• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • جمعه 1396/03/19
  • تاريخ :

انقلاب در والیبال ایران

تیم ملی والیبال ایران در لیگ جهانی بعد از قبول دو شکست با پیروزی بر لهستان به روزهای خوش نظر کرد.

بهمن اسدی -بخش ورزش تبیان
انقلاب در والیبال ایران

تیم ملی والیبال ایران پیش از این نیز در لیگ جهانی غالبا شروعی بد داشت و این بار نیز سنت شکنی نکرد. با این حال برای آنهایی که با سابقه کشورمان در این رشته آشنایی دارند حضور در این سطح از رقابت ها را حتی در صورت شکست موفقیت آمیز توصیف می شود.

در گذشته نه چندان دور والیبال ایران در سطح آسیا و مقابل تیم های چین، ژاپن و کره؛ حتی قزاقستان ، هند و پاکستان با مشکل جدی مواجه بود. با پوست اندازی در برنامه های والیبال ناگهان این رشته در سطح جهان مطرح شد. اگر روزی تماشای مسابقات بهترین های جهان حتی برای ملی پوشان والیبال ایران افتخار محسوب می شد کار به جایی رسید که مردان ما در مقابل قدرت های بزرگ صف آرایی کردند و با غلبه بر آنها شادی را به خانه های مردم بردند.

تیم ملی والیبال ایران تیمی دوست داشتنی برای همه ایرانیان شد. گاه مردم نیمه های شب بیدار ماندند تا با ارسال انرژی مثبت به کیلومترها دورتربا ملی پوشان همراهی کنند. والیبال ایران تاریخ ساز شد و موفقیت هایی را رقم زد که در سایر رشته های گروهی دستیابی به آن سخت و گاه غیرممکن به نظر می رسد.

والیبال ایران با نسل طلایی خود آقایی در آسیا را آغاز کرد و اکنون کار به جایی رسیده که با تیم "ب" در مسابقات همبستگی کشورهای اسلامی قهرمان بلامنازع می شود.

اگر روزگار رتق و فتق امور تیم ملی والیبال خیلی سخت نبود اکنون با سطح توقع به وجود آمده امری دشوار و نگران کننده است.

عده ای دلشوره پایان عمر بازیکنان مطرح امروز را دارند تا سقوط تلخ آغاز شود. گروهی دیگر معتقدند که با پشتوانه سازی می توان موفقیت ها را استمرار بخشید. گروهی دیگر اما نسخه تغییر نسل حسابشده را می نویسند. اما هرچه که باشد باید موفقیت والیبال اصل اول و آخر همه برنامه ها باشد.

هیچکس نمی تواند و حق ندارند موفقیت های والیبال را به نام خود سند بزند. از بازیکن گرفته تا کادر فنی حتی مسئولان فدراسیون ( چه فعلی ها و چه قبلی ها).

جوان ترهایی که میدان یافتند تنها پس از یک "ست" قبول شکست مقابل لهستان چنان خود را یافتند که در انتهای بازی لهستانی های پر مدعا دست ها را به علامت تسلیم بالا بردند.

برای این موفقیت با درصدی بالا و پایین خیلی ها نقش دارند. از بازیکن و مربی کهشبانه روز زحمت کشیدند. از مربیان بازیکن سازی که بدون ادعا کشف و پرورش استعداد ها را برعهده دارند. از فدراسیون یزدانی خرم گرفته تا داورزنی و حتی مردمی که با نفس گرم خود شور و انگیزه را به میدان والیبال کشاندند.

حاصل این همه تلاش همانا شادی مردم است. دستاورد بزرگی که هیچکس حق ندارد به آن خللی وارد کند.

تیم ملی والیبال ایران با درخشش و تلاش بازیکنانی چون معروف، موسوی، محمودی، غلامی، قائمی، عبادی پور، میرزاجانپور و... شادی را به خانه مردم برد اما حتی این بازیکنان ارزشمند حق ندارند خارج از حوزه اختیارات خود عمل کنند. 

در طول مسابقات مختلف و حتی در مواقع شکست این مردم فهیم و قدرشناس ایران بودند که به این بازیکنان دست مریزاد و خسته نباشید گفتند. با آنها همراهی کردند و مثل یک پیروز با آنها رفتار کردند. برای علاقه مندان به والیبال آنچه مهم بود این که بازیکنان تا آخرین ذره توانایی تلاش کنند و در آن موقع اگر شکست هم خوردند چیزی از ارزش این ملی پوشان کم نمی شد.

اما همین مردم فهیم بزرگترین پیروزی ها را در سایه خط و ربط و بازیکن سالاری نمی پسندند. بارها و بارها از درون اردوها اخبار ناخوشایند بیرون آمد اما صبر و تحمل پیشه شد و این اتفاقات به نوعی شور جوانی و التهاب ورزشی خوانده شد.

تاکنون نیز چنین بوده و تیم ملی والیبال ما همچنان دوست داشتنی ترین تیم در مسابقات جمعی شناخته می شود.

در مسابقات اخیر تیم ملی در لیگ جهانی اما حکایت هایی رقم خورده است. ابتدا شهرام محمودی غزل خداحافظی خوانده. در پی آن محمد موسوی به نام مصدومیت از تیم کنار مانده است. بعد از دو بازی بحث بیماری سعید معروف پیش می آید. ناگهان فرهاد قائمی و عادل غلامی از ترکیب اصلی بیرون می مانند و...

خوشبختانه هنوز دلسوزان والیبال این اتفاقات را به برنامه ای متصل به هم ربط نمی دهند. همه دلخوش به این هستند که این جزیی از ورزش است. همه علاقه مندان که چنین باشد و یا حتی اگر کدورت و یا کشمکشی وجود دارد هرچه زودتر با وساطت بزرگترها حل شود.

اما در این بحبوحه و التهاب ناگهان بهترین اتفاق برای والیبال ما رخ داد. تغییر ترکیب(چه خواسته و یا ناخواسته) حسابی جواب داد. جوان ترهایی که میدان یافتند تنها پس از یک "ست" قبول شکست مقابل لهستان چنان خود را یافتند که در انتهای بازی لهستانی های پر مدعا دست ها را به علامت تسلیم بالا بردند.

این پیروزی در شرایط بحرانی تیم ملی ارزشی دو چندان داشت. اکنون و با همه احترامی که به نسل طلایی والیبال وجود دارد باید گفت که برای پوشیدن پیراهن مقدس تیم ملی رقابتی سخت وجود دارد. برای پوشیدن این پیراهن باید تلاشی جانانه داشت.

این پیراهن متقاضیان شایسته فراوانی دارد. این موهبت بزرگ باید مورد احترام همه باشد. تیم ملی والیبال که سالهای قبل انقلابی بزرگ را تجربه کرد باز هم می تواند این اتفاق را تکرار کند. 

همان گونه که در بالا به آن اشاره داشتیم تیم ملی والیبال ایران با درخشش خیره کننده سالهای اخیر تیمی کاملا دوست داشتنی برای مردم است. قدر این موهبت را بدانیم و همه دست به دست هم دهیم تا این عشق و علاقه استمرار یابد.

تیم ملی والیبال به زودی در کشورمان میزبان بزرگان جهان است. بر متولیان ورزش است تا با حمایت از این تیم و رفع کدورت های احتمالی انسجام و همدلی را به این تیم تزریق کنند. قطعا مردم پرشور و علاقه مند نیز در ورزشگاه آزادی با ندای ایران –ایران خود قدرتی مضاعف به ملی پوشان خواهند داد.


 

UserName