• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1385/11/09
  • تاريخ :

عاشورا و واژه های گداخته - 5

طلیعه تاسوعا و عاشورای حسینی بر پویندگان راستین طریق بیداری و معرفت تسلیت و تعزیت باد ...

آب ، شرمنده ایثار " علمدار " تو شد

آنچه در سوگ تو ای پاک تر از پاک ، گذشت

نتوان گفت که هر لحظه چه غمناک گذشت

چشم تاریخ در آن حادثه تلخ چه دید ؟

که زمان ؛ مویه کنان از گذر خاک گذشت

سر خورشید ، بر آن نیزه خونین می گفت :

که چها بر سر آن پیکر صد چاک ، گذشت

جلوه روح خدا در افق خون تو دید

آنکه با پای دل از قله ادراک گذشت

مرگ ، هرگز به حریم حرمت راه نیافت

هرکجا دید نشانی زتو ، چالاک گذشت

" حر " آزاده شد از چشمه مهرت سیراب

که به میدان عطش ، پاک شد و پاک گذشت

آب ، شرمنده ایثار علمدار تو شد

که چرا تشنه از او این همه بی باک گذشت

بود لب تشنه لب های تو صد رود فرات

رود بی تاب کنار تو ، عطشناک گذشت

بر تو بستند اگر آب ، سواران سراب

دشت ، دریا شد و آب از سر افلاک ، گذشت

با حدیثی که ملائک ، ز ازل آوردند

سخن از قصه عشق تو ز لولاک گذشت ...

 نصرالله مردانی

***

بنویس که با شتاب باید برسد

فورا ببرش ، جواب باید برسد

لبهای رقیه ( س ) از عطش خشک شده

این نامه به دست آب باید برسد

***

سرهای بریده نعش بی سر ، دجله

تنها و غریب و بی برادر، دجله

یک سوی حسین ( ع ) و سوی دیگر ، عباس ( ع )

یک چشم فرات و چشم دیگر ، دجله

جلیل صفربیگی

در دوزخ ترس ، عهد خاکستر شد

یک سایه فقط غریب را یاور شد

مهتاب نشست کوچ شد بی سایه

سردار غریب عشق ، تنهاتر شد

محمد رضا سنگری

***

بر نیزه ایستاد و به شمشیر دست داد

درسی به آن جماعت راحت پرست داد

قربانت ای حسین ، که هرپاره تنت

از عشق ، یک نمونه کامل به دست داد ...

علی رضا سپاهی لائین

UserName