• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 14217
  • دوشنبه 1394/8/4
  • تاريخ :

قومی که در «اگر» و «ای کاشِ» خود ماندند!

وقتی فرزند امام حسین علیه السلام در وسط میدان مبارزه است و «هل من ناصرٍ ینصر نی؟» ندا می دهد، اگر ما ندای او را نشنیده بگیریم و از حوادث زمانه ی خویش غافل بمانیم و موقعیت زمان و دشمنان را نسبت به خویش تشخیص ندهیم، و هنوز در فضای «اگر» و «ای کاش» خود باشیم، به امام شهید شده ی خویش فایده ای نرسانده ایم و امام زمان زنده ی خود را بی یاور رها کرده ایم.

محمد ذکاوت صفت - بخش مهدویت تبیان

یا مهدی

انسان ها معمولاً بیشتر نگاه به گذشته دارند. آنان معمولاً دو کلمه ی «اگر» و «ای کاش» را زیاد بکار می برند. اگر می خواهید ببینید فلان شخص چقدر غرق در گذشته است، در فرهنگ گفتارش این دو کلیدواژه را جستجو کنید. معمولاً چند برابر واژه های گفتاریِ هر فرد، رشته های افکار اوست که به صورت واژه تلفظ نمی شوند و فقط به صورت فکر در ضمیر خودآگاه باقی می مانند. همچنین انبوهی از معانی این کلیدواژه که بطور کامل شخصیت فرد را تشکیل می دهند، در ضمیر ناخودآگاه باقی می مانند و هرگز به ضمیر خودآگاه و به صورت افکار یا گفتار جلوه نمی کنند.
بنابراین انسان ها (در مورد هر چیزی) بیش از آن چه می گویند، در ضمیر خودآگاه خود در مورد آن فکر می کنند و بیش از آن چه که فکر می کنند، هستند (در ضمیر ناخودآگاه).
مقصود از این نوشتار، آگاهی از حوادث زمان و هشدار دادن به بعضی از دیندارانی است که ممکن است در «گذشته» و «ای کاش» بمانند و در حسرت یاری امامِ قبلی خود، از یاریِ امام حاضر خویش، غافل و محروم گردند.

سختی راه و خطر بازماندن از زمان

معتقدان، سختی های زیادی کشیده اند تا این میراث عظیم ولایت به ما رسیده است. و این میراث عظیم، چه انسان هائی را پشت سر گذاشت؛ کسانی را که در گذشته ی «اگر» و « ای کاشِ» خود ماندند و زمان را نشناختند و شیطان به کمک هوای نفس، بر آنان تاخت و آنان را به جائی برد که خود نیز تصوّر آن را نداشتند.

معنای «لبیک یا حسین» در نزد شیعه ی حقیقی

«لبیک یا حسینِ» شیعه ی حقیقی به معنای «لبیک یا مهدی» است. زیرا امروز حسین زمان، امام مهدی است. شیعه ی حقیقی در گذشته زندگی نمی کند. او آگاه به زمان است و هیچ وقت در حسرت «اگر» و «ای کاش»، امام حاضرِ خود را تنها رها نمی کند

مؤمن زیرک همچنان که به یاد امامِ شهید خویش عزاداری می کند، و آرزوی این را دارد که ای کاش او نیز در کربلا بود تا امامش را یاری می کرد، اما از این نکته ی مهم تر غافل نیست که امامِ زنده ی زمان خویش بیش از امامِ شهید، نیاز به یاری دارد. حقیقتاً هر کسی می داند که «لبیک یا حسین» باید به معنای «لبیک یا مهدی» باشد و گرنه این لبیک ها امروز دیگر فایده ای ندارد. لبیکی که لبیک گوی آن بین حسین و مهدی علیهماالسلام (امام گذشته و امام حاضر) نتواند پل بزند و لبیک او پاسخ ندای «هل من ناصرٍ» امام زنده و غائبش نباشد، اثری ندارد.
«لبیک یا حسینِ» شیعه ی حقیقی به معنای «لبیک یا مهدی» است. زیرا امروز حسین زمان، امام مهدی علیه السلام است. شیعه ی حقیقی در گذشته زندگی نمی کند. او آگاه به زمان است و هیچ وقت در حسرت «اگر» و «ای کاش»، امام حاضرِ خود را تنها رها نمی کند. در روایت است که بسیاری از حاجیان که به خداوند لبیک می گویند، خداوند در جواب آنها می گوید: «لا لبیک» یعنی لبیک تو لبیک نیست؛ لبیک تو دروغ است (کافی، ج 5، ص 124).
وقتی فرزند امام حسین علیه السلام در وسط میدان مبارزه است و «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» ندا می دهد، اگر ما ندای او را نشنیده بگیریم و از حوادث زمانه ی خویش غافل بمانیم و موقعیت زمان و دشمنان را نسبت به خویش تشخیص ندهیم، و هنوز در فضای «اگر» و «ای کاش» خود باشیم، به امام شهید شده ی خویش فایده ای نرسانده ایم و امام زمان زنده ی خود را بی یاور رها کرده ایم.
امروز لبیک یا حسین به معنای همراه بودن با پیامِ قیام امام حسین علیه السلام و یاری رساندنِ میراث دارِ قیام او امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

عبرت از گذشته

عبرت گرفتن، از ویژگیهای عقل سلیم است. انسان عاقل تلاش می کند از آن چه بر سر دیگران آمده عبرت بگیرد نه اینکه خودش برای دیگران عبرت شود.
حوادث گذشته، آیینه ی عبرت خوبی است که شیعیان در آن تکلیف آینده ی خویش را در این آیینه تشخیص دهند و از قافله ی یاری امام حسینِ زمان عقب نمانند. در این جا یک حادثه ی مهم عبرت آموز را بررسی می کنیم:

یهود منتظر منجی آخر الزمان

امروز لبیک یا حسین به معنای همراه بودن با پیامِ قیام امام حسین علیه السلام و یاری رساندنِ میراث دارِ قیام او امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است

قوم یهود بر اساس آن چه در کتاب های مقدسِ خود خوانده بودند، در انتظار پیامبر آخر الزمان به عنوان منجی (Messiah) بودند. آنها فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام بودند و از نسل برادران حضرت یوسف علیه السلام بودند که به مصر وارد شدند و در آن جا قرن ها بعد به عنوان برده ی فراعنه ی مصر، گرفته شدند. حضرت موسی علیه السلام آن ها را از دست فرعون زمان نجات داد و بالأخره آن ها وارد سرزمین موعود شدند و به راهنمائی پیشگوئی های کتاب آسمانی خود منتظر پیامبر آخرالزمان که در سرزمین عرب ظهور خواهد کرد، بودند. «او» منجی آنان بود.
تعدادی از بهترین مؤمنان یهود، سرزمین خوش آب و هوای خویش را رها کردند و برای ایمان به پیامبر آخرالزمان راهی بد آب و هواترین منطقه ی مسکونی جهان شدند. ممکن است آنان که ماندند در حسرت عدم تمکّن سفر چه غصه ها خورده باشند و ممکن است مسافرین را توصیه کرده باشند که اگر «او» را دیدید سلام ما را به «او» برسانید و ارادت ما را خدمتش اعلام دارید.
آنان به مدینه رسیدند، اما این قدر آب و هوای مدینه برای آنان ناسازگار بودند که گروهی به منطقه ی خیبر رفتند و به دوستان خود در مدینه گفتند که اگر «او» آمد به سرعت ما را برای ایمان آوردن به «او» خبر کنید. این قوم منتظِر ماندند و ماندند و بعضی از این قوم در طول مسیر به سوی مدینه و بعضی در مدینه و بعضی در خیبر، با حسرتِ ملاقات و ایمان به «منجی» پیر شدند و مردند. آنان که زنده بودند، همیشه منتظر بودند تا خبر ظهور به آنها برسد. همیشه با خود می گفتند که وقتی «او» بیاید، اولین ایمان آورندگان، ما خواهیم بود.
قرآن حداقل در دو جا به این قضیه اشاره می کند. (41 و 89 بقره) و روایات ذیل آیه ی  89 بقره (تفسیر نورالثقلین ج 1، ص 100) و تاریخ نیز این قضیه را نقل کرده است. (ترجمه المیزان، ج1، ص 336)
اما یهود مدینه، منافقینِ سرسخت و بی ایمان، و یهود خیبر دشمنانِ اصلی منجی خود شدند. جنگ خیبر که معروف است با همین قومی است که از راه دور، لبیک گویان، آمده بودند که منجی خود را یاری کنند.
آنان (منتظران منجی موعود)، در گذشته ماندند و چون حال را مطابق حال خود ندیدند، هدف خود را فراموش کردند و تمام ثواب های سختی های انتظار را هدر دادند و به دشمنِ اصلی منجیِ موعود تبدیل شدند و در نتیجه با شمشیر او کشته شدند.
و این سرنوشت هر قومی است که فقط در گذشته زندگی کند و «حسین» را فقط «حسین بن علی علیهما السلام» و «یزید» را فقط «یزید بن معاویه علیهما اللعنه» بداند.




اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName