• تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1395/08/30 ساعت 12:30
  • تاريخ :

اربعین شد، دوباره جا ماندیم

شرحی بر غصه جامانده های اربعین از زبان احمدبابایی

بخش ادبیات تبیان

 

اربعين شد، دوباره جا مانديم

 

 احمد بابایی از شاعران کشورمان شعری درباره غصه جامانده های از اربعین کربلا سروده است که در ادامه منتشر می شود:

آه... ای لاله زارِ شش گوشه!

داغ خون خداست در دل ما

چون رقیه... شبیه ام بنین...

حسرت کربلاست در دل ما

.

اربعین شد، دوباره جا ماندیم

کار نوکر به اشک و آه افتاد

سمت کرب و بلا، به اذن بتول

دل ما هم پیاده راه افتاد

.

سرِ خود گرم می کنم چندیست

گاه باروضه... گاه باحافظ!

هر که را دیدم از رفیقان، گفت:

کربلا می روم... خداحافظ

.

لایق این سفر نبودم من...

باشد آقا...! فدای اکبر تو!

باشد آقا...! گلایه لازم نیست

ای فدای تو جان نوکر تو...

.

خودتان گفته اید: کرب و بلاست

هر کجا روضه ای شود برپا

از همین راه دور می گوییم:

السلام علیک یا مولا

.

اربعین شد، دوباره جا ماندیم

از ره دور... السلام علیک!

السلام علیک یا مذبوح

شاه منحور... السلام علیک!

.

تن بی پیرهن... سلامٌ علیک

سر ارباب من... سلامٌ علیک

کشته بی کفن... سلامٌ علیک

پاره پاره بدن... سلامٌ علیک

.

.

آه... ای ماه غیرتی! پاشو!

جان آواره بر لب آمده است

از سفر، دلشکسته، برگشته...

پاشو عباس! زینب آمده ست...


منبع: فارس

 

UserName