• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1396/03/24
  • تاريخ :

عاشقانه‌هایی از همسران شهدا

گفت و گو با زینب ابوطالبی مجری برنامه «نیمه پنهان ماه»

زینب ابوطالبی در «نیمه پنهان ماه» بیش از صد گفتگو با همسران شهدا داشته که هرکدام روایتی خودمانی و شیرین از یک زندگی مشترک است. زندگی هایی که هرچند کوتاه اما یادش همچنان شنیدنی است. ابوطالبی از تجربه گفتگوهایش می گوید.

مصاحبه: زهرا فرآورده- بخش سینما تلویزیون تبیان
زینب ابوطالبی

رمضان امسال سری چهارم از برنامه «نیمه پنهان ماه» درحال پخش است؛ استقبال از برنامه به اندازه ای بوده که چند نوبت ادامه پیدا کرده؟

همانطور که اشاره کردید سری چهارم برنامه هم تولید شد و این روزها درحال پخش است و بازخوردهایی که می رسد نشان می دهد این برنامه توانسته جای خود را بین اقشار مختلف باز کند. شاید مهمترین عامل این باشد که «نیمه پنهان» ماه یک روایت بدون قضاوت از زندگی آدم هایی است که با شاخص شهادت انتخاب شدند. علاوه بر جذابیتی که قصه زندگی اینها دارد، جمع بندی نهایی برعهده مخاطب گذاشته شده و برنامه صرفا نقش روایتگری را برگزیده؛ این اتفاق منجر به تداوم شده است.

هدف اصلی گفتگوها، بیان خاطراتی درباره شهدا از زبان همسرانشان است یا در هر برنامه موضوع از پیش تعیین شده‌ای وجود دارد؟ 

واقعا قرار این است که روایت عاشقانه ای از زبان همسران شهدا صورت بگیرد؛ موضوع دیگری از پیش تعیین نشده و نمی شود. اما در بین همه گفتگوهایی که با این عزیزان صورت گرفته از شهدای قبل از انقلاب، اوایل انقلاب، جنگ و بعد از جنگ، شهدای علمی و حتی این روزها شهدای مدافع حرم، یک وجه مشترک دیده می شود؛ به نظر می رسد یک سبک زندگی خاص را دنبال می کردند و الان همسرانشان کمابیش همان سبک زندگی را دارند. چیزی که شاید بتوان با عنوان گفتمان انقلاب اسلامی از آن یاد کرد.

این برنامه با برنامه های روتین تلویزیون متفاوت است. شاید سایر برنامه ها برای زمانی حدود 30 تا 40 دقیقه ضبط می شود اما گفتگوهای ما گاه سه ساعت و نیم هم طول می کشد که گاهی من مراعات سایر عوامل را می کنم و کوتاه می کنم. در واقع ما با هم زندگی می کنیم و از این گفتگو گزیده ای پخش می شود.

رفتن سراغ همسران شهدا نگاهی متفاوت به جنگ از منظر زنان است؛ یا اینکه صرف پرداختن به زندگی شهدا همسرانشان به عنوان شخصی نزدیک به آنها انتخاب شدند؟

شاید بتوان گفت در خلال این گفتگوها درواقع سبک زندگی مجاهدانه ظهور پیدا می‌کند. جنس این برنامه زندگی است. من به شخصه از گفتگو با همسران شهدا درس زندگی می‌گیرم. وقتی با تمام جزئیات درباره یک زندگی جذاب و پایان افتخار آمیزش گفتگو می‌کنیم یاد می‌گیرم چطور با فرزندم تعامل کنم، چطور با اقوام و دوستان رابطه ای مؤمنانه برقرار کنم، ساده زیستی در عمل یعنی چه و چه تبعات هیجان انگیزی در زندگی ام خواهد داشت، رها بودن از همه چیز چه قدر لذت بخش است و چگونه محقق می شود و خیلی چیزهای دیگر از این دست... پس شاید درست تر این باشد که بگوییم انقلاب و جنگ کمک کرد تا شاخصی پیدا کنیم برای شناسایی آدم های متفاوت. و قطعا افرادی اینچنین به هنگام ازدواج هم متفاوت و خاص انتخاب می کنند. همسران شهدا، خودشان آدم های بسیار هیجان انگیز و جذاب هستند که شنیدن داستان زندگی شهدا از زبان اینها لطف خاص خودش را دارد؛کما اینکه در برنامه کاملا مشهود است.

زینب ابوطالبی

از میان گفتگوهایی که داشتید شنیدنی ترین داستان مربوط به زندگی کدام شهید بوده؟ 

بیش از صد گفتگو تاکنون ضبط شده که انتخاب از بین آنها کار بسیار دشواری است اما اگر ناچار به انتخاب باشم سه شهید را انتخاب می‌کنم؛ شهید دوران از خلبان های فوق العاده خاص، شهید برونسی و شهید اندرزگو. البته این کار واقعا دشوار است؛ همان اندازه که شهدای انقلاب مثل شهید اندرزگو بسیار مظلوم و خاص بودند، زندگی شهدای خلبان هم عجیب است. شهدای بسیجی، ارتشی و... هرکدام به تنهایی دنیایی حرف و درس در خودشان دارند.

احساس خود شما وقتی پای صحبت همسران شهدا می‌نشینید؟

هر سری از برنامه ها واقعا خاص است، مخصوصا سری اول. به نظر من تمام عوامل انتخاب شده بودند. دو هفته ای که برنامه ضبط می‌شد عمیقا احساس خوشی و سرزندگی داشتم که قابل وصف نیست. باید به این نکته هم اشاره کنم که گریه ناخودآگاه من در برنامه خیلی وقت ها از غم و اندوه نیست، جنس اش حسرت و غبطه است، جنس اش را نمی توانم وصف کنم. هر چه هست شبیه از دست دادن های این دنیایی نیست.

زمان برنامه محدود به همان سی دقیقه‌ای است که پخش می‌شود یا اینکه مخاطب خلاصه‌ای از آنچه ضبط شده را می‌بیند؟

این برنامه با برنامه های روتین تلویزیون متفاوت است. شاید سایر برنامه ها برای زمانی حدود 30 تا 40 دقیقه ضبط می شود اما گفتگوهای ما گاه سه ساعت و نیم هم طول می کشد که گاهی من مراعات سایر عوامل را می کنم و کوتاه می کنم. در واقع ما با هم زندگی می کنیم و از این گفتگو گزیده ای پخش می شود. گاهی فکر می کنم کاش می شد تمام لحظات اش را پخش کنیم تا مخاطب کامل در جریان همه جزئیات قرار بگیرد و با همه فرازو فرودهای این زندگی آشنا شود. اتفاق دیگری که در کنار سیر اصلی برنامه درجریان است ثبت تاریخ شفاهی این مملکت است که بسیار ارزشمند است و جای کار دارد. اینها آدم‌هایی هستند که در برهه‌ای تاریخ را ساختند. وقتی زندگی‌شان را می‌شنویم فقط زندگی یک نفر نیست بلکه یک دوره تاریخی است. شاید سی دقیقه پخش شود ولی مهمان ما همه آنچه برایش اتفاق افتاده با جزئیات تعریف می‌کند و این ثبت می‌شود.

 

 

 

UserName