• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 363
  • يکشنبه 1385/12/13 ساعت 11:22
  • تاريخ :

آفرینشهای هنری در نهج‌البلاغه


به گزارش خبرگزاری تبیان به نقل از  شبستان، آفرینشهای هنری در نهج‌البلاغه عنوان سخنرانی سیدمحمد مهدی جعفری، ‏دانشیار دانشگاه شیراز است كه در همایش زیبایی‌شناسی دین ارائه كرد. كه متن كامل ‏این سخنرانی را از نظر شما می‌گذرانیم.‏
هنر از ویژگیهای فطری انسان به شمار می‌رود و در سرشت هر انسانی نهفته است. ‏كسی كه بتواند این ویژگی سرشتی را از نهانگاه وجود خویش به جهان بیرون بیاورد و به ‏شكلی آن را به دیگران بنمایاند، هنرمند نامیده می‌شود.‏
از روزگاران كهن تاكنون، هنر سخنوری و گفتار هنری بر فراز هنرهای پنجگانه قدیم، و ‏هفتگانه جدید، جای داشته و دارد.‏
از آنجا كه انسان در زندگی روزگار خود به آرمانها و خواستهای برین دست نمی‌یابد، به ‏شیوه‌ای هنری پناه می‌جوید تا با خلق نمونه‌ای برتر از واقعیتها، آنچه را مطلوب و محبوب ‏خود می‌داند به دیگران بنمایاند.‏
اگرچه روی آوردن به هنر یعنی گریختن از واقعیتها، لیكن این گریختن تلاش برای رفتن به ‏سوی حقیقتهاست، حقایقی كه به روش معمولی، در زندگی عادی به دست نمی‌آید، ‏هنرمند جهان ویژه‌ای دارد كه با جهان دیگران، یعنی كسانی كه به زندگی روزگار ‏سرگرم‌اند، تفاوت بسیار دارد اینان اندیشه‌ها و گفتارها و رفتارهای او را درك نمی‌كنند، ‏چه بسا او را پریشان و آشفته، یا دیوانه بدانند.‏
علی (ع) همان انسان كاملی است كه در زمینه هنر و بهره بردن از سرشت پاك و زیبای ‏خود بیشترین بهره‌ها را برده است و آفرینشهایی در هنر پدید آورده كه همه صاحبنظران و ‏زیبایی‌شناسان را به شیفتگی واداشته است. گویی در روند خداگونه شدن، در ‏بهره‌مندی از صفات جمال و كمال الهی از همه پیشتر شتافته است و بر چكاد سلسله ‏جبال (تبارك الله احسن الخالقین) ایستاده است.‏
ابن ابی ‏الحدید در جلد اول صفحه 24 شرح نهج‌البلاغه، درباره سخن او گفته‌است: ''از سخن آفریدگار فروتر و بر سخن آفریدگان برتر''
زیبایی ظاهر و ژرفای باطن، تناسب میان لفظ و معنا، ‏هماهنگی سخن با اقتضای حال، بلاغت فراگیر، داشتن فصل الخطاب در برابر همگان، ‏نیروی قانع كردن حریف و نبوغ بدیهه‌گویی بی‌مانند، چنان ویژگی برجسته‌ای به سخن او ‏بخشیده كه هر شنونده و خواننده‌ای را، با هر عقیده و گرایشی، جذب می‌كند.‏

علی (ع) در حال وعظ و نصیحت به پیروان، شناساندن این جهان و آن جهان، وصف ‏پرواپیشگان و پارسایان، آموزش توحید و معرفت، نبوت و هدایت، تعلیم و تربیت، اجتماع و ‏سیاست، اقتصاد و عدالت، تاریخ و عبرت، مرگ و برزخ و قیامت، مناجات و دعا و ‏عبادت، را با چنان زیبایی سخن می‌گوید كه بر دوست و دشمن، دور و نزدیك و مسلمان و ‏غیرمسلمان یكسان اثر می‌گذارد.‏

جرج جرداق مسیحی درباره شیوه بیان امام علی (ع) و تاثیر سخن او می‌نویسد قلبش از عواطف ‏حریت و انسانیت و فضیلت چنان سرشار بود كه چون زبانش از جوششهای قلب او به ‏حركت درمی‌آمد فضائل نهفته و عواطف افسرده در درون مردم را به شدت بیدار می‌كرد. ‏درباره شیوه بیان و آفرینش سخنوری او هیچ وصفی نمی‌توان كرد جز اینكه بگوییم پایه‌ای ‏دست نیافتنی در بلاغت عربی است.‏

صفا، زیبایی، آرایه بندی، نیالودگی، پاكیزگی، پیرایه و آبدار بودن لفظ، همراه با درستی و زیبایی ‏سبك و تركیب جملات، و تهی بودن از اخلال‌های نظم و تالیف از شرایط سخنوری است.‏

سخن با این ویژگیهای لفظی زیبا و موثر واقع می‌شود، چه رسد بدان كه همچون ‏خطبه‌های فرزند ابی طالب، زیبایی و شگفتی ویژگیهای لفظی را با شگفتی و زیبایی ‏معنا و قدرت و شكوه آن، یك جا با هم گرد آورد. (روائع نهج البلاغه، ص 29 تا 31)

در ‏سخنان امیرالمومنین (ع) زیبایی لفظ و استفاده از صنایع بدیع، بدون هیچ تصنعی، ‏همراه با هماهنگی و ایقاع، و تاثیر ژرف پند و اندرز و قاطعیت و كوبندگی آن، یك جا به ‏چشم می‌خورد.‏

ولقد بصرتم ان ابصرتم، و اسمعتم ان سمعتم، و هدیتم ان اهدیتم، و بحث اقول لكم؛ لقد ‏جاهرتكم البصر، و زجرتم بمافیه مزدجر، و ما یبلغ عن الله بعد رسل السماء الا البشر! ‏‏(نهج‌ البلاغه، خطبه 20)‏

و شما بینا شده‌اید اگر خود بخواهید بینش خود را به كار اندازید، و شنوا شده‌اید اگر ‏خواستار شنیدن باشید، و راه را به شما نموده‌اند اگر بخواهید راه را بیابید، و به راستی ‏به شما می‌گویم: گذر آموزیها (عبرت‌ها) بر سرتان بانگ آورده‌اند، و با آنچه باید (از رفتن به ‏كژراهه‌ها) باز داشته شوید بازتان داشته‌اند، و پس از پیام رسانان آسمان كسی از سوی ‏خدا پیامی نمی‌رساند مگر همان بشر.‏

این سخن امیرالمومنین یادآور سخنان زیر از خداست: اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَر، وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ . وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ ، وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فیهِ مُزْدَجَرٌ (4)(قرآن، القمر 4-1)

رستاخیز نزدیك شد و ماه از هم شكافت، و اگر نشانه‌ای ببینند روی برمی‌گردانند و ‏می‌گویند: افسونی است پیوسته گذران، دروغ انگاشتند و از خواستهای درونشان پیروی ‏كردند، و حال آنكه هر كاری فرجام بخشی دارد و از آگاهیهای (هشداردهنده) آنچه فرمان ‏‏(از بیراهه رفتن) بازداشته شده در آن است به سویشان آمده است.‏

سخن مسجع از آرایشهای رایج در زبان عربی و فارسی است و سجع‌گویان، جز تنی ‏انگشت‌شمار، با تصنع و تكلف و گاه با فدا كردن معنا و محتوا، سخن خود را بدین صنعت ‏آراسته‌اند، اما به گفته جرج جرداق: شیوه بیان علی(ع) در راستی و درستی به حدی فرا ‏رفته كه حتی سجع نیز آن را از تصنع و تكلف برتر داشته است، و با وجود بسیاری ‏جمله‌های مقطع، موزون و مسجع، از تصنع بسی دور است، و به طبع فیاض او بسی ‏نزدیك.
بدین سخن مسجع او بنگر و سلامت طبع بی‌مانند را ببین:‏
یعلم عجیج الوحوش فی الفلوات و معاصی العباد فی الخلوات و اختلاف النینان فی البحار ‏الغامرات، و تلاطم الماء بالریاح العاصفات (نهج البلاغه، خطبه 198)‏

نیك می‌داند فریاد دادن را در بیابانها، و نافرمانی بندگان را در نهانی‌ها، و آمدورفت نهنگها ‏را در پرآب دریاها، و برهم كوبیده شدن آب را با توفنده بادها.‏

و كذلك السماء و الهواء، و الریاح و الماء، فانظر الی الشمس و القمر، والنبات و الشجر و ‏الماء و الحجر، و اختلاف هذا اللیل و النهار، و تفجر هذه البحار، و كثره هذه الجبال، و طول ‏هذه القلال، و تفرق هذه اللغات، و الالسن المختلفات. (نهج البلاغه، خطبه 185)‏

و همچنین است آفرینش آسمان و هوا، و بادها و آب. پس نیك بنگر به خورشید و ماه و ‏گیاه و درخت، و آب و سنگ و پی در پی آمدن این شب و روز، و جوشیدن این دریاها، و ‏بسیاری این كوههاف درازی این ستیغها، و پراكندگی این واژگان، و گونه گونه‌ها زبان ‏‏(روائع، 31) ‏

قصد امیرالمومنین از آوردن این جمله‌های سنگین و مرتب گفتن پدیده‌های جهان برین و ‏زیرین، بازی با الفاظ و زیباسازی جملات نیست، بلكه هدف اثبات آفریدگار با برهان نظم ‏به زبان ساده به سبك قرآن است.‏

فالویل لمن انكر المقدر، و جحد المدبر! زعموا انهم كالنبات مالهم زارع، و لا لاختلاف ‏صورهم صانع، و لم یجلوا الی حجه فیما ادعوا، و لا تحقیق لما اوعوا، و هل یكون بناء من ‏غیر بان، اوجنایته من غیر جان (همان)‏

پس وای و نابودی بر آن كس كه آفریننده اندازه گذار را نادیده گرفت، و پروردگار گرداننده را ‏منكر شد! ادعا كردند كه آفرینش آنان چون گیاهی است كه برزگری ندارد، و گوناگونی ‏چهره‌هایشان را بدون سازنده تصور كردند و در این ادعا به هیچ دلیل (علمی قانع‌كننده‌ای) ‏پناه نبرده‌اند، و برای اندیشه‌ای كه در درون پرورده‌اند به هیچ پژوهشی استناد نكرده‌اند آیا ‏می‌توان هیچ ساختمانی را بی‌سازنده دانست، یا میوه چیده شده‌ای را بدون چیننده‌ای؟

این ابی الحدید، شاعر و ادیب و سخن شناس و دانشمند معتزلی سده هفتم هجری كه ‏به خواهش ابن علقمی وزیر شیعی المستعصم بالله، آخرین خلیفه عباسی، نهج‌البلاغه ‏را در بیست جلد شرح كرده است، افزون بر شرح سخنان امیرالمومنین (ع) در موضوعات ‏كلامی و عقیدتی و تاریخی، چون در دانش سخنوری و آیین سخن و فصاحت و بلاغت نیز ‏سرآمد سخن شناسان روزگار خویش است، هر جا به سخن زیبایی برمی‌خورد از اظهار ‏شگفتنی و به شگفتی واداشتن دیگران خودداری نمی‌تواند كرد.

از جمله در پایان خطبه ‏‏82، مشهور به اغراء چنین می‌نویسد:‏
بدان كه هیچ شكی در درون ما وارد نمی شود كه امیرالمومنین (ع) از هر گوینده عربی، جز خدای ‏سبحان و پیامبر (ص) سخنورتر است، زیرا برتری سخنور و نویسنده در گفتار و نوشتار بر ‏دو چیز استوار است: مفردات و مركبات الفاظ، مفرداب یا تك واژه‌ها باید نرم و روان و آشنا ‏به گوش و بدون پیچیدگی باشد، و همه واژگان آن بزرگوار چنین است؛ و واژگان مركب ‏شایسته است كه دارای معنای زیبایی باشد و زود دریافته شود، و دربردارنده صفات و ‏نشانی‌هایی باشد كه بر پایه آنها سخن برتری می‌یابد و آن ویژگیها را سخن‌شناسان نزدیك به ‏روزگار ما در دانش بدیع، مقابله، مطابقه، حسن تقسیم، رد العجز علی الصدر، ترصیع، ‏تسهیم، ترشیح، مهاثله، استعاره، كاربرد لطیف مجاز، موازنه، تكافو، تسمیط، مشاكله و ‏مانند اینها نامیده‌اند.

بی‌گمان همه این صفات و ویژگیها در سخنان و نوشتارهای آن بزرگوار پراكنده است، و با ‏هم بودن این دو زیبایی (تك واژه‌ها و واژگان مركب) در سخن هیچكس جز امام (ع) دیده ‏نمی‌شود از این روی اگر در سخنش با تیزنگری بیندیشی و در نظم و ترتیب آن با دقت ‏بنگری، به شگفتی‌ها دچار می‌شوی، و از درون فریاد می‌زنی كه آن بزرگوار در سخنوری ‏هم پیشوای همگان است، زیرا نوآوری در همه زمینه‌های زیبایی و زیبایی‌شناسی ویژه ‏اوست، اگرچه بی‌اندیشه پیشین به سخن آغاز كرده باشد، و یكباره در برابر پیشامدها از ‏زبانش جوشیده باشد. (شرح نهج البلاغه، ج 6/278)‏


UserName