• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5898
  • شنبه 31/3/1382
  • تاريخ :

زندگی نامه ژان پل سارتر Jean Paul Sartre

«ژان پل سارتر» Jean Paul Sartreفیلسوف و نویسنده فرانسوی و بنیان گذار فلسفه اگزیستانسیالیسم(1) در 21 ژوئن 1905 در پاریس متولد شد.

در دوران تحصیل در مدرسه ابتدایی و متوسطه شاگردی کوشا، موذی، ایرادگیر و دیرباور بود.

در سال 1930 در رشته فلسفه از دانشگاه پاریس فارغ التحصیل گردید و در دبیرستانهای
«لوهاور» (2)و «لیون»(3)مشغول تدریس فلسفه شد. پس از چندی برای تکمیل بررسی ها ی فلسفی خویش رهسپار (آلمان) گشت و از نظرات فلاسفه ی بزرگی چون هایدگر(4) و هوسرل آگاه شد؛ اما چون قادر به تحمل تضییقات مولود حکومت هیتلری نبود به پاریس بازگشت و کار تدریس فلسفه را دنبال کرد.

در سال 1936 چند مقاله در تشریح عقاید خویش نوشت که در کتابی به نام «تخیل» جمع آوری گردید. در سال 1938 کتاب «تهوع »(6) را منتشر ساخت. و بلافاصله چنان رواجی یافت که منتقدان انتشار آن را مهمترین واقعه ادبی سال شمردند. این کتاب حاوی سرگذشت و اندیشه های مردی است به نام «آنتوان روکانتن»(6) که در جستجوی علت و هدف وجود خویشتن است. اما نباید پنداشت که این رمان برای بیان و اثبات نکته های فلسفی نوشته شده است؛ بلکه سارتر می خواهد تجربه شخصی خود را از زندگی بیان کند.

در سال 1838 نازیها او را بازداشت کردند و مدت 9 ماه وی را در بازداشتگاهی زندانی کردند. زندگی در این زندان او را به نوشتن نمایشنامه ای  واداشت و اولین نمایشنامه او برای تقویت و تهییج روحیه هم    زندانی هایش به رشته تحریر در آمد. در سال 1940  سارتر آزاد  شد و بی درنگ در پاریس همکاری خویش را به صورت پنهانی با نهضت مقاومت ملی فرانسه آغاز کرد و با قلم مؤثر خود به نبرد با رژیم هیتلر و حکومت فرانسه که دست نشانده آلمان ها بود پرداخت.

در سال 1943 نمایشنامه ای به نام «مگسها»(7) نوشت که در آن «نازیسم» را به شدت مورد حمله قرار داد، کتاب «هستی و نیستی»(8) را هم سارتر در همین سال نوشت.

نمایشنامه ی «مرده های بی کفن» را که در سال 1946 نوشت چنان غوغائی به پا کرد که سبب بر گزاریتظاهرات متعدد در پاریس گردید.

«جلسه سری» او نمایشنامه دیگری است درباره ی سه نفر که در جهنم یکدیگر را زجر می دهند.

اثر دیگر سارتر «روسپی محترم»(9) نام دارد و بازگو کننده ی شکنجه هایی است که در آمریکا به سیاهپوستان داده می شود.

در سال 1948 واتیکان کلیه آثار ژان پل سارتر را گمراه کننده و ممنوعه خواند؛ اما سارتر کوتاه قد با آن عینک ذره بینی اش پشت سر هم آثار دیگری منتشر ساخت.

سارتر دنیایی خاص خود آفرید؛ شهرت و رواج آثار او خصوصاً بعد از جنگ اخیر به درجه ای رسید که کمتر روزی، در روزنامه یا مجله ای خبری از او منتشر نشود، یا در خطابه و نطقی بر زبان نیاید. تالارهای شهر پاریس گنجایش جمعیتی را که برای شنیدن سخنرانی های او ازدحام می کردند، نداشت.

مجله دوران جدید که سارتر بعد از جنگ منتشر کرد گروهی از نویسندگان را که با آثار او انس و الفت داشتند، پیرامونش گرد آورد. از آن جمله خانمی را به نام «سیمون دوبووآر»باید ذکر کرد، که خود نویسنده چیره دستی است، و نامش با نام سارتر پیوند یافته است.

در سال 1964 وی موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل گردید ولی آن را نپذیرفت.

سارتر می گوید: آنچه من از زندگی دارم این است که فقط زنده ام و این امتیاز خسته کننده ای است و بشر نباید دراین گیتی جز به خود اتکا کند، او تنها و بی کس و سرگردان است و سرنوشتی جز آنچه خود به وجود آورده برایش وجود ندارد.

سارتر در آثار خویش که می توان آن را در زمره ی روشن ترین و جاندارترین اثرات ادبی و فلسفی قرن به شمار آورد و به ویژه در - کتاب تهوع - نقش دنیای جدید را با تمام جراحات و آلام آن نقاشی می کند و در کتاب سه جلدی « راه های آزادی »  قهرمانانی را روی صحنه می آورد که با رفتار و گفتارشان مرتکب کارهای ناپسند می گردند.

با آنکه سارتر پول زیادی از بابت حق التألیف آثارش دریافت می کند، اما همواره در هتل به سر می برد و غذای خود را در کافه ای نزدیک آن می خورد، و شبها را با طرفدارانش در همین کافه می گذراند.

کلمه اگزیستانسیالیسم که به روش فلسفی ژان پل سارتر و پیروان او اطلاق می شود در سال های  بعد از جنگ رایج ترین اصطلاح ادبی و مطبوعاتی شمرده می شد که جوانان و مردم عامی و بی مایه آن را به نحوی ساده و ظاهری تعبیر کردند و به صورتی مبتذل درآوردند. چندی قهوه خانه های پاریس برای جلب مشتری ، خود را مرکز پیرامون این مسلک معرفی می کردند. با این که اکنون این شور و غوغا فرو نشسته است اما هنوز «ژان پل سارتر» از فرمانروایان عالم ادبیات فرانسه به شمار می آید.

آثار او عبارتند از «کلمات»(10) ، «دیوار» (11) و «جنک در کوبا» وی در سال 1965 موفق به اخذ جایزه ی ادبیات نوبل شد ولی آنرا نپذیرفت. سارتر در سال 1980 پس از 75 سال زندگی درگذشت.

1) Lyons

 2) Le-HavreL

Existentialism3)

4)A. Roquentin

5 )Le Nausee

6 )Heidegger

7)       Being & Nothingness

8 )The flies

9) the Wall

10)the Words

the Respectful Prostitude11)

سالروز تولد ژان پل سارتر

سالروز تولد ژان پل سارتر

سالروز تولد ژان پل سارتر
سالروز تولد ژان ژاك روسو

سالروز تولد ژان ژاك روسو

سالروز تولد ژان ژاك روسو
ادبیات دفاع و ادبیات ضد جنگ...

ادبیات دفاع و ادبیات ضد جنگ...

ادبیات دفاع و ادبیات ضد جنگ...
او از کودکی خود متنفر است

او از کودکی خود متنفر است

او از کودکی خود متنفر است
UserName