• تعداد بازديد :
  • شنبه 1396/04/24
  • تاريخ :

"پول‌های تاریک" و رهبران آمریکا 

"پول‌های تاریک" از جمله عوامل بسیار مهم در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا هستند که نه تنها سرنوشت انتخابات را رقم می‌زنند، بلکه به سیاست‌های داخلی و خارجی روسای جمهوری آمریکا نیز جهت می‌دهند. 

قبس زعفرانی -بخش سیاست تبیان
پول‌های تاریک و رهبران آمریکا

اگر خواهان سرمایه‌گذاری در طرح‌هایی هستید که به محیط زیست یا سلامتی انسان آسیب می‌رسانند، این فکر را از ذهن‌تان دور کنید که بتوانید، در رویارویی با گروه‌های حامی محیط زیست پیروز میدان باشید و یا مسئولان امر و افکار عمومی را به سالم بودن و بدون خطر بودن طرح اجرایی‌تان قانع کنید.

اگر چنین بود، هیچ‌گاه شرکت‌های کشف و استخراج نفت با وجود آسیب و زیان آشکاری که به محیط زیست آمریکا وارد می‌کنند، نمی‌توانستند، وارد فعالیت در این عرصه شوند و بدون کمترین اعتراض و کوچکترین مخالفتی به فعالیت خود ادامه دهند. 

بی‌تردید آنچه راه سرمایه‌گذاری و فعالیت چنین شرکت‌هایی را در آمریکا هموار کرده، بهره برداری ابزاری این شرکت‌ها از سیاستمداران و به خدمت گرفتن مسئولان حکومتی جهت آرام کردن اعتراضات و ساکت کردن مخالفان و بی‌خطر جلوه دادن این فعالیت‌ها در دوایر تصمیم گیری و محافل سیاسی و اجتماعی است.

پیروزی در این میدان نه تنها پایان راه نیست، بلکه شروع تعاملی دراز مدت است که می‌تواند، تا سال‌ها ادامه یابد. موفقیت در این رویارویی بمعنای برخورداری از پشتوانه مالی این شرکت‌ها و تضمین حمایت آنها جهت طی کردن مدارج موفقیت در عرصه سیاسی و اقتصادی جامعه آمریکاست و این اموال و حمایت‌ها اصطلاحا «پول تاریک»(Dark Money ) نام گرفتند.

پول‌های‌ تاریک به سرمایه‌داران و شرکت‌های بزرگ اجازه می‌دهند، بی‌آنکه ارتباط یک نامزد با خود را افشا کنند، میلیون‌ها و بلکه میلیاردها دلار کمک نمایند. بنابراین این پول‌ها با مقوله انتخابات ریاست جمهوری در آمریكا مرتبط هستند و در این‌باره می‌توان به انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 آمریکا اشاره کرد که طی آن بیش از یک میلیارد دلار پول تاریک برای پیروزی «باراک اوباما» هزینه شد، بی‌آنکه منابع تامین‌کننده آنها مشخص باشد.

هزینه خارجی تبلیغات نامزدهای انتخابات سال 2016 میلادی 303 میلیون دلار تخمین زده شد، درحالی که در تاریخ مشابه یعنی 5 آوریل سال 2012 این رقم 104 میلیون دلار برآورده شده بود. 

رقابت جهت تأثیرگذاری بیش‌تر بر انتخابات آمریکا از همین کمک‌ها آغاز می‌شود. در نگاه اول به نظر می‌رسد قانون و شفافیت بر کمک‌های مالی به نامزدهای انتخابات آمریکا حکم‌فرما باشد، اما کمی دقت آشکار می‌کند، هیچ محدودیتی برای چنین کمک‌های مالی وجود ندارد و نامزدها براساس مواضع و وعده‌ها حامیانی مالی برای خود جذب می‌کنند. 

شیوه جمع‌آوری حمایت‌های مالی 

برای فهم نحوه حمایت مالی از نامزدهای انتخاباتی آمریکا باید با «کمیته اقدام سیاسی» و «ابرکمیته اقدام سیاسی» آشنا شویم که از سال 1944 میلادی مهمترین بازیگران عرصه انتخابات‌ مختلف این کشور به ویژه انتخابات ریاست‌ جمهوری آمریکا بوده‌اند. 

بر خلاف برخی کشورها که کمک مالی به نامزدهای انتخابات در آنها ناپسند و یا حتی جرم محسوب می‌شود، در آمریکا تشکیل کمیته‌ای به نام کمیته اقدام سیاسی تنها با هدف جذب کمک‌های مالی و هزینه‌کرد مستقیم این کمک‌ها برای نامزد مورد حمایت طی دوره تبلیغات انتخاباتی صورت می‌گیرد.

نکته حائز اهمیت این است که بخش اعظم این کمیته‌ها توسط سازمان‌ها، اتحادیه‌های کارگری و یا گروه‌ها و نهادهای خاص با اهداف خاص تشکیل می‌شوند.

از جولای سال 2010 میلادی شکل جدیدی از کمیته‌های اقدام سیاسی پای به عرصه سیاسی آمریکا گذاشتند که به «ابرکمیته‌های اقدام سیاسی» معروف شدند. این کمیته‌ها برخلاف کمیته‌های اقدام سیاسی با محدودیت‌های مالی مواجه نبودند و از این ویژگی برخوردار بودند که به طور نامحدود از سرمایه خود برای حمایت از نامزدهای مدنظرشان هزینه کنند. با ورود ابرکمیته‌های اقدام سیاسی به پروسه انتخابات، این کمیته‌ها به سرنوشت سازترین عامل در انتخاب رئیس جمهور در آمریکا تبدیل شدند.

جالب است، بدانید طی انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا (در سال 2016 میلادی) بیش از 2257 گروه تحت عنوان ابرکمیته‌های اقدام سیاسی تشکیل شدند که طی تبلیغات برای انتخابات ریاست ‌جمهوری سال فوق بیش از 612 میلیون دلار به عنوان کمک مالی دریافت و بیش از 274 میلیون دلار هزینه کرده‌اند.

فرار از افشای هویت و حقایق

اگرچه کمیته‌ها و ابرکمیته‌های اقدام سیاسی و همچنین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری موظف به ارائه گزارش مالی از درآمدها و هزینه‌های خود به کمیسیون فدرال انتخابات هستند تا موجب شفافیت هرچه بیشتر تبلیغات انتخاباتی شوند، اما از آنجایی که کمیته‌ها، ابرکمیته‌ها و نامزدها صرفاً گزارش‌هایی را به کمیسیون فدرال انتخابات ارائه می‌دهند که خود تدوین کرده‌اند، لذا جای زیادی برای مخفی‌کاری و تحریف حقایق در زمینه ارائه آمار و ارقام واقعی از درآمدها و هزینه‌‌کردهای آنها دارند و همین موضوع مانعی بزرگ در مسیر شفافیت انتخاباتی در آمریکا محسوب می‌شود.

اگرچه در گزارش‌های مالی که به کمیسیون فدرال انتخابات ارائه می‌شود، بخش عمده‌ میلیاردها دلار هزینه شده برای حمایت از کمپین‌های انتخاباتی نامزدهای ریاست‌ جمهوری آمریکا ذکر می‌شود، با این حال راه‌های گریز زیادی وجود دارد که اشخاص و سازمان‌ها می‌توانند، با استفاده از آنها بدون افشای هویت، از نامزد مورد نظر خود حمایت مالی کنند.

این کمک‌ها و هزینه‌ها که هر سال رقم آنها بالاتر می‌رود، توسط سازمان‌ها و نهاد‌های سیاسی غیرانتفاعی و شرکت‌های با «مسئولیت محدود» جمع‌آوری می‌شوند و قانون مالیاتی آمریکا به آنها اجازه می‌دهد، حامیان مالی خود را افشا نکنند. از آنجا که منابع مالی این پول‌ها مشخص و نامعلوم است، به همین دلیل این پول‌ها به «پول تاریک» مشهور شده‌اند و دستکم در انتخابات ریاست جمهوری سه دوره اخیر آمریکا نقش بسیار مهمی ایفا کرده‌اند.

در تاثیرگذاری و نقش‌آفرینی این پول‌ها کافی است به گزارش‌هایی اشاره کنیم که نشان می‌دهد، حدود دو سوم از تبلیغات سیاسی برای انتخابات سال 2016 میلادی آمریکا از طریق این پول‌ها صورت گرفته بود.

رقم این پول‌ها چقدر است

گزارش‌ها نشان می‌دهد، درحالی که در سال 2006 میلادی میزان این کمک‌ها تنها 5.2 میلیون دلار بوده، از سال 2008 تا 2016 میلادی به بیش از 1.1 میلیارد دلار رسیده است و این رقم همچنان در حال افزایش است.

تاثیر واقعی این پول‌ها بر نتیجه انتخابات 

مقایسه رقم پول‌های تاریک هزینه شده در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 آمریکا با انتخابات سال 2016 میلادی تاثیر واقعی این پول‌ها را آشکار می‌کند. 

براساس گزارش‌هاد طی انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 آمریکا بیش از 300 میلیون دلار پول با منبع نامعلوم برای تبلیغات نامزدها هزینه شده بود. در حالی‌که منبع بیش از 310 میلیون دلار نیز کاملا شفاف سازی نشده بود. این مبلغ حدود یک چهارم هزینه‌های تبلیغاتی افراد و نهادهایی بود که ظاهراً ارتباط مستقیمی با نامزدها نداشتند.

همانگونه که ملاحظه می‌شود، میزان پول‌های تاریک گزارش‌شده درباره انتخابات سال 2012 رقم بالا و چشمگیری است، اما این رقم در برابر ارقام انتخابات ریاست ‌جمهوری سال 2016 حرفی برای گفتن ندارند. 

البته به دلیل ماهیتی که پول‌های تاریک دارند، مقدار این مبالغ شاید هیچ‌گاه به طور دقیق مشخص نشود، اما همین آمار و ارقام حدودی و تقریبی نیز به ما کمک می‌کند تا از نقش این پول‌ها و تاثیر آنها بر انتخابات آمریکا مطلع شویم.

میزان کمک‌های خارجی در تبلیغات انتخاباتی سال 2016 به 300 میلیون دلار رسید که سه برابر میزان مشابه در تاریخ 31 مارس سال 2012 بود.

طبق برخی گزارش‌ها و اظهارات «تمی بالدوین»، نماینده دموکرات ایالت ویسکانسین در مجلس سنای آمریکا اواخر اکتبر 2015 میزان پول‌های تاریک هزینه شده در تبلیغات انتخاباتی سال 2016 نسبت به مدت مشابه آن در انتخابات سال 2012، بیش از ده برابر افزایش داشته است( رقم 4.3 میلیون دلار در پایان اکتبر سال 2015 نسبت به 440 هزار دلار در مدت مشابه در سال 2012).

گزارش‌های سپتامبر سال 2015 درباره انتخابات سال 2016 نشان می‌دهد، هزینه‌های انتخاباتی نسبت به مدت مشابه پیش از انتخابات سال 2012 میلادی هم‌چنان به طور چشمگیری بیش‌تر بوده است. 

نهادها و ارگان‌های سیاسی که خواهان تأثیر بر نتیجه انتخابات سال 2016 بودند، تا 21 سپتامبر سال 2015 بیش از 25.1 میلیون دلار برای رسیدن به این هدف هزینه کرده بودند که این رقم بیش از پنج برابر هزینه‌ها در دوره مشابه طی سال 2011 است.

اواسط فوریه سال 2016 نیز گزارش‌ها نشان می‌داد، هزینه‌های تبلیغات انتخاباتی این سال به بیش از 200 میلیون دلار بالغ شده که این میزان بیش از سه برابر هزینه‌های تبلیغات انتخاباتی در دوره مشابه طی سال 2012 است. از ابتدای تبلیغات انتخابات ریاست‌ جمهوری سال 2012 تا اواسط فوریه این سال، تنها 62 میلیون دلار از محل هزینه‌های خارجی برای تبلیغات نامزدها خرج شده بود.

همچنین گزارش‌ها نشان می‌دهد، میزان کمک‌های خارجی در تبلیغات انتخاباتی سال 2016 به 300 میلیون دلار رسید که سه برابر میزان مشابه در تاریخ 31 مارس سال 2012 بود.

بر اساس این گزارش‌ها هزینه خارجی تبلیغات نامزدهای انتخابات سال 2016 میلادی 303 میلیون دلار تخمین زده شد، درحالی که در تاریخ مشابه یعنی 5 آوریل سال 2012 این رقم 104 میلیون دلار برآورده شده بود. 

حاکمیت پول‌های تاریک بر تصمیم گیری‌ها

از آنچه گذشت، به راحتی می‌توان به میزان تاثیرگذاری و حاکمیت این پول‌ها بر تصمیمات روسای جمهور و نمایندگان کنگره آمریکا و همچنین جهت‌دهی به سیاست‌های داخلی و خارجی دولت و کنگره این کشور پی‌برد.

این موضوع به شکلی آشکار در تصمیمات دونالد ترامپ در حوزه انرژی و محیط زیست قابل ملاحظه است، تصمیماتی مانند خروج از توافقنامه آب و هوایی پاریس که ژوئن گذشته از سوی ترامپ اعلام شد و بیش از آنکه بیانگر خواست و اراده رئیس جمهوری آمریکا باشد، نشان از سرسپردگی ترامپ مقابل شرکت‌های آمریکایی فعال در حوزه معادن و نفت و گاز و و تلاش وی برای تامین منافع و اهداف این شرکت‌ها داشت.

 

 

 

 

UserName