• تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1385/10/14
  • تاريخ :

دوران سرکشی

مقدمه ای بررفتار شناسی نوجوانان(2)


درمقاله ی پیش خواندیم که:نوجوانی روزهای تغییر است.نوجوان دیگر کودک دیروز نیست . می خواهد مستقل باشد ، نافرمانی اش بیشتر شده ، خیال پردازی می کند ودر جستجوی هویت است.


تفاوت تحمل کردن با پذیرفتن

پدری از وضع ظاهر پسر نوجوانش انتقاد می‌کند، مادری می‌گوید: «دخترم به اندازه یک ملکه، لباس دارد و بسیار هم زیبا هستند، اما وقتی که آنها را می‌پوشد، تحمل دیدنش را ندارم.» سرکشی نوجوانان انواع و اقسامی دارد. مثلاً وقتی که دختر نوجوانی، به جای پوشیدن یک روپوش مناسب، هوس پوشیدن شلوار وصله‌دار به سرش می‌زند یا وقتی که پسر نوجوانمان به جای پوشیدن کفش راحت، دلش صندل می‌خواهد؛ این به جز سرکشی چه می‌تواند باشد؟

هر پدر و مادر خردمندی باید بداند که جنگ و جدل با نوجوان، مانند دست و پا زدن در دریای خروشان و طوفانی است. شناگر ماهر در برخورد با امواج متلاطم دریا، به جای تقلای بی‌حاصل، با حفظ آرامش، خود را روی امواج شناور می‌کند و آنقدر پایداری می‌کند، تا به نقطه‌ امنی برسد و به همین شکل، والدین هم باید در زندگی، در کمین جای پای محکم باشند.


چرا عیب‌جویی

بسیاری از پدران و مادران برای سرپوش گذاشتن بر عیوب خویش، به اصطلاح دست پیش می‌گیرند و برای آنکه جای حرفی نماند، از کامل بودن و بی‌عیب و نقص بودن خود دم می‌زنند و به‌طور دائم به مورد و بی‌مورد از رفتار نوجوانشان انتقاد می‌کنند و در مقام راهنمایی و نصیحت او حرف می‌زنند. این دسته از والدین، وظیفه خود می‌دانند که به صلاح فرزند، نقائص او را گوشزد کنند. متأسفانه این کار، هر چند صادقانه هم باشد، باز رابطه میان پدر و مادر و نوجوان را خراب می‌کند. کمتر کسی را پیدا می‌کنید که از ایراد و انتقاد، خوشش بیاید. برخورد نوجوان با حقیقت عریان عیوب شخصی‌اش، مهیب و ترساننده است. توجه بیش از حد، معادل زیر ذره‌بین گذاشتن اوست.

جدل بر سر عیب و ایراد و بر آن نامی گذاشتن بی‌فایده است. نوجوانی که اجباراً به قبول عیب و نقص خویش رضایت می‌‌دهد، علاقه‌‌ای به اصلاح خود پیدا نمی‌کند. وقتی عیب و نقص، ظاهر و مشخص است، وظیفه فوری ما این است که نوجوان را در برخورد با بحران موجود یاری دهیم. آنگاه در بلندمدت به اتکای تجربه و با اخلاق نیک، رفتارش را اصلاح کنیم و شخصیت تازه‌ای را در او به وجود آوریم.

هدف اصلی ما این است که او را در رسیدن به امکانات بالقوه انسانی‌اش کمک کنیم و برای رسیدن به این مقصود، برخورد متین و عاقلانه، بهتر از پرخاش و داد و فریاد، نتیجه می‌دهد.


استقلال بدهید

نوجوان وابستگی را دوست ندارد. پدر و مادرهایی که وابستگی فرزندان نوجوان خود را می‌خواهند، خواسته و ناخواسته، اسباب رنجش آنها را فراهم می‌کنند. نوجوان استقلال می‌خواهد. هر چه احساس خودکفائی او را بیشتر تقویت کنیم، از مخالفت او با خود می‌کاهیم. پدر و مادر با تدبیر، هر روز که می‌گذرد بیشتر به فرزند نوجوانشان استقلال می‌دهند. با دلسوزی و صمیمیت به تماشای بزرگ شدن فرزند خود می‌نشینند و از دخالت بیش از حد در کارهای او خودداری می‌کنند. پدر و مادر عاقل کسی است که با محبت و احترام به فرزند خود، امکان انتخاب و اعمال سلیقه می‌‌دهد. به زبانی صحبت می‌کند که استقلال فرزندش را تقویت کند: «انتخاب به عهده توست»، «خودت در باره‌اش تصمیم ‌بگیر»، «هر کدام را که تو انتخاب کنی، من قبول دارم».

کلمه «بله»ی پدر و مادر برای کودک راضی کننده است. اما نوجوان می‌خواهد، در شئونات زندگی و در آنچه بر زندگی‌اش اثر می‌گذارد، حرفی برای گفتن داشته باشد.


ضد و نقیض نگویید

صحبت‌های ضد و نقیض پدر و مادر، نوجوان را گیج می‌کند. مادری به پسر پانزده ساله‌اش می‌گوید: «بله، می‌توانی به میهمانی بروی، حتماً خوش خواهد گذشت. اما مرا می‌شناسی؛ وقتی بیرون هستی خوابم نمی‌برد، تا آمدنت بیدار می‌مانم.»

صحبت مادر، پسرش را در موقعیت غیرممکن قرار می‌‌دهد. به میهمانی برود یا نرود، اگر برود، نگران مادر است و در نتیجه، به او خوش نخواهد گذشت. در اصل گفته دو پهلوی مادر، پسر را گیج می‌کند.

مادر می‌تواند با صراحت از به میهمانی رفتن پسرش جلوگیری کند یا اینکه به او اجازه رفتن دهد، یا انتخاب را بر عهده خودش بگذارد.

وقتی «برنادا»ی چهارده ساله برای رفتن به میهمانی اجازه گرفت، مادرش به او گفت: «باید درباره‌اش فکر کنم. فردا صبح جواب قطعی‌ام را به تو می‌دهم. ساعت 9 از من بپرس.» مادر به درخواست دختر خود فکر کرد. درباره میهمانی مورد اشاره‌اش اطلاعاتی به دست آورد و با اطمینان خاطر اجازه داد که دخترش به میهمانی برود. به او گفت: «ظاهراً که میهمانی خوبی است، اگر بخواهی می‌توانی بروی.» بعد در انتخاب لباس هم به او کمک کرد و سرانجام برنادا، شاد و راضی روانه میهمانی شد.»


پیش‌بینی نکنید

بسیاری از والدین، از آن می‌ترسند که فرزند نوجوانشان، بالغ و عاقل نشود و دانسته و ندانسته بر سر هر بهانه، موضوع را با او در میان می‌گذارند: «تا صبح سروقت از خواب بیدار نشوی، شغلی پیدا نمی‌کنی.» «اگر کلمات را درست ننویسی، کسی استخدامت نمی‌کند، عملاً نشان می‌دهی که بی‌سواد هستی.»

اما با کمال تأسف، پدر و مادر با این پیش‌بینی‌ها به جایی نمی‌رسند. با این سیاست نمی‌توانیم نوجوان‌هایمان را برای آینده آماده کنیم. به جای پیش‌بینی‌های حساب نشده، چه بهتر که آنها را برای برخورد با مشکلات موجود، مسلح کنیم. نظر به اینکه نوجوان ما در سال‌های آینده با انواع و اقسام مشکلات روبرو می‌شود، بسیج او برای مقابله با مشکلاتی از قبیل بی‌مهری همسر، بی‌معرفتی دوست، خیانت، بدرفتاری معلم، مرگ اقوام یا دوستان و غیره کار دشواری است.

هشدار : برنامه‌ریزی برای برخورد با این قبیل مشکلات، کار بی‌مفهومی است. از صحبت‌هایی مثل: «ببین پسرم، مواظب باش، گاهی اوقات ممکن است در عشق شکست بخوری. بهتر است از همین حالا خودت را آماده‌ کنی.» و یا «تنها به یک دوست اکتفا کردن کار درستی نیست. ممکن است تنهایت بگذارد و دوست دیگری انتخاب کند. باید دوستان متعددی داشته باشی تا هرگز تنها نمانی» باید پرهیز کرد.
هر نوجوان باید در برخورد با بحران‌های زندگی، راهی از آن خود بیابد. سکوت محبت‌آمیز ما بهترین حمایتی است که از او می‌کنیم. از پند و اندرز در اینجا کاری ساخته نیست. منطق و استدلال هم خریداری ندارد. گاه گوشزدهای ملایم را به حساب توهین شخصی می‌گذارند. قاعده‌ای است که هر نوجوان در سایه محبت و احترام والدین راهش را به تنهایی پیدا می‌کند. بالغ‌های با تدبیر مطمئن و خاطرجمع، شکیبایی بیشتری می‌کنند. به توصیف یک دختر 17 ساله از این نوع رفتار پدر و مادر توجه کنید:

«وقتی به گذشته فکر می‌کنم، می‌بینم با آنکه حضور داشتید، کار به خصوصی نمی‌کردید. مثل لنگرگاه که ساکت و خاموش در جایش ثابت ایستاده و آغوش همیشه بازش، انتظار مسافرین را می‌کشد.»

منبع:همشهری


مقالات مرتبط:

- الگوی نوجوان شما چه كسی است؟

- دوست نوجوان خود باشیم

- نوجوانان تنها

- روان شناسی نوجوانی

- کودکی که به نوجوانی گستاخ تبدیل می شود

- نوجوانی : هویت و هدف خود را دریابیم

- قدر دوران نوجوانی را بدانید

- ....با این همه ، فرزند نوجوانتان شما را دوست دارد!

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName