• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • شنبه 1395/11/02
  • تاريخ :

خانه‌ای ویرانه به وسعت دل یک شاعر!

این‌جا خانه‌ی سراینده‌ی شعر «از خون جوانان وطن لاله دمیده» است، شعری که هنوز هم برای آئین‌های مناسبتی از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود و خوانندگان بنامی نیز آن را اجرا کرده‌اند.

بخش ادبیات تبیان

 

خانه‌ای ویرانه به وسعت دل یک شاعر!

 

«ابوالقاسم عارف قزوینی» شاعر و تصنیف‌ساز پرآوازه‌ی قزوینی که تصنیف‌های ملی و ارزشمندش همراه با موسیقی منتشر شد و در طول عمرش از 1259 تا 1312 شمسی، با سرودن تصنیف‌های مختلف، تاثیر زیادی در روزهای پرآشوب جامعه داشت و در همین سال‌ها نیز هنرمندان ایرانی این شعر را در قالب‌های مختلف اجرا کردند،‌ حالا خانه‌اش به عنوان تنها یادگار باقی مانده از او این روزها، اوج بی‌مهری را نسبت به خود و صاحبش می‌بیند.

الهام حاجی ملکی، دبیر انجمن دوستداران یادمان‌ها و کارشناس مرمت بناها و بافت‌های تاریخی درباره‌ی آخرین وضعیت خانه‌ی «عارف قزوینی» به ایسنا می‌گوید: : در مواجهه با خانه‌ی «عارف قزوینی» با آن‌چه روبه‌رو شدیم نه یک خانه‌ی شاعر، که فقط یک ویرانه‌ی کوچک بود. آسیب‌ها و تخریب‌هایی که این خانه با دو اتاق، یک زیرزمین، یک مطبخ و سرویس بهداشتی با آن مواجه بود، به حدی است که امروز دیگر هیچ نشانی از یک خانه‌ی شاعر ملی در خود ندارد.

او وجود این نشانه‌ها را عاملی برای باورپذیری این نکته می‌داند که «عارف قزوینی» از سال‌ها پیش شاعری گمنام بوده است و ادامه می‌دهد: اداره کل میراث فرهنگی قزوین سال 1379 نقشه‌ی این خانه را با هدف ثبت در فهرست آثار ملی تهیه کرد و آن را در سال 1384 به شماره 12904در فهرست آثار ملی ایران ثبت کرد.

وی تاکید می‌کند: در زمان ثبت این خانه‌ی تاریخی، آن تقریبا همه‌ی عناصر خانه را در خود داشته است، اما متاسفانه تنها چیزی که امروز از این بنا وجود دارد، تنها یک اتاق و یک زیرزمین است، این در حالی است که چند سال پیش شهرداری دیوار اصلی این خانه را برای تعریض معبر تخریب کرد، اما خوشبختانه با ممانعت مالک از عقب‌نشینی آن جلوگیری شده است .

ضلع غربی خانه «عارف قزوینی» که تنها اتاق باقی مانده از این خانه کوچک است

این کارشناس مرمت بناها و بافت‌های تاریخی در ادامه این پرسش‌ها را مطرح می‌کند که چه عواملی باعث شده که خانه‌ی یک شخصیت ملی بدون دغدغه از تخریب آن در چنین وضعیتی باشد؟ و چگونه است که مسئولان و صاحبنظران شهری و حتی کشوری هیچ تلاشی برای حفاظت از این میراث ارزشمند به عمل نمی‌آورند؟ و چرا سیاست‌گذاری در حوزه پاسداشت از شخصیتی ملی که زمانی نه چندان دور برای ارزش‌های جامعه مبارزه کرده است، به سمتی پیش می‌رود که گویا همچنان همه ما شریکی در افزایش رنج‌های بی پایان به آن شخصیت هستیم؟

حاجی ملکی با بیان این‌که خانه‌ی «عارف قزوینی» در تملک بخش خصوصی است نه وارثان این شاعر؛ می‌گوید:: به نظر می‌رسد چون مالکان امروزی این خانه‌ی تاریخی جزو ورثه‌ی «عارف قزوینی» نیستند به اندازه‌ای که باید دغدغه‌ی نگهداری و حفاظت از میراث ملی را ندارند، به ویژه زمانی که متولی این جریان، مانند اداره کل میراث فرهنگی استان در درجه اول و دیگر دستگاه‌های متولی مانند شهرداری، نیز تا کنون کمترین دغدغه‌ و نگرانی را برای حراست از این بنا نداشته‌اند.

او بیان می‌کند: مساله اینجاست که در بسیاری از موارد از جمله موضوع حفاظت از خانه‌ی تاریخی «عارف» تلاش می‌شود تا برای ماندگار نگه داشتن یاد و نام شخصیتی ملی که در زمان خود برای مبارزه با استبداد و استعمار آوازه‌ی آن تا خارج از مرزهای سیاسی ایران گسترده شود، در حالی که در وطن خود هیچ یادگاری از او به جا نمانده است و تنها نشانه‌ی باقی مانده از آن یعنی همین خانه‌ی کوچک، نیز در حال تخریب کامل است.

ابوالقاسم عارف قزوینی یکم بهمن ماه 1312 در شهر همدان درگذشت و پیکرش در همان شهر و در کنار مقبره‌ی «ابوعلی سینا» به خاک سپرده شد.


منبع: ایسنا

UserName