهمینه میلانی و «نقش نگار» علی عطشانی.«بی پولی» حمید نعمت الله و «عصر یخبندان» و «بارکد» مصطفی کیایی جزو انتخاب های موفق رادان است که حالا از او به عنوان سوپراستاری با کارنامه قابل دفاع یاد می شود.

موفقیت ها : دو سیمرغ بلورین نقش یک برای «شمعی در باد» و «سنتوری» از جشنواره فجر گرفته است.

مهناز افشار

شروع: مهناز افشار سال 79 با فیلم «شور عشق» نادر مقدس به شهرت رسید؛ زوج او و بهرام رادان برغم به مذاق سخت پسندها نیامد اما عامه مخاطبان از این چهره جدید سینما استقبال كردند. پیش از آن افشار سال ۷۷ در فیلم تلویزیونی «گمشده» مسعود نوابی بازی کرده بود و تجربه بازی در«شیرهای جوان» محسن محسنی نسب و «دوستان» علی شاه حاتمی را داشت. 

مسیر حرکت: كارگردان ها صرفا خانم افشار را بازیگری تجاری می دیدند كه چهره و اكتش مناسب گیشه است. «خاکستری» مهرداد میرفلاح، «نگین» اصغر هاشمی، «زهر عسل» ابراهیم شیبانی،«دختری در قفس» قدرت‌الله صلح‌میرزایی، «کما »آرش معیریان و «سیزده گربه روی شیروانی» علی عبدالعلی‌زاده را در سال های ابتدایی ورود به سینما بازی کرد که همیشگی فیلم های گیشه هستند و افشار در آن ها تقریبا یک مسیر را طی می کند.

نقطه عطف اول: فریدون جیرانی در مهناز افشار استعدادی دیده بود که بقیه به آن توجه نداشتند. این بازیگر برای نقش فرعی «سالاد فصل» انتخاب شد و او چه خوب نقش یک زن پرخاشگر را بازی کرد و تصویری متفاوت از او در ذهن ماند.

بعد از نقطه عطف:سال 84 «چه کسی امیر را کشت؟»مهدی کرم‌پور را بازی کرد که اکران معدودی داشت و «کارگران مشغول کارند» مانی حقیقی فرصت نمایش نداشت هر چند نقش او خاص نیست. کمی بعد افشار بار دیگر به سمت فیلم های تجاری متمایل شد که غالبا هم پرفروش هستند:«تله»،«آکواریوم»، «آتش‌بس» ،«محاکمه »، «کلاغ پر» و «تسویه حساب» از این جمله اند. 

در آستانه نقطه عطف دوم: مهم ترین اتفاق کارنامه افشار بعد از «سالاد فصل» همکاری با مسعود کیمیایی (رئیس) و ابراهیم حاتمی کیا (دعوت) و بازی در فیلم خاص «شبانه روز» امید بنکدار و کیوان علیمحمدی است که البته اتفاق خاصی برایش رقم نزدند. تلاش نافرجام مهناز افشار برای تثبیت خود در فیلم های غیر گیشه جواب نداد و او باز هم به پیشنهادهایی از جنس «پوپک و مش ماشاالله» جواب داد و در فیلم گیشه ای «پسر آدم، دختر حوا» بازی کرد.

نقطه عطف دوم: «برف روی کاج ها» پیمان معادی نقطه عطف دوم کارنامه مهناز افشار است که یک سال پیش یعنی سال 89 در «سعادت آباد» مازیار میری پختگی اش را در بازیگری به رخ کشیده بود. مهم ترین همکاری های افشار که اتفاقا نتیجه هم مثبت بوده است با این کارگردان ها شکل گرفته: داریوش مهرجویی (چه خوبه که برگشتی)، مسعود کیمیایی (متروپل)، بهمن فرمان آرا (دلم می خواد)، بهرام توکلی (بیگانه) و سامان مقدم (نهنگ عنبر 1 و 2 ) . «ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا »عبدالرضا کاهانی و «دارکوب» بهروز شعیبی را هنوز ندیده ایم.

موفقیت ها: افشار برای «سعادت آباد» از جشنواره فجر سیمرغ بلورین نقش مکمل و برای «برف روی كاج ها» از بخش نو جشنواره فجر دیپلم افتخار گرفته است. 

الناز شاکردوست

شروع: نامش به طور رسمی با «گل یخ» کیومرث پوراحمد سر زبان ها افتاد اما الناز شاکردوست با «اینجا ... آخر دنیا» ساخته مشترک شراره یوسفی نیا و  ابراهیم بخشی بازیگری را تجربه کرده بود. 

مسیر حرکت: بعد از «گل یخ» در «مجردها» اصغر هاشمی و «عروس فراری» بهرام کاظمی بازی کرد که دومی یک فیلم گیشه ای صرف است. سال 84 در سه فیلم «قتل آنلاین» مسعود آب پرور، «چند می گیری گریه کنی» شاهد احمدلو و «چه کسی امیر را کشت» مهدی کرم پورحضور داشت. طی دو سال بعد هم تلاش شاکردوست برای رسیدن به نقطه طلایی به بار ننشست و فیلم هایی که بازی کرد در کارنامه اش تبدیل به  نقطه عطف نشدند:«در میان ابرها »سیدروح‌الله حجازی ،«اتوبوس شب»کیومرث پوراحمد و «خدا نزدیک است» علی وزیریان از این جمله هستند. تکلیف «بی‌وفا»اصغر نعیمی و «مجنون لیلی»قاسم جعفری هم مشخص است که برای گیشه ساخته شده اند.

در آستانه نقطه عطف: یک سال بعد یعنی سال 86 تلاش شاکردوست نتیجه داد و بازی اش در فیلم «باد در علفزار می پیچید» به چشم منتقدان و سخن پسندها آمد. او در فیلم خسرو معصومی نقشی دختر روستایی بازی کرد و از شمایل همیشگی فاصله گرفت. فیلم اما با تاخیر اکران شد و در گیشه شکست خورد تا عملا تجربه شاکردوست پیش مخاطب گسترده فرصت قضاوت پیدا نکند. شاکردوست بعد از «باد در علفزار می پیچد» انتخاب های خوبی نداشت. او در بیست و یک فیلم سینمایی بازی کرد که غالبا متعلق به سینمای بدنه هستند ولی تنها «دو خواهر» و «تو و من» محمد بانکی،«رسوایی» مسعود ده نمکی و «آتیش بازی» بهمن گودرزی گیشه موفقی داشتند. فیلم تاریخی «ناسپاس» به کارگردانی حسن هدایت، انیمیشن «مبارک» و دومین همکاری اش با خسرو معصومی یعنی «تابو» خاص ترین انتخاب های او هستند که البته ضعف فیلم ها و بازی نه چندان خوب خانم شاکردوست باعث شد در کارنامه اش اتفاق خاصی رقم نخورد. 

نقطه عطف: سال 1395 فریدون جیرانی نقش اول فیلمش «خفگی» را به شاکردوست سپرد و تصویری دیگر از این بازیگر ارائه کرد. فیلم فعلا در جشنواره فجر نمایش داده شده و همین قدر بدانید که با یک شاکردوست متفاوت روبرو هستید: چهره اش به هم ریخته ، بازی اش سرد است و پر از سکون. خودش در نشست خبری فیلم اقرار کرد سال ها منتظر این اتفاق بوده و از این پس کارش سخت تر است. 

موفقیت ها: سه بار در جشن خانه سینما برای «در میان ابرها» ، «مجردها » و «چه کسی امیر را کشت» نامزد شده و یک بار برای «باد در علفزار می پیچد» در جشنواره فجر جایزه ای اما بدست نیاورد.


منابع: همشهری جوان - تبیان

UserName