• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1395/10/23
  • تاريخ :

نقش ابراهیم بن مالک اشتر در قیام مختار

سران و بزرگان ساکن در کوفه، پس از آنکه از قصد مختار مبنی بر خونخواهی از امام حسین علیه السلام آگاه شدند، هر یک کوشیدند تا در این قیام نقش ایفا کنند. ابراهیم بن مالک اشتر نخعی یکی از این افراد بود.

محمد باعزم - بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

م

ابوالنعمان اِبراهیمِ‌ بْنِ مالِکِ اَشْتَرِ نَخَعی فرزند مالک اشتر که به حمایت از مختار بن ابوعبید ثقفی به خونخواهی امام حسین(علیه السلام) علیه امویان قیام کرد از بزرگان قوم خویش بود که پس از شهادت پدرش مالک اشتر،سیادت و بزرگی قوم خویش را عهده دار شد.

از زندگی ابراهیم پیش از پیوستن به مختار آگاهی در دست نیست. جز آنکه گفته شده است در جنگ صفین در زمره یاران حضرت علی(علیه السلام) در رکاب پدرش با معاویه جنگید. پس از کشته شدن مختار، به مصعب بن زبیر پیوست و در نبرد با نیروهای عبدالملک بن مروان در سال ۷۲ قمری کشته شد.(1)

وی از جمله افرادی بود که به دفاع از مختار و حرکت وی شتافت و در حقیقت حامی و پشتیبان اصلی مختار بود. مختار برای پیشبرد اهداف قیام به پیشنهاد سران شیعه از ابراهیم بن مالک اشتر برای همراهی در قیام دعوت به عمل آورد. ابراهیم ابتدا مردد بود ولی پس از دیدن نامه محمد بن حنفیه مبنی بر حمایت مختار و شهادت عده‌ای از بزرگان شیعه بر صحت نامه با مختار بیعت کرد. وی به عنوان شخصیت دوم قیام نقش مهمی در قیام ایفا نمود.

عدم حضور در کربلا و چرایی آن

اما در مورد عدم حضور این شخصیت بسیار مهم تاریخی در واقعه بزرگ کربلا احتمالاتی داده شده است. از جمله احتمالاتی که در نپیوستن ابراهیم به حضرت امام حسین علیه السلام و حضور در واقعه عاشورا است دو عامل را عامل اساسی می دانند.

1.عدم آگاهی از خروج امام.

2.كوتاهی كردن.

سران و بزرگان ساکن در کوفه، پس از آنکه از قصد مختار مبنی بر خونخواهی از امام حسین علیه السلام آگاه شدند،هر یک کوشیدند تا در این قیام نقش ایفا کنند. ابراهیم بن مالک اشتر نخعی یکی از این افراد بود.

در خصوص علت اول بایستی گفت که با توجه به سیل نامه های متعدد و آگاهی بسیاری از افراد از قیام سالار شهیدان حضرت امام حسین، به نظر می رسد که این دلیل، روشن و مبرهن نبوده و ممکن است تنها یک توجیه باشد اما در مورد علت دوم، علامه مامقانی از رجالیان بزرگ متاخر در کتاب خویش با نام تنقیح المقال، نوشته است:

امام حسین (علیه السلام) در مدینه یا مکه فردی را مکلف به همراهی نکرد. امام حسین هنگامی که از حجاز به طرف عراق حرکت کرد، می دانست که به فیض شهادت خواهد رسید، ولی به ظاهر، به قصد جنگ و نبرد مسلحانه حرکت نکرد، تا بر همه مکلفان واجب شود که به عنوان جهاد، با او همراه شوند؛ بلکه بر اساس وظیفه خود، یعنی به دست گرفتن رهبری ظاهری و پیشوایی مردم، که حضرتش را دعوت کرده بودند، حرکت کرد. در این صورت بر دیگران واجب نیست که با او همسفر شوند. اگر کسی هم همراهی نکند، گناهی را مرتکب نشده است. گناهکار فردی است که در قیام کربلا و محاصره امام حسین در روز عاشورا حضور داشته و با آن حال از همراهی امام تخلف کرده، به یاری حضرتش نشتافته است.

اما کسانی که در حجاز بودند و از اول با امام نیامدند، از ابتدا مکلف به حرکت و همراهی با امام نبودند. عدم همراهی آنان تخلف و موجب فسق و گناه آنان نیست. وی ادامه می دهد: بنا بر این، تعدادی از صالحان و خوبان بودند که در آن هنگام، شرف شهادت برای آنان نوشته نشده بود و در حجاز ماندند. شکی نیست که احدی در عدالت آنان تردیدی نداشته است. پس نیامدن محمد حنفیه و عبدالله جعفر به علت سرپیچی یا انحراف ایشان نبوده است.(2)

پس از قیام

ابراهیم که در حمایت از مختار کوتاهی نکرد، پس از سرکوبی افراد مختلف در مسیر جهاد با اشقی الاشقیا عبیداله بن زیاد، به منطقه حمراء رسید. در ۱۰ محرم سال ۶۷ بر کرانه رود خازر نزدیک زاب و به فاصله ۵ فرسخی موصل میان دو سپاه جنگ درگرفت. بلاذری تاریخ دان متقدم می گوید: در آغاز جنگ جناح چپ ابراهیم دچار شکست شد و شاید همین امر سبب شد که در کوفه خبر قتل ابن‌اشتر شایع شود و مختار کوفه را رها سازد؛ ولی یاران ابراهیم سپاه ابن زیاد را عقب رانده و شکست سختی بر آن وارد آوردند. ابراهیم در این جنگ به دست خویش عبیدالله بن زیاد و چند تن دیگر از جمله حصین بن نمیر و شرحبیل بن ذی‌الکلاع از عاملان قتل امام‌ حسین(علیه السلام) را کشت و گفته‌اند که پیکر آنان را سوزاند.(3)

نتیجه آنکه بر اساس آنچه که تاریخ گواهی می دهد افرادی بودند که از حضور در کاروان امام حسین علیه السلام به هر دلیلی بازماندند اما بعد از آن واقعه بستری فراهم گردید تا به جبران آن بپردازند. شخصیت های بزرگی همچون ابراهیم بن مالک اشتر که از بزرگان و سادات شیعه بود، از جمله این افراد است که تلاش کرد تا جبران گذشته کند و تا پای جان از دفاع از امام خویش باز نایستد.


پی نوشت ها:
1. انساب الاشراف،ص444
2. تنقیح المقال فی علم احوال الرجال، مامقانی، ص‏112
3. تاریخ طبری، ج 2، ص۲۴۹

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName