• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1395/05/12
  • تاريخ :

نشانه ملیّت اسلامی چیست؟!

انسان نیازمند آفریدگار خویش است زیرا در ابعاد مادی و معنوی با مسائل و مشکلات فراوان رو به روست، نماز نهادی است که انسان را در گرفتاری و بحران های روحی و فکری، تسکین و آرامش می بخشد و او را از تنگنای مصائب نجات می دهد.

فرآوری: حامد رفیعی - بخش نهج البلاغه تبیان
ملیت اسلامی

نماز نشانه ملیت اسلامی

نماز یکی از عبادات بزرگ اسلامی است. بلکه از مهمترین عبادتها می باشد که در سازندگی فرد و اجتماع نقشی اساسی دارد. از دیدگاه امیرالمومنین علیه السلام، نماز نشانه ملیت اسلامی است . عملی که مسلمانان به وسیله آن ممتاز و متشخص می شوند. «و اقام الصلوةِ فإنّها المِلّةُ»؛ بپادار نماز که، آئین و ملیت است.

در نهج البلاغه، نماز ستون و پایه دین شناخته شده که بدون آن بنای دین فرو می ریزد و از بین می رود. «اللهَ اللهَ فی الصَلوةِ فإنّها عَمودُ دینِکم»؛ خدا را خدا را درباره نماز که آن، ستون و پایه دین شماست.

نماز معیار ارزشگذاری اعمال دیگر

اصولا چون اعمال انسان ناشی از عقیده و طرز تفکری است که او در دل و مغز خویش دارد آنکه نماز می گزارد، باید دید چگونه نماز می گذارد؟ آیا بقیه اعمال و کردارش نیز متناسب با آن و مثل آن است؟

بی شک روح و روان انسان همچون تن او، آلوده و مکدر می شود. خطاهای انسان قلب او را سیاه می کند.آیا برای پلیدیهای جان پالایشگری وجود دارد؟!

از نظر نهج البلاغه کلیه اعمال انسان تابع نماز است. «و اعلَم أنّ کلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِک تَبَعٌ لِصَلوتِکَ»؛ و بدان که هر عملی از کرده های تو تابع و پیرو نماز توست.

نماز رمز عبودیت و نیاز انسان به خداوند

انسان نیازمند آفریدگار خویش است زیرا در ابعاد مادی و معنوی با مسائل و مشکلات فراوان رو به روست، نماز نهادی است که انسان را در گرفتاری و بحران های روحی و فکری، تسکین و آرامش می بخشد و او را از تنگنای مصائب نجات می دهد.

امیر المومنین علی علیه السلام می فرماید: «ما أهَمَّنی ذَنبٌ أمهَلتُ بَعدَه حَتّی أُصَلّی رَکعَتَین و أَسئَلُ اللهَ العافیهَ»؛ هیچ مهمی و حادثه پی آمد داری، برای من پیش نیامد که من فرصتی داشته باشم مگر آنکه دو رکعت نماز می خوانم و از خدا عافیت و نجات می طلبم.

نماز وسیله تقرب و کمال

کمال آدمی در تخلق به اخلاق الهی است پس هر چه انسان ملکوتی تر شود و از عالم ماده و آلایشهای آن وارسته تر گردد و به مقام ربوبی نزدیکتر شود؛ به همان اندازه به کمال مطلوب انسانی نزدیکتر خواهد شد.

انسان متقی با نماز به خدا تقرب می جوید. «الصَلوةُ قُربانُ کُلِّ تَقیٍ»؛ نماز وسیله تقرب هر انسان با پروا است.

نماز، به جای هر چیز دیگر

در نهج البلاغه از کلام امام متقین آمده که وقتى آیه «رِجالٌ لا تٌلهیهِم تِجارةٌ و لا بَیعٌ عَن ذِکرِ اللّهِ» (سوره نور/٣٧) را تلاوت کرد، فرمود: «و براى ذکر، اهلى است که از دنیاى خود به جاى هر چیز دیگرى ذکر را برگزیدند.

از نظر نهج البلاغه کلیه اعمال انسان تابع نماز است. «و اعلَم أنّ کلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِک تَبَعٌ لِصَلوتِکَ»؛ و بدان که هر عملی از کرده های تو تابع و پیرو نماز توست.

آنچنان که هیچ تجارت و بیعى ایشان را در طول زندگى از آن باز نمى دارد، ایشان همواره سایرین را نیز بدان دعوت نموده و با تذکر کلمات و اندرزهایى که از محارم خدا نهى مى کند غافلان را اندرز مى دهند، امر به عدل و قسط مى کنند و خود قبل از هر کس فرمانبر آن چیزى هستند که به آن امر مى کنند و از آنچه دیگران را نهى مى کنند باز مى ایستند.»

نماز، شستشوی روان از پلیدیها

بی شک روح و روان انسان همچون تن او، آلوده و مکدر می شود. خطاهای انسان قلب او را سیاه می کند. آیا برای پلیدیهای جان پالایشگری وجود دارد؟! از نظر امیرالمومنین علیه السلام، نماز عامل وارستگی و موجب زوال آثار گناهان و از بین رفتن پلیدی های روحی است. «و إنّها لَتَحَطُّ الذُنوب حَطَّ الوَرقِ و تَطلُقُها إطلاقَ الربقِ»؛ نماز گناهان را همچون برگ درختان فرو می ریزد و همانند گسستن طناب پوسیده، رشته های معاصی را متلاشی می سازد و از بین می برد.

کلام پایانی

نماز در نگاه امیرالمومنین علیه السلام عهد و پیمان الهى است كه رشته بندگى را استوار مى دارد و جان و روان انسان را در زلال خویش طهارت مى بخشد. شهید مطهری رحمه الله در کتاب اسلام و مقتضیات زمان می نویسد: باور نکنید که کسی در دنیا پیدا بشود که در مسائل اخلاقی و اجتماعی مسلمان خوبی باشد ولی در مسایل عبادی مسلمان خوبی نباشد. ما برای آدم نماز نخوان چیزی از مسلمانی قائل نیستیم. امیرالمومنین فرمود: بعد از ایمان به خدا چیزی در حد نماز نیست.


منابع:
- نهج البلاغه، خطبه ١٩٠،  ١٠٩ و  ١٩٩، حکمت ١٣١، ٢٤١ و نامه ٢٧، ٤٧
- ارکان اسلام در نهج البلاغه، سید ابراهیم سید علوی
- اسلام و مقتضیات زمان، استاد شهید مطهری، ص٢٩٤
- تفسیر المیزان ،سید محمد حسین طباطبائی، ج ١٥ ص١٩٧

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName