• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 177
  • دوشنبه 1395/10/6
  • تاريخ :

رمان هایی خواندنی برای نوجوانان

«دنیای هیربل» و «سفر پرخطر» با ترجمه گیتا رسولی و آتوسا گلکار خواندنی شدند.

فرآوری: ملیسا معمار - بخش ادبیات تبیان
رمان هایی خواندنی برای نوجوانان

 در روزگاری که خبری از اینترنت و مودم و شبکه های مجازی نبود، کتاب خواندن خصوصا رمان های جذاب و خواندنی آن هم در شب های سرد زمستان یکی از خاطره انگیزترین و دلچسب ترین تفریحات به شمار می آمد.
ورق زدن کتاب و دنبال کردن ماجراهایی که برای شخصیت های داستان اتفاق می افتاد، باعث می شد سرمای زمستان به کلی از یاد برود.
برای آنکه کمی از دنیای مجازی و موبایل و تبلت فاصله بگیرید و تجربه شیرین بزرگ ترها را بچشید، دو رمان جذاب را برای خواندن در اوقات فراغت پیشنهاد می کنیم.رمان هایی که  توسط مترجمین توانای کشور به زبان شیرین فارسی برگردانده شده اند.

«دنیای هیربل» نوشته پتر هرتلینگ و ترجمه گیتا رسولی

پتر هرتلینگ در رمان «دنیای هیربل» ماجرای کودک بیماری به نام «هیربل» را بیان می کند که هیچ کس او را تحمل نمی کند. پدری به خود ندیده و مادرش او را ترک کرده است. پدرخوانده و مادرخوانده اش هم وقتی بیماری او شدت می گیرد. او را به آسایشگاه می سپارند. البته هیربل به رغم ناتوانی ذهنی اش قابلیت های خارق العاده ای دارد. با این حال، بچه های هم سن و سالش نیز او را از خود نمی دانند. فقط خانم مایر، یکی از پرستاران آسایشگاه، است که تا حدودی دنیای هیربل را درک می کند.

این رمان به تازگی توسط گیتا رسولی ترجمه شده و انتشارات محراب قلم آن را منتشر کرده است. مارای ابلادن، درباره این کتاب می گوید: «برخورداری از گرما، سرپناه، محبت، برای هیربل تنها در جایی دیگر و سرزمینی بسیار دور امکان پذیر است. فکر می کنم دنیای هیربل از آن رو کتاب مورد علاقه  من است که ما را دعوت به خلق دنیایی می کند که در آن، بچه هایی مانند هیربل هم بتوانند با احساس امنیت و با آسودگی خیال زندگی کنند.»

رمان هایی خواندنی برای نوجوانان

در بخشی از این کتاب می خوانیم: «خانه ای در حومه ی شهر بود که بچه هایی که در خیابان ها پرسه می زدند، بچه هایی که والدینشان با آن ها مشکل داشتند و یا مادرهایشان طردشان کرده بودند، آن هایی که پیش پدرخوانده و مادرخوانده بودند که به با آن ها «خوب رفتار نمی شد»، به آن جا منتقل می شدند. آن جا یک آسایشگاه موقت بود. از آن جا بچه ها به مراکز دیگر فرستاده می شدند.
هیچ کس هیربل را نمی خواست، چون او مشتری ثابت این آسایشگاه در حومه ی شهر بود. او نُه سال داشت، ولی قدش به اندازه ی یک بچه ی شش ساله بود. او یک کله ی گنده با موهای بور کم پشت داشت که هیچ وقت آن ها را شانه نمی زد و یک بدن لاغر استخوانی. با وجود این، خیلی قوی بود. موقع دعوا و کتک کاری همیشه برنده می شد. هیربل بیماری داشت که هیچکس از آن سر در نمی آورد. موقع تولد دکتر او را با فورسپس از شکم مادرش بیرون آورده و این دستگاه به او آسیب رسانده بود. او از آن به بعد، همیشه سردرد داشت و بزرگ ترها می گفتند که عقلش سرجایش نیست. مادرش نمی خواست او را نگه دارد. پدرش هرگز او را ندیده بود. تازه او پیش پدرخوانده و مادرخوانده بود که به گفته خودش او را خیلی دوست داشتند...»

رمان «دنیای هیربل» نوشته پتر هرتلینگ را با ترجمه گیتا رسولی از سوی انتشارات محراب قلم برای نوجوان منتشر شده است.

در بخش پایانی کتاب «دنیای هیربل» برای افزایش میزان درک  فهم کودکان و نوجوانان از رمان، تعدادی از سوالاتی که برخی از نوجوانان هنگام مطالعه کتاب برایشان مطرح شده است و از پتر هرتلینگ، نویسنده اثر، پرسیده اند، به همراه پاسخ نویسنده آورده شده است.

پتر هرتلینگ، در سال 1933 در شهر شمنیتز متولد شده است و اکنون در والدورف زندگی می کند. از این نویسنده   مستقل آثاری از جمله شعر، رمان و مقاله منتشر شده که جوایز بسیاری گرفته است از آن جمله می توان به جایزه  سال کتاب آلمان و نیز جایزه  ویژه کتاب سال ادبیات جوانان اشاره کرد که به مجموعه آثارش برای کودکان تعلق گرفته است.

کتاب های کودک پتر هرتلینگ به زبان های بسیاری ترجمه شده است و از مدت ها پیش از آثار کلاسیک ادبیات کودک به شمار می آید. کتاب های وی که تاکنون از طریق انتشارات بلتس و گلبرگ به چاپ رسیده، عبارتند از: او هیربل بود، مادر بزرگ، تئو فرار می کند، بن عاشق آناست، ماجراهای زفی، عموجان، یاکوب پشت در آبی، عصا، داستان هایی برای کودکان، فرنسه، با کلارا شش نفریم، لنا روی شیروانی، یته، خاله تپلی قشقرق راه می اندازد و بالاخره، سفر برخلاف باد.

رمان «دنیای هیربل» در قالب 68 صفحه با شمارگان دو هزار و 200 نسخه و قیمت 50 هزار ریال از سوی انتشارات محراب قلم منتشر شده است.

«سفر پرخطر» در انجمن سری بندیکت

دومین جلد از مجموعه «انجمن سرّی بندیکت» با عنوان «سفر پرخطر» نوشته ترنتون لی استوارت و ترجمه آتوسا گلکار در قالب 26 فصل به هم پیوسته ماجرای اعضای انجمن سری بندیکت را برای نوجوانان بیان می کند. در این کتاب، اعضای «انجمن سری بندیکت» قرار است دوباره همدیگر را در خانه  آقای بندیکت مقالات کنند، آن ها بی اینکه انتظارش را داشته باشند، دوباره راهی یک ماموریت جدید می شوند. این بار در حالی که قرار است با یک کشتی تفریحی، رینی و دوستانش راهی تعطیلات در پرتغال بشوند، ماموریتی ویژه برایشان مهیا می شود، اعضای انجمن باید آقای بندیکت را از چنگال دشمن شماره  یک نجات بدهند، این بار، ماجراجویی های اعضای انجمن سری در یک قدمی مرگ می گذرد، آقای بندیکت در چنگال کرتین و نیروهای شیطانی اش اسیر است، رینی و دوستانش با نقشه های اعجاب انگیز باید دوست عزیزشان را نجات بدهند...»

عناوین برخی از فصل های این کتاب عبارت است از: « نامه های آبلیمویی و ناامیدی ها، هشداری که خوانده نشد، آن سوی شیشه یا نگریستن به آینه، تشکیل مجدد جلسه، سفر آغاز می شود، کمی حقیقت و کمی فریب، غوک ها، دزدان دریایی و مشکلات فنی، مفهوم آب و هوا، تعیین مسیر فداکاری های بزرگ، عجوزه پیر، هدیه مشکوک و سرگردانی در قلعه، مبادله نامناسب و تغییر قیافه استادانه، وعده نجات، اسناد مربوط به گیاه داسک وورت، تلفن و پول و نامه سرنوشت ساز، سرانجام بچه ها دستگیر می شوندزندانی اتاقک قایق ها، به دنبال باد، گرگ و میش قبل از غروب، کشیک روی سیلو، رویاهای شیرین و دلداری های دروغین، جعبه پاندورا، گریز در پناهگاه، غار بالای کوه، دوستان قدیمی و دشمنان جدید، آنچه در تاریکی می درخشد و پوزش و توضیح و دلایل موجه»

رمان هایی خواندنی برای نوجوانان

در بخشی از این کتاب می خوانیم: « اگر کسی این منظره را می دید، حتما فکر می کرد که رینی گم شده است. البته می شد تا حدی حق را به آن فرد داد. دست کم رینی از این فکر لذت می برد، چون موقعیت کنونی اش از همه نظر در نیمه قرار داشت. می دانست که نیمی از مسیرش را پیموده است. نیمی از روز را با اتومبیل از حومة استون تاون تا اینجا آمده بود و هشتاد کیلومتر از نزدیک ترین شهرک فاصله گرفته و طبق گفته مردی که به او نشانی داده بود، هشتاد کیلومتر تا مقصدش فاصله داشت. مهم ترین مسئله این بود که نیمی از سال، دوستان صمیمی خود را ندیده بود.

کتاب «سفر پرخطر» به عنوان دومین جلد از مجموعه «انجمن سرّی بندیکت» نوشته ترنتون لی استوارت با ترجمه آتوسا گلکار روانه کتابفروشی ها شده است.

رینی چشم هایش را جمع کرد تا نور خورشید آنها را آزار ندهد. درست همان طور که آن مرد گفته بود، راه خاکی از تپه ای با شیب تند بالا می رفت. او می بایست پشت تپه به دنبال مزرعة مورد نظر بگردد. در آن مزرعه کیت وترال را پیدا می کرد.

رینی تندتر راه رفت. کفش هایش خاک هوا می کرد. امروز کیت را می دید! و استیکی واشینگتن را که قرار بود تا عصر به مزرعه بیاید. فردا هم با اتومبیل به استون تاون می رفتند تا کنستانس کانتریر را ببینند، خوب،  اینکه بد نبود. حتی اگر کنستانس با شعرهایش به او بد و بیراه می گفت، باز هم از دیدنش خوشحال می شد. شاید او در سرسختی و گستاخی یک نابغه بود، ولی کنستانس از معدود افرادی بود که رینی او را به عنوان دوستی حقیقی قبول داشت. کنستانس و استیکی و کیت مثل خانواده اش بودند. اگرچه فقط یک سال بود که آنها را می شناخت، اما دوستی شان عمیق بود و البته در شرایط خاصی شکل گرفته بود...»

در سومین جلد از مجموعه «انجمن سرّی بندیکت» هم به «مخمصه زندانی ها» پرداخته می شود.

کتاب «سفر پرخطر» در قالب 462 صفحه با شمارگان هزار و 100 نسخه و قیمت 250 هزار ریال از سوی بخش کودک و نوجوان انتشارات دنیای اقتصاد (کتاب های دارکوب) منتشر شده است.



«نحسی ستاره های بخت ما» منتشر شد

«نحسی ستاره های بخت ما» منتشر شد

«نحسی ستاره های بخت ما» منتشر شد
«زنی با موهای قرمز» در کتابفروشی ها

«زنی با موهای قرمز» در کتابفروشی ها

«زنی با موهای قرمز» در کتابفروشی ها
رمان های منتخب خارجی از نگاه کتابفروشان

رمان های منتخب خارجی از نگاه...

رمان های منتخب خارجی از نگاه کتابفروشان
«خداحافظ تسوگومی» به بازار ایران رسید

«خداحافظ تسوگومی» به بازار ایران رسید

«خداحافظ تسوگومی» به بازار ایران رسید
UserName