• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1395/10/28
  • تاريخ :

پاشنه آشیل اصولگرایان در انتخابات 96

اینکه چرا اقتدار نسبی اصولگرایان در صحنه های تاثیر گذار سیاسی کشور از جمله مجلس و دولت در دو انتخابات اخیر کاهش یافته است دغدغه ی ذهنی بسیاری از افراد جامعه است و از این مهمتر آسیب شناسی این رخداد است چرا که در صورت عدم رفع به موقع آنها، ممکن است ضربه ای سهمگین و غیر قابل جبران بر پیکره ی سیاسی ایشان وارد شود.

آزاده مرنی -بخش سیاست تبیان

پاشنه آشیل اصولگرایان در انتخابات 96
دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در روز 29 اردیبهشت سال 96 برگزار خواهد شد. انتخاباتی که از هم اکنون تنور خبری آن داغ شده است. خبرهایی از جنس حاشیه ها، واقعیت ها و حتی شایعات کذب. در این میان حامیان احزاب و جریان های مختلف سیاسی روزهای نفس گیری را سپری می کنند زیرا هنوز هیچ یک از احزاب و تشکل ها ؛ به طور قطعی کاندیدهای خود را معرفی نکرده اند و این موضوع به علت تجارب گذشته و عدم ائتلافی کارآمد و به موقع برخی جریان ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

ائتلاف اصولگرایان

شاید زمانی که واژه ی "ائتلاف" به گوش می رسد بیش از همه جریان اصولگرایی را در ذهن تداعی می کند. در واقع اصولگرایان، طی انتخابات ریاست جمهوری سال 92 و همچنین انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی با عدم رعایت این اصل مهم و اساسی با ضربه هایی بر پیکره ی سیاسی و کاهش تقریبی قدرت، مواجه شدند که برای حامیان آنها بسیار سنگین بود.

مناظره های انتخاباتی بعد از انتخابات 88 ادامه پیدا کرد؛ همانطور که در انتخابات ریاست جمهوری 92 نیز مشاهده شد، تنها روند آن تغییراتی یافت که شاید در حصول نتیجه ای مطلوب و شایسته تاثیر خاصی داشته باشد.

دور از ذهن نیست اگر هِژمونی سیاسی اصولگرایان را در یک دهه ی گذشته خلاصه کنیم. دوره ای که شامل حضور حداکثری آنها در مجلس شورای اسلامی دوره های هفتم، هشتم، نهم و همچنین (اگر محمود احمدی نژاد را در دایره اصول گرایی تعریف کنیم، چه اینکه در اواخر دولت او شکافهای عمیقی بین وی و بدنه ی غالب اصولگرایان پدید آمد) دو دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد می شد.

باید پذیرفت که جریان اصولگرایی از چند سال پیش دچار شکاف هایی درون گروهی، هر چند کوچک شده است؛ شکاف هایی که فرصت اتحاد به موقع و کارآمد را از آنها گرفته است و این موضوع دلایل متعددی دارد که ما سه علت اصلی آن را متذکر می شویم. 

الف: فقدان شخصیت کاریزما

سال هاست که جای خالی یک لیدر مقتدر با برنامه ای کارآمد و مشخص، این جریان و حامیان آنها را دچار مشکلات متعددی کرده است. اگر اصولگرایان با انتخابی شایسته و بجا فقدان شخصیتی کاریزما را جبران نمایند بی تردید بر بسیاری از مشکلات، خط بطلان خواهند کشید و تمام اعضا زیر پرچم این رهبر گِرد هم می آیند و مسیر مشخص و روشنی را با هدفی واحد طی خواهند نمود. این در حالی است که اکنون این موضوع یکی از ضعف های اصلی اصولگرایان به حساب آمده و هنوز هم برای آن راه حلی پیدا نشده است. این نکته بدان معنی نیست که شخصیت های تاثیر گذار و مهمی در طیف اصولگرا وجود ندارد ؛ بلکه منظور اینست که شخصیت واحدی نیست؛ به ویژه پس از در گذشت آیت الله مهدوی کنی مسئله بغرنج تر شد.

ب : عدم اتحاد و یکپارچگی

فقدان اتحادی مستمر یکی دیگر از ضعف های این جریان سیاسی است. اصولگرایان در سال های اخیر با برخی اختلافات داخلی و تشتت آرا همراه بوده اند که هرچند عده ای آن را انکار می کنند اما این مهم از نحوه ی عملکرد چندگانه ی آنان کاملا آشکار است. البته شاید بتوان گفت این مسئله در قیاس با اصلاح طلبان رنگ و بوی کمتری داشته باشد و تشتت در طیف رقیب اصولگرایان بیشتر است.

اگر مرزهای میان گروهی اصولگرایان برداشته شود راه نفوذ دشمن کم رنگ شده و زمینه ی پیروزی ایجاد می شود و در غیر این صورت باید بتدریج شاهد سقوط جریان اصولگرایی باشیم.

ج: دور شدن از خواسته های مردمی

دو مورد ذکر شده نباید ما را از نقش مردم و تاثیر عدم تحقق خواسته های آنها بر میزان قدرت سیاسی این جریان دور نماید. برخی تحلیلگران سیاسی بر این باورند که طی سال های اخیر، فاصله گرفتن اصولگرایان از صحنه ی اصلی سیاست بیش از همه بخاطر عدم رضایت مردم از خط مشی و تغییرات سیاسی آنها است که البته اگر این موضوع را به طور صد در صد نپذیریم ؛ نمی توانیم آن را نادیده بگیریم. باز ذکر این مهم ضروری است که قشر خاکستری نیز که در تمامی ادوار دولت های گذشته نقشی تعیین کننده داشته اند ـ چه در روی کار آمدن دولت اصلاحات و چه در به قدرت رسیدن اصولگرایان ـ  نقشی تعیین کننده دارند.

نمى پسندد انسان که ببیند یک نامزدى، چه در نطق هاى تبلیغاتى، چه در سخنرانى، چه در تلویزیون، چه در غیر تلویزیون، براى اثبات خود متوسل بشود به نفى آن دیگرى، آن هم با یک استدلال هاى گوناگون؛ به نظر من این درست نیست.

اصولگرایان می توانند با بازنگری در عملکرد و سیاست های یک دهه ی گذشته ی خود و واکاوی سازی تغییرات اِعمال شده؛ نقاط ضعف و قوت خود را مشخص ساخته و تمام توان خویش را برای رفع و یا به حداقل رساندن ضعف هایشان به کار گیرند؛ زیرا خواسته های مردم و رسیدگی به مشکلات آنها باید یکی از اولویت های اصلی جریان ها و گروه های سیاسی کشور باشد. در واقع این مردم هستند که باعث به قدرت رسیدن و یا کاهش قدرت گروه و حزبی خاص می شوند. پس رسیدگی به این مهم در پیروزی احزاب و تشکل ها نقش بسزایی خواهد داشت.

یک توصیه ی کاربردی

شاید یکی از عوامل پیروزی در انتخابات؛ حضور جدی و شفاف در مناظره های انتخاباتی باشد. بی تردید اگر اصولگرایان به موازات رفع نقاط ضعف خود؛ با برنامه ای واضح و روشن و همچنین دوری از فرافکنی در مناظره های انتخاباتی شرکت کنند احتمال پیروزی آنها افزایش چشم گیری خواهد یافت.

فیلم توصیه های انتخاباتی رهبر معظم انقلاب

در این جا بازنگری آنچه که در مناظره های انتخاباتی سال 88 و 92 گذشت ضروریست. در آن دو دوره به ویژه سال 88، مناظره ها با وعده های پوپولیستی و راه اندازی موج گسترده ای از شانتاژ سیاسی همراه شد؛ تا جایی که باعث آن گشت که مقام معظم رهبری به کاندیداها تذکراتی دهند : "نامزدهاى محترم مراقب باشند. نمى پسندد انسان که ببیند یک نامزدى، چه در نطق هاى تبلیغاتى، چه در سخنرانى، چه در تلویزیون، چه در غیر تلویزیون، براى اثبات خود متوسل بشود به نفى آن دیگرى، آن هم با یک استدلال هاى گوناگون؛ به نظر من این درست نیست. نامزدها همه براى یک هدف دارند کار می کنند. هر کسى به نظر خودش یک احساس مسئولیتى، تکلیفى دارد، مى آید میدان. من با مناظره و معارضه و گفتگو و انتقاد مخالفتى ندارم؛ اما سعى کنید این در چهارچوب هاى درست شرعى و دینى انجام بگیرد. مردم، مردم بیدارى هستند، می فهمند، می دانند. مراقبت کنید که در این سخنرانى ها، در این اظهارات، جورى نباشد که منتهى بشود به ایجاد دشمنى و ایجاد نقار؛ با برادرى و با مهربانى پیش بروند. البته اختلاف نظر، اختلاف رأى، اختلاف سلیقه، در مسائل گوناگون، در مسائل شخصى، در مسائل عمومى، یک امر طبیعى است؛ اشکالى هم ندارد. نگذارید این به اغتشاش منتهى بشود." (1)

پس دوری از آنچه که در مناظره های انتخاباتی دو دوره ی گذشته ریاست جمهوری رخ داد؛ اصل مهمی است که رعایت آن و توجه به توصیه های مقام معظم رهبری، می تواند نتیجه ای شایسته را حاصل کند.

یک توصیه به همه:

فارغ از آنچه گفته شد باید خاطر نشان کرد که موضوع انتخابات در هر کشور، رخدادی حساس و سرنوشت ساز به حساب می آید اما رسیدن به قدرت تنها موضوعی نیست که باید به آن توجه داشت. اگرچه در این نوشته آسیب شناسی و در عین حال توصیه هایی برای بهبود وضعیت جریان اصولگرا گفته شد اما پیش از هرچیز رعایت اخلاق سیاسی در میدان رقابت، توجه به خواسته های مردم، حفظ اتحاد و یکپارچگی در زیر پرچم نظام مقدس اسلامی و همچنین دوری از وعده های واهی بسیار مهم است. در واقع نباید برای رسیدن به هدف، دست به هر روشی زد زیرا این مرام و خط مشی غربی هاست که "هدف وسیله را توجیه می کند" (نیکولو ماکیاولی - فیلسوف سیاسی ایتالیایی) ، نه کشور ما که بر پایه ی دین مبین اسلام استوار است. امید آن می رود تا احزاب و تشکل ها باتوجه به تجارب گذشته و اوضاع کنونی کشور به رفع ضعف های خود پرداخته و حضوری وحدت آفرین را رقم زنند.

پی نوشت :

1- سخنرانی مقام معظم رهبری در سالروز ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ، ۱۳۸۸/۰۳/۱۴


 

UserName