• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4454
  • يکشنبه 6/12/1385
  • تاريخ :

رهنمودهاى تربیتى امام كاظم علیه السلام


·گام نخست در تربیت

·صالح بودن

·كفو بودن

·عاطفه همسر

·عفاف و پاكدامنى همسر

·اولین نیكى به فرزند

·عقیقه و ولیمه فرزند

·احترام به فرزند

·فرزندان و محبت

آنچه در امر تربیت مهم و اساسى است ارائه شیوه‏هاى اطمینان بخش تربیتى است كه‏ ضمن در‌برداشتن همه ابعاد زندگى انسان او را به سعادت حقیقى كه همان مقام قرب‏الهى است نائل گرداند و بى‏شك چنین شیوه‏هاى تربیتى جز از سیره قولى و عملى ‏اسوه‏هاى راستین دین یعنى معصومین علیهم‌السلام میسر نیست. بدین جهت ضرورى‏ مى‏نماید كه زندگانى معصومین علیهم السلام را بطور كامل و دقیق از منظر تربیت نگریست و از خلال سیره رفتارى و گفتارى آنها تربیت صحیح را عرضه نمود. در این مقاله تلاش بر آن است كه گوشه‏هایى از سیره امام كاظم علیه السلام در تربیت فرزندان ‏را هر چند ناقص به تصویر بكشانیم.


گام نخست در تربیت

از ویژگی‌هاى انحصارى اسلام نگاه عمیق و ریشه‏اى به امر تربیت ‏است، از دیدگاه اسلام زمینه‏هاى تربیت را نه از لحظه تولد كه از مدتها قبل باید فراهم نمود، از بزرگترین اهداف ازدواج تربیت فرزندان صالح و شایسته است، ازدواج تنها یافتن شریك در زندگى مشترك و پیوند ساده میان زن و مرد نیست‏ بلكه‏ مرد باید مادرى شایسته و زن پدرى لایق براى فرزندان آینده خود برگزیند امام‏كاظم علیه السلام فرموده است: "... و اختاروا لنطفكم ..."؛ براى نطفه‏هاى خود انتخاب كنید[مادران شایسته‏اى براى فرزندان آینده‏تان برگزینید] و نیز آن حضرت ویژگی‌هایى ‏را براى انتخاب همسر فرمود كه رعایت آنها شرط موفقیت در زندگى آینده است، برخى ‏از این معیارها عبارتند از:


صالح بودن

آن حضرت از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل مى‏كند كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند فایده‏اى بهتر از همسر صالحه به انسان نداده تا وقتى او را مى‏بیند خوشحال گردد و هر گاه شوهر خارج از منزل است ‏خود و مال شوهر را حفظ نماید.

همچنین آن حضرت دعایى را به اصحاب تعلیم دادند كه از خداوند طلب همسر صالح و مهربان كنند «اللهم ارزقنى زوجه صالحه ودودا ...» و سفارش كردند كه این دعا را بعد از نماز و قرائت‏ سوره فاتحه و یس بخوانند.


كفو بودن

هم‌شأن بودن والدین، در تربیت اولاد نقش بسزایى دارد، چنانچه والدین از نظر سطح سواد و فرهنگ و مسائل ‏اخلاقى و اعتقادى به هم نزدیك نباشند دچار تضاد و ناهماهنگى در تربیت ‏خواهند شد و تربیت مطلوب حاصل نخواهد گشت. امام كاظم علیه السلام در حدیثى مى‏فرماید: "و انكحوا الاكفاء ..." با همسرانى كه همسطح و كفو شما باشند ازدواج كنید ...


عاطفه همسر

فرزند بیش از هر چیز به ویژه در دوران كودكى نیاز به محبت دارد، با محبت‏ بودن‏ همسر از دو جهت اهمیت دارد از طرفى كانون خانواده را صفاى بیشتر مى‏بخشد و باعث‏ نیرو و توان بیشتر مدیر خانواده یعنى شوهر مى‏گردد و از طرف دیگر فرزندان تشنه ‏محبت، خود را از چشمه زلال محبت ‏سیراب و روان آنها را طراوت مى‏بخشد. امام‏ كاظم علیه السلام در دعایى كه به اصحاب تعلیم دادند طلب همسر ودود و با عاطفه زیاد را از خداوند، سفارش نمودند.


عفاف و پاكدامنى همسر

عفاف و پاكدامنى از معیارهاى ‏ضرورى انتخاب همسر است؛ زیرا فرزندان طیب و پاكیزه از دامان مادران پاكدامن و با‌ عفت پرورش خواهند یافت.

امام كاظم علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل مى‏كند كه فرمود: با زنان فلان طایفه ازدواج ‏كنید زیرا آنها با‌ عفت هستند و زنان آنان نیز با ‌عفتند و با زنان فلان طایفه ‏ازدواج نكنید زیرا آنان با‌ عفت نیستند و زنانشان نیز با عفت نخواهند بود و نیز على بن جعفر مى‏گوید از برادرم سؤال كردم آیا استفاده از شیر زنى كه از راه ‏زنا بچه زاییده صلاح هست؟

فرمود: استفاده از شیر او و شیر دختر او كه از زنا متولد شده صلاح نیست.

امام هفتم علیه السلام بیش از آن كه دیگران را به انتخاب همسر شایسته توصیه كند خود بدین ‏امر اساسى اهمیت مى‏داد و براى فرزندان خود مادران صالح و شایسته انتخاب نمود، نكته قابل توجه این كه هر كدام از همسران ایشان كه از نظر تقوى و فضیلت ‏برجسته‏تر بودند فرزندان بلند مرتبه‏ترى داشتند براى نمونه به منزلت دو نفر از همسران آن حضرت اشاره مى‏كنیم:


۱- مادر امام رضا علیه السلام

از عون بن محمد كندى روایت ‏شده كه من مردى را آگاهتر از على بن میثم به كارهاى ائمه علیهم‌السلام و ازدواجشان ندیدم او مى‏گفت كه حمیده‏ مصفاه مادر حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر علیهماالسلام كه از اشراف و بزرگان عجم بود كنیزى‏ خرید و اسم آن تكتم بود و او در عقل و دین و احترام به حمیده بهترین زن بود به طوری كه به احترام حمیده هیچگاه در مقابل او نمى‏نشست، حمیده به فرزندش گفت:

پسرم من كنیزى بهتر از تكتم سراغ ندارم و شكى ندارم اگر فرزندى داشته باشد خداوند او را پاكیزه مى‏گرداند و من این كنیز را به تو بخشیدم، درباره او سفارش‏ به نیكى كن، آنگاه كه حضرت رضا علیه‌السلام از آن بانو متولد شد او را طاهره نامید، نوزادش سالم بود و از او شیر زیادى مى‏خورد، آن بانو درخواست كرد دایه‏اى بگیرند كه در شیر دادن به او كمك كند. از او پرسیدند مگر شیر تو كم شده؟ گفت ‏شیرم كم‏ نشده اما من اوراد، اذكار و عبادت‌هایى داشتم و از هنگامى كه فرزندم به دنیا آمد، كمتر به آنها مى‏رسم.


2-ام احمد (مادر شاهچراغ)

ام احمد تنها زنى است‏ كه امام كاظم علیه السلام در وصیتنامه خود از او یاد مى‏كند، مرحوم مجلسى درباره او مى‏نویسد:

"مادر احمد از زنان مورد احترام بود و امام كاظم علیه السلام علاقه شدیدى به او داشت، هنگامى كه حضرت مى‏خواست از مدینه به سوى بغداد حركت كند، ودیعه‏هاى امامت را نزد او سپرد و فرمود: هرگاه كسى پیش تو آمد، در هر وقتى از اوقات كه باشد و این امانت را از تو طلب كرد، بدان كه من به شهادت رسیدم و او جانشین بعد از من ‏و امامى است كه اطاعت او بر شما و دیگران واجب است.


اولین نیكى به فرزند

انتخاب نام نیكو از حقوق فرزند بر والدین و نشانه احترام و اهمیت آنها به ‏آینده فرزند مى‏باشد. نام علامتى است كه فرزند آن را تا پایان عمر به همراه دارد اگر نیكو باشد مایه سرور و شادى فرزند و اگر ناپسند و زشت ‏باشد باعث اندوه و حسرت او مى‏گردد. موسى بن بكر از امام كاظم علیه السلام نقل مى‏كند كه فرمود: اولین كار نیك پدر براى فرزند این است كه نام نیكو برایش انتخاب نماید. در حدیث دیگرى‏ آن حضرت برخى از اسامى نیكو را ذكر مى‏نماید. سلیمان جعفرى مى‏گوید از حضرت ‏كاظم علیه‌السلام شنیدم كه فرمود: خانه‏اى كه یكى از اسم‌هاى محمد، احمد، على، حسن، حسین، جعفر، طالب و فاطمه در آن باشد فقر در آن داخل نمى‏شود. اهمیت نام نیكو بدان ‏حد است كه گاهى حضرت از نام‌هاى ناپسند نهى مى‏فرمود و حتى در كودكى نسبت‏ به آن‏ حساس بود، یعقوب سراج نقل مى‏كند كه بر حضرت ابى‏عبدالله (امام صادق) علیه السلام وارد شدم در حالی كه بر بالین فرزندش امام كاظم علیه‌السلام ایستاده بود و موسى علیه السلام در گاهواره جاى داشت و حضرت با او نجوى مى‏كرد و آهسته سخنانى مى‏گفت آنقدر تامل ‏كردم تا سخنانش با فرزند تمام شد، آنگاه فرمود: نزدیك بیا و سلام كن، رفتم و سلام كردم، آن طفل با بیانى فصیح و روشن جواب سلام مرا داده و فرمود: برو و نام‏ دخترت را كه دیروز "حمیراء" نام نهاده‏اى تغییر بده، به درستى این نامى است كه‏ خداوند را به غضب مى‏آورد، آنگاه حضرت صادق علیه السلام به من فرمود:

زود برو و آنچه موسى علیه السلام گفت عمل كن تا كامیاب شوى، سپس من نام دخترم را از حمیراء تغییر دادم.

سیره عملى امام كاظم علیه السلام گواه صادقى بر اهمیت نام نیكو براى فرزندان است، آن حضرت با كثرت فرزندان براى آنها نام نیكو برگزید و حتى‏ در مواردى اسامى مشترك انتخاب نموده و با پسوند اكبر، كبرى، وسطى و صغرى آنها را از هم جدا مى‏كرد. مرحوم مجلسى در بحار الانوار تعداد فرزندان آن حضرت را ۳۷ نفر ذكر مى‏كند و از اسامى آنان چنین یاد مى‏كند:

الف) پسران: على رضا علیه السلام، ابراهیم، عباس، قاسم، جعفر، اسماعیل، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسین، فضل و سلیمان.

ب) دختران: فاطمه كبرى، فاطمه صغرى، رقیه، حكیمه، ام ابیها، رقیه صغرى، كلثوم، ام جعفر، لبانه، زینب، خدیجه، علّیه، آمنه، حسنه، بریهه، عائشه، ام‏سلمه، میمونه و ام كلثوم.

همچنین از عمدة الطالب، ابراهیم اكبر و ابراهیم ‏اصغر را نقل مى‏كند. علاوه بر مرحوم مجلسى برخى، نام‌هاى مشترك دیگرى را چون ‏زینب، زینب الكبرى، خدیجه، خدیجه الكبرى، ام كلثوم الكبرى، ام كلثوم الوسطى و ام كلثوم الصغرى را براى فرزندان امام كاظم علیه السلام ذكر كرده‏اند.


عقیقه و ولیمه فرزند

عقیقه و ولیمه علاوه بر آثار اجتماعى چون اطعام فقراء و مؤمنین، براى‏كودك نیز مؤثر خواهد بود؛ زیرا از طرفى نشانه احترام والدین به كودك است و از طرف دیگر به منزله تامین و حفظ سلامتى فرزند است. از امام صادق علیه السلام نقل شده كه‏ فرمود: كل مولد مرتهن بالعقیقه؛ هر نوزادى در گروه عقیقه است. اهمیت عقیقه ‏تا بدانجاست كه امام كاظم علیه السلام فرمود: هنگام تولد فرزند عقیقه براى او واجب ‏است، تعبیر به وجوب هر چند از نظر فقهى واجب شرعى نیست و عقیقه یك عمل ‏مستحبى است، اما نشانه اهمیت آن مى‏باشد. در مورد ولیمه، على بن حكم از بعضى‏ اصحاب نقل مى‏كند كه امام كاظم علیه السلام براى بعضى فرزندانش ولیمه داد و اهل مدینه را تا سه روز از اقسام فالوده‏ها (غذاى معمول آن زمان) در دیگ‌هاى بزرگ در مساجد و برزن‌ها طعام دادند، بعضى از اهل مدینه به خاطر این كار بر حضرت عیب گرفتند،خبر به گوش حضرت رسید، فرمود: خداوند هیچ چیزى را به پیامبرى نداده الا این كه مانند آن را به پیامبر [خاتم] عطا كرده و بلكه به او چیزهایى داده كه به‏ دیگران نداده است، به سلیمان فرمود «هذا عطائنا فامنن او امسك بغیر حساب‏.» محمد صلی الله علیه و آله فرمود: «ما اتیكم الرسول فخذوه و ما نهیكم عنه فانتهوا»؛ هر آنچه ‏پیامبر به شما آموخت فرا گیرید و عمل كنید و از آنچه شما را منع كرده پرهیز نمایید.


احترام به فرزند

افراد نسبت‏ به رعایت ادب و احترام دیگران متفاوتند، برخى به نحو شایسته‏اى نسبت‏ به دیگران رعایت ادب و احترام مى‏نمایند و در اصل احترام و ادب فرقى میان بزرگترها و كوچكترهاى اعضاى خانواده خود و دیگران قایل‏ نیستند، برخى دیگر در خارج از كانون خانواده خویش و نسبت‏ به دیگران بسیار مودب مى‏نمایند و چه بسا به رعایت ادب و احترام شهرت یافته‏اند اما در كانون خانواده‏ خویش چنان احترامى را لازم نمى‏دانند و رفتار و گفتارى مودبانه و محترمانه ‏آنچنان كه مى‏بایست در مقابل فرزندان خود ندارند، عده‏اى دیگر هستند كه فقط بزرگترها را شایسته رعایت ادب و احترام مى‏دانند و به كودكان وقعى نمى‏نهند و با پندار خود آنان را بچه مى‏انگارند غافل از آن كه گرچه ما آنان را كودك مى‏پنداریم ‏اما آنان خود را كوچك و كودك نمى‏پندارند بلكه در حد فهم خود تصور بزرگى از خویشتن دارند، باید دانست كه رعایت ادب و احترام صرفا نه در خارج منزل شایسته ‏است و نه هم فقط نسبت ‏به بزرگترها بایسته، بلكه همچنان ‌كه احترام به بزرگترها لازم است و شایسته، نسبت ‏به كوچكترها نیز ضرورى است و بایسته زیرا كودك ادب و احترام را در آموزشگاه خانواده فرا گرفته و آن را در صحنه اجتماع به نمایش ‏مى‏گذارد. از سلیمان بن حفص مروزى نقل شده كه گفت:

موسى بن جعفر فرزند خود على را «رضا» نامید و هر زمان كه نام او را بدون ‏خطاب به او بر زبان جارى مى‏كرد، مى‏فرمود: بگویید فرزند من رضا نزد من بیاید؛ و به فرزند خود «رضا» چنین گفتم؛ و فرزند من رضا چنان گفت، و هرگاه آن جناب را مخاطب قرار مى‏داد، مى‏فرمود: یا ابالحسن. امام نه تنها در زمان حیات ‏فرزندان، آنها را احترام مى‏نمود كه بعد از مرگ آنها نیز براى آنها احترام قائل‏ مى‏شد و این رفتار براى فرزندانى كه در قید حیات بودند بسیار جالب و با اهمیت ‏بود. یونس بن یعقوب نقل مى‏كند هنگامى كه امام موسى علیه السلام از بغداد به مدینه‏ برگشت، فرزند او در «فید» وفات یافت. حضرت او را در همانجا دفن نمود و به بعضى از دوستانش سفارش كرد كه قبر او را با گچ بسازند و نام او را بر لوحى نوشته، بر قبرش بگذارند.


فرزندان و محبت

فرزندان گل‌هاى بوستان زندگی‌اند و كام تشنه آنها جز با محبت والدین سیراب ‏نمى‏گردد، هر نوع كوتاهى در سیراب نمودن آنها اثرى جز پژمرده شدن این گل‌هاى ‏معطر به دنبال ندارد، برخى والدین از نقش محبت در رشد معنوى و حتى جسمانى‏ فرزندان خود غافلند و كمتر به اهمیت و تاثیر سحر آمیز آن توجه دارند در حالى ‏كه محبت داروى شفابخش بسیارى دردهاست، بسیارى از ناسازگاری‌ها و پرخاشگری‌هاى ‏فرزندان را با محبت مى‏توان پیشگیرى نمود، نكته مهم در محبت و عاطفه به فرزندان ‏اظهار و ابراز آن است چه بسا والدینى كه فرزندان خود را بسیار هم دوست ‏مى‏دارند، اما كمتر این عاطفه قلبى خود را ابراز مى‏كنند. از بهترین شكل‌هاى‏ اظهار محبت، در آغوش گرفتن و بوسیدن فرزند در كودكى و هدیه دادن در نوجوانى و جوانى است.

مفضل بن عمر نقل مى‏كند كه بر موسى بن جعفر علیهماالسلام وارد شدم در حالی كه ‏فرزندش على علیه السلام در كنارش نشسته بود و او را مى‏بوسید و زبان او را مى‏مكید و او را بر دوش خود مى‌گذاشت و او را به خود مى‌‏چسباند و مى‏فرمود: پدر و مادرم به ‏فداى تو باد چقدر خوشبو و پاكیزه است بوى تو، و چقدر خلقت تو پاك و طاهر است و چقدر فضل تو ظاهر است ...

منبع: مجله كوثر، شماره ۱۵، على همت‏بنارى.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName