• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 18564
  • چهارشنبه 1394/7/29
  • تاريخ :

هیچ کس را نمی توان با آنها مقایسه کرد!

تا زنده ایم باید بکوشیم که از طریق انس با گفتار نورانی اهل بیت (علیهم السلام) و نیز الگوگیری از روش و منش بی عیب و نقص آن شخصیت های بی نظیر عالم هستی، ارتباط گرم و صمیمانه ای با آن عزیزان داشته باشیم، که در صورت چنین عملکرد مثبتی، به یقین خواهیم توانست بار عبادت و بندگی حضرت حق را به سر منزل مقصود رسانده و به خوشبختی ابدی دست یابیم.

حجة الاسلام مهدی صفری - بخش نهج البلاغه تبیان
اهل بیت

«لَا یقَاس بِآلِ محَمَّدٍ صلی الله و علیه وآله مِنْ هَذِهِ الْأ مَّةِ أَحَدٌ وَ لَا یسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتهمْ عَلَیْهِ أَبَداً همْ أَسَاس الدِّینِ وَ عِمَاد الْیَقِینِ إِلَیْهِمْ یَفِیء الْغَالِی وَ بِهِمْ یلْحَق التَّالِی وَ لَهمْ خَصَائِص حَقِّ الْوِلَایَةِ وَ فِیهِم الْوَصِیَّة وَ الْوِرَاثَة الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نقِلَ إِلَى منْتَقَلِه» 1
امیر متقیان علی علیه السلام در این فراز از خطبه ی دلنشین و نورانی خویش به معرفی جایگاه و موقعیت بلند اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم اجمعین) می پردازد و در این باره به زیبایی می فرماید: كسى را با خاندان رسالت نمى شود مقایسه كرد و آنان كه پرورده نعمت هدایت اهل بیت پیامبرند با آنان برابر نخواهند بود.

هلاک شونده آن کسی است که اگر یک حدیثی نقل کند و تاب تحملش را نداشته باشد بگوید به خدا چنین چیزی نیست، به خدا چنین چیزی نیست زیرا انکار فضائل آنها کفر است

عترت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) أساس دین، و ستون هاى استوار یقین مى باشند. شتاب كننده، باید به آنان باز گردد و عقب مانده باید به آنان بپیوندد ؛ زیرا ویژگى هاى حقّ ولایت به آنها اختصاص دارد و وصیّت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت، به آنها تعلّق دارد. هم اكنون (كه خلافت را به من سپردید) حق به اهل آن بازگشت، و دوباره به جایگاهى كه از آن دور مانده بود، باز گردانده شد.

فرمایش گهربار امیر بیان علی (علیه السلام) بیانگر آن است که رفعت مقام و جایگاه انسانی اهل بیت (علیهم السلام) به اندازه ای است که در این زمینه گوی سبقت را از همگان ربوده و در درجه ای از منزلت و بزرگی قرار دارند که در میان تمام موجودات صاحب عقل و اندیشه  ی عالم هستی- اعم از فرشته و انسان- نمی توان برای آنها نمونه و نظیری یافت.

با توجه به این عظمت و بزرگی اهل بیت (علیهم السلام) است که بزگان عرصه ی دین و اندیشمندان این حوزه که عمر خویش را صرف شناخت و معرفت آن عزیزان نموده اند، خود را طفل دبستان مکتب سعادت آفرین اهل بیت علیهم السلام دانسته، و در مقابل چنین مکتب انسان سازی زانوی عجز و ناتوانی بر زمین زده اند، و خود را با کمال افتخار خادم درگاه پر خیر و برکت آن برگزیدگان عالم هستی می دانند.

در روایتی امام باقر (علیه السلام) از پیامبر گرامی اسلام (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم)  نقل می کند که ایشان فرمود: حدیث آل محمد، بزرگ، مشکل و بس دشوار است که به آن ایمان نمی آورد مگر فرشته ی مقرّب یا نبی مرسل و یا بنده ای که خداوند قلبش را برای ایمان آزمایش نموده باشد. پس هر چه از احادیث آل محمد برشما وارد شد و دلتان پذیرفت و آن را شناختید قبول کنید، اما آنچه را که قلبتان نپذیرفت و برای شما نامقبول بود، آن را برگردانید به سوی خدا و پیامبر و عالم از آل محمد (صلی الله و علیه وآله) [یعنی بگویید من اگر  آن را نمی پذیرم  رد هم می کنم بلکه آنرا به خدا و رسول و امامان علیهم السلام پس از ایشان واگذار می کنم].

همانا هلاک شونده آن کسی است که اگر یک حدیثی نقل کند و تاب تحملش را نداشته باشد بگوید به خدا چنین چیزی نیست، به خدا چنین چیزی نیست زیرا انکار فضائل آنها کفر است.2

بنابراین باتوجّه به فرمایش گهربار پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله)  می توان گفت: مجموع روایاتی که در مورد فضائل و ویژگی های مثبت اهل بیت (علیهم السلام) بدست ما رسیده تنها گوشه ای از مقام و منزلت واقعی آن عزیزان را به ما نشان داده اند، و ما هرگز نباید تصور کنیم که صفات برجسته آن بزرگواران منحصر می باشد به آنچه در روایات وارد شده است؛ زیرا حضرات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) به اندازه ی ظرفیت عقل محدودمان با ما سخن گفته اند، وگرنه حقیقت امر چیزی است که درک آن فراتر از توان حوزه ی فکر و اندیشه ی ما انسان های معمولی است.

سال ها عبادت بدون هیچ پاداش و ثوابی!

نکته ی بسیار مهم پیرامون اهل بیت (علیهم السلام) آن است که اگر چه شناخت کامل و بدون نقص آن بزرگواران برای ما ممکن و میسور نیست، اما این امر بدین معنا نیست که ما خود را در این باره معاف دانسته، و از تلاش و کوشش در زمینه ی شناخت و معرفت اهل بیت (علیهم السلام) سر باز بزنیم، زیرا بر اساس روایات معتبر شناخت اهل بیت (علیهم السلام)  امری واجب و ضروری است که هر کس به اندازه ی ظرفیت و توانی که دارد نسبت به آن موظف است و لذا ما باید در حدّ توان خود در این مسیر بکوشیم و با بهر ه مندی از دریای موّاج علم و دانش حضرات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) کویر جان خویش را طراوتی نو و تازه ببخشیم.

جالب است که بدانید اهمیت و ضرورت موضوع شناخت اهل بیت (علیهم السلام)  در حدی است که خالق متعال، قبولی اعمال نیک و پسندیده ی ما را منوط به آن دانسته، به گونه ای که بدون آن تمام زحمات آدمی بر باد رفته، و برای همیشه انسان از فیض و رحمت ویژه ی آن یگانه آفریدگار عالم محروم می شود، و به جای خوشبختی و سعادت، بدبختی و بیچاره گی دامنگیرش می شود.

مجموع روایاتی که در مورد فضائل و ویژگی های مثبت اهل بیت (علیهم السلام) بدست ما رسیده تنها گوشه ای از مقام و منزلت واقعی آن عزیزان را به ما نشان داده اند، و ما هرگز نباید تصور کنیم که صفات برجسته آن بزرگواران منحصر می باشد به آنچه در روایات وارد شده است؛ زیرا حضرات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) به اندازه ی ظرفیت عقل محدودمان با ما سخن گفته اند، وگرنه حقیقت امر چیزی است که درک آن فراتر از توان حوزه ی فکر و اندیشه ی ما انسان های معمولی است.

در روایتی ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت امام صادق (علیه السلام) به معلی بن خنیس فرمود:ای معلی! اگر بنده ای صد سال میان رکن و مقام ابراهیم خدا را بندگی کند، روزها را روزه بگیرد، و شب ها را به شب زنده داری و راز و نیاز بگذارند، تا جایی که [پیر شده] و از شدّت پیری ابروانش روی چشمانش را بگیرد و استخوان های گردنش در سینه اش فرو رود، ولی نسبت به حق ما جاهل باشد و [جایگاه ما را نشناسد] هرگز برای او پاداشی نخواهد بود.3

 حال با توجّه به آنچه بیان شد ممکن است در اینجا این پرسش در صفحه ی ذهن شما خواننده ی محترم نقش ببند که به راستی چه راز مهمّی در مسئله ی شناخت اهل بیت (علیهم السلام) نهفته است که خداوند بی همتا  این مقدار روی آن حساسیت نشان داده، و برای آن اهمیت ویژه قائل شده است؟!

آنچه در پاسخ به این پرسش مهم می توان گفت آن است که: براساس روایات فراوان تنها اهل بیت (علیهم السلام) هستند که می توانند ما را به شناخت صحیح نسبت به خداوند و آموزه های سعادت آفرینش رهنمون ساخته و در این زمینه مسیری بسیار شفاف و روشن پیش روی عاشقان و شیفتگان آن یگانه خالق هستی قرار دهند.

نقش اهل بیت (علیهم السلام) در این باره به اندازه ای مهم و تأثیر گذار است که اگر انسان در دنیا مسیر زندگی خود را از اهل بیت علیهم السلام جدا نموده، و بخواهد به تنهایی و صرفاً با تکیه و اعتماد بر آموخته های ناچیز خود به تبیین و تفسیر احکام و دستورات دین بپردازد، به یقین در شناخت دین  دچار انحراف شدیدی شده و در این باره، راه به جایی نبرده و در نهایت آتش ضلالت و گمراهی دامنش را خواهد گرفت، که ما در ادامه به حکایتی بسیار جالب و آموزنده در این باره می پردازیم.

کسی که از راه دزدی به فقرا کمک می کرد!

امام صادق (علیه السلام ) مى فرمودند: نزد من از شخصى خیلى تعریف كردند و  من تمایل پیدا كردم كه او را ببینم . روزى دیدم مردم اطراف یک شخص را گرفته اند و به او اظهار ارادت کرده و با او حرف مى زنند. [مسئله مى گوید، جواب مسئله مى دهد] تا اینکه از او جدا شدند و او به راه خود ادامه داد و رفت .

دنبالش راه افتادم تا اینکه دیدم داخل نانوایی شد و از آنجا دو عدد نان دزدید! امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: باز دنبالش رفتم تا ببینم به كجا مى رسد. دیدم داخل میوه فروشى شد و سر میوه فروش را گرم كرد، و دو تا انار از او دزدید، تعجب كردم ؛ آدمى كه مشهور به زهد و تقواست چرا دزد از كار در آمد؟! با خود گفتم شاید آنها را خریده باشد!

از آنجا به همراهش رفتم دیدم داخل یك خرابه شد، و آن  دوعدد نان  و دو عدد انار را به شخص مریضی که آنجا بود داد، و سپس از خرابه بیرون آمد. جلویش را گرفتم و گفتم: آقا! این كارها كه كردى چه بود؟! زاهد و عابد و مسلمان و این كارها؟! گفت: مگر من چه كردم؟! گفتم: من همراه تو بودم و دیدم كه انار و نان دزدیدى و بعد هم آمدى و آنها را  صدقه دادی! گفت: اول بگو ببینم تو كى هستى ؟ آقا فرمود : من جعفر بن محمد بن الصادق هستم . گفت : پسر پیغمبرى و با این حال  قرآن را بلد نیستى؟

گفتم: چطور؟! گفت: قرآن شریف مى فرماید: «مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْر أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَةِ فَلاَ یجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا ...»:4  یعنى اگر كسى یك كار خوبى انجام دهد خدا ده برابر در نامه عملش مى نویسد و اما اگر كار بدى بكند فقط همان یک عمل بد در نامه ی عملش نوشته مى شود.

اگر چه شناخت کامل و بدون نقص آن بزرگواران برای ما ممکن و میسور نیست، اما این امر بدین معنا نیست که ما خود را در این باره معاف دانسته، و از تلاش و کوشش در زمینه ی شناخت و معرفت اهل بیت (علیهم السلام) سر باز بزنیم، زیرا بر اساس روایات معتبر شناخت اهل بیت (علیهم السلام)  امری واجب و ضروری است که هر کس به اندازه ی ظرفیت و توانی که دارد نسبت به آن موظف است و لذا ما باید در حدّ توان خود در این مسیر بکوشیم و با بهر ه مندی از دریای موّاج علم و دانش حضرات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) کویر جان خویش را طراوتی نو و تازه ببخشیم.

من دو عدد انار دزدیدم که می شود دو گناه و دو عدد هم نان دزدیدم، که این هم دو گناه به حساب می آید كه روى هم چهار گناه كردم ، بعد رفتم دو تا انار را صدقه دادم و بیست حسنه به دست آوردم و دو تا نان را هم صدقه دادم و بیست حسنه دیگر به دست آوردم كه روى هم چهل حسنه شد. چهار تا از این ها در مقابل آن چهار گناه که طبق این محاسبه  سى و شش حسنه ی دیگر در نامه ی اعمالم  باقی می ماند!

امام صادق (علیه السلام ) فرمودند: به او گفتم: نه تنها ثواب نبردى بلكه هشت گناه هم كردى. چهار گناه براى این كه مال مردم را دزدیدى و چهار گناه دیگر هم كردى براى اینكه بدون اجازه مردم ، مال مردم را به دیگران دادى كه تصرف در مال دیگران از گناهان بزرگ است .

بعد امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: به خاطر همین برداشت های نادرست است که انسان ها هم خود گمراه می شوند و هم باعث گمراهی دیگران می شود.5

آری اگر انسان تابع اهل بیت (علیهم السلام) نباشد و مسیر زندگی خود را با زندگی سراسر نور آن عزیزان تنظیم نکند، بر مرکب جهل و بی خبری سوار گشته، و به جای قدم گذاشتن در مسیر حق، راه ضلالت و گمراهی را خواهد پیمود.

بنابراین تنها راه نجاتی که می تواند بال پروازی باشد برای ما انسان ها به سوی آسمان سعادت و خوشبختی، راه سعادت آفرین اهل بیت (علیهم السلام) است. آن عزیزان هستند که می توانند دل های ما را به دریای پر جوش و خروش محبّت الهی پیوند زده، و سوز عشق و بندگی را در اعماق جانمان شعله ور سازند و لذا تا زنده ایم باید بکوشیم که از طریق انس با گفتار نورانی اهل بیت (علیهم السلام) و نیز الگوگیری از روش و منش بی عیب و نقص آن شخصیت های بی نظیر عالم هستی، ارتباط گرم و صمیمانه ای با آن عزیزان داشته باشیم، که در صورت چنین عملکرد مثبتی، به یقین خواهیم توانست بار عبادت و بندگی حضرت حق را به سر منزل مقصود رسانده و به خوشبختی ابدی دست یابیم.

پی نوشت ها:

1-فرازی از خطبه 2 نهج البلاغه،ص44 ،ترجمه محمد دشتی

2- بحار الأنوار ،ج 25، 366،باب 13

3-محاسن برقی،ج1،ص90 ؛بحارالانوار،ج27،باب7،حدیث24،ص177

4-سوره انعام،آیه160

5- وسائل الشیعة، ج 9، ص: 467



اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName