• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • شنبه 1385/10/30
  • تاريخ :

گرافیست‌ها از پوسترهای فجر گفتند و طراحان از كارشان

پوسترهای جشنواره‌های موسیقی، تئاتر و فیلم، را می‌توان روی دیوار نصب كرد از ده نفر پرسید كه چیست؟ تنها ممكن است برخی بگویند آنكه دیوار سنگی دارد، قشنگ است، بدهید به‌دیوار اتاقمان بزنیم!

به گزارش ایسنا ، این راهی ساده است كه فرشید مثقالی - هنرمند باسابقه در عرصه‌ی گرافیك ایران - برای آزمایش خوانایی و همه‌فهم بودن پوستر اتفاق‌های مهمی كه در ایران به‌صورت بین‌المللی برگزار می‌شود، پیشنهاد می‌كند.

او می‌گوید: این پوسترها نماینده‌ی ماست، فوق‌العاده حساسیت دارند، اما نه نماینده فرهنگ، نه جاه‌طلبی، نه هیچ دیگر ماست.


خوانایی جمعی ندارند

به اعتقاد مثقالی، ضرورت دارد و مهم است كه در پوسترهای جشنواره‌های موسیقی، تئاتر و فیلم، سمبل‌هایی كه به‌كار گرفته می‌شوند، خوانایی عمومی و جمعی داشته باشند؛ اما این پوسترها از این لحاظ اصلا خوب نیستند.

به‌زعم مثقالی، پوستر فیلم گرایش دارد كه نوعی حال و هوای سنتی داشته باشد، اما سمبل‌هایی را كه اختیار كرده است، هیچ رابطه‌ای با بیان موضوع فیلم ندارد؛ تراولینگ - ریل - سمبل بسیار خاصی است كه تنها اهل متخصص سینما آن‌را می‌شناسند، مردم كه نمی‌دانند چیست؛ بنابراین مثل آنست كه قطاری به فضای آزاد رفته باشد. از لحاظ زیبایی‌شناسی همین‌طور؛ نه جذاب و نه تازه است نه جلب‌كننده چشم و مخاطب. با نگاه به این پوستر گمان می‌كنی كه در یك روستا اتفاقی می‌خواهد بیافتد و پیام جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم را كه از تمام دنیا در آن شركت می‌كنند، نمی‌رساند. هم‌چون تابلوهای نقاشی است كه روستایی را می‌كشند. گویا طراح آن باید یك‌بار دیگر جشنواره را برای خود تعریف كند.

او تصریح دارد كه پوستر موسیقی و تئاتر، شاید دست‌كم جذابیتی برای جلب توجه‌كردن داشته باشند، اما معنایی را منتقل نمی‌كند.

به اعتقاد این هنرمند گرافیست پیش‌كسوت، سمبل‌ها نباید شخصی و به‌گونه‌ای اختیار شوند كه تنها طراح بداند چیست. گویا اكنون چیزی كه درنظر گرفته نمی‌شود، مخاطب است.

او می‌گوید: پوستر جشنواره تئاتر با چهار نیم‌رخ و رنگ‌هایی كه سمبل پرچم آلمان است، اصلا خوانایی جمعی برای چنین رخدادی را در ایران ندارد. موسیقی هم این‌گونه، اگر كنسرت ویولون بود، می‌توانستی بگویی ارتباطی دارد، اما با جشنوار‌ه‌ی موسیقی بین‌المللی هیچ ارتباطی برقرار نمی‌كند، نه سمبل جشنواره است، نه با مخاطب ارتباط برقرار می‌كند.

وی با یادآوری اینكه پوستر قبل از اینكه عامه‌پسند باشد ضروری است عامه‌فهم باشد، تاكید دارد، تنها چیزی كه در این پوسترها نیست ارتباط با عام است. عام كاركردن نهایت كار گرافیك است و ایده‌آل‌تر از وجود ندارد. این امر تنها تئوری نیست. هر كسی باید بفهمد اتفاق بزرگی دارد رخ می دهد؛ عده‌ای جمع شدند و فیلم‌هایی از سراسر جهان را نشان می‌دهند. اگر این مفهوم منتقل می‌شود، عام فهم پسندیده است.

این مدرس دانشگاه می‌گوید:‌ دوستان گرافیست ما در نظر نمی‌گیرند كه گرافیست در نهایت یك عامل ارتباطی است كه باید معنایی را به مردم منتقل كند. وظیفه‌ی گرافیست اینست كه معنای مشخصی را به مخاطب شخص برساند. در گرافیك‌ ما نه مخاطب شناسی مطرح است نه معناشناسی؛ معناها هم در این پوسترها گنگ است و خالق آنها نتوانسته حتا برای خود این رخدادها را تعریف كند.

.

مثقالی تردید ندارد كه هیچ‌كس نمی‌پرسد، قرار است برای چه كسانی می‌خواهید پوستری را چاپ كنید؛ از این مساله غافلند كه هر مخاطبی یك سلسله را می‌طلبد.

وی درعین حال اذعان دارد كه ممكن است مشتری چنین سفارش‌هایی سخت‌گیر باشند، دوستان گرافیست هم خیلی كوشش اساسی نمی‌كنند.


طراحی چنین پوسترهایی علامت خطرناكی‌ است!

رضا عابدینی معتقد است: پس از سال‌ها دیدن و طراحی كردن پوستر، آن‌هم در سال 2006، طراحی و انتشار چنین پوسترهایی برای جشنواره‌هایی در سطح بین‌المللی در ایران، علامت خطرناكی است.

به گمان او در مجموع پوسترهای جشنواره‌های موسیقی، تئاتر و سینمای امسال خیلی خوب نیستند، هرچند یكی از آنها بهتر، دیگری متوسط و یكی هم خیلی بد است.

این هنرمند گرافیست و مدرس دانشگاه تهران می‌گوید: مشكل كلی این روند آنست كه تقریبا همیشه و در همه جای دنیا، ‌پوسترهایی با این اهمیت را به طراحان با سابقه می‌سپارند كه بابت نتیجه‌ی كارشان اطمینانی داشته باشند. در هیچ كجای دنیا هم این‌گونه نیست كه مرتب طراح پوستر را عوض كنند تا فرد جدیدتری را امتحان كنند؛ هرچند اشكالی ندارد كه طراح را تغییر دهند، ‌اما خوب است اگر چنین اقدامی هم صورت می‌گیرد، با كسی كار كنند كه سابقه‌ای در كارش داشته و می‌شود به او و حاصل كارش اعتماد كرد.

او تاكید دارد: به‌واقع به‌هیچ وجه نمی‌توان گفت كه برای یك اتفاق بین‌المللی با این اهمیتی كه برای آنها در كشور قایلیم، مناسب هستند. مشكل ما اینست كه در این چند ساله، این ماجرا سلیقه‌ی شخصی كسی شده كه احتمالا به‌عنوان مسوول اصلی جشنواره‌ها انتخاب می‌شود و اصلا به این مساله توجه نمی‌كنند كه یك كار تخصصی است و مهم‌ترین تصویری است كه از یك جشنواره خارج از ایران دیده می‌شود و در نهایت آن‌قدر كه لازم و اهمیت دارد، مورد توجه و تمركز قرار نمی‌گیرد.

وی یادآوری می‌كند كه سال‌های گذشته، در جشنواره‌های گذشته فیلم فجر اصرار شدید مسوولان وقت براین بود كه این پوسترها، دقیق و قوی باشند، اصرار داشتند با طراحانی كار كنند كه نسبت به كارشان شناخت وجود دارد، اما متاسفانه بعد از چند سال مثل خیلی چیزها، با تغییر مدیریت‌ها تغییر شكل پیدا كرده است و به‌نظر من اكنون پوسترهای فیلم فجر - به‌خصوص - فاجعه شده‌اند.


موسیقی خوب است، تئاتر فرنگی مآبست

اما ابراهیم حقیقی كه امسال طراحی پوسترهای بخش‌های جنبی جشنواره‌ی فیلم فجر را طراحی كرده است، معتقد است پوستر موسیقی فجر خوب است چرا كه طراح از عناصری استفاده كرده است كه تداعی كننده‌ی جشنواره‌ی موسیقی است. اما به‌زعم وی پوستر تئاتر روحیه ایرانی ندارد و فرنگی نماست!

بنا بر این گزارش، بسیاری از گرافیست‌های سرشناس و نامی كشور، به دلایل گوناگون حاضر به اظهار نظر در‌باره‌ی پوسترها نشدند. به زعم برخی از آنها كیفیت این آثار در سطحی است كه جای هیچ بحث و نقدی را نمی گذارد.


پوستر فیلم را همه می‌پسندند!

نام بهزاد خورشیدی بر پوستر اصلی بیست‌وپنجمین جشنواره‌ بین‌المللی فیلم فجر همراه شده است.

پوستر سال گذشته جشن خانه‌ی سینما، "فلیم‌های میم مثل مادر"، "به‌نام پدر"، "اینجا چراغی روشن است"، "تله"، "رویای خیس" و نیز پوستر فیلم "زمستان است"، از دیگر كار‌های او در عرصه‌های طراحی پوستر سینماست. خودش می‌گوید تلفیقی از كار‌های تجاری و هنری.

پوستر جشنواره‌ی بیست‌وپنجم فیلم فجر، طرحی شبیه به نقاشی سنتی دارد، بنایی سنگی كه ریل ـ تراولینگ ـ را به آسمان و آرم سیمرغ با طراحی ابراهیم حقیقی می‌رساند و كلاكتی هم گوشه‌ی دیگر این پوستر بر فرش ایرانی، گنجانده شده است.

خورشیدی می‌گوید كه غالب پوستر‌هایی را كه طراحی می‌كند، تلفیقی از عناصر مدرن و سنتی هستند و سینمای امروز ایران بهترین و مهم‌ترین سفیر فرهنگی به‌تمام جهان به‌شمار می‌رود.

او تاكید دارد كه این پوستر را همه می‌پسندند، چرا كه نماد یك اتفاق بین‌الملی است. از سویی سینمای ایرانی آمیزه‌ای از مقوله‌ها‌ی فرهنگی و اسلامی است و استفاده از تراولینگ كه به افق و آسمان می‌رود، اشاره به‌حركت روبه‌رشد سینمای ما دارد كه رو به‌افق‌های روشنی است.

وی می‌گوید كه سعی كرده است عناصر را ساده و صریح نشان دهد و آنچه كه چاپ شده حاصل همان طرح اولیه‌ی او به‌همراه ساعت‌ها مشورت و صحبت با منوچهر محمدی - تهیه كننده‌ی سینما - بوده كه قوام گرفته است.

به‌گمان خورشیدی، پوستر فیلم فجر ضروری است كه نشان دهد اتفاقی در جغرافیای ایران رخ داده است؛ سپس نشانه‌های سینمایی بودن آن مطرح شود.


چهار رنگ گویای چهار نژاد بشری است؛ درشورا همین را پسندیدند

مجید سرسنگی، مدیر گروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران به سیدمحمد فدوی مدرس گروه هنرهای تجسمی این دانشگاه سفارش داد تا پوستری را برای بیست‌وپنجمین جشنواره‌ی تئاتر فجر طراحی كند. گویا به كسان دیگری هم سفارش‌هایی داده‌اند، اما آنچه این روزها عموما حوالی چهارراه ولیعصر (عج) و مراكز فرهنگی نزدیك به اجرای نمایش‌های جشنواره دیده می‌شود، پوستر چهاررنگ فدوی با سه نیم‌رخ است. او حدود یك ماه اتود زده و می‌گوید درباره‌ی آنها ساعت‌ها بحث كرده تا حاصل همین شده كه منتشر كرده‌اند.

وی عنوان می‌كند كه طرح‌های مختلف داده، اما در شورا همین كار را پسندیده‌اند و با اصلاحاتی پوستر به نتیجه رسیده است. بیشتر رنگ‌بندی‌ها هم برای این بود كه حال و هوای جشنواره و جشن را القا كند. چهار رنگ گویای چهار نژاد بشری است. برای القای بین‌المللی بودن آن است؛ می‌خواستیم فرم ساده باشد و اگر روی دیوار رفت، گیرایی داشته باشد.

وی درباره‌ی ضرورت ایرانی بودن جشنواره‌ی تئاتر فجر در حوزه‌ی جغرافیای ایران می‌گوید: مشكل ما گرافیست‌هاست كه سفارش دهنده‌ها كه معمولا متخصص هم نیستند، در كار ما خیلی دخالت می‌كنند.

گویا این هنرمند گرافیست، شمسه‌ای را طراحی كرده اما از طرح وی حذف شده است. می‌گوید: شمسه‌ی زیبایی را كه خیلی هم روی آن كار كرده بودم در فضای خالی گذاشته و نوشته‌ها زیر آن قرار می‌گرفت. آن شمسه بیان‌گر كل داستان ایرانی و شرقی‌بودن به‌شمار می‌رفت؛ اما گفتند نباشد، چون تكراری است.

به اعتقاد او، معمولا جماعت تئاتری در زمینه‌ی گرافیك دخالت بیشتری می‌كنند، البته اشكالی هم ندارد. می‌دانستم چنین پرسشی پیش می‌آید، اما در عمل اشكال بزرگی نیست.

وی اذعان دارد كه به جز اندك افرادی، كسی به تخصصی بودن كار گرافیك توجه نمی‌كند. هیچ كس به لوله‌كش جرأت نمی‌كند بگوید كه چگونه لوله بكش، اما به گرافیست تحصیل كرده و دانشگاهی كه چیزهایی هم می‌داند، می‌توانند هر چیزی بگویند. این مسأله همیشه و همه‌جا، از قبل از انقلاب تاكنون وجود داشته و دارد.

فدوی برای نمایش و دین هم طرح داده اما پذیرفته نشده است؛ می‌گوید: اما پوستری چاپ شده كه هیچ كدام از آیتم‌های دانش گرافیك را ندارد؛ نمی‌دانم مال كیست!

جشنواره‌های دیگر بیشتر با مدیریت كتاب كودك، آرم موزه‌ی آبادان، آرم مركز مهندسی ژنیتك كشور، انجمن فارغ‌التحصیلان دانشگاه تهران، تمبر كنگره‌ی علم در جهان اسلام و پوستر هفتادمین سال تأسیس دانشگاه تهران در كارنامه‌ی گرافیكی وی ثبت شده است.

او همچنین دو سال داور انتخاب پوسترهای تئاتر فجر و مراكزی را كه مدیریت می‌كرده هم بوده، اما این روز‌ها تنها به‌تدریس مشغول است.


موسیقی و پوستری متعارف!

امسال طراح پوستر بیست‌ویكم موسیقی، بیست‌ودومین پوستر جشنواره‌ی فجر را هم طراحی كرده بود. اما برای آن، كسی به وی سفارشی نداد، بلكه كار او از میان آثار رسیده، پس از فراخوان مركز موسیقی انتخاب شده است.

طرح پوستر موسیقی نشان‌دهنده‌ی دو دسته‌ی ویولون است كه به‌صورت موازی در صفحه قرار گرفته‌اند. طرحی كه تلاش شده با اشاره‌ای محو به یک موتیو ایرانی که در سایه‌ی یک ساز نقش بسته است، معرفی كننده‌ی اتفاقی بین‌المللی در زمینه‌ی موسیقی ایران باشد. طراحش می‌گوید همان طرح اولیه‌اش با تغییراتی اندك اجرا شده است.

ایرج اسماعیل‌پور قوچانی اذعان دارد كه با هدف انجام كار متعارف چنین پوستری طراحی كرده است و گمان می‌كند وقتی كار متعارف انجام می‌دهید، مسلما جواب می‌گیرید. همه‌ی عناصر برای همه‌گان شناخته شده است و كارش را در ساحت اطلاع‌رسانی به‌خوبی انجام می‌دهد.

او سال گذشته پوستر طراحی كرد كه تاكید داشت كه با مقوله‌ی "پاپ قومی" حوزه زیباشناسی جدیدی را مطرح کند، اما اكنون اذعان دارد كه نتوانسته است آن‌طور كه باید، در آن حوزه ادامه دهد.

وی با اعتقاد بر اینكه برخی ذهنیت‌ها دیرهنگام تغییر می‌كند، تصریح كرد: باید هم‌چنان پافشاری كرد، اما من فعلا از این پافشاری دست برداشته‌ام، تاكید دارد، پوستر جشنواره‌ی موسیقی امسال كار راحتی بوده و با شناختی كه از پوستر در میان مردم و گرافیست‌ها هست، این اثر، كاری متعارف است.

او می‌گوید: طراحی پوستر فرمول دارد؛ باید جذاب باشد، ارتباط برقرار كند و توجه به عناصر رعایت شوند؛ اگر فرمول رعایت شود، به‌طور حتم به جواب می‌رسیم.

به‌اعتقاد او، در این شرایط نیاز به تفسیر ساختار زیباشناسی نیست و ضرورتی هم ندارد که صددرصد مطابق دیدگاه دیگران درباره‌ی زیباشناسی عمل كرد؛ كافی است در همان جغرافیای زیباشناسی، كار مناسبی ارایه داد.

به‌گمان قوچانی، نکته‌ی مهم‌تری که ورای یک یا چند طراح عمل می‌کند، حوزه‌ی اجتماعی است که همه‌ی ما خواه و ناخواه در آن قرار داریم و تمامی نگره‌های ما را در نسبت با عالم و از جمله پوستر کنترل می‌کند، وقتی که اکنون و از پس یک سال به پروژه‌ی پاپ قومی خودم و آنارشیسم بصری و یا التقاطی‌گرایی افراطی آن که تنها یکی از نمونه‌های آن از یک تریبون عمومی مانند جشنواره‌ی فجر شکل رسانه‌یی به‌خود گرفت، نگاه می‌کنم متوجه می‌شوم که کلا هنر پاپ خصیصه‌ی یک جامعه‌ی صنعتی است که مدام در پی کالایی کردن همه چیز و از جمله فرهنگ می‌گردد و در چنان شرایطی هر نوع التقاط و یا حرکت محیرالعقولی در حوزه‌ی زیبایی‌شناسی فارغ از خوب و یا بد بودنش، آب دوباره‌ای است که بر آسیاب سیستم ریخته خواهد شد.

وی تاكید دارد: اگر در آینده ما به‌سمت صنعتی‌شدن فرهنگ پیش برویم که ( ورای آنکه اتفاق خوب و یا بدی باشد) لاجرم اتفاق خواهد افتاد، در آن‌صورت هر شکل التقاطی و یا هرگونه پاپ قومی ارزش کالایی پیدا خواهد کرد و اگر اکنون از چنین ارزشی برخوردار نیست، بیشتر به‌دلیل آن است که هنوز از یک‌سو تعلق‌خاطر به هنر والا و یا همان هنرهای زیبا وجود دارد و از سوی دیگر هیچ تولید انبوهی به معنای واقعی کلمه در حوزه‌ی فرهنگ پیش نیامده است تا به فرآیند هرز شدن هر چه سریع‌تر اشکال پیشین کمکی بکند.

قوچانی با اشاره به پوستر سال گذشته‌اش تاكید كرد كه اگر زمانی هم یك كار آنارشیستی كرده باشد، نباید عجله كند كه زود به‌نتیجه برسد، چراكه همین عامل موجب مرگش خواهد شد.

می‌گوید: خیلی‌ها اعتقاد ندارند كار مهمی كرده‌ام، من هم گمان می‌كنم همه‌ی ما باید نسبت به افعالمان كمی فروتن باشیم، شاید راه نجاتی باشد. متاسفم كه كار سال گذشته به‌نتیجه نرسید اما این امر بدان معنی نیست كه بشود از خاطره‌ها محوش كرد؛ حتا برای خود من!

گزارش از: خبرنگار ایسنا، زهرا كرمی راد

UserName