• تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1395/11/17
  • تاريخ :

زنان، فتنه انگیز هستند؟!

عدم اطاعت از آنها در معروف (کار نیک) به این معنا نیست که اگر آنها دعوت به امور معروفى، همچون نماز و روزه و عدالت و احسان کردند شما با آنها مخالفت کنید; بلکه منظور این است که قبول پیشنهاد آنها نباید به صورت تسلیم بى قید و شرط در برابر آنان باشد.

فرآوری: حامد رفیعی - بخش نهج البلاغه تبیان
جامعه زنان

خوبی مردم، در تفاوت آنهاست

از نظر قرآن زن و مرد در انسانیت همسانند، و در اصل و ریشه انسانیت که همان روح می باشد هیچ گونه تمایزی وجود ندارد. ولی علی رغم این همسانی در عرصه روح و اصل انسانیت، در زمینه روان و جسم تفاوتهای قابل توجهی بین این دو صنف مختلف وجود دارد که این تفاوتها موجب تمایز بین این دو گردیده است. مولای متقیان در این باره می فرماید: «خیر مردم در تفاوت آنهاست و اگر همه مساوی باشند، هلاک می شوند.» 

زنان از نظر ایمان ناقصند!

امام علی علیه السلام، در خطبه ای که پس از جنگ جمل ایراد نمودند به همه مسلمانان درباره زنان هشدار می دهند: «اى مردم! زنان از نظر ایمان و بهره (اقتصادى) و موهبت عقل کاستى هایى دارند.»

زنان باایمان و آگاه، به یقین از این حکم مستثنا هستند؛ زنانى که رضاى آنها رضاى خدا و سخط آنها سخط خداست، همچون فاطمه زهرا(علیها السلام) که فرمان او جز خیر و صلاح و تحصیل رضا و قرب پروردگار نخواهد بود.

سپس به ذکر دلیل براى این سه نقص، پرداخته، چنین ادامه مى دهند: «امّا کاستى ایمان آنها، به دلیل آن است که از نماز و روزه در ایّام عادت باز مى مانند، و گواه کاستى عقول آنها این است که شهادت دو نفر از آنان، همچون شهادت یک مرد است، و امّا کاستى بهره (اقتصادى) آنها دلیلش این است که سهم ارث آنان، نصف سهم مردان است» 

شک نیست که این کاستى هاى سه گانه هر کدام دلیلى دارد اگر خداوند نماز و روزه را در حالت عادت ماهانه از زنان برداشته به دلیل این است که اوّلاً: زمان عادت، حالت بیمارگونه اى براى زنان پیدا مى شود، که نیاز به استراحت بیشتر دارد. 

ثانیاً: وضع آنها متناسب عبادت و نیایش نیست. 

زنان از نظر عقل ناقصند!!

اگر شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است به خاطر آن است که عواطف بر آنان غلبه دارد، و اى بسا تحت تأثیر عواطف واقع شوند و به نفع کسى و به زیان دیگرى شهادت دهند و اگر سهم ارث آنها نیمى از سهم مردان است، اوّلاً: این تنها در مورد فرزندان و همسرها است، در حالى که در مورد پدر و مادر در بسیارى از موارد ارث آنها یکى است و همچنین در مورد خواهران و برادران و فرزندان آنها در بعضى از موارد ارث. 

به تعبیر دیگر، زن به عنوان مادر یا خواهر در بسیارى از موارد سهم مساوى با مردان دارد. ثانیاً: نفقات زندگى همه بر دوش مردان است و زن نه تنها نفقه فرزندان را نمى پردازد، بلکه شوهر باید نفقه او را بپردازد، هر چند از طریق ارث یا طرق دیگرى، مال فراوانى به دست آورد.

پیش از هرگونه اظهار نظر پیرامون سخنان معصومین درباره تفاوت های زن و مرد، شایسته است مطالعه دقیقی از تاریخ و سیره زندگی آن بزرگواران داشته باشیم، و سخن ایشان را از اهل تحقیق و پژوهش دریافت کنیم نه هر انسان عادی و کم سواد! تا نیروهاى خلاّقى که در وجود زنان و مردان جامعه اسلامی است به درستی شکوفا شود. 

از زنان بد بپرهیزید

امام علی علیه السلام در سخنی دیگر می فرماید: «حال که چنین است از زنان بد بپرهیزید، و مراقب نیکان آنها نیز باشید!»

بدیهى است عدم اطاعت از آنها در معروف (کار نیک) به این معنا نیست که اگر آنها دعوت به امور معروفى، همچون نماز و روزه و عدالت و احسان کردند شما با آنها مخالفت کنید; بلکه منظور این است که قبول پیشنهاد آنها نباید به صورت تسلیم بى قید و شرط در برابر آنان باشد و به تعبیر دیگر: «معروف» را به خاطر معروف بودنش انجام دهید، نه به خاطر تسلیم بى قید و شرط در برابر همسرتان. مبادا آنها جسور شوند و احیاناً انتظار داشته باشند، تسلیم خواسته هاى ناپسند آنها شوید.

شک نیست که این کاستى هاى سه گانه هر کدام دلیلى دارد اگر خداوند نماز و روزه را در حالت عادت ماهانه از زنان برداشته به دلیل این است که اوّلاً: زمان عادت، حالت بیمارگونه اى براى زنان پیدا مى شود، که نیاز به استراحت بیشتر دارد.

گرچه عبارت «نهج البلاغه» در اینجا مخصوص همسران نیست و زنان را به صورت مطلق عنوان مى کند، ولى پیدا است که این گونه مسایل معمولاً در بین همسران اتفاق مى افتد.

به هر حال، زنان با ایمان و آگاه، به یقین از این حکم مستثنا هستند؛ زنانى که رضاى آنها رضاى خدا و سخط آنها سخط خداست، همچون فاطمه زهرا(علیها السلام) که فرمان او جز خیر و صلاح و تحصیل رضا و قرب پروردگار نخواهد بود.

کلام آخر

در قرآن ، زن دارای جایگاه شایسته انسانی و برابر با مرد(به لحاظ شخصیت انسانی) دارا است، اما آن جا که امام علی علیه السلام، اجمالی از تاریخ سیاسی اسلام بعد از رحلت پیامبر را بیان می فرماید تا به جریان جمل می رسد و از زمینه هایی که باید در جامعه از بین برود تا این فتنه به وجود نیاید سخن می گوید، به مسأله زن می رسد، و زن آن موجودی است که در برپایی این فاجعه و این فتنه نقش عظیم داشته است.
منابع:

- نهج البلاغه ، خطبه 80

- بحارالانوار، ج17، ص101

- یادنامه دومین کنگره هزاره، نهج البلاغه، ص80 ـ 81

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName