• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1395/03/31
  • تاريخ :

وقتی چشم ها خیانت می کنند!

چشم فرو بستن از نامحرم، موجب پاکى و رستگارى است؛ قرآن کریم درباره حکمت این حکم مى فرماید: این کار براى آنان پاکیزه تر است، زیرا خدا به آنچه مى کنند آگاه است[نور/٣٠] پس نگاه نکردن به نامحرم مقدّمه پاکیزگى و رستگارى است.

فرآوری: حامد رفیعی - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
خیانت چشم

چگونه شکر گزار نعمت چشم باشیم؟!

چشم  از نعمت های بزرگ خداوند است، و شكرانه چشم آن است كه انسان آن را از بدی ها پاك سازد، و به وسیله آن به معرفت و كمالات خود بیفزاید، كه از آن در زبان قرآن به چشم بینا یاد شده، و آنان كه چشم بینا ندارند مورد سرزنش قرآن قرار گرفته اند، چنان كه قرآن در وصف دوزخیان می فرماید: «ولهم اعین لایبصرون بها؛ (اعراف.179) آنها چشمانی دارند كه با آن نمی بینند.» یعنی كور معنوی هستند. و در مورد دیگری می فرماید: «الم نجعل له عینین؛ (بلد.8) آیا برای او (انسان) دو چشم قرار ندادیم.»

«نگاه کردن، تیر مسمومى از تیرهاى شیطان است؛ پس کسى که از ترس خداوند ترک کند، خداوند ایمانى به او عطا مى کند که شیرینى اش را در قلبش مى یابد.»

این تعبیر بیانگر آن است كه انسان باید با توجه به این نعمت ها، پرده غرور و غفلت را از جلو بینش خود بردارد، و از سوی دیگر در مورد این نعمت های شگفت آور و كارساز و آفریدگار آنها بیندیشد و به سوی معرفت خداوند توجه عمیق نماید. شکر عملی چشم كنترل آن است، و بازداشتن آن از هرگونه هرزگی و خیانت. به فرموده امام صادق (علیه السلام)، کسى که به نامحرم نگاه نکند، خداوند از حورالعین به او تزویج مى کند.

از خیانت چشم بپرهیزید!

گاهی چشم در جاهای مخفی و خلوتگاه ها به طور مرموزی -كه كسی باخبر نشود- نگاه گناه آلود می كند، از چنین گناهی به خیانت چشم تعبیر می شود، قرآن کریم در چند آیه مردان و زنان مومن را از نگاه به نامحرم بازداشته است: (قُل لِلمُومِنینَ یَغُضّوا مِن اَبصرِهِم؛[ نور/٣٠]به مردان مومن بگو: چشم هاى خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند.) (و قُل لِلمُومِنتِ یَغضُضنَ مِن اَبصارِهِنَّ؛[ نور/٣١]به زنان مومن بگو: چشم هاى خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند.) (یَعلَمُ خائِنَهَ الاَعیُنِ وما تُخفِى الصُّدور؛ [غافر/١٩]او چشم هایى را که به خیانت گردش مى کند مى داند و از آنچه در سینه ها پنهان است با خبر است)

حکمت های حرام بودن نگاه به نامحرم

چشم فرو بستن از نامحرم، موجب پاکى و رستگارى است؛ قرآن کریم درباره حکمت این حکم مى فرماید: این کار براى آنان پاکیزه تر است، زیرا خدا به آنچه مى کنند آگاه است [نور/٣٠] پس نگاه نکردن به نامحرم مقدّمه پاکیزگى و رستگارى است. چشم چرانى، موجب تسلّط شیطان بر دل انسان است؛پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرمایند: «نگاه کردن، تیر مسمومى از تیرهاى شیطان است؛ پس کسى که از ترس خداوند ترک کند، خداوند ایمانى به او عطا مى کند که شیرینى اش را در قلبش مى یابد.» چشم چرانى موجب هلاکت است؛

چشم  از نعمت های بزرگ خداوند است، و شكرانه چشم آن است كه انسان آن را از بدی ها پاك سازد، و به وسیله آن به معرفت و كمالات خود بیفزاید.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: «نگاه اول خطا است، نگاه دوم عمد است و نگاه سوم موجب هلاکت است.» چشم چرانى موجب تحریک شهوت و ایجاد فتنه است؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نگاه دوباره به نامحرم، شهوت را در دل غرس مى کند و این کار براى صاحب آن از حیث فتنه کافى است.»

پیامدهای نكبت بار چشم چرانی

چشم یكی از دریچه هایی است كه رابط بین برون و درون انسان است، آنچه را می بیند، به فكر و اندیشه و دل منتقل می كند، هم می تواند بهترین ابزار برای شناخت و پرورش روح و نیروی عقل و صفای باطن باشد، و هم می تواند بر اثر هرزگی، عامل تیرگی باطن و ركود اندیشه و سقوط انسانیت گردد. چشم هرزه و بی كنترل باعث بدبختی ها و نكبت ها و تیرگی های دنیا و آخرت است. و جرقه ای برای انفجار و تخریب درون انسانیت می باشد، خوبی ها را از انسان می گیرد، و تباهی را جایگزین آن می سازد. چنان كه رسول اكرم (صلی الله علیه و اله) فرمود؛ «النظر سهم من سهام ابلیس؛  نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای شیطان برای شكار انسان است» و در سخن امام صادق (علیه السلام) آمده كه: «نگاه به نامحرم تیر زهرآلود از تیرهای شیطان است و چه بسیار نگاهی كه موجب حسرت و غصه طولانی شده است.» و از سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است:«هر چشمی در قیامت بر اثر سختی آن، گریان است، ولی چشمی كه از نگاه به حرام خدا خودداری كند خندان است.»


منابع:

١. یکصد و پنجاه موضوع از قرآن کریم، اکبر دهقان، ص ١٠٤ و ١٠٥

٢. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج ٤، ص ١٨٠

٣.  کنزالعمال، متقى هندى، ج ٥، ص ٣٢٩

٤. وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملى، ج ٢٠، ص ١٩٢

٥. بحار، ج ١٠٤، ص ٣٩

٦.  وسائل الشیعه، ج ١٤، ص ١٣٩

٧. خصال شیخ صدوق، ج ١، ص ٦١ (به طور اقتباس)

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName