• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6399
  • دوشنبه 27/9/1385
  • تاريخ :

خودم تصمیم می گیرم


تصمیم. تصمیم. تصمیم. به نظر می‌رسد به هر طرف که بنگریم باید در موردی تصمیم بگیریم: چه بخوریم؟ چه بپوشیم؟ چه بکنیم؟ چطور انجام دهیم، چه وقت و توسط چه کسی کار را انجام دهیم؟ و…

هر روز باید از لحظه‌ای که بیدار می‌شویم تا لحظه‌ای که در آخر شب به خواب می‌رویم تصمیم بگیریم. تا وقتی که زنده هستیم هر روز- هر هفته- هر ماه و هر سال باید تصمیم بگیریم.

برخی از تصمیمات قضاوت ما را تشکیل می‌‌دهند و موجب اعمال و رفتار ما در شرایط خاص می‌شوند.

در برخی شرایط تصمیمات در فکر ما می‌گذرند و انتخاب‌های ما را در زندگی و یا اعتقادات و احساسات ما را تشکیل می‌دهند. و به طور کلی از ماهیت شخصیتی و رفتاری ما از تصمیماتمان سرچشمه می‌گیرد.

کودکان نیز در بسیاری موارد تصمیم می‌گیرند. برای مثال: در مورد اینکه به رختخواب بروند یا نه- برای صبحانه برشتوک بخورند یا تخم‌مرغ- لباس آبی بپوشند یا قرمز- چیزی را بردارند یا به آن دست نزنند، به حرف بزرگ‌ترها گوش دهند یا نه. البته اینها مواردی از تصمیمات کودکانه است.

اما وقتی به مرحله نوجوانی می‌رسیم تصمیمات حساس‌تر می‌شوند: اینکه برای امتحان تاریخ درس بخوانند یا به دعوت دوستان به گردش بروند؟ آیا به سلامتی بپردازند یا یک بار برای امتحان سیگار بکشند؟ آیا به مهمانی بروند یا برای بالاتر بردن نمره‌ها درس بخوانند؟ و …

مسئله مهم این است که نوجوان در این مرحله از زندگی،به یافتن هویت واقعی و پیدا کردن خط مشی می‌پردازد. البته طبیعی است که نوجوان می‌خواهد خودش برای خودش تصمیم بگیرد یا اینکه می‌خواهد زندگی‌اش را به دلخواه خود تغییر دهد.

به همین دلیل در مقابل تصمیمات دیگران مقاومت می‌کند. و تمایلی ندارد رفتار و گفتارش تحت کنترل بزرگ‌ترها و والدین باشد.

استدلالشان این است که زندگی خودم را خودم هدایت و تجربه‌ می‌کنم. اما گاهی اوقات این تجربه‌ها بسیار گران تمام می‌شود. والدین نیز به دلیل محبت بسیار، نگران تصمیمات بعضاً نسنجیده فرزندان نوجوانشان هستند.

این نگرانی دلایل زیادی دارد از جمله اینکه:

- والدین مطمئن نیستند که نوجوانشان بداند چگونه باید بهترین تصمیم را بگیرد.

- احساس می‌کنند نوجوان نمی‌تواند بهترین را تشخیص دهد و صلاح کار خود را به خوبی درک کند.

- نگرانند که نوجوانشان با تصمیم و انتخاب اشتباه، آینده‌اش را به خطر اندازد.

- برخی والدین به نوجوانشان اعتماد ندارند.

- پدرومادر می خواهند نوجوانشان کاری را بکند که آنها در جوانی آرزویش را داشته‌اند.

- احساس می‌کنند که فقط خودشان بهترین تصمیم را برای فرزندشان می‌گیرند.

- احساس می‌کنند که تصمیمات آنها ضامن خوشبختی و رضایت آینده فرزندشان است.

- برخی والدین احساس می‌کنند کنترل زندگی خودشان از دستشان خارج شده و می‌خواهند با تصمیم‌گیری برای نوجوانشان احساس کنند بر زندگی او کنترل دارند.

از طرف دیگر نوجوان نیز از اینکه والدین برایش تصمیم بگیرند احساس ناراحتی می‌کند. زیرا یاد نگرفته که چگونه خودش مسئولیت تصمیمات و رفتار زندگی‌اش را بپذیرد و متحمل شود.

پس فکر می‌کند اگر قرار است دیگری برایش تصمیم بگیرد مشکلات احتمالی این تصمیم را نیز دیگری باید حل کند.

مسئله دیگر این است که بسیاری افراد از جمله نوجوانان خیلی هم تمایلی به گرفتن تصمیمات شخصی ندارند زیرا مسائلی آنها را نگران می‌کند از جمله:

- نگرانند که اشتباه کنند.

- نگران عواقب تصمیمات هستند.

- احساس می‌کنند شاید دیگران بهتر از آنها بتوانند تصمیم بگیرند.

- در تصمیم‌گیری‌ها اعتماد به نفس کافی ندارند.

- تصور می‌کنند اگر فرد دیگری برایشان تصمیم بگیرد و منجر به شکست شود می‌توانند تقصیرات را به گردن او بیندازند.

- نمی‌توانند مسئولیت انتخاب‌های خود را بپذیرند.

اگر شما به عنوان والدین به فرزندتان نیاموزید که چگونه تصمیم بگیرد و چگونه عواقب تصمیمش را بپذیرد در حق او کوتاهی کرده‌اید.

باید به یاد داشته باشید که فرزندان دیر یا زود خانه را ترک کرده و به دنبال راه زندگی خود می‌روند و چنانچه نتوانند تصمیمات خوبی بگیرند همواره وابسته به دیگران بوده و دچار انواع مشکلات خواهند بود.

توانایی نوجوان در تصمیم‌گیری خوب و مناسب، یکی از کلیدهای موفقیت و زندگی سالم است.

منبع :کیهان


لینک:

-اهمیت تربیت

- دغدغه های والدین و انتظارات فرزندان

- كودكان و ارزش های اخلاقی و معنوی مكاتب الهی

-چگونه با فرزندنوجوانمان صحبت كنیم(قسمت اول)

-با هویت نامعلوم چه كنم ؟

- شیوه های فرزندپروری

- علت تضاد بین فرزندان و والدین چیست؟

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName