• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6876
  • شنبه 2/10/1385
  • تاريخ :

سفرنامه ابن بطوطه


ابو عبدالله محمّد بن ... معروف به ابن بطوطه در آغاز به قصد زیارت خانه خدا در سال 725 هـ . ق . از زادگاه خود طنجه مراكش حركت كرد. او ابتدا پیش بینىِ این سفر طولانى را نمى‌كرد. سفرهاى ابن بطوطه حدود سى سال طول كشیده و حاصل ارزشمند و ماندنى این سفرهاى طولانى «رحله ابن بطوطه» است كه آقاى دكتر محمّدعلى موحّد آن را ترجمه كرده و بنگاه ترجمه و نشر كتاب دومین چاپ آن را در سال 1359 هـ . ق . منتشر كرده است.

كعبه را دیدم كه چون عروسى زیبا و دلربا بر تخت حشمت و جلال تكیه داده و مهمانان خدا از هر سوى آن را در میان گرفته بودند.

سفرنامه ابن بطوطه از دو جهت بر دیگر سفرنامه‌هاى اسلامى برترى دارد:

1ـ دامنه سفر، كه ابن بطوطه تقریباً تمام نقاط مهم جهانِ آن روز را درنوردیده است.

2 ـ از جهت صداقت بیان كه دارد، اوضاع و احوال را همانگونه كه دیده، ثبت و ضبط و تصویر كرده است. (1)

ابن بطوطه روز پنجشنبه دوم ماه رجب سال 525 هـ . ق . به قصد حج و زیارتِ مرقد پیغمبر، تك و تنها از زادگاه خود حركت كرده و در قافله حج مسافران، او را به عنوان قاضى انتخاب كرده‌اند.

ابن بطوطه در خلال مسافرت‌هاى خود عجایبى را نقل مى‌كند كه به كرامات و اعجاز بیشتر مى‌ماند تا واقعیّت. همچنین بعضى مسائل تاریخى را به مناسبت بازگو مى‌كند؛ مثلا درباره بئرالجر كه پیامبر در غزوه تبوك اجازه نداد كسى از آن آب بیاشامد و ...

او به پاره‌اى از عاداتِ بى وجهِ حجّاج، كه در مسیر سفر حج انجام مى‌داده‌اند اشاره كرده؛ از جمله نوشته است:

«حجّاج شام چون به تبوك مى‌رسند سلاح برمى‌گیرند و شمشیرها از نیام برمى‌كشند و حالت حمله و هجوم به خود مى‌گیرند و درختان خرما را به شمشیر مى‌زنند، چون معتقدند كه پیغمبر به همین ترتیب وارد تبوك شده بود.(2)

ابن بطوطه در مدینه، مسجد روضه پیامبر و قبور خلفا را زیارت كرده و به شرح هر یك پرداخته است و موقعیّت آن را مشخّص كرده. تاریخچه بناى مسجد پیامبر را به تفصیل بیان كرده و تغییرات بعدى در ساختمان آن را باز نموده است و گاهى از اغراض شخصى در توسعه مسجد پرده برداشته؛ از جمله گفته است:

«در زمان خلافت منصور عبّاسى كه طرح توسعه حرم را تهیّه مى‌كرد، حسن بن زید بن على علیه السلام كه والى مكّه بود، نامه‌اى به خلیفه نوشت و پیشنهاد كرد كه مسجد را از سمت مشرق توسعه دهند تا روضه مقدّسه در وسط مسجد قرار گیرد.

منصور در پاسخ نوشت: «من نیّت تو را فهمیدم، دست از خانه عثمان بردار!»؛ زیرا توسعه مورد نظر، حسن خانه عثمان را در معرض تخریب قرار مى‌داده است.»

وى از مدینه به سمت مكّه حركت مى‌كند و صبحگاهان به مكّه مى‌رسد. لحظه دیدار را چنین تعریف و توصیف مى‌كند:

«... از اینجا كه گذشتیم برق شوق و مسرّت از این كه به آرزوى خود رسیده‌ایم، در دل‌ها درخشیدن گرفت. نزدیك صبحگاه بود كه به مكّه رسیدیم و به زیارت خانه خدا؛ یعنى محلّ زندگى ابراهیم خلیل و جایى كه پیغمبر ما از آنجا مبعوث شد نایل آمدیم، از راه دروازه بنى شیبه وارد بیت الحرام شدیم؛ خانه‌اى كه خداوند فرمود:"... وَ مَنْ دَخَله كانَ آمِناً..." كعبه را دیدم كه چون عروسى زیبا و دلربا بر تخت حشمت و جلال تكیه داده و مهمانان خدا از هر سوى آن را در میان گرفته بودند.»(3)

ابن بطوطه پس از انجام طواف و استلام حجرالأسود و به جا آوردن دو ركعت نماز در مقام ابراهیم، در فاصله در كعبه و حجرالأسود، كه موضع استجابت دعا است، به پرده كعبه چنگ زده و به دعا مشغول شده است. از آب زمزم نوشیده سعى بین صفا و مروه را نجام داده است.

او چنان مجذوب شده كه مى‌گوید:

«... از عجایب صنع خداوندى است كه شوق وصول به آن امكنه مقدّسه را در دل‌ها نهاده و مهر زیارت آنها را با جان‌ها در هم سرشته است كه هر كس پاى در آن دیار مى‌نهد دیگر نمى‌تواند دل بركند و خاطر از هواى آن بپردازد.»(4)

موقعیّت شهر مكّه و عمارت‌هاى به هم پیوسته آن را توضیح مى‌دهد و مى‌گوید: محلّ اجراى كلّیه مناسك؛ یعنى منا و عرفه و مزدلفه در قسمت شرقى واقع شده است. و نیز از دروازه‌هاى مكّه، اراضى لم یزرع مكّه و در عین حال وفور نعمت انواع محصولات در آن، كه از نقاط مختلف به مكّه آورده مى‌شود و ... سخن گفته است. موقعیّت مسجدالحرام، كعبه و بناى آن را توضیح داده و گفته است: روزهاى جمعه پس از اداى نماز و نیز روز مولود پیامبر اكرم، در كعبه را باز مى‌كنند. مراسم افتتاح در را نیز بدین صورت شرح داده است:

«... نخست یك كرسىِ منبر مانندِ چوبى را روى چهار چرخه‌اى تا پاى دیوار كعبه مى‌آورند و رییس قبیله بنى‌شیبه روى آن رفته، مفتاح كعبه را به دست مى‌گیرد، سدنه كعبه (پرده داران) پرده را كه «برقع» نامیده مى‌شود، بلند مى‌كنند و رییس قبیله پس از باز كردن در عتبه را مى‌بوسد و خود به تنهایى در اندرون كعبه رفته در را مى‌بندد. این وضع به قدر مدّت دو ركعت نماز طول مى‌كشد. آنگاه بنى‌شیبه هم به داخل مى‌روند و در را مى‌بندند و نماز مى‌گزارند. سپس در براى عموم باز مى‌شود. در اثناى مدتى كه اجراى این مراسم ادامه دارد، مردم با نهایت خضوع و خشوع در حالى كه دست‌ها را به زارى و تضرّع بلند كرده‌اند در برابر در كعبه ایستاده‌اند و به محض این كه در باز مى‌شود بانگ تكبیر بر مى‌دارند و ... از عجایب خداست كه وقتى در كعبه باز مى‌شود و همه مردم به داخل كعبه مى‌ریزند، مضیقه‌اى احساس نمى‌شود و همه در آن، جاى مى‌گیرند. (5)

در اثناى مدتى كه اجراى این مراسم ادامه دارد، مردم با نهایت خضوع و خشوع در حالى كه دست‌ها را به زارى و تضرّع بلند كرده‌اند در برابر در كعبه ایستاده‌اند و به محض این كه در باز مى‌شود بانگ تكبیر بر مى‌دارند و ... از عجایب خداست كه وقتى در كعبه باز مى‌شود و همه مردم به داخل كعبه مى‌ریزند، مضیقه‌اى احساس نمى‌شود و همه در آن، جاى مى‌گیرند.

در باب حجر اسماعیل و مطاف و چاه زمزم و درهاى مسجدالحرام شرح داده و گفته است: باب ابراهیم منسوب به حضرت ابراهیم علیه السلام نیست بلكه منسوب به ابراهیم الخوزى است كه یكى از ایرانیان بوده.(6) و مى‌گوید: كوه ابوقبیس اوّلین كوهى است كه خداوند آفریده است. قریش به آن جبل الأمین مى‌گویند و معتقدند كه مرقد حضرت آدم علیه السلام در این كوه است و نیز محلّى كه پیغمبر به هنگام شقّ القمر آنجا ایستاده بود، در آن قرار دارد. سپس گفته است: چهار كوه در دو طرف جاده تنعیم قرار دارد كه به جبل الطّیر معروف است و همان كوه‌هاست كه حضرت ابراهیم به فرمان خداوند اجزاى بدن چهار

پرنده را در قلّه آنها قرار داد و سپس آنها را فرا خواند، اجزاى به یكدیگر پیوستند.

ابن بطوطه از غریب نوازى مردم مكّه تعریف مى‌كند و نمونه‌هایى از ولیمه دادن و دیگر مساعدت‌ها كه به نیازمندان مى‌كنند یاد مى‌كند. از صفا و مروه و میل‌هایى كه در فاصله آنها نصب شده سخن گفته است. از قبرستان مكّه مشاهد متبرّكه، كوه‌هاى اطراف مكّه و حوادثى كه در آنها اتّفاق افتاده، از امیران مكّه، مردم مكّه، قاضى و خطیب امام موسم مكّه، كشته شدن محتسب مكّه، مجاورین مكّه،... مطالب جالب توجّهى بیان كرده است.

در ارتباط با احرام كعبه (یعنى بالا بردن استار كعبه به قدرى كه دست به آن نرسد) شعائر حج، اعمال حج، پوشش كعبه كه در آن زمان قافله مصرى مى‌آورده و از حریر سیاه با آستر كتانى بوده و طراز بالاى آن به خطّ سپید آیه "جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَاماً لِلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْىَ وَالْقَلاَئِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَ مَا فِی الاَْرْضِ وَ أَنَّ اللهَ بِكُلِّ شَیْء عَلِیمٌ."(7) و در حاشیه اطراف، آیات دیگر قرآن نوشته شده را شرح داده است.


پی‌نوشت‌ها:

1 ـ نكـ : سفرنامه ابن بطوطه (رحله ابن بطوله )ترجمه دكتر محمّد على موحّد، چاپ دوم 1359 بنگاه ترجمه و نشر كتاب، صص 15 و 16، 26 و 27، 45، 98، 160.

2 ـ همان، ص 114.

3 ـ سوره آل عمران قسمتى از آیه 97.

4 ـ سفرنامه ابن بطوطه ص 134.

5 ـ سفرنامه ابن بطوطه، ص 135.

6 ـ همان، ص 144.

7 ـ مائده / 97.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName