• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1342
  • چهارشنبه 1385/11/18
  • تاريخ :

برادران! کسی بهشت نمی آید؟


روش امر به معروف و نهی از منکر در جبهه ها منحصر به فرد بود. در جبهه برای امر به معروف روش های گوناگونی وجود داشت؛ به عنوان مثال، برای دعوت به نماز اول وقت و برپا داشتن آن به جماعت بیشتر به کفایت و کمتر به صراحت با عبارت هایی تذکر داده می شد؛ مانند عبارت: «برادران در جریان باشند که ما برای خدا پایداری دین و برپا داشتن نماز به اینجا آمده ایم، نکند یک وقت تمام زحمت برادران هدر برود.» کافی بو رزمنده ای نمازش را چنان که باید، قرائت نکند، در این صورت به همین بهانه جلسه ای به عنوان اصلاح حمد و سوره تشکیل می شد و آن قدر این دو سوره – کلمه به کلمه – تکرار می شد تا از رزمنده مود نظر، به اصطلاح رفع گیر شود.

برخی از رزمندگان مزاح می کردند و می گفتند: «کسانی که نماز جماعت نروند، برای بهشت رفتن باید توی صف بایستند.» یا «اگر می خواهید نمازتان قضا نشود، یک صلوات بفرستید.» همچنین وقتی فردی خود را با شتاب به نماز جماعت می رساند، سر راه به هر کسی بر می خورد، می گفت: «برادران کسی بهشت نمی آید؟».

غیر از فریضه نماز در سایر کارها مانند ساخت سنگر نیز امر به معروف شیوه ای خاص داشت. به عنوان مثال اگر عده ای مشغول ساختن سنگر، یا مشغول جمع و جور کردن وسیال یا نظافت و نظیر آن بودندف خطاب به آن عده که اعتنایی به این نوع کارها نداشتند، با صدایی بلند می گفتند: هل من ناصر ینصرنی؟ یا هل من معین یمیننی؟ که به این نحو ضمن ذکر مظلومیت حضرت امام حسین(ع) آنان را به کار دعوت می کردند، بی آنکه به آنها دستور داده باشند.

از روش های دیگر متذکر شدن مشکلات در بیان خاطرات و حکایات بود؛ به گونه ای که رزمندگان خود را جای آن اشخاص گذاشته و آنها را الگوی خود قرار دهند.

عهد بستن برخی از برادران با هم نیز یکی دیگر از این نوع روش ها بود؛ بدین معنی که آنها با هم قرار می گذاشتند، اگر خدای ناکرده، یکی از آنان به معصیتی هر چند خرد گرفتار شد، دیگران با اخلاص و بدون حب و بغض او را متنبه سازند، بی آنکه او حق اعتراض داشته باشد.

درخصوص نهی از منکر نیز روش هایی وجود داشت. به عنوان مثال؛ به خویش واگذاشتن مقصر، که به مراتب از یک برخورد تلافی جویانه کار سازتر بود. مثلاً اگر یکی از برادران که می دانست نباید پشت سوله های تیراندای کند، تیراندازی می کرد و در پاسخ فرمانده گروهان که می پرسید آیا شما تیراندازی کرده اید؟ پاسخ منفی می داد. فرمانده فقط اسلحه او را بو می کرد و چیزی نمی گفت. بدین ترتیب شخص مذکور بی اندازه خجالت زده می شد، البته روز بعد به جرم استفاده غیرمجاز از سلاح و اسراف چند فشنگ، به فرستادن هزار صلوات توصیه می شد.

عملکرد برخی از فرماندهان در نهی از منکر بسیار مورد پسند برادران قرار می گرفت. مانند کاری که یکی از فرماندهان دسته در ارودگاه بیرون سنندج انجام داد، وی به سربازانی که از کندن سنگر سرباز زده بودند، دستور داد یک راهپیمایی طولانی با تجهیزات کامل انجام دهند. به هر کدام یک خشاب پر داده و گفت: «به هر طرفی که دوست دارید، تیراندازی کنید»؛ بدین معنی که اگر شأن شما همین است. من هم بیش از این از شما توقع ندارم. این امر موجب شرمندگی همه آنها شد بعدها جزء بهترین نیروها به شمار می آمدند.

استفاده از زبان مزاح نیز یکی دیگر از این نوع روش ها بود. به عنوان مثال: عبارت «سرما نخوری» برای رزمنده ای که به عمد یا سهو دکمه یقه اش باز بود؛ یا عبارت «برادرها دیگر صحبتی ندارند؟» توسط شهردار موقع جمع آوری سفره خطاب به کسانی بود که سر غذا حرف می زدند، یا خواندن مصراع «بنی آدم اعضای یکدیگرند» برای تذکر دو نفر به کار می رفت که با هم مشاجره کرده بودند.

القای سنگین جرم با بستن جریمه کلان بر خویش و دیگران نیز از موارد جالب نهی از منکر محسوب می شد مانند: جریمه صد هزار صلوات برای کسی که غیبت دیگران را می کرد، شرط ترک سیگار برای پذیرش سیگاری های حرفه ای در عملیات از سوی فرماندهان، به برکت همین اوامر، رزمندگان و افراد مسنی که نزدیک به سی سال به سیگار اعتیاد داشتند، یک باره این عادت را ترک کردند. در جبهه ها هدف از امر به واجبات و نهی از محرمات رضایت خدا بود.

منبع:یاد های سبز

یه جفت انگشتر...

یه جفت انگشتر...

یه جفت انگشتر...
گفتم بمان، اما نماندی

گفتم بمان، اما نماندی

گفتم بمان، اما نماندی
برگه اعزام

برگه اعزام

برگه اعزام
تلخ ترین خاطرات جبهه

تلخ ترین خاطرات جبهه

تلخ ترین خاطرات جبهه
UserName