• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1385/12/13 ساعت 11:28
  • تاريخ :

نوروز از نگاه شریعت ... احمد محیطى اردكانى

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال‏حول حالنا الى احسن الحال.

ان شاء الله این عید سعید و این سال نو بر همه مسلمین و ملت‏شریف ایران برخواهران، برادران مبارك و مسعود باشد ...

تمام قلوب و تمام ابصار و بصیرت‏ها در دست‏خداى تبارك و تعالى و ید قدرت اوست.

اوست كه تدبیر مى‏كند جهان را، لیل و نهار را، و اوست كه قلوب را متحول مى‏كند وبصیرت‏ها را روشن مى‏كند، و اوست كه حالات انسان را متحول مى‏كند و ما آن را در ملت‏عزیز خودمان در زن و مرد، در كوچك و بزرگ یافتیم. این تقلیب قلوب كه قلب‏ها رااز آمال دنیوى و از چیزهایى كه در طبیعت است‏بریده بشود و به حق تعالى پیوسته‏بشود و بصیرت‏ها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسیله بصیرت بفهمند، درملت ما بحمدالله تا حدود چشمگیرى حاصل شده است و من امیدوارم كه در این سال‏جدید به اعلا مرتبت‏خودش برسد.»

عیدهاى اسلامى

در قرآن كریم مى‏خوانیم:

...اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تكون لنا عیدا لاولنا و اخرنا و ایه منك‏و ارزقنا و انت‏خیر الرازقین خداوندا!، مائده‏اى از آسمان بر ما نازل فرما تابراى اولین و آخرین ما عید، و نشانه‏اى از جانب تو باشد و به ما روزى عنایت كن‏كه تو بهترین روزى‏دهنده هستى.» عید از ماده «عود» به معنى بازگشت گرفته شده‏و به گفته راغب اصفهانى به معنى بازگشت‏به وضعیت مطلوب گذشته است. و به روزهاى‏سرور و شادى نیز گفته مى‏شود.

در اسلام روزهایى، به نام عید اسلامى اعلام گردیده است كه مهمترین آنها عبارتنداز:

اول شوال; عید فطر دهم ذیحجه; عید قربان هیجدهم ذیحجه; عید غدیر جمعه; عیدمحمد(ص) چرا كه در هر یك به گونه‏اى بازگشت انسان به فطرت توحیدى‏اش مطرح است.

بنابراین: «عید نه جامه رنگارنگ پوشیدن است كه این عید كودكان است، نه شربت‏و شیرینى و غذاهاى متنوع خوردن، كه این عید شكمبارگان است، نه به سیاحت و تفرج‏بى‏محتوى پرداختن، كه این عید ولگردان است، نه بى‏بندو بارى و هرزگى و عیاشى‏كردن، كه این عید بوالهوسان است، نه قاه قاه خندیدین و همدیگر را به مسخره‏گرفتن و به بازى روز گذراندن، كه این عید غافلان است، نه تاب خوردن و سبزه‏رویاندن و سفره هفت‏سین چیدن و رنج پختن «سمنو» كشیدن، كه این عید خرافه‏پرستان‏است.

هیچ كدام از اینها مفهوم عید از دیدگاه اسلام نیست، كه عید اسلامى موفقیت درراه انجام وظیفه است. و تطهیر نفس و تصفیه جان و تمرین صبر و استقامت، چون عیدفطر پس از ماه مبارك رمضان.

و عید، گذشتن از امتیازات است. و رسیدن به هم‏آهنگى و شركت در وحدت بزرگ‏اسلامى، شكستن غرور و خودخواهى و ترك نازپروریها، سایه‏نشینى‏ها، مشتاقانه نداى حق‏را لبیك گفتن ... و سرانجام خود را بازیافتن و به خدا رسیدن. چون عیدالضحى پس‏از دوران سازنده حج.

عید، چون قطره‏اى به دریاى جمع پیوستن است. و از انزوا به در آمدن، گسسته‏ها رابهم بستن و صف صف بهم پیوستن، پیوند خود را با خدا استوار كردن و دین خود را هرهفته تحكیم بخشیدن، همچون عید جمعه كه عید محمد(ص) است‏».

برترین عید، روزى است كه خداوند متعال نعمتش را بر مسلمانان تمام كرد و اركان‏دین را محكم و استوار نمود، و رسالت را به امامت پیوست، و رهبر آینده مسلمانان‏را معرفى كرد، و فرزند كعبه را بر فراز منبر امامت نشاند، چون هیجدهم ذیحجه عیدغدیر خم.

آن‏گونه كه در روایات آمده است و بعضى از علماى بزرگوار فرمودند، و در گاهنامه‏تطبیقى سه هزار ساله به روشنى مشخص گردیده، آن روز، عید غدیر خم با اول فروردین‏سال دهم هجرى شمسى مطابق بوده است و عید نوروز نیز به بركت ولایت رنگ الهى به‏خود گرفت و در بین شیعیان و ایرانیان شهرت و دوام یافت.

بهار طبیعت

بى‏تردید، عید نوروز، عید طبیعت است، «آغاز بهار و موسم اعتدال‏طبیعت و لطافت هوا و تعدیل شب و روز و رهایى از قساوت زمستان و سردى و سیاهى‏شبهاى دیرپا مى‏باشد.

عیدى همراه با سرود پرندگان و تكبیر جنگل و تسبیح باد و ریزش ابر و فریاد رعدو رویش صحراست.

اگر ما خرافات و نقاط منفى و تاریك را از چهره این عید بزداییم و بگذاریم‏همرنگ طبیعت‏با صفا، باشد و بر جهان مثبت و خداپسندانه‏اش بیفزاییم، در دید مكتب‏نیز عیدى عزیز و ارجمند خواهد بود.»

چنانچه در حدیث آمده: هر چیزى بهارى داردو بهار قرآن ماه مبارك رمضان است. از این‏رو امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرماید: «قرآن‏را بیاموزید كه بهار دلهاست.» یعنى جان و روان انسان با تعالیم عالى الهى،شكوفا مى‏شود.

آرى عید واقعى انسان كه برترین مخلوق الهى، و گل سرسبد عالم خلقت است، بازگشت‏به خویشتن خویش و توجه به مبدا هستى، و تعلیم كتاب سعادتش و در نهایت‏خود رابازیافتن و به خدا رسیدن است.

و این عید اختیارى است، و انسان مى‏تواند از هر روز براى خودش عیدى بسازد.

امیرالمؤمنین على(ع) مى‏فرماید:

«كل یوم لا یعصى الله فهو یوم عید» (هر روزى كه خداوند نافرمانى نشود آن‏روز، عید است). البته آنگونه كه قرآن مى‏فرماید: از بهار طبیعت و حیات دوباره‏یافتن گل‏ها و گیاهان، سبزه‏ها و درختان، به جنب و جوش آمدن پرندگان و حیوانات‏طراوت یافتن باغ‏ها و چمن‏زارها، باید درس رستاخیز و بازگشت‏به سوى خدا را آموخت:

خداوند متعال مى‏فرماید: «زمین را جامد و افسرده و بى‏روح و بى‏جنبش مى‏بینى،اما همین كه آب باران بر آن نازل كنیم، به جنبش و حركت درمى‏آید و فزونى مى‏گیرد،و انواع گیاههاى سرورافزا مى‏رویاند، این از آن جهت است كه خدا حق مطلق است ونظام زنده كردن مرده‏ها در قبضه قدرت اوست. و اوست كه بر هر چیزى تواناست.»

نوروز در گذر تاریخ

نخستین روز از نخستین ماه سال شمسى را نوروز مى‏گویند وایرانیان در این روز بزرگترین جشن ملى خود را برگزار مى‏كنند. آریاییان در اعصارباستانى دو فصل گرما و سرما داشتند، در هر یك از این دو فصل جشنى برپا مى‏داشتندكه هر دو آغاز سال نو به شمار مى‏رفت; اولى را نوروز و دومى را مهرگان مى‏نامیدند.

هر چند در دربار نخستین خلفاى اسلامى به نوروز اعتنایى نمى‏شد، ولى خلفاى بعدى‏اموى دوباره نوروز را گرامى داشتند و براى افزودن درآمد خود، هدایاى نوروز راباب كردند. و با ظهور «ابومسلم خراسانى‏» و روى كار آمدن خلافت عباسى و نفوذبرمكیان و دیگر وزراى ایرانى و تشكیل سلسله‏هاى طاهریان و صفاریان، جشن‏هاى ایران‏بار دیگر رونق یافت.

با آنكه بسیارى از سنت‏هاى ایرانیان بعد از ظهور اسلام در ایران از بین رفت وسنت‏هاى اسلامى جاى آنها را گرفت، اما عید نوروز كم و بیش در میان آنها باقى ماند.

شاید مصادف شدن روز غدیر خم در سال دهم هجرى با عید نوروز در آن بى‏تاثیرنباشد.

على كاظمى در مقدمه ترجمه كتاب سید عبدالرضا حسینى شهرستانى به نام «نوروزدر اسلام‏» نگاشته است: «با توجه به روایاتى كه در باره نوروز رسیده است، معلوم‏مى‏شود، نوروز پیش از اسلام روزى مورد توجه پیامبران و رهبران الهى بوده است و ازابتدا شادى و سرورى كه در این روز مى‏شده است‏به خاطر امور معنوى و حوادث مذهبى‏كه در این روز اتفاق افتاده بوده است، ... ولى همان‏گونه كه در اثر مرور زمان‏بسیارى از واقعیت‏ها وارونه شده و بسیارى از حقایق تحریف گردیده، نوروز هم به‏صورت یك روز ملى و باستانى درآمده، شادى و سرور آن نیز به حساب امور مادى‏گذاشته شده است .. .» نوروز از جمله دستاویزهایى بوده است كه سلاطین از آن‏بهره‏بردارى كرده‏اند.

جمشید پادشاه بزرگ ایران باستان به همین منظور و به خاطر استفاده از همین‏فرصت، تاجگذارى خود را در روز نوروز انجام مى‏دهد، و حتما تبلیغاتى هم به راه‏مى‏انداختند كه امروز، روز پیمان خلافت الهى است و مردم را دعوت مى‏كردند كه‏بیایند و با آوردن هدایاى نوروزى با نماینده خدا بیعت كنند و تاجگذارى او راتبریك بگویند. با این مقدمه، پاسخ این سؤال; كه چرا اعراب نوروز را ضایع ساختند؟

نیز روشن مى‏شود:

در روایت معلى بن‏حنیس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به همین حقیقت است. «...

این روز از روزهاى ماست و از روزهاى شیعیان ما به شمار مى‏رود، كه ایرانیان آن‏را حفظ كرده، و شما عرب‏ها آن را ضایع ساخته‏اید.

اعراب به پیروى از دستگاه خلافت‏بنى‏امیه و بنى‏عباس چون نوروز را روز ولایت وخلافت الهى مى‏شناختند، سخت كوشیدند كه این روز را مخفى كرده، ضایع سازند. و لذابراى لكه‏دار كردن نوروز، این روز را از بازمانده‏هاى مجوس معرفى كرده‏اند. تاجایى كه مى‏بینیم حضرت امام موسى بن‏جعفر(ع) نیز در مقام تقیه به منصور دوانقى‏مى‏فرماید: «از رسم‏هاى فرس است و اسلام آن را از بین برده است ...» بعضى افراداین روایت را دلیل بر عدم مشروعیت نوروز گرفته‏اند; اما با توجه به روایات‏معارض، حمل بر تقیه شده است، و بهترین دلیل بر عظمت نوروز میباشد.

UserName