• تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1396/03/31
  • تاريخ :

فاصله هزار فرسخی رأی گیری با انتصاب امامت!

متأسفانه عده ای برای تحقیق و بررسی در این موضوع چه در لباس روحانیت و چه در صنف نواندیشان روشن فکر، مسیر صحیح را در پیش نگرفته و این موضوع را در چارچوب علمی و بنیادی خود مورد بررسی قرار نداده اند، عمده اشتباه این دسته افراد در جایی خود را نشان می دهد که مردم را عامل اصلی و تعیین کننده در انتخاب رهبر معرفی می کنند!

علی بیرانوند/کارشناس حوزه – بخش نهج البلاغه تبیان

حکومت علوی، مشروعیت و مقبولیت

یکی از مهمترین و مبنایی ترین مباحثی که در آیین اسلام مورد توجه فریقین قرار گرفته است، موضوع جانشینی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) و زعامت و رهبری امت اسلامی است. در واقع این مسئله مبنای برپایی حکومت اسلامی را تشکیل می دهد. این موضوع از دیر باز پرسش های مهمی را به دنبال داشته است از جمله اینکه آیا انتخاب رهبر و جانشین پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) انتصابی است، به این معنا که رسول اکرم و یا اینکه باری تعالی آن را مشخص و معین کرده است؟ و یا اینکه مردم بر اساس قوانین دموکراسی آن را انتخاب می کنند؟  

جایگاه و نقش مردم در تعیین رهبر اسلامی

متأسفانه عده ای برای تحقیق و بررسی در این موضوع چه در لباس روحانیت و چه در صنف نواندیشان روشن فکر، مسیر صحیح را در پیش نگرفته و این موضوع را در چارچوب علمی و بنیادی خود مورد بررسی قرار نداده اند، عمده اشتباه این دسته افراد در جایی خود را نشان می دهد که مردم را عامل اصلی و تعیین کننده در انتخاب رهبر معرفی می کنند!، این در حالی است که مبانی انتخاب رهبر در مکتب شیعی مردم نیستند.

فاصله هزار فرسخی رأی گیری با انتصاب امامت

برخلاف تصور برخی افراد، بر اساس آموزه های شیعی، تعیین رهبر و ولی جامعه اسلامی در عصر حضور معصوم، از راه نظر سنجی، رأی گیری و همه‌پرسی عمومی تعیین نمی شود، البته این مطلب به معنای نادیده گرفتن جایگاه و نقش مردم در حکومت اسلامی نیست. در مباحث مرتبط با رهبری جامعه اسلامی دو موضوع مهم مطرح شده است یکی موضوع مشروعیت رهبری و دیگر بحث مقبولیت جامعه اسلامی در ادامه به معرفی این دو موضوع خواهیم پرداخت:

کلید واژه مشروعیت رهبری: 

محققان علوم اسلامی در تبیین این واژه این چنین بیان داشته اند که مشروعیت از نظر لغوی از ریشه «شرع» مشتق شده است و به معنای مطابقت با شریعت و دستور الهی ترجمه شده است. و در حوزه فلسفه سیاسی به معنای «حقانیت» تعریف شده است.[1]

اگر ملاک و مبنای برپایی حکومت، رأی و نظر مردم می باشد؛ چرا امامان معصوم در برابر حکومت های طاغوتی سکوت نمی کردند، چرا امام حسین(علیه السلام) برای سرنگونی حکومت بنی امیه به پا خواست و قیام کرد. و یا اینکه در زمان حضور امام قیام مختار شکل می گیرد، و یا قیام علویان در زمان امام رضا(علیه السلام) به وجود می آید؟

بر اساس جهان بینی اسلامی، خدای متعال ولیّ و سرپرست همه موجودات معرفی شده است: «وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیرُ؛[حج/78] و به خدا تمسّك جویید، كه او مولا و سرپرست شماست! چه مولاى خوب، و چه یاور شایسته‏اى‏.»، از طرفی غیر از باری تعالی کسی استحقاق ولایت و سرپرستی مردم را ندارد، مگر اینکه این حق را از جانب خدای متعال دریافت کرده باشد؛ کما اینکه در خصوص انبیاء الهی بخصوص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) و اهل بیت اطهرش این حق عطا شده است چرا که در قرآن کریم می خوانیم: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛[نساء، آیه 59] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! اطاعت كنید خدا را! و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را!.» 

در واقع مشروعیت در حوزه ولایت و رهبری در جامعه اسلامی به این معنا است که اگر خدای متعال کسی را به عنوان رهبر و حاکم جامعه انسانی معرفی کند او حق ولایت بر امت را دارد. بنا بر آنچه در متون و منابع اسلامی نقل شده است، آیه تبلیغ نیز از جمله آیاتی است که دلالت بر انتصابی بودن امامت از ناحیه خدای متعال دارد.[2] چرا که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ  امامت ایشان از ناحیه خداوند بود: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه‏؛[مائده، آیه 67] اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى!.» 

کلید واژه «مقبولیت» در حکومت اسلامی: 

از مطالب پیشین این چنین به دست آمد که امامت و رهبری جامعه اسلامی در عصر حضور می بایست مشروعیت و حقانیت خود را از ناحیه خداوند کسب کند، به همین جهت مردم در این خصوص نقشی ندارند، ولی در بحث مقبولیت و پذیرش، مردم صرفاً موجبات تحقق حاكمیت و اِعمال حكومت را فراهم می آورند، در واقع مردم  نقش  پشتیبان و حمایتگری دارند. به این معنا که اگر مردم به سوی امام اقبال و تمایل نشان دهند این اقبال و پذیرش عمومی زمینه اعمال قدرت و مدیریت رهبری را فراهم می کند.

سید رضی عبارتی را از امام علی(علیه السلام) نقل می کند که گویای جایگاه و نقش مقبولیت مردم در اعمال مدیریت رهبری است: «سوگند به خدایى كه دانه را شكافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت كنندگان نبود، و یاران حجّت را بر من تمام نمى‏كردند، و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود كه برابر شكم بارگى ستمگران، و گرسنگى مظلومان، سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رهایش مى‏ساختم، و آخر خلافت را به كاسه اوّل آن سیراب مى‏كردم، آنگاه مى‏دیدید كه دنیاى شما نزد من از آب بینى بزغاله‏اى بى ارزش‏تر است.‏»[3] 

بر اساس آموزه های شیعی، تعیین رهبر و ولی جامعه اسلامی در عصر حضور معصوم، از راه نظر سنجی، رأی گیری و همه‌پرسی عمومی تعیین نمی شود، البته این مطلب به معنای نادیده گرفتن جایگاه و نقش مردم در حکومت اسلامی نیست

نقد یک شبهه:  

آیا این عبارت که سید رضی در نهج البلاغه از امام علی(علیه السلام) نقل می کند: «وَ إِنْ تَرَكْتُمُونِی فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ وَ لَعَلِّی أَسْمَعُكُمْ وَ أَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّیْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ وَ أَنَا لَكُمْ وَزِیراً خَیْرٌ لَكُمْ مِنِّی أَمِیرا؛[4] اگر مرا رها كنید چون یكى از شما هستم كه شاید شنواتر، و مطیع‏تر از شما نسبت به رییس حكومت باشم.‏»، مبنای مشروعیت، به اقبال مردم است، به عبارت دیگر آیا مبنای ولایت و حکومت  است یا خیر؟

جواب این شبهه را در ذیل چند نکته بیان می کنیم:

1- یقیناً این عبارت گویای مشروعیت بخشی به انتخاب مردم نیست و این فراز از خطبه مبنای ولایت و حکومت در نگاه امام علی(علیه السلام) نیست؛ چرا که اگر ملاک، رأی و نظر مردم باشد، در موارد بسیاری این رأی و نظر به خطا رفته و تبعیت از حاکم فاسق و غیر عادل را به دنبال دارد، از طرفی از امام معصوم به دور است که رأی و حکومتی را تأیید و مشروع بداند که در مسیر شرع قرار ندارد و یا معیاری را مشروع بداند که به خطا می رود.  

2- رد و استنکاف امام می تواند علت های مختلفی داشته باشد، از جمله: عدم ثبات و تداوم مقبولیت و پذیرش عمومی مردم، با توجه به اینکه در طی 25 سال خانه نشینی امام علی(علیه السلام) سنت های غلطی جامعه را غرق در خود کرده بود و فتنه های خطرناک بعدی نیز در راه بود عدم همراهی و ثبات قدم مردم با حضرت قابل پیش بینی بود، لذا حضرت از پذیرش مردم استنکاف می کردند؛ کما اینکه در ابتدای همین خطبه از حضرت این چنین نقل شده است: «زیرا ما به استقبال حوادث و امورى مى‏رویم كه رنگارنگ و فتنه آمیز است، و چهره‏هاى گوناگون دارد و دل‏ها بر این بیعت ثابت و عقل‏ها بر این پیمان استوار نمى‏ماند.»[5]

3- در عبارت های دیگری که نهج البلاغه از امام علی(علیه السلام) نقل می کند شاهد هستیم که حضرت حق زعامت و رهبری جامعه اسلامی را از آن خود می داند که دیگران آن را غضب کرده اند، اگر واقعاً ملاک و معیار انتخاب مردم بودند، چرا حضرت زبان به دفاع از مقام ولایت می گشاید: «هان! به خدا قسم پسر ابو قحافه [ابو بكر] جامه خلافت را پوشید در حالى كه مى‏دانست جایگاه من در خلافت چون محور سنگ آسیا به آسیاست‏.»[6] 

4- اگر ملاک و مبنای برپایی حکومت، رأی و نظر مردم می باشد؛ چرا امامان معصوم در برابر حکومت های طاغوتی سکوت نمی کردند، چرا امام حسین(علیه السلام) برای سرنگونی حکومت بنی امیه به پا خواست و قیام کرد. و یا اینکه در زمان حضور امام  قیام مختار شکل می گیرد، و یا قیام علویان در زمان امام رضا(علیه السلام) به وجود می آید؟

  سخن آخر: 

در واقع حق مشروعیت ولایت امام علی(علیه السلام) بر امت اسلامی و اقبال مردم به سوی ایشان برای تشکیل حکومت اسلامی هیچ گونه سنخیتی با رأی گیری و مشارکت های امروزی برای مسند حکومت ندارد. 


پی نوشت ها: 

[1]. محمد تقی مصباح یزدی، حکیمانه ترین، کاوشی در نظریه ولایت فقیه، ص100. 

[2]. الكافی، ج‏1، ص289. 

[3]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص50. «لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ ...»

[4]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص136، خطبه92. 

[5]. همان: «فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ...»

[6]. همان: ص48. « أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ [ابْنُ أَبِی قُحَافَةَ] وَ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْ...»

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName